Первые 200 строк.
اون مردي رو که من ديدم رو
.با مشخصات کامل توصيف کرد اون مردي
.بدون سر رو توصيف کرد
فکر مي کني هردو مون ديوونه ايم؟
.احتمالا
بروک" چي؟" اون چي؟
.بهت گفتم که ازش دور بمون
،سعي کردم
.ولي تو گوش ندادي
.اين اتفاقي نيست که افتاد
اسمت "مورالز" آره؟ .بله.قربان
قبلا با ستوان "ميلز" رو هم ريخته بودي ؟
."ابي"
.فکر کنم يه چيزي پيدا کردم
.مربع و قطب نما
تو يه فراماسون هستي؟
.اين...اينا برادراي من هستن
زندگي من به زندگي اسب سوار گره خورده .و برعکس
..اگه من بميرم...اونم مي ميره
.يکي رو مي شناسم که مي تونه کمک کنه
.کسي که مي تونه تو رو از اسب سوار جدا کنه
.ديگه حسش نمي کنم
.سربازا دارن ميان
.به بقيه خبر بده
.سربازا تو راهن .سربازا اينجان
.به بقيه خبر بده
.سربازا دارن ميان
پاول"؟"
!اونا اينجان
!خداي من
از کجا اين همه ذخيره رو خريداري کردي؟
اين نزديکي ها سنگر نظامي هست؟
.از سوپر مارکت...اسمش "باي پلاس"ـه
.زياد بخري،پول کمتري هم ميدي
.يه روز مي برمت اونجا
ميدوني با اين ذخاير
تو جنگ چيکارا مي تونستيم بکنيم؟
.شهر لكسينگتون رو تو يه روز تصرف مي کرديم
حالا بايد مطمئن بشيم که
،اگه اسب سوار به اسليــپــــي هالــــــو حمله کرد
.مي توني اينجا باهاش مقابله کني حالا ارتباط خوني تو
.باهاش قطع شده .و آسيب پذيري
."چشمـــه ي پاين"
اون يه نوعي
آبــــه؟
.يه مارکه .ارزون ترينش
پول دادي براش؟
براي آب؟
چرا از يکي از هزاران شير آبي که تو شهر هست آب نخوريم؟
يا از درياچه؟
.خب،شيرهاي آب مواد شيميايي دارن
،و درياچه
.حتي نميخواي بشنوي
جوري که نسل شما
زمين رو آلوده کرده .تامل برانگيزه
.اسب سوار بعد از تاريک شدن هوا مياد
.بعد از اينکه ما توشه مون رو بستيم
چرا وقتي من ميرم تفنگ "کوربين" رو
از بخشداري بگيرم،نميري
.فراماسون ها رو ببيني راتليج" گفت"
که اطلاعاتي رو بدست آوردن
که چجوري از نقاط ضعف اسب سوار به نحو احسنت .استفاده کنيم
مطمئني که ميخواي از چنين گفتگويي صرف نظر کني؟
.اونها منو داخل راه نميدن
"قانون" هيچ دختري اجازه ندار .واقعا رو مخ ـمه
!"ميلز"
امروز کجا بودي؟ .شيفت ـم دير شروع ميشه
.الانم وسط يکاري هستم
چه کاري؟ .آماده ميشم
آمادگي براي چي؟
"براي خواهرم"جني فردا از
موسسه مياد بيرون .و باهم ميريم
.تغيير بزرگيه
.ابي"،هي.دو دقيقه فقط"
.بي خيال.فقط ميخواستم باهات حرف بزنم
.بي قصد و غرض
ببين "ابي"،ميدونم
از وقتي که بهم زديم .ميونه مون خراب شده
.واقعا واسه اين چيزا وقت ندارم
.ولي من هر روز مي بيمنت نميدونم بخاطر "کوربين"ـه
.يا "جني" يا هرچي ."ولي من بهت اهميت ميدم."ابي
..."ابي" ."لوک"
.من اينجام
قبل از اينکه باهم رو هم بريزيم،دوست بوديم يادته؟
ميشه حداقل همونجوري باشيم؟
قهوه چطوره؟
.فردا بعد از ظهر آروم بابا.فکر نمي کردم
.انقد سريع جلو بريم
.رفتار بجا ازت انتظار دارما خواهشا
."مورالز"
کي هستي؟
."بروک"
.فکر مي کردم مُردي
.اه
...شايعه ها درمورد مرگ من
.کاملا حقيقت داره
تو چي هستي؟
من ديدمت
."با "ابي ميلز
.ازش فاصله بگير
چي؟ .از "ابي ميلز" فاصله بگير
.من تنها کسي هستم که مي تونه ازش محافظت کنه
تو ازش محافظت مي کني؟ از چي؟
.از پايان.ميتونم از پايان رسيدن ازش محافظت کنم
..همه مي ميرن
.بجز چند نفري که انتخاب شدن
جنگي در اهه،"مورالز"،جنگي که تو تا وقتي
که نزديکت برسه
.نه مي بيني و نه مي شنوي راجبش .و اون وقت خيلي ديره
.افرادي مثل من تو اسليــپــي هالــــــو هستن
...نظاره مي کنن..نظاره مي کنن
.انتظار مي کشن...انتظار مي کشن
.به زودي وقتش مي رسه
.که انتخاب کني کدوم سمتي
.من مطمئنم که تصميم درستي مي گيري
."خانوم "ميلز مطمئنم که اين پيام صوتي
.اگه پيداتون کنه،بدستت مي رسه
هنوز دارم روي مقصود کلماتم که
.که روي "موبايل هوشمند"شما ضبط شده کار مي کنم
بعد از تفکر و تامل
به اين نتيجه رسيدم که اين کاملا غير عادلانه ست که
.شما از حضور در انجمن فراماسون ها منع بشيد
.زماني که برسم اين رو اصلاح مي کنم
خواهشمندم هنگامي که
ما نقشه ي حمله مون بر عليه آمدن غريب الوقوع اسب سوار رو مي ريزيم
.به ما بپيونديد
.با تمام احترامات "ايکـــابـــــد کــريــــــن"
سلام؟
.هواتو دارم
.بيا تو
.درست اونجا
.اوکي.واسه الان کافيه
،گفتنش لازم نيست
.ولي از روي شرح واقعه اي که شما داديد
.مطمئنم که مظنون بدون سر نبوده
.کرين"،تو گفتي که اين مردا رو مي شناسي"
اونها کي هستن؟ .عضو گردهمايي محلي فراماسون ها
... يه سازمان از قرن ها پيش متشکل از افرادي که دانش
.ميدونم فراماسون ها کي هستن
چرا سرشون رو زدن؟
براي 500 سال
فراماسون ها در جنگ هاي مخفي بين
.خوب و بد شرکت داشتند
.اونها سربازان شجاعي بودن
.اينها مرداي خوبي بودن
سرهاشون کجاست؟
.با خودش بردشون نميدونم چجوري بزنم
.خودمو خلاص کنم
.حالا،نظريه ي بدرد بخورمون مراسم خودکشي ديني ـه
فهميديد؟
.من دارم بهتون کمک مي کنم
دارم سعي مي کنم هر چي لازم داريد در اختيارتون بذارم
،تا اين حرومزاده رو دخلش رو بياريد ولي همش
.بزرگتر و بزرگتر ميشه و من هنوز برام ثابت نشده که
.که اسب سوار واقعا وجود داره
4 تا فراماسون که سرشون رو زدن
مدرک نيست؟ 4 فراماسون
.بدون سر ،بله
.ولي سوار بي سر نه
.بايد خانواده ها رو مطلع کنم
.تو بخشداري راجبش صحبت مي کنيم
کرين"؟"
چيزي پيدا کردي؟ هنوز نه.فراماشون ها گقتن که
.اطلاعاتي راجب اسب سوار دارن که بايد يجايي باشه
.کرين" متاسفم"
.جنگ ديگه
ايناولين بارم نيست که دوستانم رو در جنگ از دست ميدم
.و مطمئنن آخرين بارم هم نخواهد بود
.بايد اينجا باشه
.اسب ســـــوار مــــــرگ
خوبي؟ .سال 1781
.وقتي که اسب سوار سينه ي منو شکافت
.ميدونستم که کارم تمومه
...قبل از اينکه زمين بخورم،آخرين فکر که کردم
،اگه من بميرم .اونم با من مياد
اون آرزوي مرگ تبديل به پيشگويي شد،وقتي
. خون هامون باهم در ميدان جنگ يکي شد
مرگ مون رو به هم گره زد
.و سرنوشت مون رو
تا وقتي که گناه خوار .ارتباط خوني مون رو از هم جدا کرد
اگه امشب اسب سوار بياد دنبالت چي؟
.دعا مي کنم سري بعد پيدام کنه
.اون برادراي فراماسون من رو کُشت .من رو هم مي کُشه
.ولي من تنها نمي ميرم
من وقتي اون هنوز تو اين دنياست از .اينجا نميرم
.اون سر مربي من رو زد من همونقدر که تو ميخواي
.دوست دارم اون بميره
.من ميدونم چرا اسب سوار امشب اومد اينجا
.دنبال جمجعه ش مي گشت
چرا فکر مي کرده که اينجاست؟
فراماسون ها زاز نگهدار هاي قديمي
.و چيزاي مصنوعي براي خوبي بودن
اسب سوار فکر کرده بوده
.که جمجمه ش دست اونا بوده
.آخرين باري که اسب سوار اومد اينجا
،کاترينا" بهمون هشدار داد که اگه اون سرش رو بدست بياره" سه تا
.اسب سوار آخر زمان هم بيدار ميشن
.اسب سوار اينجاست تا روزها رو با شتاب به آخر برسونه
.درست همونطر که قبلا سعي کرده بود
بايد قبل از اينکه سرش رو دوباره بدست بياره .ما بدستش بياريم
No comments yet. Be the first to leave one.