Remo Williams: The Adventure Begins

Remo Williams: The Adventure Begins

Скачать Farsi Persian субтитры

Информация о релизе

Remo Williams The Adventure Begins 1985
Комментарий от warez
Translated subtitle from English to Persian remo williams: the adventure begins 1985 زیرنویس فارسی فیلم

Теги

other
Опубликовано: 2026-02-01
Загрузки: 18
Для слабослышащих: No

Предпросмотр субтитров (Farsi Persian)

Первые 198 строк.

مارو آلبرت تو رادیو: «یه توپ‌ربایی! تیم نیکس تقاضای وقت استراحت می‌کنه.»

«مایک کوپر توپ رو می‌فرسته ته زمین برای کریم.»

«از بقیه جلوتره و گلش می‌کنه. لِیکرز هفت امتیاز جلو افتاد.»

«من مارو آلبرت هستم، زنده از استادیوم فروم لس‌آنجلس.»

«نیکس حسابی به دردسر افتاده و دارن به زمین حریف حمله می‌کنن.»

«کامینگز یه دریبل می‌زنه و پاس میده به کینگ. اما توپ بلوکه شد!»

«مجیک جانسون توپ رو می‌قاپه. میره سمت خط عرضی.»

«گیر افتاده، پاس میده عقب برای وورثی.»

«وورثی با یه فریبِ سر. حالا پرتاب جفت. و توی سبد!»

«ده ثانیه مونده. لیکرز داره نیکس رو لوله می‌کنه.»

«نیکس قبلاً از لبه پرتگاه برگشته ولی نه امشب...»

زن پشت بی‌سیم پلیس: «2L-16، تاک ۲.»

«2L-16، به گوش باش.»

«2L-16، جواب بده.»

«گروهبان لری میگه بابت بازی امشب ۵۰ دلار بهش بدهکاری.»

«و میگه همیشه حاضره سرِ باختِ نیکس پولت رو ازت بگیره.»

زود باش! بزنش

کجاست؟ زود باش

اون مال منه و همین الان می‌خوامش

اینوی ببین. داره گریه می‌کنه؟

مِیکین: تکون نخور

دست‌ها بیرون از جیب، دور از بدن

بچسب به دیوار

پاهات رو بده عقب و بازشون کن

خوبه، بازتر. گفتم بازتر

باید خجالت بکشی که گیر دادی به کسی که نصف خودته

دمت گرم پسر. خوب زدی، جویی

بیخیال مرد

بزنش

تکون نخور

حتی نفس هم نکش

رئیس پلیس: ما اینجا جمع شدیم تا سوگواری کنیم و ارج بنهیم

نه فقط برای از دست دادن یک دوست، بلکه برای یک افسر پلیس نمونه

افسری که برای همه ما الگو بود

ساموئل ادوارد مِیکین همون‌طور که زندگی می‌کرد، در راه دفاع از آرمان‌های آمریکا جان سپرد

برای همین، بیش از اینکه غمگین باشم، احساس افتخار می‌کنم

چون ساموئل مِیکین بالاترین ایثار رو انجام داد

او با رضایت این کار رو کرد و هیچ انسانی نمی‌تونه بیش از این فداکاری کنه

شاید بدنش به خاک برگرده

اما روحش برای همیشه زنده خواهد موند

ما، همکارانت، بهت ادای احترام می‌کنیم سام

ماموریتت به پایان رسید، در آرامش بخواب

افسر: حاضر

هدف! آتش! (صدای شلیک)

داشتم ریشت رو می‌تراشیدم

من کجام؟ نگران نباش. همه چیز درست میشه

این من نیستم. چه بلایی سرِ من آوردین؟

یکم روت کار کردیم. فقط صورتت

ممنون پرستار. بهتره دلیل خوبی برای این کار داشته باشین

داشتیم

زشت بودی. «ما» کیه؟

تو توسط سازمانی استخدام شدی که وجود خارجی نداره

سام مِیکین مُرده. یه آدم کثیف اونو انداخت تو رودخونه ایست

من که جنازه سرحالی به نظر میام

کلمه کلیدی اینجا همون «جنازه» است

یه صورت جدید داری، اثر انگشت جدید، حتی یه اسم جدید

ویلیامز. ریمو ویلیامز

کلی روش فکر کردیم

به یه نفر احتیاج داشتیم. تو بهترین کسی بودی که پیدا کردیم

پلیس باافتخار، تفنگدار دریایی سابق، بدون خانواده، بدون تعهد

اگه من بهترینیتونم، پس حسابی تو هچل افتادین

شماها دیگه کی هستین؟ اف‌بی‌آی، سی‌آی‌اِی، ارتشِ رستگاری؟

ما همونایی هستیم که نقطه ضعفت دستمونه، ریمو

علاوه بر این، بهت نیاز داریم

پلیس‌هامون فاسدن، قاضی‌هامون فروخته شدن، سیاستمدارهامون حراج شدن

به هر طرف نگاه کنی، کثافت داره از سر و کول شهر بالا میره

تو حکمِ فرمان یازدهم رو داری: «نباید از چنگ عدالت قسر در بروی.»

تو همون یارویی هستی که تو اون انبار واسم پاپوش درست کردی، نه؟

دست‌مریزاد

اسمم مک‌کلریه. با هم آشنا می‌شیم

از میوه‌ها لذت ببر... ریمو

ریمو؟ یا ابوالفضل

بفرمایید آقای موسیر. جاتون مثل لای پر قو نرم و گرمه

هوی، با آمبولانس من کدوم گوری میری؟

تقاطع بعدی بپیچ به چپ... ریمو

فکر و خیال‌های احمقانه به سرت نزنه، ریمو

بانک ملی؟

داری واسم حساب باز می‌کنی؟

بریم

ریمو: اینا چیکار می‌کنن؟ حواسشون به کمد لباس‌هاته؟

فکر می‌کردم می‌تونن این چیزا رو کوچیک بسازن

اینا همون کوچیک‌هاشن

بفرمایید تو، آقای... مک‌کلری: ویلیامز. ریمو ویلیامز

عصر بخیر آقای ویلیامز

من هارولد اسمیت هستم. رئیس سازمانی که به تازگی توش استخدام شدی

انداختنم تو رودخونه و کوبیدن و ساختنِ صورتم، اسمش استخدامه؟

آره. جواب میده. بشین

بیا جلو پسرم. می‌دونم دنده‌هات درد می‌کنن

بشین و راحت باش. برات توضیح میدم که ما چطوری کار می‌کنیم

دیدم چطوری کار می‌کنین

عملیات‌های مخفیانه راه می‌ندازین، مردم رو می‌دزدین

تا میخوره می‌زنینشون و به هیچ‌کس هم جواب پس نمی‌دین

اوه، ما جوابگو هستیم آقای ویلیامز. بذار حدس بزنم، به رئیس‌جمهور؟

آره. و پنج‌ تای قبل از اون. دیگه حسابش از دستم در رفته. حتی دیگه رای هم نمیدم

متاسفم که ناامیدتون می‌کنم. من دارم با پاهام رای میدم

حالا می‌خوای بشینی؟

این رو فقط یه بار میگم

این کشور فوق‌العاده‌ست ولی سیستم قضایی‌مون اون‌طور که باید کار نمی‌کنه

دارم درباره کسایی حرف می‌زنم که با مصونیت توی راهروهای قدرت پرسه می‌زنن

کسایی که اصولی رو که قانون اساسی‌مون برای حفظشون ایجاد شده، فاسد و تخریب می‌کنن

اون قبلاً سخنرانی گتیسبورگ رو واسم کرده

این‌طور؟ خب این یکی رو هم بشنو

«نگهبان، محافظ و دلسوزِ سرزمینت باش

«چرا که برای مکانی که مثل بهشت شروع شده، هیچ سرایِ باقی‌ای وجود نداره.»

۱۹۲۶ چارلز ام. راسل، مونتانا،

۱۹۲۶؟ اینا دیگه مربوط به عهد بوقه پدرجان

کامپیوتر می‌گفت که خیلی زبون‌درازی. تا حالا درباره خطای کامپیوتری چیزی شنیدی؟

نه درباره این یکی

به اون جعبه کوچیکِ معصوم نگاه کن پسرم

اون به تمام کامپیوترهایی که طبقه پایین دیدی وصله

هر تیکه اطلاعاتِ پردازش‌شده‌ای تو کل ایالات متحده، از اینجا رد میشه

اگه وجود داشته باشه، پیداش می‌کنم. بهمون کمک می‌کنه آمارِ آدم‌بدها رو داشته باشیم

اگه واقعاً بخوام، می‌تونم دمایِ نشیمنگاهت رو روی اون صندلی بفهمم

ولی از پسِ همه کارها برنمیاد

واسه همینه که تو رو داریم. قراره کمک کنی یکم از این کثافت‌ها رو پاک کنیم

خوشم اومد. باحاله

خیلی باحال‌تر از کشتن، نابود کردن یا دخل کسی رو آوردنه

منظور واقعیت همینه. آقای اسمیت، اون قضیه رو گرفت

دقیقاً داریم درباره همین حرف می‌زنیم

خب، فرض کنیم بگم نه

اونوقت یه مرده‌یِ عوضی هستی

همین الانشم تابوتت آماده‌ست

این سازمان چقدر بزرگه؟

فقط ما سه نفر

مَک اینجا ردیفت می‌کنه و توجیهت می‌کنه

دوشنبه شب کار رو شروع می‌کنی آقای ویلیامز

رسیدیم

خونه نقلی‌ایه، نه ریمو؟

اولین ماموریت؟

چیز مهمی نیست. عادت می‌کنی

هیچ‌چی مثل انداختن آدم تو قسمت عمیقِ آب نیست

این یارو مگه چیکار کرده که اینقدر خاصه؟

بیخیال ریمو. ما بر اساس «دانستن در حد نیاز» کار می‌کنیم. خودت که می‌دونی

ریسک نکن. این یارو یه قاتله

یادت باشه. برو تو، بیا بیرون، مثل جفت‌گیری اردک

تو کجا خواهی بود؟ درست پشت سرت

هوی، این چطوری باز میشه؟

انگلیسی بلدی؟

مگه بلبل آواز نمی‌خونه؟

آره خب... چطوری میشه از اینجا رفت بیرون؟

همون‌طوری که اومدی تو

نمیشه. یه یارو بیرون منتظره که ازم می‌خواد دخلِ رئیست رو بیارم

من اینجا تنهام

طبقه بالا هیچ‌کس نیست

اوه، ببین. بیا واسه همدیگه دردسر درست نکنیم

تمام چیزی که می‌خوام اینه که از اینجا برم بیرون

دیگه واسه این کار خیلی دیره

همون‌جا وایسا! اگه لازم باشه می‌کشمت

حالا یه جوری حرکات رزمی یادت بدم که کیف کنی، کوتوله فسقلی

خب چیون؟ نظرت چیه؟

خیلی کُنده

واکنش‌هاش رقت‌انگیزه و ناهماهنگه

وضعیت بدنی‌ش افتضاحه

کله‌شق

و دست‌وپاچلفتی

مثل یه بابون با دو تا پایِ چلاق راه میره

با این حال، یه جرقه ضعیف از امید تو چشماش دیده میشه

فکر کنم بتونم یه کاریش بکنم

خوبه

۱۹۳۳ مرد: جورج اس. گروو، متولد آلبانی، نیویورک، ۱۰ مه

لیسانس مهندسی برق از کالج کلارکسون

خدمت در دو دوره، گروهبانِ پروازی، در جنگ کره

در سال ۱۹۶۲، صنایع گروو، تکنولوژیِ پیشرفته تسلیحاتی رو تاسیس کرد

پروژه‌های فعلی: موشک زمین‌به‌هوای CD-18

هارپ: کاوشگر شناسایی در ارتفاع بالا

نمونه اولیه برای برنامه «جنگ ستارگان»

۱۹۷۹ زن: بازرسی بابت فرار مالیاتی شرکت، سال

جرمی ثبت نشد

سال ۱۹۸۱، مشکوک به رشوه در قراردادهای تدارکات دفاعی

بعد از ناپدید شدنِ افسر بازرس، ماری بنتون

جرمی ثبت نشد

مرد: سه شاهد ادعا کرده بودن که قتلِ بنتون رو دیدن

به دلیل کمبود مدارک، جرمی ثبت نشد

اونا هم ناپدید شدن

وقتی سازمان نتونه چیزی علیه گروو پیدا کنه، یعنی اون خیلی کاردرسته

برای صبحانه وحشت داری، ناهار فشار و برای خواب هم اعصاب‌خردی

کل مرخصی‌ت دو دقیقه‌ست، اونم وقتی که مجبور نباشی پشت سرت رو نگاه کنی

و اگه اونقدر زنده بمونی که بتونی حقوق بازنشستگی بگیری، یه معجزه‌ست

یعنی هیچ عیبی هم داره؟

لعنتی، من شانس آوردم که تا الان دووم آوردم

یه چیزی بهم بگو. میتونی از گلوله جاخالی بدی؟

این روزا فقط اگه خیلی آروم بیان

واقعاً باید با اون زندگی کنم؟ چیون هم زیاد از این ایده خوشش نمیاد

میگه بوی همبرگر میدی

طبقه آخر. می‌بینمت

هوی، مک‌کلری

اگه اینم یه پاپوشِ دیگه باشه، زنده نمی‌مونی که اون حقوق بازنشستگی رو بگیری. تضمین می‌کنم

مگه بهت نگفتم؟ ما از اون خرت‌وپرت‌های بنگ‌بنگی استفاده نمی‌کنیم

ذهن و بدنت تبدیل به سلاحت میشن

این همون چیزیه که دوست جدیدت چیون قراره بهت یاد بده

خیلی خب، حالا با چند تا حرکتِ شانسی منو گرفتی

ولی دمت گرم، اون چشمه‌یِ جاخالی دادن از گلوله بد نبود

و اون حرکتِ کوچیکی که با تفنگ زدی رو هم دوست داشتم

مثل یه گاومیش حامله راه میری

بشین

نفس بکش

نفس بکشم؟ بیخیال، تو

ساکت! نادان وراجی می‌کنه در حالی که دانا گوش میده

Комментарии

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left