Christine

Christine

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Christine 2016 LIMITED 1080p BluRay x264-CADAVER
Christine 2016 LIMITED BDRip x264-CADAVER
Christine 2016 BRRip XviD AC3-EVO
Christine 2016 LIMITED BRRip XviD AC3-iFT
A Commentary by spring7
ارائه ای از رسانه کوچک LiLMedia.TV | spring7

Tags

bdrip
bdr
x264
BDR
Published on: 2018-05-21
Downloads: 39
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫بر اساس داستان واقعی

‫و برگشتیم، به زندگی رنگی، با ‫مصاحبه اختصاصیمون

‫با رئیس جمهور ایالات متحده امریکا، ‫ریچارد میلهوس نیکسون

‫آقای رئیس جمهور قبل از هر وقفه ای

‫ما در مدت رسیدگی به ‫اتهام، گفتگو کرده بودیم. ‫

‫و حدس میزنم همه ما شگفت زده ایم.

‫احساس شما در مورد توانایی شما در ‫دفاع از خودتون در مقابل اتهامات چیه؟

‫خب، شنیدن چیزی که ‫شما میخواین بگین خیلی جالبه، آقای رئیس جمهور

‫یه سوال خودمونی

‫این پارانویاست اگه واقعا ‫کسی دنبالتون باشه؟

‫زن: اگه میتونی همین الان بندازش ‫جلوی در. هی کریستین

‫- سلام ‫- زن: بخاطر چیزی معطلیم؟

‫نه، من... من فقط با خودم ‫یه چنتا نوار ضبط میکردم

‫زن:این یه ماشین چارگوش جدیده. ببخشید

‫- هی جین ‫-جین: بله؟

‫تو، تو خبر داشتی که من ‫این و وقتی انجام دادم که...

‫وقتی دارم مصاحبه میکنم ‫زیادی با موافقت سرم و تکون میدم؟

‫-نه، تو چطور میتونی خیلی موافق باشی؟ ‫- نمیدونم

‫حس کردم مجبورم

‫جین: من میخوام این مصاحبه رو ‫برای منطقه محلی آماده پخش کنم.

‫- میتونی به شروع فیلم یه نگاهی بندازی؟ ‫- آره

‫صدای فیلم خاموش شده

‫جین: بعد از اینکه کارمون اینجا تموم شد ‫توی استودیو لازمت دارم

‫- هی، کریس، این آماده پخشه؟ ‫-آره، اماده پخشه

‫- بسیار خب

‫- معدت هنوز اذیت میکنه؟ ‫- آره بخاطر استرسه

‫جین: من- من فکر میکنم ما بریم مقدمه ‫فیلم، و بعدش بریم واسه گرافیک،

‫و بعد بپریم به این.

‫ما به فیلم مقدمه نیاز نداریم. ‫ببرش

‫- مطمئنی؟ ‫- خوبه، خودش به اندازه کافی مطمئنه

‫تی وی:... حداقل واسه رای بذارش

‫چون تا زمانی که ما منتظر بودیم، ‫بچه هایی بودن که تحمل کردن

‫تمام رنج های فلوریدا رو...

‫استاپ، برگردون اولش

‫- چطور؟ ‫- این که lean-in ه، میخوام این و ببینم ‫(لین- این نام یک کتاب)

‫هی، من شگفت رده شده بودم

‫اگه بعد از اجرای امشب وقت داشتی ‫میتونی یه نگاهی بهش بندازی؟

‫من نصیحتت رو اجرا کردم. دارم سعی میکنم ‫یه داستان با هم ارائه کنیم

‫کریستین: ‫خب، من شیفت اختیاری ام.

‫و بعد شامف اما شاید فردا؟

‫- آره، بسیار خب ‫- باشه

‫تی وی:... یا حداقل برای رای بذارش

‫چون وقتی ما منتظر بودیم ‫بچه های بودن که داشتن رنج میکشیدن

‫کریستین: اینجا، همین جا ‫استاپ. دیدی؟

‫تو فکر نمیکنی اینجا... از روی اجباره؟

‫نه، خوبه، تو داری به اونا گوش میدی

‫تو خبر داشتی گیل گلای ‫مصنوعی گذاشته بود رو میز؟

‫- آره، مایک ازش خواسته بود ‫- مرد: وین!

‫کریستین: مثل اینکه ابریشم یا همچین چیزین

‫دستگاه خیلی گرون ما چطور ‫کار میکنه؟

‫آآآه، نمیدونم. هنوز توی جعبه ست

‫وقتی میخوای اجرا و پخشش کنی ‫بهم خبر بده که بدونم.

‫اگه کار نکنه، پولی بابتش نمیدم.

‫- خانم ها، جلسه، پنج دقیقه دیگه ‫- پنج دریافت شد

‫مرد: جدی گفتم

‫- جدی گفتم ‫- پنج دقیقه، خانم ها

‫استیو، دنیای تو چطور پیش میره؟

‫امشب تو نطر به اورلاندو طوفان میشه

‫ده ثانیه دیگه بود عالی میشد

‫باید منتظر رهبر باشه، پس، جورج

‫به درازی ده تا lean-in ه

‫و برای بقیه نمایش خیلی عالی درستشون کردم

‫مایک: باشه. کارت و ادامه بده

‫-اینم تموم شد ‫-اسمش آتش هست

‫کامیون وانت در جاده اورانگویل ‫دچار سانحه شد

‫-چابوک، تو میتونی بری اونجا؟ ‫-نه، متاسفم. من نمیتونم ‫(چابوک: کریستین چابوک گزارشگر امریکایی)

‫منظورت چیه که نمیتونی؟

‫من دارم رو قسمت بیمارستان کار میکنم. ‫زمان بیشتری میخوام

‫داری سر به سرم میذاری. من فکر کردم ‫اون و هفته پیش تموم کردی

‫اون قسمت اول بود

‫این وسواس روی قلمروت برای چیه؟

‫- این احمقانه ست ‫- نه این مهمه

‫مردم میتونن اونجا بمیرن.

‫مایک، این گزارش سپر بلاست ‫این شرم آوره

‫من خیلی واضح

‫یکی از کاراکتر های اساسی ‫منطقه بودم که درست حسابی جمعش کردم

‫تو همیشه خیلی خیلی رک بودی

‫بخاطر رک بودنت ممنون ‫این خیلی بی ادبانه ست

‫مایک: ما با این چیزا ‫اطرافمون زنده ایم.

‫رای گیری بدرد توالت میخوره

‫میدونی، من میتونم واقعا فرز باشم.

‫تمام فیلم ها به هر حال آماده نیستن.

‫- نباش ‫- مایک: از آکایز یاد بگیر

‫آکایز کار نمیکنه

‫کار میکنن، چابوک، ‫تو فقط یاد گرفتن از اونا رو قبول نمیکنی

‫تا اونجایی که یادم میاد، ‫همگی، اول سپتامبر

‫همگی در این اتاق، اول سپتامبر

‫همتون توی تقویمتون علامت بزنین

‫تمام ویدیوها آماده ن ‫هیچ عذری قبول نمیکنم

‫باشه؟ ‫باشه

‫مایک: هیچ عذری!

‫جین، اندازه رو گرفتی؟

‫-جین: نه،دارم روش کار میکنم ‫زن: مایک، باب پشت خطه

‫- باب، نمایندگی فورد باب؟ ‫- نه باب باب

‫- مالک محل ‫-مایک: لعنتی

‫بهش بگو بعدا میام

‫بهش بگو بهش زنگ میزنم

‫مایک، تو باید بری بهش برسی

‫شاید بهم تلفن زده که بیاد اینجا ‫و توی بدختیمون شریک بشه

‫جورج: باب اندرسون تشریف فرما میشن برای دیدنمون

‫یا همچین چیزی

‫درسته، اون با اسب تکشاخ ‫جابجا میشه یا فضا پیما؟

‫خیله خب، سریع، ورزش، کربای، برو ‫(کربای: سری بازی ویدیویی)

‫مرد: بیگودیت و بردار کربای ‫30 دقیقه وقت داریم

‫مرسی ‫...دو تا بازیکن خط حمله...

‫- مایک: دیگه هر کاری کردن بسه ‫- خوبه، مرسی گیل

‫- همینه، جورج

‫جورج در تلویزیون: در خبرهای دیگه

‫یه تصادف در 301 امروز صبح اتفاق افتاده

‫چه ساعتی کریستین رو روی خط ‫داریم؟ 5:20

‫تهیه کننده: ‫5،4، آماده... VC1 بگیر

‫جورج: الگوهای پرواز نامشخص از ‫یک مرغ ماهیخوار.

‫نتیجه ش میشه انباشتگی

‫خوشبختانه هیچ آسیبی ‫رو در پی نداشت

‫اما ترافیک باند جنوبی تمام راه های ‫به سمت سامرست را ساپورت میکنه.

‫شرایط رانندگی هم اکنون عادی ست

‫من نظرم عوض شد. ما باید یه فیلم از ‫محدوده خط شهری من اضافه کنیم

‫فکر نکنم بتونیم. ‫سه دقیقه دیگه روی آنتنیم

‫خدا لعنتش کنه. چابوک

‫- من انجامش میدم ‫- گرافیکش چطوره؟

‫نمیدونم. خوشم اومد.

‫جورج: جلسه ساعت 7:30 ‫بعد از ظهر بدون تاخیر شروع خواهد شد

‫و ما بیان کرده بودیم شیرینی و قهوه ‫سرو خواهد شد.

‫تهیه کننده: آماده، دوربین دو

‫جرج: و هم اکنون ‫اجازه بدین یه سر به استیو ترنر بزنیم

‫جین:بریم واسه هواشناسی

‫دو ثانیه وقت داری ‫بزن بریم

‫-تهیه کننده: دوربین دو قطع ‫- به جورج بگو کشش بده

‫به جورج بگو کشش بده. ‫دوربین دو، دو تصویره بگیر

‫واقعا طوفان های هفته گذشته ‫باعث زحمت شدن. نه؟

‫خب، مثل هر تکنولوژی دیگه ای ‫اینم پیچیدگی هایی داره

‫این فقط باعث میشه ‫مثل یه دروغگو به نظر بیایید. استیو

‫خب، من فکر میکنم بدونی که دروغگو نیستم ‫جورج

‫میخوام بهت نشون بدم یه شبه به یه ‫منطقه گرم پریدن، چه حسی داره.

‫- انگار جالبه. واقعا ‫- مطمئنا میتونه باشه.

‫تهیه کننده: دو... ‫- مثل همیشه...

‫مایک: VT1 بازه. خانم ها ‫هر چی هست اماده باشین

‫کریستین: خب

‫اینجا

‫حماقت من همین الانه. ‫همینه.

‫کریستین: دارم میرم. دریافت شد. دریافت شد

‫- بزن بریم ‫-باشه

‫جین:گرافیک رو روی VT1بیار ‫فیلمرو روی فیلم دو بیار.

‫TRT 35 ثانیه، صدا روی فیلم

‫برو به مصاحبه روی VT2 ‫- تهیه کننده: صدا روی فیلم

‫جورج: و هم اکنون، در یک نسخه ‫ویژه از خلاصه ساراسوتا سانکوست

‫در گزارش تحقیق از ‫گزارشگر کریستین چابوک

‫کریستین؟

‫ممنون جورج

‫و همونطور که میدونین، یه سری جدال وجود داشته

‫با چند تا از بیمارستان های ‫نزدیک لانگبوت کی(شهری در فلوریدا)

‫من با عضور انجمن شهرداری منطقه ‫رئیس جمهور تام دی اسپوزیتو ملاقات داشتم

‫و تعدادی مراکز حرفه ای سلامت محلی

‫برای مصاحبه انحصاری و صحبت در مورد اون

‫و چگونه با آنچه که ممکنه ‫بحران بزرگتری در ساراسوتا باشه، مساوی ست؟

‫یک بحران منطقه ای

‫تهیه کننده : پروژکتور دو

‫شما نمیتونین ببین، ‫اما من در روی خط ایستادم

‫که شهرهای ماناتی و ساراسوتا رو از هم جدا میکنه

‫همین الان یک پیشنهاد روی میز مجلس هست

‫برای اینکه خط مرزی رو 5 مایل بالا ببرند

‫که خانه بچه های طلوع خورشید و ‫دیگر امکاناتی مثل این

‫برای بیشتر سرمایه ایالت ها واجد شرایط باشه

‫هر چند، مذاکرات ‫مثل این خط راه آهن

‫داره به یک پایان مرده تبدیل میشه.

‫آقای دسپوزیتو، این پنجمین ‫بار مثل ماههای دیگه ست

‫که هدف دوباره قلمرو سازی قبل از اینکه به ‫هیات مدیره برسه از بین رفته است

‫برنامه شما اینه که دوباره سر این مساله رای ‫گیری به تعویق بیفته؟

‫پیام شما به ساکنین چیه؟

‫و کارکنان شما در ‫مرکز بچه های طلوع خورشید

‫و بچه هایی که در اون تحت مراقبتن؟

‫آهنگ anni از john denver

‫آره، سی سا، عزیزم؟

‫اگه اون عجیبه تو از کجا میدونی؟

‫منظورت چیه؟

‫خب، اگه تو اون و بشناسی

‫اما تو واقعا اون و نمیشناسی؟

‫خب بعدش؟

‫خانم تانگرین: خب، این یه سوال ‫گول زننده ست.سی سا عزیزم

‫اگه تو با اونا بیشتر از یکبار حرف بزنی، ‫دیگه اونا بیگانه نیستن

‫و این احتمالا خوب میشه

‫سی سا: خب ممنون. خانم تانگرین

‫خواهش میکنم. سی سا

‫ممنون بچه ها

‫ممنون. بچه ها

‫عالی بود. ‫میتونین از خانم تانگرین تشکر کنین؟

‫- بچه ها: ممنون خانم تانکرین ‫- بسیار خب، وقت شامه. همگی.

‫هی استیو، ‫امروز یه چیز خوب برات دارم

‫- تق تق ‫- کیه؟

‫- هری ‫- هری کیه؟

‫عجله کن و بذار بیام تو. ‫این بیرون خیلی سرده

‫بسیار خب، وقت شامه کیدو

‫خداحافظ خانم کریستین ‫- خداحافط استیون

‫- بازم ممنونم. کریستین ‫- اوه. خواهش میکنم

‫میدونی، من یکم داغون شده بودم

‫میدونم بیشتر اونا حتی محوطه رو ‫هم ترک نکردن. پس...

‫نه. این مفیده

‫- آره؟ ‫- آره

‫میراندا...

‫من ، ‫من این بودم...

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left