Первые 200 строк.
حوادث و شخصیت ها و روابط احساسی این سریال، تخیلی بوده و داستان کلی بر اساس واقعیت های تاریخی می باشد
تو همه حرفای منو متوجه میشی
...تو
دیوانه نیستی
اینطور نیست؟
...میتونی درباره لی جانگ هیون
برام بگی؟
من هیچ وقت دیوانه نبودم
...شماها
فقط میخواستین باور کنین که حرفایی که من میزنم حرفای یه آدم دیوانه ست
درباره لی جانگ هیون برات میگم
...اون وقت
...میتونی بهم بگی که
چه اتفاقی برای لی جانگ هیون افتاد؟
...زندگی من
پر از پشیمونی ـه
چرا اینطور فکر میکنی؟
...مطمئن نیستم کاری که برای عالیجناب ولیعهد کردم
...اصلا
برای ایشون مفید بود یا نه
...اگه
...عالیجناب
بین بربرهای وحشی، رنج میبرد
ممکن بود در نظر پادشاه چوسان، منفور نمیشد
...اون وقت
...ارباب، شما
از عالیجناب ولیعهد، محافظت کردی
...پس حالا
بزار فقط به لذت بردن از زندگی مشترکمون، فکر کنیک
باشه؟
واقعا؟
خیلی خب
خب، گیل چه من، بعد از این میخوای چطوری زندگی کنی؟
...من آرزو دارم که
عـزیـزتـریـنـم -❤ ترجمه و زیر نویس از مون ریور ❤- @moonriverteam _sns
چی؟
ولیعهد با سم، کشته شده؟
کی چنین شایعاتی رو پخش میکنه؟
باید در خدمت به اعلیحضرت کارت رو بهتر انجام می دادی
وقتی همچین شایعاتی پخش میشد داشتی چیکار می کردی؟
اعلیحضرت
شک ندارم اونهایی که عزادار مرگ بانو کانگ هستن، چنین شایعاتی رو پخش کردن
منتظر چی هستی؟ !فورا همشونو دستگیر کن
...خب
ما نمیتونیم بدون مدرک، کسی رو دستگیر کنیم
نمیتونیم اجازه بدیم شایعات، دهان به دهان بچرخه
اعلیحضرت
...فقط با گزارش یه خدمتکار
همسر ولیعهد به خیانت محکوم شد
این باعث خشم بسیاری از محققان کنفسیوسی شده
... درسته، به همین دلیل
کسی که بهش اعتماد دارن باید وارد عمل بشه
کیم جیب، کیم سانگ هون ...یا مثلا جانگ چول
آره، جانگ چول
جانگ چول رو احضار کنین
جانگ چول، عمیقا برای اون برده ها دلسوزی میکنه
باید مجبورش کنیم این کارو بکنه
مجبورش میکنم این کارو بکنه
شورشی ها رو دستگیر کنین
شورشی هایی که با کانگ خائن، در حال برنامه ریزی یه خیانت بودن
میخوام شما رو مسئول پید کردن و جمع آوری اونها بکنم
اعلیحضرت -❤@moonriverteam_sns ❤-
باید به اون اسرا، رحم کنین
چطور میتونین اونا رو "شورشی" بدونین؟
از این مساله، اطمینان دارم
تمام ثروتی که بانو کانگ، ذخیره کرده بود ناپدید شده
به جز چند تیکه پارچه بیمصرف چیز دیگه ای پیدا نکردیم
پس اون همه ثروت، کجا رفته؟
...مطمئنم که
همه چی به دست اون اسرا رسیده
هیچ مدرکی وجود داره؟
مدرک؟
این چطوره؟
...هر سال
...یه دادخواست تجدید نظر از کسی به دستم میرسه
که اسم خاندانش رو که در سال گیچوک نابود شده رو برگردونم
همه مردهای خانواده، مردن
و تنها کسی که زنده موند دختر متاهل خانواده ست
و هر سال، یه دادخواست برای من میده
تا الان به دادخواست های اون، توجهی نشون ندادم
ولی الان ممکنه درباره اون دادخواست ... تجدید نظر کنم
و حقیقت پشت اون گزارش خیانتی که ... پدرت داده بود رو
دوباره بررسی کنم
پدر
من هرگز اینو ازتون نپرسیدم
ولی لطفا الان بهم بگید
پدر
...درباره خیانت شورشی ها
به گوش خودتون شنیده بودین، درسته؟
گزارش که دادین، حقیقت داشت دیگه؟
...میتونم پدرت رو به خاطر گزارش دروغ، متهم کنم
و پدر مرحومت رو یکبار دیگه، بکشم
...اون وقت، تو دوباره
...جلوی چشم شاگردات
یه برده حقیر میشی
میخوای اونا تو رو در حالی که دوباره برده شدی، ببینن؟
...اعلیحضرت
استاد، درست متوجه نشدم
وقتی پادشاه میخواستن مشاورشون بشین به شدت مخالفت کردین
و الان مسئول پیدا کردن شورشی ها بین برده هایی که برگشتن، شدین؟
...شنیدم، تو و مترجم لی جانگ هیون
مدتهاست که همدیگه رو میشناسید
شنیدم با هم به قلعه کوهستان نامهان رفتین
درسته؟
بله
ما همدیگه رو میشناسیم
ولی من چیز زیادی درباره اش نمیدونم
شنیدم که عنوان اشراف زادگی خودشو خریده
و برای فروش خرمالو و کاغذ ...به همه جای کشور سفر کرد
و خیلی ثروتمنده
عنوان اشراف زادگی برای خودش خریده؟
پس تو یه خانواده طبقه پست، به دنیا اومده؟
من هیچی از گذشته اش نمیدونم
...با این حال
ممکنه به خاطر ثروت، هر کاری بکنه
ولی هرگز، نقشه خیانت نمیکشه
اول، درباره این لی جانگ هیون، تحقیق کن
مترجم ها آزادانه با مردم چینگ، ارتباط دارن
پس نمیشه بهش مشکوک نبود
...اگه واقعا با چینگ، همدست باشه
تا امنیت ملتمون رو به خطر بندازه
هر جور شده از شرش خلاص میشم
ولی اگه فقط یه تاجر باشه
...اجازه نمیدم که به جرم خیانت
مجازاتش کنن
بله، متوجه شدم استاد
"برده دولتی در دفتر دولتی اونسان"
"هیون"
لی جانگ هیون در دفتر دولتی اونسان یه برده دولتی بود
والدینش چی؟
وقتی آواره بود گرفتنش و برده اش کردن
نتونستم درباره والدینش، چیزی پیدا کنم
فهمیدم
استاد
قصد دخالت ندارم
...ولی میتونم بپرسم پسرتون
چطور فوت کردن؟
یه مشت راهزن، بهش حمله کردن
وقتی پیداش کردیم
بدنش سوخته بود
حتی نتونستم بشناسمش
اینطوری پسرم رو از دست دادم
ولی همه شماها رو به چشم پسر خودم می بینم
!به خصوص تو
همیشه داری سوال جوابم میکنی
همیشه نگرانمی
وقتی این کاراتو می بینم انگار دارم پسر خودمو می بینم
...جلوی چشم شاگردات
میخوای اونا تو رو در حالی که دوباره برده شدی، ببینن؟
نمیتونم شماها رو از دست بدم
به هیچ عنوان نمیتونم چنین اجازه ای بدم
هیون
پسرم
چی باعث شده بیاین اینجا؟
پس داری میری؟
من پدر ندارم
به همین دلیل، استادم رو به چشم پدرم می بینم
چه الان، چه وقتی تو نونگون ری بودم
خب
میگن پادشاه، معلم و والدین فرقی با هم ندارن
همونطور که تو قلعه نامهان زندگیت رو برای خدمت به پادشاه به خطر انداختی
...حتما استادت رو به چشم پدرت می بینی
و تمام تلاشتو برای خدمت به اون هم، به کار میبری
یه چیزی هست که مایلم بدونم
...اینطور که شایعات میگن
برای خودت یه عنوان خریدی تا اشراف زاده بشی
درسته، من قبلا برده بودم
مشکلش چیه؟
ناراحت شدی از اینکه داشتی با یه برده خوش رفتاری میکردی؟
پس اسم واقعیت چی بود؟
اگه برده بودی، پس حتما نام خانوادگی نداشتی
ولی وقتی میتونستی برای خودت اسم، انتخاب کنی
چرا نام خانوادگی "لی" رو انتخاب کردی؟
چرا لی؟
تو این چوسانی که خاندان لی پایه گذاری کرده
...میخواستم
به عنوان فردی از خاندان لی زندگی کنم
...منم ازت
بدم نمی اومد
درسته آدم باحالی نیستی
اما میدونم که آدم بدی هم نیستی
حالا، این آدم دون پایه برای همیشه از جلوی چشمات ناپدید میشه
پس نگران نباش -❤@moonriverteam_sns ❤-
اعلیحضرت
...گزارشی از مردم اویجو به دستمون رسیده
که برای دشمن ما، مراسم برگزار کردن
من داشتم برای اوشیم جونگ، بار مشروب میبردم
اما یه روز، وقتی رفتم تا براشون مشروب مرغوب ببرم
صدای پچ پچشون رو از یه اتاق شنیدم
...داشتن درباره
...همسر ولیعهد حرف میزدن
و از گرفتن انتقامش حرف میزدن
این چه مزخرفاتیه داری میگی
هوس مردن کردی؟
...شما برای مراسم بانو پارک
مشروب مرغوب سفارش نداده بودین؟
...ما فقط یه مراسم گرفتیم
چون به خاطر مرگ عالیجناب ولیعهد دلشکسته بودیم
...بعدش
برای کانگ خائن هم مراسم گرفتین؟
No comments yet. Be the first to leave one.