Fresh Off the Boat

Fresh Off the Boat

Скачать Farsi Persian субтитры

Сезон 6

Информация о релизе

Fresh Off the Boat S06E07 Practicum 720p DSNP WEB-DL DD 5 1 H 264-playWEB
Комментарий от warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 6 قسمت 7 Fresh Off the Boat 2015 زیرنویس فارسی سریال

Теги

webdl
Опубликовано: 2025-12-21
Загрузки: 16
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

چینیِ بی مقدمه؟

چی می‌خوای؟

قبلاً هم بهت گفتم که از میمون خبری نیست

همین الانش هم باید مراقب مادربزرگت باشیم

باشه، ولی این هفته تو پاساژ مراسم امضا گرفتن دارن

اونم درست وسط ساعتِ مدرسه

از مدرسه در رفتن نداریم. حتی اگه ساختمون آتیش بگیره

منتظر زنگ می‌مونی و با افتخار می‌میری

ولی اون بسکتبالیستِ موردعلاقه‌مه، آلن آیورسون

ای.آی؟

«جواب»؟ ستاره‌ی تیم سیکسرز؟

دریبل‌های ریزش اونقدر ردیفه که مخت رو می‌ترکونه؟

کانی؟

پای خواهر من رو وسط نکش

بی‌خیال بابا، تو که عاشق بسکتبالی. لطفاً؟

خودت هم می‌دونی چقدر دارم واسه کارهای دانشگاه زحمت می‌کشم

شرمنده، ولی تو این مورد حق رو می‌دم به مامانت

از مدرسه پیچوندن خبری نیست

ولی به نظرم اگه آتیش‌سوزی شد، برو بیرون

بوی دود اومد، فقط فرار کن

بیخیال مامان، کلاً نصفه روزه

این اصلاً منصفانه نیست! بی‌انصافیه؟

اینکه ویمبلدون از پیت سمپراس بخواد

با تیشرت بازی کنه بی‌انصافیه

اینکه دنزل واشنگتن مجبور باشه با لباس بازی کنه بی‌انصافیه

اینکه من مجبورم یه کارورزیِ دانشگاهیِ احمقانه رو بگذرونم

تا بتونم رئیسِ معلم‌ها بشم

قطعاً بی‌انصافیه

کارورزی دیگه چیه؟

باید ۱۰۰ ساعت وقت بذارم

و تو یه مدرسه‌ای سایه‌به‌سایه دنبال یه معلم راه بیفتم

تا بتونم مدرکم رو بگیرم

ظاهراً «کارورزی» به لاتین یعنی «وقتِ جسیکا رو تلف کن»

کارورزی؟ داریم در مورد کارورزی حرف می‌زنیم؟ جدی؟

من اینجام که امضا بگیرم و داریم در مورد کارورزی حرف می‌زنیم؟

کارورزی؟

ساعت خیلی زیاده ۱۰۰

واسه همه کسایی که درگیرشن

بله، ولی واسه رسیدن به اهدافت

باید سرت به کارت باشه و تو مسیرت بمونی

به برادرت ایوان نگاه کن

می‌خواد دکتر-رئیس‌جمهور بشه

و هیچ‌وقت از مسیرش منحرف نشده

آدمِ قابل‌پیش‌بینی و قابل‌اطمینانیه

آلوها

با گردنت چیکار کردی؟

داغون شده

ایوان، چرا این موجوداتِ دریایی رو به گردنت انداختی؟

آه، گردنبندِ صدفم؟ «جِف» باعث شد از این‌ها خوشم بیاد

جِف؟ جِف دیگه کیه؟

دوستِ مدرسه‌مه

اسمش رو اینجوری می‌نویسه: G-E-O-F-F

باحال نیست؟

جِ-آف؟ جِف

جِ-آف. جِف

چطور قبلاً هیچ حرفی ازش نزده بودی؟

خب کلاس هشتم همینه دیگه، همه چی زود عوض می‌شه

خب، بهتره برم وگرنه جا گیرم نمیاد

اون تهِ اتوبوس

اون وقت مجبورم بشینم رو جای چرخ‌ها

گردنبند صدف، تهِ اتوبوس، کوله‌پشتیِ تک‌بندی

این اصلاً شبیه ایوان نیست

تو مدرسه چه خبره؟

من از کجا بدونم؟

ما دیگه یه مدرسه نمی‌ریم

من الان دبیرستانی‌ام

ژوئنِ گذشته راهنمایی رو تموم کردم

یه مراسم هم بود که توش داد زدی: «کسل‌کننده»

آه، راست می‌گی

اون دخترِ طفلک آهنگ «بزرگترین عشقِ عالم» رو خوند

وقتی نمی‌تونی مثل ویتنی هیوستون بخونی، بیخودی زور نزن

اوکی

بخاطر یه گردنبند صدف نگران ایوان شدی؟

گردنبند صدف پای رفیق‌های ناباب رو وسط می‌کشه

اونا هم باعث حواس‌پرتی و در نهایت نمره‌های بد می‌شن

بعدش هم می‌بینی ایوان دیگه دکتر-رئیس‌جمهور نمی‌شه

نمی‌دونم مامان

این صدف‌ها فقط یه تیپِ ساحلیِ ساده‌ست

که تو شهر هم جواب می‌ده

خب، می‌دونی دیگه چی تو شهر جواب می‌ده؟

نژادپرستیِ نهادینه شده

استایلت خوبه

این مچ‌بند کمک می‌کنه

واسه تاندون‌هام خوبه، بعضی وقت‌ها هم جای دستمال استفاده می‌شه

خب، متاسفم که نمی‌ذاریم از مدرسه بزنی

ولی به تلاشی که واسه دانشگاه می‌کنی

افتخار می‌کنم

پیرهنِ ای.آی

می‌دونم طرفدارِ «واکنشِ بزرگ» هستی

لقبش «جوابه». - آه، اون جذاب‌تره

مرسی بابا

آه، داشتم به این فکر می‌کردم که چطوری تو هزینه‌های دانشگاه کمک کنم

در دو کلمه: بورسیه بسکتبال

اوکی

می‌خوام یه ویدیو از تمام مهارت‌های بسکتبالم جمع کنم

و بفرستمش واسه دانشگاه‌های جورج‌تاون، دوک و کنتاکی

آه پسرم، این همون بخشِ سختِ پدر بودنه

که هیچ‌وقت تو تلویزیون نشون نمی‌دن

حقیقت اینه که

بعیده بتونی بورسیه بسکتبال بگیری

تو یه پسرِ دست‌وپاچلفتی با یه قلبِ مهربونی

شاید اگه خیلی تلاش کنی بتونی تو یه تیمِ درِ پیتِ اروپایی

یه نیمکتی چیزی پیدا کنی

ولی اونجا هم فقط واسشون عجیب‌غریبی

یه سوژه آسیایی که اسلاوها مسخره‌ش کنن

من این رو نمی‌خوام

نه

نه، واقعاً نمی‌خوای

ولی چیزی که تو داری

تخیل قوی، هوش و شخصیتِ فوق‌العاده‌ست

و واسه این‌ها کلی بورسیه وجود داره

مرسی بابا

صبر کن ببینم

آیورسون رو با «Q» نوشتن

«آیورسِکون»؟

این تقلبیه؟

پس بگو چرا تو سبدِ تخفیفی‌ها بود

حالا اون لباسِ «مایکل گوردان» هم معنی پیدا کرد

هانتر، این چه باغ‌وحشِ بچه‌ایه راه انداختی؟

ایوان از دستت در رفته

ایوان؟

نمره‌هاش همه ۲۰ـه، پشتکارش هم عالیه

کلی هم دوست جدید پیدا کرده

به جز اون یه مورد بازداشتِ کوچیک

بازداشت؟

خب کلِ کلاس بخاطر تاخیر جریمه شدن

کلِ کلاس؟

تو چطور رئیسِ معلم‌هایی و من هنوز باید برم کارورزی؟

بهم اعتماد کن، اوضاع ایوان کاملاً رو به راهه

اصلاً جای نگرانی نیست

اشتباهه. ازت می‌خوام سر هر کلاس دنبالش بری

و بهم گزارش بدی

نامحسوس عمل کن

از گوشه و کنار سرک بکش. از دوربین دوچشمی استفاده کن

خودت می‌دونی چی می‌گم

من که نمی‌تونم کل روز دنبال یه بچه راه بیفتم

کی وقتِ این کارها رو داره؟

آخرین «هوانگ»، فقط یک سال دیگه

از پسش برمیای

بابا، به حرفت گوش دادم و یه بورسیه خفن پیدا کردم

اوه

«بورسیه وسلی اسنایپس برای جوانان اورلاندو»

هوشمندانه ست. معلومه بخشی از درآمدِ فیلمِ «مسافر ۵۷» رو

صرفِ امور خیریه کرده

حتماً یه حسابدارِ کاردرست داره

پولِ این بورسیه اونقدری هست

که بشه یه صندلی ماساژورِ خیلی خفن واسه خوابگاهم خرید

خیلی باکلاس می‌شه

به هر حال، باید یه مقاله در موردِ بزرگترین قهرمانِ زندگیم بنویسم

اوه، خب... کی مدِ نظرته؟

انتخابش خیلی واضح بود

مَردی که واقعاً رو زندگیم تاثیر گذاشته

سراپا گوشم

کسی که مظهرِ رویای آمریکاییه

از صفر شروع کرده

پشتکارش خستگی‌ناپذیره و موهای معرکه‌ای داره

این چیزها همینجوری به دست نمیاد

این همون پشتکاریه که گفتی

قهرمانِ من

آلن آیورسون

عالیه

انتخابِ خوبیه. بله

خب، جِف

این کارتِ توئه؟ نه

این کارتِ توئه؟

نه

من چه شعبده‌بازِ بدی‌ام

هی

این کارتِ منه! یا شاید هم خودمم؟

پسر، چطوری این کار رو کردی؟

یه شعبده‌باز هیچ‌وقت رازش رو لو نمی‌ده

واسه همینه که روابطشون زیاد طول نمی‌کشه

عالی بود

هی، باید بیای جشن تکلیفِ من

جدی؟ مگه فقط واسه دوست‌های صمیمی و فامیل نیست؟

خب ما با هم دوستیم، مگه نه؟

فقط یه سوال، چقدر زود بیام خیلی زود محسوب می‌شه؟

کجا بیای؟

مامان؟

خبرِ خوب، ایوان

کارورزی‌ام رو همین‌جا می‌گذرونم

با هم می‌ریم مدرسه

حالا کدومتون جِ-آفِ شاشوئه؟

کارورزی‌ت رو اینجا می‌گذرونی؟

عالی نیست؟

به جای اینکه وقتم رو تلف کنم

و دنبال یه مشت معلمِ خنگ تو یه مدرسه دیگه راه بیفتم

می‌تونم این ۱۰۰ ساعت رو پیشِ تو باشم

و واحدم رو هم پاس کنم

ساعت خیلی زیاده ۱۰۰

کلی هم خوش می‌گذره

فکر کنم بتونیم با یه ماشین بریم و بیایم

روندِ گرفتنِ رضایت‌نامه واسه اردوها هم خیلی سریع‌تر می‌شه

کارت‌بازی؟ دارین پوکر بازی می‌کنین؟ نه

تو زیرِ پای ایوان نشستی، جِ-آف؟

اوم، جِفه

و ایوان داشت فقط چند تا تردستی بهمون نشون می‌داد

تردستی؟ مثل اون خرگوشِ کارتونیِ مست؟ نه

پوره سیب؟

خودت می‌دونی که شکمت رو به قار و قور میندازه

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left