Waiting for the Out

Waiting for the Out

Скачать Farsi Persian субтитры

Сезон 1

Информация о релизе

Waiting for the Out S01E06 720p iP WEB-DL AAC2 0 H 264-RAWR
Комментарий от warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 6 Waiting for the Out 2026 زیرنویس فارسی سریال

Теги

webdl
Опубликовано: 2026-01-27
Загрузки: 27
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 200 строк.

بهترین ام‌دی‌ام‌ایِ برلین، دن

از من بشنو، ام‌دی‌ام‌ای توی این شهر همین الان

آره، منظورم اینه که حرف نداره

تا حالا جستار «پریمو لوی» درباره‌ی «شرم» رو خوندی؟

سال بعد از اینکه از آشویتس آزاد شد، نوشتتش ۴۰

داشت سعی می‌کرد بفهمه چرا خودش زنده موند و بقیه نه

ولی نتونست

سال بعدش خودش رو از پاگرد خونه‌ش پرت کرد پایین

همون خونه‌ای که توش به دنیا آمده بود؛ سه طبقه سقوط کرد و مرد

دن، ما اینجاییم

روی یه پشت‌بوم. توی برلین

خورشید داره غروب می‌کنه، این کلاب هم فوق‌العاده‌ست

و اینجا هیچ‌کس نیست که یه آدم حسابیِ درجه یک نباشه

هیچ‌وقت فرصتی بهتر از این گیرت نمی‌آد که یه قرص بندازی بالا

دقیقاً همین الان

فقط نصفشو بخورم؟

خب، تو تا حالا نه الکل خوردی نه مواد. نصفش منطقیه

ولی آخه همین الان بحث خودکشی رو کشیدی وسط

و هولوکاست

اونم توی یه نایت‌کلاب، پس

گپ‌های نامفهوم

داری حسش می‌کنی؟ آره

چشات! قشنگ دیدم که چشات یهو... وای خدای من! آره

آره! اوه، واو. چه حسی داره؟ حالت خوبه، نه؟

موسیقی رقص

محو شدن موسیقی

گپ‌های نامفهوم

آره

این بهترین آبمیوه‌ایه که تا حالا خوردم

چی؟

وای خدای من، معرکه‌ست. یه قلوپ می‌خوای؟

تو اصلاً

اصلاً شنیدی من چی گفتم؟

داشتی حرف می‌زدی؟

وای خدای من! آره

حدود دو دقیقه‌ست دارم حرف می‌زنم

ببخشید

ولی جدی این... این آبمیوه چرا اینقدر خوشمزه‌ست؟

اوم

اوج گرفتن موسیقی متن

قطع شدن موسیقی

داریم این قرص نون زیبا رو درست می‌کنیم

خب، توی یه کاسه‌ی بزرگ

به اضافه‌ی ۶۵۰ گرم آب و همه‌ی آرد

حالا وقتشه همه رو با هم مخلوط کنیم

اونقدر ورز بدید تا آرد خشکی باقی نمونه. یه... و حالا

هیس، هیس... بذارید خمیر ۳۰ دقیقه استراحت کنه

به این می‌گن اتولیز. وقتی به

اینجا قرص نون رو می‌کشیم و تا می‌کنیم

اما چون شماها حرفه‌ای‌تر هستید

اول با این شروع می‌کنیم

بکوبید زمین، بکشید عقب، بازش کنید و تا کنید

و همون‌طور که می‌بینید دارم این کار رو می‌کنم

خمیر از حالت شل و ول و نامرتب به حالت صاف و محکم درمی‌آد

حالا اگه از فِرهای معمولی استفاده می‌کردم

روی ۴۸۵ درجه‌ی فارنهایت پیش‌گرمش می‌کردم

توی فِر «روفکو» خودم، درجه رو روی ۲۵۰ سلسیوس می‌ذارم

که می‌شه ۴۸۲ درجه‌ی فارنهایت

این نون رو تو درست کردی، دن؟

آره

واقعی به نظر می‌رسه

واقعیه دیگه، خودم درستش کردم

پس حالا دیگه واسه خودت نونوا شدی، هان؟

آره، فکر کنم همین‌طوره

برلین چطور بود؟

محشر بود

اونجا حالم از تمام این سال‌ها بهتر بود. خوبه

خیلی خوبه. حقته

الان می‌آد

فقط توی خوابوندن «دین» خیلی مهارت داره

راستش رو بخوای کلافه‌م می‌کنه

راستی، ام... خبری از رئیس زندان نشد؟

هر لحظه ممکنه زنگ بزنه

واقعاً باید یه وکیل بگیرم

هنوز وکیل نگرفتی؟

دن، باید وکیل بگیری

آره، می‌دونم. دن، وکیل بگیر

نمی‌تونی چشمات رو روی این ببندی. قضیه خیلی زود جدی می‌شه

آره، می‌دونم. فقط آخه

لی بهت گفت چطور با هم آشنا شدیم، نه؟

آره

توی انجمنِ ترک با هم آشنا شدید؟

آره، ولی بهت گفت چی شد که کارم به اونجا کشید؟

نه. یعنی گفت یه اتفاقی افتاده، ولی

نگفت چی شده

خب، من قبلاً افسر زندان بودم. اینو که می‌دونی

و توی بخش مجرمین جوان بودم که... اونا بدترین‌ان

فقط... فوران تستوسترون

نوجوان‌هایی که سعی دارن خودشون رو ثابت کنن

یه روز توی عبادتگاه، داشتم سعی می‌کردم دعوای بین سه تا پسر رو فیصله بدم

گیر افتادم وسطشون

هلم دادن روی زمین

و همه‌شون ریختن سرم

زدن توی سرم

صورتم، دنده‌هام، کلیه‌هام

و بعد هشت تا پسر دیگه

دویدن و اونا هم شروع کردن به زدن

پناه بر خدا، لورا

آره

آره، خلاصه خانه‌نشین شدم و واسه دردم بهم کدئین دادن

و بعد وقتی برگشتم سر کار

خب، من صورت اون پسرایی که ریخته بودن سرم رو ندیده بودم

واسه همین هر بار پیش یکیشون بودم، یه بخشی از وجودم می‌گفت: «تو بودی؟»

این شد که بیشتر غرق کدئین شدم، اون‌قدر عمیق که دیگه نتونستم بیام بیرون

مسئله این بود که من

از اون پسرا متنفر بودم

ولی از یه طرف هم نمی‌تونستم سرزنششون کنم

آخه بیشترشون یه وقتی، اشتباهی بهم گفته بودن «مامان»

یه زمانی، و من دیگه

دیگه نمی‌تونستم ادامه بدم، دن

من

نه این‌وری بودم نه اون‌وری

همین تضاده که آدم رو از پا درمی‌آره

یا عیسی مسیح

اصلاً روحمم خبر نداشت که همچین اتفاقی واست افتاده، لورا

اوم

چیکار باید بکنم؟

تا آخر عمرم این بار رو با خودم بکشم؟

خوابید. حالشو ببر

خدا، تو چقدر رو مخی. خب، چی بگم؟ پسرم عاشق باباشه

میای؟

می‌بینمت. بعداً می‌بینمت. فعلاً

پس بالاخره مواد زدی، هان؟

خوشت اومد؟

آره، خوشش اومد

پس رفتی خارج، اکس زدی، برگشتی نونوا شدی؟

آره، این «منِ» جدیده

یا باید این کار رو می‌کردم یا می‌رفتم سانسکریت یاد می‌گرفتم

و این نونوایی، احیاناً شامل استفاده از فِرت هم می‌شد؟

آره، می‌شد

از فِرم استفاده کردم

و؟

و یک ساعت و ۱۵ دقیقه طول کشید تا بتونم از خونه بیام بیرون

مجبور شدم منتظر بمونم تا اجاق گاز یخِ یخ بشه تا بتونم برم بیرون

بازدم

خیلی خب، گوش کن چیکار می‌کنی

داری می‌ری بیرون، درسته؟

یه میز می‌کشی جلوی فِرت

هرچی لازم داری می‌ذاری روش؛ گوشی، کیف پول، کلیدها، همه‌ش رو

آماده می‌شی، می‌ری دستشویی، یا هر کوفت دیگه‌ای

بعد برمی‌گردی سراغ اون میز

و تک‌تک اون چیزها رو می‌ذاری توی جیبت

بعد هر شعله‌ی گاز رو فقط یک بار لمس می‌کنی

یک بار توی فِر رو نگاه می‌کنی. یک بار توی گریل رو

فقط یک بار. هیچ کاری رو بیشتر از یه بار انجام نمی‌دی

و بعد می‌گی «خداحافظ و به سلامت» و از اون در می‌ری بیرون

و بعدش - و دن، این مهم‌ترین قسمت‌شه

دیگه برنمی‌گردی

در کمال تعجب، نصیحت خیلی خوبیه

ممنون

تو هنوز نرفتی زندان، دن

پرونده داری، دفاعیه داری، تجدیدنظر داری

مرحله‌به‌مرحله پیش برو، باشه؟

قیافه‌ت بهتر شده

دوباره می‌رم جلسات

کاری که لازمه رو انجام می‌دم، می‌دونی که؟

خنده

و تو؟

یادته اون

اون زندانی‌ای که بهت گفتم هم‌بندیِ بابا رو می‌شناخت؟

دوباره که باهاش حرف نمی‌زنی، هان؟ نه، نه، نه

من معلق شدم. حتی اگه می‌خواستم هم نمی‌تونستم

ولی بهم گفت که اون یارو آزاد شده

تاریخ‌ها رو چک کردم

و می‌دونم کیه

اسمش متیو هاله

قرار گذاشتم امروز بعدازظهر ببینمش

اوکی. ببین، کاش می‌تونستم بی‌خیال بشم

کاش می‌تونستم مثل تو و لورا... زندگی‌م رو بکنم، ولی نمی‌تونم

مامان می‌گه من عاشق مردی بودم که می‌دونم ازش متنفر بودم

چطوری بی‌خیال بشم؟

می‌خوایم پدرخوانده‌ی «دین» باشی

من و لورا داریم واسش جشن غسل تعمید می‌گیریم

می‌خوایم تو پدرخوانده‌ش باشی

ولی اون به ثبات نیاز داره، دن

یه پدرخوانده می‌خواد که بتونه از در بره بیرون و به‌موقع بیاد سر قرار

کسی که فکر و ذکرش پیش مردی نباشه که

سال پیش مثل یه دستمال‌کاغذیِ کثیف پرتش کرد کنار ۲۵

نرو این یارو رو ببین

فقط بی‌خیال شو، خب؟ همین الان بی‌خیال شو

زنگ آیفون

اه، لعنتی. کیه؟

ام، سلام؟

متیو تویی؟

متی

متی، ام... من... اسمم دن استوآره

پشت تلفن حرف زدیم

خیلی دیر کردی لعنتی

می‌دونم، ببخشید. آره، دیر شد. آخه

دهنم سرویس شد از بس منتظرت موندم. ۴۰ دقیقه دیر کردی

معذرت می‌خوام. آره، اتوبوس نگه داشته بود

پس چرا زنگ نزدی؟

آخه... گوشیم... ببخشید، گوشیم رو زدن

کار اون پسر لاغره‌ی طبقه‌ی بالاست؟

چی؟ اون پسر لاغره‌ی طبقه‌ی بالا گوشیت رو زد؟

نه

نه، من... تازه رسیدم اینجا

آه کشیدن متی

همه‌ش کارش اینه که گوشی بدزده

مثلاً قرار بود اینجا جرمی اتفاق نیفته

More Farsi Persian subtitles for Waiting for the Out

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left