Первые 200 строк.
تقدیم به شما از طرف تیم زیرنویس WITH S2 Written In The Heavens
لطفاً این قسمت رو با زیرنویس انگلیسی ما هاردساب یا استریم نکنید
به نظر میرسه هر کدومتون یه جای کارتون میلنگه
اما باید همچنان تشنهی اشتیاق به موسیقی باشید
امید زیادی بهش دارم
خب... پس همینجا تمومش میکنم
از این به بعد همهچیز به خودتون بستگی داره
لازم نبود وقتی میخوای اینطوری تمومش کنی، ادای آدمهای مهربون رو دربیاری
ما آدمهای بیچارهای هستیم که نه پول داریم، نه وقت و نه استعداد
یعنی الان باید بریم بمیریم؟
آدمهای معمولی نباید دست به هنر بزنن؟ کی این قانون رو گذاشته؟
اگه اون زمان تو رهبر ارکستر بودی، کلی نابغه تا سرحد مرگ شکنجه میشدن
مرتیکهی خودشیفته
واسه همینه که از موتزارت خوشم نمیاد
استاد، اون یه نابغه بود
بیاید، بیاین بریم سراغ اجرای عمومی
تو و اون کانگِ بیشرف خودتون رو از لحاظ ذهنی آماده کنید
مطمئن میشم که اجرای عمومیتون واقعاً هیجانانگیز بشه
واقعاً مهم نیست که بتونید با ریتم پیش برید یا ساز رو کوک کنید
دیر یا زود اینها بعد از تمرین خودبهخود درست میشن
چیزی که از همه مهمتره، احساساتیه که میخوام به شنوندهها منتقل کنم
قلب
حس
من دیگه اون حس رو پیدا کردم
معلومه، اگه تا الان حسش نکرده بودی که احمق بودی
ایول، وقتش بود
کانگِ بزرگ، استاد مسلم
ارکستر قلابیه، مگه نه؟
دو رومی اون سه میلیون وون رو از دست داد؟
قسمت چهارم
اون سه تا دیشب مدام بهم الکل دادن و نذاشتن نفسم بالا بیاد
اون موقع متوجه نشدم
واقعاً زیاد خوردی
دیشب کلی زیادهروی کردی
فکر میکنی الان به خاطر الکل اینطوری شدم؟
پروژهی شهر موسیقیِ سوکرانِ ما
میدونم، میدونم
این دیگه چیه؟ این موسیقیه؟
کدوم موسیقیای اینقدر کسلکنندهست؟ فوراً خاموشش کن
اگه امشب دوباره لب به الکل بزنم، اسمم رو میذارم منشی کیم
بوی الکل خیلی شدیده
دارین از همین الان به خاطر آبروریزی ارکستر سوکران به هم تبریک میگین؟
مگه تو چقدر میدونی؟
داشت برای یه اجرای عمومی برنامهریزی میکرد، اما سرش کلاه گذاشتن و ۳۰۰ میلیون وونش رو بردن
واسه همین، هر کسی رو که تا حالا دستش به یه ساز، فلوت یا سازدهنی خورده بود، دور خودش جمع کرد
کل چیزی که میدونم همینقدره
چرا زودتر بهم نگفتی؟
تهدید کردن که سگم رو میکشن
و میخواستن وسط راه رهبر ارکستر رو عوض کنن و یه شیپورزن معمولی رو بیارن که رهبری کنه
نمیدونم به خاطر حفظ ظاهر خودش بود یا نه
فکر میکنه اون شیپورزن مناسبترین رهبر ارکستره
حتی گفت که بزرگترین هدفش اینه که با خوشحالی تمرین کنن
چه دختر جسوری
دو رومی
اینهمه کار رو بدون اینکه به من بگی انجام دادی؟
واقعاً ازت معذرت میخوام
من از طرف اون معذرتخواهی میکنم
متاسفم
بیخیالش، چون دیگه همهچیز اینطوری تموم شده
پس داری استعفا میدی؟
امروز دیگه میرم
چرا هنوز اونجا مات و مبهوت ایستادی؟ زود راهیش کن بره
با ماشین شخصی اومدی اینجا، درسته؟
لطفاً بذارید قبض پارکینگتون رو مهر بزنم
درسته، باید کمکم پول پسانداز کنی
چون به زودی اخراج میشی و گدایی کردنت لب جاده فقط چند لحظه فاصله داره
سلام
بله، استاد جونگ میونگ هوان
درسته، شهردار تمام صبح رو منتظر شما بوده
الان وصلتون میکنم به ایشون
آقای شهردار، جونگ میونگ هوان پشت خطه
اوه خدای من، جونگ میونگ هوان
چرا شخصاً تماس گرفتید؟ باعث افتخاره که استاد جونگ به من زنگ بزنن
بله
برنامهتون تموم شد
اوه، واقعاً خیالم راحت شد
پس خودتون شخصاً تشریف میآرید
واقعاً نمیدونم چی بگم
اوه، پس هم رو میبینیم
کل برنامههای امروزم رو لغو میکنم. میبینمتون
استاد، بیاید بریم
قربان، چیزی جا نذاشتید؟
همین الان داشتید با جونگ میونگ هوان صحبت میکردید؟
بله، چون شما استعفا دادید
منشی کیمِ ما بلافاصله ایشون رو پیشنهاد دادن
من یه نفر دیگه رو پیدا میکنم
هر کی باشه از جونگ میونگ هوان بهتره
اما استاد، جونگ میونگ هوان در حال حاضر بهترینه
خودم جانشینم رو انتخاب میکنم
به کسی نیاز دارید که تفسیرها و سبک من رو دنبال کنه
جونگ میونگ هوان از پسش برنمیاد
منظورتون از سبک خاصتون
همون "قاتل ارکستر" بودنه؟
من بعد از این ماجرا بیشتر بهتون مشکوک شده بودم
واسه همین کل شب رو بیدار موندم تا بیشتر دربارهتون تحقیق کنم
منشی کیم، اون رو بیار اینجا
شما خارج از کشور به عنوان یه رهبر ارکستر درجه یک شناخته میشدید
اما هیچوقت نتونستید بیشتر از ۶ ماه با یه ارکستر دووم بیارید
شما یه کمالگرایید که نوازندههای حرفهای بیشترین احترام رو براتون قائلن
اما خب، اونا بابتش بها پرداخت میکنن
شما خیلی از مهارتهاشون توقع دارید
یه نوازندهی ویولا رو ناقص کردید
حتی کاری کردید که یه نوازندهی توبایِ برندهی جایزهی بینالمللی، موسیقی رو کلاً بوسید گذاشت کنار
آیا ارکستر ما میتونه با چنین آدم سختگیری کنار بیاد؟
به هر کسی هم که میخواد جانشینتون بشه میگید "نه"
واقعاً بابتش متاسفیم
پس استاد جونگ میونگ هوان چی؟
مگه اونم مثل بقیه نیست؟
چطور جرأت میکنی دهنت رو باز کنی وقتی اینطوری گند زدی به همهچیز
در مورد استاد جونگ میونگ هوان همین الانش هم یه نمونهی موفق وجود داره
اون ایتالیاییهایی که تا حالا ساز نزده بودن... کجا بود اونجا؟
صبر کن ببینم
ایشون به بچههای توی جزیرهی دورافتادهی سیسیل آموزش دادن و یه اجرای موفق داشتن
پس سیسیل با جمعیت بالای ۵۰۰ هزار نفر، یه جزیرهی دورافتاده حساب میشه؟
اینطوریه؟
به هر حال، فقط داشتم مقایسه میکردم
ما که نمیدونیم حتی اگه استاد جونگ میونگ هوان هم بیاد، کار درست میشه یا نه
فقط حس کردم تو این مدت خیلی بهتون سخت گذشته
واسه همین میخواستم بدون هیچ نگرانیای استراحت کنید
این چای سبزه
چون امروز صبح معدهم زیاد خوب نبود، برای پریدنِ اثر الکل خوردمش
بهتره دور بریزیدش چون دیگه تفالهست
یه فنجان چای سبز میخواید؟
اما آیا جونگ میونگ میتونه با این، یه فنجان چای سبز عالی درست کنه؟
این جادوئه
واقعاً عالیه
خوشبختانه هنوز یه ذره عطر داره
نگران نباشید، درست میشه
خب، پس منم یه جادویی بهتون نشون میدم
نه با یه جانشین... خودم شخصاً انجامش میدم
اجرای عمومی... لطفاً منتظرش باشید
میگم استاد
استاد، اما من قبلاً گفتم که جونگ میونگ هوان میاد جای شما
استاد! استاد
هی، با توام
این خوب نیست
اینطوری نمیشه
هی، مطمئن شو که منظورم رو دقیق بهش بفهمونی
چرا این حرکت نمیکنه؟
استاد، آسانسور طبقههای زوج اینجاست
چقدر وقت تا اجرای عمومی باقی مونده؟
حدود ۲ هفته... ۱۴ روز
اجرای عمومی رو تا جایی که میتونی عقب بنداز و همین الان همهی اعضای ارکستر رو جمع کن
اما استاد... واقعاً میخواید خودتون رهبر ارکستر باشید؟
هنوز داری خواب میبینی؟
تمرین کردن با خوشحالی دیگه چیه؟ دست از خیالبافی بردار و بیدار شو
اگه اجرای عمومی رو چون میخواستی با خوشحالی تمرین کنی خراب کنی، خوشحال میشی؟
این میشه کابوس کل زندگیمون
همه رو فوراً تو اتاق تمرین موسیقی جمع کنم؟
نه، همه رو تا ۲۰ دقیقهی دیگه روی پشتبوم کلیسا جمع کن
بدو برو پایین
رهبر گروه داره تنهایی چی میخوره؟
اگه ویتامینه، به هر نفر یکی بده
چون از الان به بعد یه نبرد سخت در پیش داریم
استاد، قرص سردرده. سرم درد میکنه
آخه چرا باید کلهای رو که تیز نیست و مدام درد میکنه با خودت اینور و اونور بکشی؟
بندازش دور
آقای کیم گاب یونگ
بله
شما قبلاً توی شینهیانگری کار میکردید، درسته؟
چرا بازنشسته شدید؟
سنم
چون بهتون گفتن برید، رفتید؟
اونم وقتی که در اوج ۵۷ سالگی بودید
قانونه دیگه
پس چرا بعد از اون به یه ارکستر دیگه ملحق نشدید؟
سنم
این فقط یه بهانهست
چرا بعد از فارغالتحصیلی از دانشگاه نرفتی توی ارکستر؟
هیچ جایی من رو نمیخواست
بهانه
چرا نرفتی دانشکده موسیقی؟
چون پدرم مریض بود و باید کار میکردم
مادرت چی؟
خواهر و برادرهات هم همینطور؟
من تکفرزند یه خونوادهی سه نسله هستم و مادرم هم فقط رقصیدن بلده
پدرم هم توی تخت افتاده بود
یعنی چون مریض بود نمیتونست کار کنه؟
چون باید تو تخت استراحت میکرد، نمیتونست حتی یه نودل درست کنه؟
آخه پدرم مثل یه بچه افتاده بود توی تخت
چرا همهی اینها باید دغدغهی تو باشه؟
بچهها، والدین... ما به هیچ کدوم از اینها نیاز نداریم
شما فقط باید به فکر خودتون باشید
و تو، چرا نرفتی دانشگاه؟
درسته، از آدم مغروری مثل تو چه انتظاری میشه داشت؟
باید خودخواه باشید، همهتون زیادی دلرحم هستید
نه، این دلرحمی نیست، حماقته
شما به خاطر پدر و مادر و بچههاتون فداکاری کردید
اینها همهش توهمه
آخر سر ببینید به چه روزی افتادید
نه تونستید کاری رو که میخواید انجام بدید و نه تونستید زندگیتون رو بچرخونید
شما فقط به خاطر اون فداکاریها، یه قلب پر از حس حقارت برای خودتون ساختید
این نه مهربونیه و نه حتی حماقت، بلکه خودِ حقارته
شما همهتون فقط همت کردید که ۱۰۰ جور بهانه جور کنید
و فرار کنید
از الان به بعد، دیگه هیچ جایی برای فرار نیست
همونطور که میبینید، اینجا پشتبومِ لبهی پرتگاهه
اما خب، اگه کسی هست که فکر میکنه اصلاً نمیتونه از پسش بربیاد
جلوی کسی رو نمیگیرم، فقط بذارید برید
این آخرین فرصتتون برای فرار کردنه
No comments yet. Be the first to leave one.