The first 200 lines.
بر اساس داستان واقعی
و برگشتیم، به زندگی رنگی، با مصاحبه اختصاصیمون
با رئیس جمهور ایالات متحده امریکا، ریچارد میلهوس نیکسون
آقای رئیس جمهور قبل از هر وقفه ای
ما در مدت رسیدگی به اتهام، گفتگو کرده بودیم.
و حدس میزنم همه ما شگفت زده ایم.
احساس شما در مورد توانایی شما در دفاع از خودتون در مقابل اتهامات چیه؟
خب، شنیدن چیزی که شما میخواین بگین خیلی جالبه، آقای رئیس جمهور
یه سوال خودمونی
این پارانویاست اگه واقعا کسی دنبالتون باشه؟
زن: اگه میتونی همین الان بندازش جلوی در. هی کریستین
- سلام - زن: بخاطر چیزی معطلیم؟
نه، من... من فقط با خودم یه چنتا نوار ضبط میکردم
زن:این یه ماشین چارگوش جدیده. ببخشید
- هی جین -جین: بله؟
تو، تو خبر داشتی که من این و وقتی انجام دادم که...
وقتی دارم مصاحبه میکنم زیادی با موافقت سرم و تکون میدم؟
-نه، تو چطور میتونی خیلی موافق باشی؟ - نمیدونم
حس کردم مجبورم
جین: من میخوام این مصاحبه رو برای منطقه محلی آماده پخش کنم.
- میتونی به شروع فیلم یه نگاهی بندازی؟ - آره
صدای فیلم خاموش شده
جین: بعد از اینکه کارمون اینجا تموم شد توی استودیو لازمت دارم
- هی، کریس، این آماده پخشه؟ -آره، اماده پخشه
- بسیار خب
- معدت هنوز اذیت میکنه؟ - آره بخاطر استرسه
جین: من- من فکر میکنم ما بریم مقدمه فیلم، و بعدش بریم واسه گرافیک،
و بعد بپریم به این.
ما به فیلم مقدمه نیاز نداریم. ببرش
- مطمئنی؟ - خوبه، خودش به اندازه کافی مطمئنه
تی وی:... حداقل واسه رای بذارش
چون تا زمانی که ما منتظر بودیم، بچه هایی بودن که تحمل کردن
تمام رنج های فلوریدا رو...
استاپ، برگردون اولش
- چطور؟ - این که lean-in ه، میخوام این و ببینم (لین- این نام یک کتاب)
هی، من شگفت رده شده بودم
اگه بعد از اجرای امشب وقت داشتی میتونی یه نگاهی بهش بندازی؟
من نصیحتت رو اجرا کردم. دارم سعی میکنم یه داستان با هم ارائه کنیم
کریستین: خب، من شیفت اختیاری ام.
و بعد شامف اما شاید فردا؟
- آره، بسیار خب - باشه
تی وی:... یا حداقل برای رای بذارش
چون وقتی ما منتظر بودیم بچه های بودن که داشتن رنج میکشیدن
کریستین: اینجا، همین جا استاپ. دیدی؟
تو فکر نمیکنی اینجا... از روی اجباره؟
نه، خوبه، تو داری به اونا گوش میدی
تو خبر داشتی گیل گلای مصنوعی گذاشته بود رو میز؟
- آره، مایک ازش خواسته بود - مرد: وین!
کریستین: مثل اینکه ابریشم یا همچین چیزین
دستگاه خیلی گرون ما چطور کار میکنه؟
آآآه، نمیدونم. هنوز توی جعبه ست
وقتی میخوای اجرا و پخشش کنی بهم خبر بده که بدونم.
اگه کار نکنه، پولی بابتش نمیدم.
- خانم ها، جلسه، پنج دقیقه دیگه - پنج دریافت شد
مرد: جدی گفتم
- جدی گفتم - پنج دقیقه، خانم ها
استیو، دنیای تو چطور پیش میره؟
امشب تو نطر به اورلاندو طوفان میشه
ده ثانیه دیگه بود عالی میشد
باید منتظر رهبر باشه، پس، جورج
به درازی ده تا lean-in ه
و برای بقیه نمایش خیلی عالی درستشون کردم
مایک: باشه. کارت و ادامه بده
-اینم تموم شد -اسمش آتش هست
کامیون وانت در جاده اورانگویل دچار سانحه شد
-چابوک، تو میتونی بری اونجا؟ -نه، متاسفم. من نمیتونم (چابوک: کریستین چابوک گزارشگر امریکایی)
منظورت چیه که نمیتونی؟
من دارم رو قسمت بیمارستان کار میکنم. زمان بیشتری میخوام
داری سر به سرم میذاری. من فکر کردم اون و هفته پیش تموم کردی
اون قسمت اول بود
این وسواس روی قلمروت برای چیه؟
- این احمقانه ست - نه این مهمه
مردم میتونن اونجا بمیرن.
مایک، این گزارش سپر بلاست این شرم آوره
من خیلی واضح
یکی از کاراکتر های اساسی منطقه بودم که درست حسابی جمعش کردم
تو همیشه خیلی خیلی رک بودی
بخاطر رک بودنت ممنون این خیلی بی ادبانه ست
مایک: ما با این چیزا اطرافمون زنده ایم.
رای گیری بدرد توالت میخوره
میدونی، من میتونم واقعا فرز باشم.
تمام فیلم ها به هر حال آماده نیستن.
- نباش - مایک: از آکایز یاد بگیر
آکایز کار نمیکنه
کار میکنن، چابوک، تو فقط یاد گرفتن از اونا رو قبول نمیکنی
تا اونجایی که یادم میاد، همگی، اول سپتامبر
همگی در این اتاق، اول سپتامبر
همتون توی تقویمتون علامت بزنین
تمام ویدیوها آماده ن هیچ عذری قبول نمیکنم
باشه؟ باشه
مایک: هیچ عذری!
جین، اندازه رو گرفتی؟
-جین: نه،دارم روش کار میکنم زن: مایک، باب پشت خطه
- باب، نمایندگی فورد باب؟ - نه باب باب
- مالک محل -مایک: لعنتی
بهش بگو بعدا میام
بهش بگو بهش زنگ میزنم
مایک، تو باید بری بهش برسی
شاید بهم تلفن زده که بیاد اینجا و توی بدختیمون شریک بشه
جورج: باب اندرسون تشریف فرما میشن برای دیدنمون
یا همچین چیزی
درسته، اون با اسب تکشاخ جابجا میشه یا فضا پیما؟
خیله خب، سریع، ورزش، کربای، برو (کربای: سری بازی ویدیویی)
مرد: بیگودیت و بردار کربای 30 دقیقه وقت داریم
مرسی ...دو تا بازیکن خط حمله...
- مایک: دیگه هر کاری کردن بسه - خوبه، مرسی گیل
- همینه، جورج
جورج در تلویزیون: در خبرهای دیگه
یه تصادف در 301 امروز صبح اتفاق افتاده
چه ساعتی کریستین رو روی خط داریم؟ 5:20
تهیه کننده: 5،4، آماده... VC1 بگیر
جورج: الگوهای پرواز نامشخص از یک مرغ ماهیخوار.
نتیجه ش میشه انباشتگی
خوشبختانه هیچ آسیبی رو در پی نداشت
اما ترافیک باند جنوبی تمام راه های به سمت سامرست را ساپورت میکنه.
شرایط رانندگی هم اکنون عادی ست
من نظرم عوض شد. ما باید یه فیلم از محدوده خط شهری من اضافه کنیم
فکر نکنم بتونیم. سه دقیقه دیگه روی آنتنیم
خدا لعنتش کنه. چابوک
- من انجامش میدم - گرافیکش چطوره؟
نمیدونم. خوشم اومد.
جورج: جلسه ساعت 7:30 بعد از ظهر بدون تاخیر شروع خواهد شد
و ما بیان کرده بودیم شیرینی و قهوه سرو خواهد شد.
تهیه کننده: آماده، دوربین دو
جرج: و هم اکنون اجازه بدین یه سر به استیو ترنر بزنیم
جین:بریم واسه هواشناسی
دو ثانیه وقت داری بزن بریم
-تهیه کننده: دوربین دو قطع - به جورج بگو کشش بده
به جورج بگو کشش بده. دوربین دو، دو تصویره بگیر
واقعا طوفان های هفته گذشته باعث زحمت شدن. نه؟
خب، مثل هر تکنولوژی دیگه ای اینم پیچیدگی هایی داره
این فقط باعث میشه مثل یه دروغگو به نظر بیایید. استیو
خب، من فکر میکنم بدونی که دروغگو نیستم جورج
میخوام بهت نشون بدم یه شبه به یه منطقه گرم پریدن، چه حسی داره.
- انگار جالبه. واقعا - مطمئنا میتونه باشه.
تهیه کننده: دو... - مثل همیشه...
مایک: VT1 بازه. خانم ها هر چی هست اماده باشین
کریستین: خب
اینجا
حماقت من همین الانه. همینه.
کریستین: دارم میرم. دریافت شد. دریافت شد
- بزن بریم -باشه
جین:گرافیک رو روی VT1بیار فیلمرو روی فیلم دو بیار.
TRT 35 ثانیه، صدا روی فیلم
برو به مصاحبه روی VT2 - تهیه کننده: صدا روی فیلم
جورج: و هم اکنون، در یک نسخه ویژه از خلاصه ساراسوتا سانکوست
در گزارش تحقیق از گزارشگر کریستین چابوک
کریستین؟
ممنون جورج
و همونطور که میدونین، یه سری جدال وجود داشته
با چند تا از بیمارستان های نزدیک لانگبوت کی(شهری در فلوریدا)
من با عضور انجمن شهرداری منطقه رئیس جمهور تام دی اسپوزیتو ملاقات داشتم
و تعدادی مراکز حرفه ای سلامت محلی
برای مصاحبه انحصاری و صحبت در مورد اون
و چگونه با آنچه که ممکنه بحران بزرگتری در ساراسوتا باشه، مساوی ست؟
یک بحران منطقه ای
تهیه کننده : پروژکتور دو
شما نمیتونین ببین، اما من در روی خط ایستادم
که شهرهای ماناتی و ساراسوتا رو از هم جدا میکنه
همین الان یک پیشنهاد روی میز مجلس هست
برای اینکه خط مرزی رو 5 مایل بالا ببرند
که خانه بچه های طلوع خورشید و دیگر امکاناتی مثل این
برای بیشتر سرمایه ایالت ها واجد شرایط باشه
هر چند، مذاکرات مثل این خط راه آهن
داره به یک پایان مرده تبدیل میشه.
آقای دسپوزیتو، این پنجمین بار مثل ماههای دیگه ست
که هدف دوباره قلمرو سازی قبل از اینکه به هیات مدیره برسه از بین رفته است
برنامه شما اینه که دوباره سر این مساله رای گیری به تعویق بیفته؟
پیام شما به ساکنین چیه؟
و کارکنان شما در مرکز بچه های طلوع خورشید
و بچه هایی که در اون تحت مراقبتن؟
آهنگ anni از john denver
آره، سی سا، عزیزم؟
اگه اون عجیبه تو از کجا میدونی؟
منظورت چیه؟
خب، اگه تو اون و بشناسی
اما تو واقعا اون و نمیشناسی؟
خب بعدش؟
خانم تانگرین: خب، این یه سوال گول زننده ست.سی سا عزیزم
اگه تو با اونا بیشتر از یکبار حرف بزنی، دیگه اونا بیگانه نیستن
و این احتمالا خوب میشه
سی سا: خب ممنون. خانم تانگرین
خواهش میکنم. سی سا
ممنون بچه ها
ممنون. بچه ها
عالی بود. میتونین از خانم تانگرین تشکر کنین؟
- بچه ها: ممنون خانم تانکرین - بسیار خب، وقت شامه. همگی.
هی استیو، امروز یه چیز خوب برات دارم
- تق تق - کیه؟
- هری - هری کیه؟
عجله کن و بذار بیام تو. این بیرون خیلی سرده
بسیار خب، وقت شامه کیدو
خداحافظ خانم کریستین - خداحافط استیون
- بازم ممنونم. کریستین - اوه. خواهش میکنم
میدونی، من یکم داغون شده بودم
میدونم بیشتر اونا حتی محوطه رو هم ترک نکردن. پس...
نه. این مفیده
- آره؟ - آره
میراندا...
من ، من این بودم...
No comments yet. Be the first to leave one.