Первые 200 строк.
.استر
میخوای تحقیقات رو به
فراتر از روسیه گسترش بدی؟
اگه تحقیقات رو به کشورهای اطراف گسترش بدیم چی؟
مولداوی، اوکراین؟
اونموقع، احتمالات چقدره؟
من احتمالات پذیفته شدن رو پیشبینی .کردم که اگر از "الف" به کشور "ب" چقدره
اگه در نظر بگیریم "پ" از "الف" با "ب" برابر ..."پ" از "الف مثبت از "ب"
مارتین، چندتا؟
.به احتمال 3,243,593 رسیدیم
جوری که مین از سگ فروشی ...سگ میخرن من رو انتخاب کرده
میخوای چک دیانای انجام بدم؟
برای چی؟ تا سوالهای بیشتری پیدا بشه؟
من کیام؟ یه موجودیت شکل گرفته از .اون زن و طراحیهاش
.فقط باید مطابقت میدادم
کی همچین کاری میکنه؟
،اگه قرار باشه به سوالت جواب بدم .میتونم بگم که تو هم من رو شکل دادی
.نباید به من بگی چه حسی داری
.تو احساس نداری، مارتین
.من احساس ندارم
...تمومش کن
چی رو تموم کنم، استر؟
.تو نتیجهی طراحیهای منی
.در واقع، من و تو شبیه به همیم
.ما موجودیم
استر، باید بهت یادآوری بگم که به مراسم .سوزاندن مامانت رسیدگی کنی
استر؟
پائول؟
پائول؟
.دلم برات تنگ شده
.منم دلم برات تنگ شده
.من پیشتم اگه بهم نیاز داری
.ممنون
.فقط یکم بهم وقت بده
میدونی کجاست؟
.توی تراوش، فکر کنم. با مارتین
امیرعلی ، شقایق ترجمه از illusion , Dark AngeL
صبح بخیر، آقا. شما؟
.مأمور مورا. خدمات محافظت از کودکان
.میخوام پائول وانهو رو ببینم، لطفاً - مجوز دارید؟ -
من به نمایندگی از ادارهی وکلای منطقه .اومدم
.نیازی به داد زدن نیست
من داد نمیزنم، صدام رو بالا میبرم .چون گوش نمیدید
.هی! مشکلی نیست .خودم رسیدگی میکنم
مأمور مورا هستم. آقای پائول وانهو هستید؟ - .بله -
.به دلیل ناپدید شدن نیلز لارسن اومدم
.از مرکز ناپدید شده - .بله، گوش میکنم -
.میدونیم اون یکی از بتا تسترهای تراوشـه
میخوایم به موقعیت جیپیاس، که .در اطلاعات ایمپلنت قرار داره دسترسی پیدا کنیم
بذارید همینجا جلوتون رو بگیرم. شما مجوزی دارید، حکم؟
متأسفانه، اطلاعات ما به شدت .محرمانه هستن
داریم درمورد ناپدید شن یه شخص .زیر سن قانونی صحبت میکنیم
متأسفم، ولی مرکزی که پذیرفته بود .مسئوله
.نه ما - .این نشون دهندهی همکاری شماست -
منظورتون چیه؟ - .اشتباه برداشت نکنید -
یه تحقیقات جنایی درمورد مرگ .لئوپالد گولارد در جریانه
لوکاس آپرت ممکنه دستی در جریان ...داشته باشه. اون هم یکی از تسترهاست
تسترهای ما زندگیشون رو .هرطور بخوان ادامه میدن
.به ما ربطی نداره
.ولی ایمپلنت شما درون اونهاست
.و به خودشون مربوطه
.باور کنید. برمیگردم
...نه - !وایسا -
!کلیر! کلیر
!هی! هی! هی
چرا نیومدی؟
نمیفهمی که من دیگه نمیدونم کی هستم؟
.این چیزی رو تغییر نمیده - .همهچیز رو تغییر میده -
دیگه نمیدونم اون شخص توی جعبه .کی بود
.نذار چیزی که برامون مونده رو نابود کنه
.رویامون کاری بود که الان داریم میکنیم
.رویای من نبود
.فقط میخواستن شما دوتا رو نجات بدم
.من هیچکدوم از اینها رو نمیخواستم
.این بر پایهی دروغ ساخته شده
.بیولوژیکی بودی یا نه برام مهم نبود
.تو خواهرمی
.نه، نیستم
.استعفا میدم، پائول
.و تو هم باید همینکار رو بکنی
.قرار پدر بشی .تراوش آرزوته
.سلام، فقط خواستم یه حالی بپرسم
اوضاع با اون معلم ورزشت چطوره؟
خیلی کسلکننده نیست؟ میدونم بازیگر فوقالعادهای هستی، پس برو سراغش، خب؟
.یه کاری کن باور کنه که این عشق واقعیه .به محض اینکه تونستی باهام تماس بگیر
سلام، خوشگله، امشب میریم بیرون؟
.میبوسمت
.تونستی تماس بگیر
.سایمون، عاشقتم
.قسم میخورم، عاشقتم - .باشه تو راست میگی -
...وایسا
.میخوام دوباره انجامش بدم
.لوکاس، آنتونیام
.این سومین پیغامیه که برات میذارم
تصور میکنم حالت خیلی .خوب نیست ولی... هرچی
من هستم. اگه بهم نیاز داشتی. خب؟
.زنگ بزن
!بیا تو
.نمیخوام مزاحمت بشم، آنتونی - .نه، مزاحم نیستی -
.بیا تو، بیا تو
حالت چطوره؟
.توی یه کابوس دارم زندگی میکنم
.نه، نکن، لطفاً
.حالم از خودم بهم میخوره - چی داری میگی؟ -
.ممکنه به خاطر من مُرده باشه
.پلیسها کلی سوال ازم پرسیدن
چی داری میگی؟ .اون غرق شد
.هیچی یادم نمیاد، آنتونی نمیفهمی؟
.از هیچ راهی نمیتونم مطمئن بشم ...شاید بحثمون شد
.بسه. بس کن
.وقتی اومدی اینجا مست بودی
...دقیقاً
دقیقاً چی؟
تو قاتلی؟
.اینقدر نترس، لطفاً
.داری چرت میگی - .دارم عقلم رو از دست میدم -
.دارم عقلم رو از دست میدم .دارم عقلم رو از دست میدم
.دارم عقلم رو از دست میدم
!یالا، آنا
...سه، چهار، پنج، شش
!یالا، آنا
...آنا، برگرد، هفت، هشت، نه، ده
.یالا
!یالا، آنا
!یالا، آنا
.یالا! برگرد پیشمون
!خوبه
!نفس بکش
!آنا، نفس بکش
!نفس بکش
.آنا؟ صدام رو میشنوی؟ نفس بکش
.نفس بکش
تو اینجا چه غلطی میکنی؟
.علائم حیاتیت قطع شد
.جواب تماسهام رو نمیدادی
.پس، حتی الان، حق تصمیمگیری ندارم
چی شد؟
.به تو ربطی نداره
.گزارشات ضربان قلبت رو پاک کردم
.هیچکس نمیفهمه
.از شدت خوشحالیت خسته شدم - .گوش کن، باید قدرتت رو پس بگیری -
...فکر نمیکنم بدنت بتونه - !اینقدر همهچیز رو پزشکی نکن -
:شما یه چیز مهم رو فراموش کردید
.بعضی وقتها، عشق درد داره
این توی برنامهتون کجاست؟
چرا تو و استر ایمپلنت ندارید؟
.چون نمیتونیم هردوطرف باشیم - .شما هیچ جا نیستید -
.از برنامه خارجت میکنم
.الان، فقط میخوام از اینجا بری بیرون
.لطفاً
.گمشو بیرون
میخوای از اینجا بری؟ - بیرون از این اتاق؟ -
.نه، بیرون سیستم
برای چی؟
که توی خیابونها دست همدیگه رو بگیریم؟
فکر میکنی برای چی این همه زمان رو اینجا میگذرونی؟
.چون توی تخت کارت خوبه
.چون تنهایی
.شاید
.تنهام. توانایی عشق ورزیدن رو ندارم
یهجورایی برای مؤسس تراوش طعنهآمیزه، نه؟
اگه بهت بگم توانایی عشق ورزیدن رو داری چی؟
.تو من رو نمیشناسی
اگه عاشقت باشم چی؟
.پس تمومش میکنیم
پس، حالا مشروبخور شدی؟
.ممنون که اومدی
.وقتی پیامت رو گرفتم تعجب کردم
.فکر میکردم برای همیشه عصبانی بمونی
.میدونی، اونقدرها هم سرسخت نیستم
متوجه شم که بخشی ازش هم ...تقصیر خودمون بود، و
.کار کردن باهامون آسون نیست
.اینها رو میدونم
.خب، ممنون
.خوشحالم که این رو میشنوم
.خواهش میکنم
...راستش، ازت خواستم بیای اینجا، چون
میخوام بدونم دوباره به تراوش .برمیگردی یا نه
چی؟
.خب، انتظارش رو نداشتم
اشکال نداره بپرسم جریان اصلی چیه؟
.چون کاملاً درک نمیکنم
.استر میخواد استعفا بده ،بیلی میتونه از پس تسترها بربیاد
.ولی فقط تو میتونی از پس مارتین بربیای
.وایسا. مارتین بچهی استرـه
هیچکس غیر از استر اجازه نداره نزدیکش بشه. جریان چیه؟
مهم نیست که جریان چیه. خب؟
.اون ظرفیتش تکمیل شده. همین
.خب... نمیدونم چی بگم، پائول
.یکم وقت میخوام که بهش فکر کنم
.نه، نه، باید زود بهم بگی
...چند روز تا شروع کار زمان داریم
.میخوام همهچیز بینقص باشه
منظورت اینه که ممکنه استر برای شروع کار تراوش نیاد؟
.نه، نمیاد
گوش کن، من همین الانش قراردادت ،رو تنظیم کردم
دو برابر قیمتی که از پرفکتمچ میگیری .رو بهت پیشنهاد میکنم
پس، چی میگی؟
.خب، میگم، برای شروع یه نوشیدنی میخورم
.خوبه - میشه از همین بهم بدی، لطفاً؟ -
No comments yet. Be the first to leave one.