White Material

White Material

Скачать Farsi Persian субтитры

Информация о релизе

Bluray
Комментарий от babi zandi

Теги

BluRay
Опубликовано: 2019-06-02
Загрузки: 56
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

.در روزگاران قدیم،زمین احساس بیهودگی میکرد

...زمین در انتظار بود

...در انتظار پرشدن بود

...منتظر بود تا کسی دوستش بدارد

.منتظر یک رهبر بود

...و آن رهبر، سوار بر یک نهنگ آمد

.مردی که برای رهبری مردمی جدید آمده بود

.آن مرد، جد ما "پایکیا" بود

اما اکنون ما در انتظار اولین فرزند .این نسل جدید هستیم

.منتظر اولین نوه "نهنگ سوار" هستیم

.در انتظار پسری که پیشوای ما خواهد شد

.پایکیا

وقتی من به دنیا آمدم .کسی خوشحال نشد

برادر دوقلوم مرد و مادرم را نیز .با خودش به آن دنیا برد

.راویری

همه منتظر اولین پسر بودند .که ما را رهبری کند

.اما آن پسر مرد

.و من نمردم

پسره کجاست؟

.پسرم

.کاریه که شده. بریم خونه

.بیا خونه .زندگیو دوباره شروع کن

منظورت اینه که وانمود کنم چیزی اتفاق نیافتاده؟

.منظورم این نیست- .پدر، تو حتی به صورت زنم نگاه نکردی-

.زنم مرد

...پسرم- .نه، نه-

.تنها چیزی که تو میخواهی اون پسر بود

.مشکلی نیست- همینو میخواهی مگه نه؟-

.میتونی همه چیزو دوباره شروع گنی- !هی، من یه دختر دارما-

.اسم دخترم پایکیا هست

چی گفتی؟- .همونی که شنیدی-

.نه، این اسم نه

.اسمش پایکیا هست- .نه-

پورورانی

پورورانی

پورورانی

.ببرش

!گفتم ببرش

.نه، باید قبول کنی که نوه توئه

.اون دوست داره

.پورورانی صاحب یه پسر جدید خواهد شد

.اون تازه زن و بچه شو از دست داد کافی نیست؟

.یه کم بهش وقت بده میفهمی؟

.وقتی آماده شد، برمیگرده

!پدربزرگ احمق

!یه کلمه دیگه بگی، من طلاق میگیرم

!فقط یه کلمه حرف بزنی

پدربزرگ داشت بهش چی میگفت؟- .همون داستان قدیمی-

این دختر بچه واسش خوب نیست، مگه نه؟

این حرفها رو با من هم به همین زودی شروع کرد؟

.تو مردی. میتونی طاقت بیاری

.بگیر. بهتره به این کار عادت کنی

این دختر بچه نیاز به کسی داره .که مراقبش باشه

.باشه

پدربزرگم در دل آرزو میکرد .که کاش من به دنیا نیامده بودم

.ولی تصمیمشو عوض کرد

.هی، پیرمرد

!زود باشین

.زود رسیدن. احتمالاً اجازه دادن که زودتر بیان

!داشتین سیگار میکشیدین- !اشتباه میکنی-

!زنان مائوری نباید سیگار بکشن

.ما باید خواص باروری خودمونو حفظ کنیم

کنسرت میاین؟

.شاید- .ولی اون تمام لوازم و لباسهای اجراشو روی تختش چیده-

.آخه پدرم داره میاد- .راست میگی؟ پس بهتره سریع برم لباسامو آماده کنم-

این دفعه چقدر میمونه؟ پنج دقیقه؟

.بیشتر

خوبه، چون دفعه پیش تا پلک زدم !و چشامو باز کردم دیدم رفته

کنسرت چه ساعتی برگزار میشه؟

.ساعت 7 و نیم. دیر نکنیدا

.خیلی رئیس بازی درمیاره

،و اونجایی که با سیگار کشیدن باروری از بین میره .باید جای مسخره ای باشه

اگر از من نام این خانه را میپرسی .به تو میگویم

.اسمش ویتیریا هست

و اسم آنجا که مجسمه کنده کاری شده ای در بالای آن قرار گرفته چیه؟

.اسمش پایکیا هست

نمایش واسه تو جالب نیست، آره؟- !ساکت-

غذا بهت چی میدن؟- .قیافت فرق کرده-

.تو هم فرق کردی. داری بزرگ میشی- .نه نمیشم-

.منو ببخش که دیر کردم- .اشکال نداره. برنامه خیلی افتضاح بود-

.اُه

!میخوام واسه برادرت حسابی خوشگل به نظر برسم

!سلام برادر- راویری؟-

.خوشحالم میبینمت

.نسبت به دفعه آخری که منو دیدی چاقتر شدم- .آره-

!این خانم جدید منه

.سلام- .سلام-

دختر جان، چند تا از پسرامو میخواهی؟

.واسه غذا کمکمون کن .مفید باش

!تو هم همینطور، پای

.بریم .بذار این آدم مهما حرفاشونو بزنن

!میتونی بری

.اونا منتظرت بودند

.این دفعه خیلی طولانی شد، پسرم

.خیلی دور بودم مگه کارت پستالهام به دستت نرسید؟

.مادرت یه چیز روی یخچال گذاشت .نمیدونم چی بود. احتمالاً پل یا همچی چیزی بود

.احتمالاً مال فرانسه بوده

.یه مدتی هم در آلمان بودم

اونجا دوست دارن، مگه نه؟- .بعضیاشون-

پس حسابی مشغول بودی؟- .آره، خوب بود-

.یک گالری از کارای من خوشش اومد .چندتایی هم برنامه داشتم

شماها چطور؟

.ما هم خوبیم

.خوشحالم که میبینمت، پدر

...اینو پدرم ساخت

ولی بعد از تولد من .دیگه نمیخواست اونو بسازه

.پدرم رفت

.همه رفتند

.ببخشید مادر .خیلی وقته تو راه بودی. گفتم میتونی تا دیروقت بخوابی

پدر صبحانه نمیخوره؟- .مخزن فاضلاب در قسمت تجمعات گرفته-

کس دیگه ای نمیتونه این کارو بکنه؟

.صبحونتو بخور. گوشت به تنت نمونده .دیگه توی اون شلوار،باسنت دیده نمیشه

.ممنون مادر

.ممنون مادر

!برنامه روزانه ت خیلی عجیب غریبه

!خر خون

واسه چی زدی؟- .به خاطر کنسرت دیشب. دفعه بعد بیشتر احترام بذار-

این معلمتون هنوز شوهر نکرده؟- .فکر نمیکنم-

هنوزم رو دندوناش سیم داره؟

پدربزرگ، توی مدرسه باید درباره اینکه .از کجا اومدیم سخنرانی کنیم

تو میدونی چطور شد که ما همگی سوار بر نهنگ اومدیم؟

.آره میدونم

خوب این نهنگه از کجا آمد؟

از هاوایکی؟- هاوایکی کجاست؟-

.جایی هست که ما قبل از آمدن به اینجا در آن زندگی میکردیم .جایی که نیاکان ما هستند

.پس پایکیا از آنجا آمد- .درسته-

چند وقت پیش؟- .خیلی وقت پیش-

دقیقاً کی؟

اینو میبینی؟ .خوب بهش نگاه کن

چی میبینی؟

.یه عالمه رشته که به هم گره خوردند- .درسته-

رشته های پایکیا را به هم گره بزن .که نسل ما قوی باقی بماند

.هر یک از این رشته ها یکی از نیاکان تو هستند

.همه به هم متصل شده اند و قوی شده اند

.که به منشا ما یعنی پایکیا میرسند

!طناب بی خاصیت .میرم یکی دیگه پیدا کنم

!پدربزرگ

!کار میکنه

!کار میکنه

!نمیخوام دیگه اینکار بکنی

.خطرناکه

.این یکی خوبه

.بیا داخل

.اونجا یه صندلی واسه نشستنت هست- .سلام-

.سلام- .سلام-

تا حالا پدر پایکیا رو دیدی؟ ...پارورانی

.ایشون خانم پاراتا از مدرسه پایکیا هستند

.سلام- .سلام-

.گفتم شاید از دیدن برنامه خوشش بیاد- .مشکلی نیست-

این قسمتی از کارام در آخرین نمایشگاهم .در آلمان است

.دوباره از اول شروع کن .پاراتا میخواهد همشو ببینه

.باشه

...آره، همانطور که میگفتم .ببخشید

اون کیه داداش؟

.اسمش آنا هست. یه مدتیه باهاش هستم

.راستشو بخواهی حامله هست

.بچه مون به زودی به دنیا میاد

چرا به من نگفتی؟

.تبریک میگم داداش !تو همیشه زنهای خوشگل به تورت میخوره

کجاست؟ چرا با خودت نیاوردیش؟

.آلمان زندگی میکنه. اون دوست داره بچه رو خونه به دنیا بیاره

ولی تو با خودت میاریش خونه، مگه نه؟- .البته که میارمش-

وقتی بچه بزرگ شد .واسه یه بازدید کوتاه میارمش

.راویری، خانم پاراتا رو به شهر برگردون

.با من بیا، پایکیا-

کی میخواستی این موضوع رو به من بگی؟ روزی که میخواهی بری؟

از وقتی اینجا اومدم .میخواستم درموردش باهات حرف بزنم

.ببین پدر. واسه همیشه که نیست به خاطر اینکه این بچه اول آنا هست. میفهمی که؟

.کارش اونجاست .خانوادش اونجاست

خانواده؟

آره، و منم ازش انتظار ندارم .به این سر دنیا بیاد

دختره رو بهانه نکن، دارم میبینم منتظر فرصتی که از اینجا بری

اینجا نمیمونی، چون دیدن بلاهایی که به سرمون میاد .واست آزار دهنده ست

.آره، همینطوره

.هنوز هم بی تفاوت از کنار این مسئله رد میشی .اون کاری که اونجا میکنی رو بذار در کوزه آبشو بخور

!من اینجا نیومدم که فاضلاب تمیز کنم .ولی منم دارم سهم خودمو ادا میکنم

تا حالا کارا و آثار منو دیدی؟ تا حالا یه نگاه بهشون انداختی؟

تو به اینا میگی کار؟ .اینا کار نیستن. اینا سوغاتی هستن

اون بچه هایی که تو پشتتو بهشون کردی .میتونن خیلی چیزا ازت یاد بگیرن

.تو هنری داری که میتونی عرضه کنی !صورتتو از من برنگردان

...آره، تو استعدادها و برتریهایی داری

.ولی فراموش کردی تعهداتی هم داری

.یک بارم که شده یه نگاه به من بنداز

.تو هنوز نمیدونی من کی هستم

.میدونم قرار بوده کی بشی .میدونم واسه چه کاری به دنیا اومدی

.آره، درسته ولی موفق نبودم، نه؟

آره موفق نبودم. ولی چرا؟ چون بچم دختر بود، آره؟

.احتمالاً بچه بعدیم هم دختره و میدونی چیه؟

من اجازه نمیدم با دختر بعدیم هم اونطوری رفتار کنی .که با دختر اولم کردی

پس دخترتو با خودت ببر. اگه از رفتار من .با اون خوشت نمیاد ببرش

.بس کنید- .دخترت بدرد من نمیخوره-

پایکیا؟

.ولش کن. من میرم دنبالش پایکیا؟

خوبی؟

.باید حواسم به اون پیرمرد باشه بعضی وقتا هر چی از دهنش درمیاد میگه، مگه نه؟

...از حرفهایی که گفت منظوری نداشت .حرفاش درمورد من

...خوب

.خوب، شاید بهتر باشه که ما دربارش فکر کنیم

درمورد چی فکر کنیم؟

.اینکه تو یه مدتی بیای و با من زندگی کنی

More Farsi Persian subtitles for White Material

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left