Первые 200 строк.
آنچه در ...ديو و دلبر" گذشت"
.ولش کن ميتوني انتخاب کني
که بري .و خودتو نجات بدي
.ما رو نجات بدي
اسکلت يه موجود عجيب رو
.پشت فروشگاه پدرت پيدا کردم
چرا پدرم بايد به يه اسکلت اهميت بده؟
اين چيزيه که واسه فهميدنش .استخدام شديم
توسط کي؟
.گلوله حتماً رگ خوني رو پاره کرده
.يه آمبولانس خبر ميکنم - .نه -
.نميتونم ريسک کنم که لو برم
.ميتونيم يه داستان دسته اول سر هم کنيم
.مثل...فراموشي
.وينسنت کلر، قهرمان جنگ
.هيچ کس لازم نيست رازمونو بدونه
.از پسش برميايم، وينسنت
.باهم
...اسم من
.وينسنت کلره
،بسيار خب .بذارين گفتگو رو شروع کنيم
مهمان بعديمون به محض اينکه
،به اينجا رسيديم .تبديل به بحث منهتان شده
يه قهرمان جنگ که بيش از ده سال ،تصور ميشد که مرده
،ولي معلوم شده که زندهس
.و ديدنش بسيار آسونه
!لطفاً به کاپيتان وينسنت کلر خوشامد بگين
اين صحنه
،واسه خوشامدگويي به خونه چطوره وينسنت؟
.خيلي پرشور، خيلي پرشور .خيلي ممنونم
،بسيار خب ،بايد بهت بگم
يه ذره باورش سخته
،که يه آدمي که شبيه توئه
تونسته در خيابونهاي اين شهر سرگردون باشه
.و کسي متوجهش نشه
درست ميگم، خانوما؟
اصلاً خاطرهاي از ده سال گذشته داري؟
،منظورم اينه که کجا زندگي ميکردي؟
چي کار ميکردي؟
،اه، خب، نه .اصلاً خاطرهاي ندارم
صرف نظر از چند هفته پيش
که وقتي توي بيمارستان ،شناسايي شدم
کل قضيه تقريباً .يه...يه ابهام بوده
صرف نظر از .چندتا تصوير
خب، بذار اينو بپرسم
،چون همه ميخوان بدونن ...مخصوصاً خانوما
دوستدختري داري؟
،منظورم اينه که يادت که نرفته
که معني دختر چيه؟ - .نه -
.نه
.اه...نظري ندارم
ديدين، خانوما؟
،حتي وقتي مردها فراموشي ميگيرن
هنوز به ياد دارن
که گزينههاشونو آماده نگه دارن، درسته؟
.درسته، شارن
.درسته، درسته
.هنوز مدرک پزشکيت رو داري
،جووني
...خوشقيافهاي
تصور ميکنم که فرصتا همين جوري
.از چپ و راست دارن ميان سراغت
نظري داري که الان ميخواي چي کار کني؟
...اه، خب، اين
.اين سؤال...سؤال واقعاً خوبيه، جولي
.سلام، ببخشين که دير کردم
،سلام، نه، اشکالي نداره .نگران نباش
چطور پيش رفت؟
خوب. تو چطور؟
.خوب - .ام همم -
،تبريک ميگم .گيرم انداختي
راضي شدي؟
اين گرايشه يا بحث تحريککننده؟
.هيچ کدوم خوبم، باشه؟
فقط از محتاط بودن
،اطرافيام خسته شدم
.انگار بهترين دوستمو از دست دادم
.خب، در واقع، همين طوره
.ميدوني که منظورم چيه
،تازه وينسنت بهترين
.دوستم نبود
.تو هستي - .او -
اگر هم ميخواي ،اين جايگاه رفيع رو توي زندگيم حفظ کني
بايد از اينکه تمام مدت .نگرانم باشي، دست برداري
کت، تو کسي هستي که در موردش ميخوني
و سعي داري .مخفيش کني
،پليسم .از اين چيزا باخبر ميشم
،ولي ببين حرفتو باور دارم، باشه؟
انگار...فکر کنم بدوني
که در حال حاضر بدون وينسنت .توي زندگيت وضعيتت بهتره
ولي بيشتر از چند هفته طول ميکشه
که پي ببري که زندگيت .بدون اون چجوريه
منظورم اينه که، مخصوصاً ...بعد از يک سال و نيم
.نه
.نه، از حرف "ه" استفاده نکن
.از نظر من مشکلي نيست - ،حق با تو هم هست -
حالا چند مدت هميشه از .ه" حرف زدم"
يه کم برام زمان ميبره
.تا پي ببرم که جداي از اين همه ماجرا کي هستم
.آره
ولي وقتي
،چهرهش همه جاي اخبار هست
.کار رو آسونتر نميکنه
.صفحه سومه، زير خط
.بايد بريم - همم؟ -
گيب ازمون ميخواد .فوراً توي اداره باشيم
،زود باش ميتونيم توي راه
از بقيه زندگيت .باخبر بشيم
...ممنون بابت اينکه نظارهگر استوديوي ما بودين
.هي. کارت عالي بود
باورم نميشه که اصلاً بهت اجازه دادم .در مورد اين قضيه وارد بحثم کني
،وينسنت، هي مشکل چيه؟
!عاشقت شدن - کي؟ -
عاشق کي شدن، باشه؟ .چون من قهرمان جنگ نيستم
فرار کردم، يادته؟
.ارتش رو ميگم، سعي کردن منو بکشن
.ششش، صداتو بيار پايين
صدامو بيارم پايين؟ چرا؟
تا بتونم قايم شم؟
،از اين حقيقت که چي هستم قايم شم، اينکه داشتم چي کار ميکردم؟
.همه از قبل در مورد فراموشي ميدونن
.خب، اينم حقيقت نداره
شايد سه يا چهار ماه اخير ،حقيقت داشته، البته
ولي کل ده سال قبلش چطور؟
،نميدونم، توري ...کل اين قضيه معرفي عمومي
،فکر کردم شايد به اينکه دروغ تموم شه، کمک کنه
ولي حقيقت اينه که دارم در مورد خودم
.بيشتر از هميشه دروغ ميگم
،ببخشين که گفتم بياين اين پايين .ولي بايد اين قضيه رو بيصدا نگه داريم
قضيه چيه؟
،مأمور ويژه .دينا لندن، اف.بي.آي
بازرسها چندلر .و وارگاس
...اسمش مارا اينجلـه
،سارق حرفهاي
.مخالف هنر، تحت تعقيب بابت آدمکشي
عضو يه گروه سرقت
.خيلي بزرگ شده
،کاراشو زير نظر داشتيم .ولي ازمون باخبر شد
کي بهش شليک کرده؟ - .من -
،موضوع اينه که مأمور لندن فکر نميکنه
که بقيه گروه .هنوز بدونن که مارا مرده
يه داوطلب ميخوايم ...که جاشو بگيره
،مخفيانه بره ،به گروه نفوذ کنه
.بفهمه که دنبال چيان اطلاعاتمون ميگه که
...هنوز شخصاً ملاقاتش نکردن، پس
پس ازم ميخواين وانمود کنم که اونم چون شباهت داريم؟
.در بين دلايل ديگه، بله
بهش هم گفتم .که خيلي خطرناکه
به اندازه کافي در مورد پرونده خبر نداريم
.و زمان کافي براي آماده شدن نيست - .موافقم -
کي بايد تصميم بگيرم؟
.الان
مارا قراره امشب
.گروه رو ببينه
امشب؟ .احمقانهس
درسته؟
قضيه چقدر مهمه؟
خيلي. چندين ماه .مارا رو تحت نظر داشتيم
...منظورم اينه که، اين
اين بهترين فرصت ماس
،که اول کار وارد شيم اعضا رو شناسايي کنيم
.و واقعاً اين گروه رو يه بار و براي هميشه از بين ببريم
کترين، جداً نبايد به اين موضوع .فکر کني
آره، تازه از يه رابطه بد .خارج شدي
ميخواي درگير يه مورد بدتر بشي؟
.حق با توئه. احمقانهس
."The Talk" وينسنت کلر در
ميدونين چيه؟ .حالا که بازم فکرشو کردم، هستم
ديو و دلبر فصل دوم، قسمت دهم نياکان
.سلام، نيستم
.پيغام بذارين
.سلام، وينسنت، بازم منم
گوش کن، مطمئنم که مشغول
ورود به شهر ،و اين چيزايي
،ولي اگه يه دقيقه وقت داري
.لطفاً باهام تماس بگير
!جي.تي؟
.آه، هيولاي 911
.چه عجب
.پيغامتو گرفتم، پسر
قضيه چيه؟ حالت خوبه؟
،اه، نه .خوب نيستم
شايد قبلاً ،جرت ميدادن
.ولي منو نه؛ درد ميکنه
چرا به پليس زنگ نزدي؟
.چون کار پليسي نيست
.کار هيولاييه
دو نفر همين جوري
.با تفنگ اومدن اينجا
.زنجير باباتو ميخواستن
...زنجير؟ اون
.بيا، بازم يخ بيار
چرا اسکلت رو نبردن؟
.نميدونم .نپرسيدم
،گفتن که اگه به پليس خبر بدم
،برميگردن و منو ميکشن
.و حرفشونو باور ميکنم
.اوه، پسر، واقعاً معذرت ميخوام
هيچ وقت نبايد ازت ميخواستم .که در مورد اين چيزا تحقيق کني
.نه، من...خودم خواستم
No comments yet. Be the first to leave one.