Ice Road: Vengeance

Ice Road: Vengeance

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Ice Road Vengeance 2025 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264
A Commentary by HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی 🔴

Tags

webdl
professional_translation
Published on: 2025-07-01
Downloads: 158
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫« نیدلز » ‫« پارک ایالتی بلک‌هیلز، داکوتای جنوبی »

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫وای نه

‫گندش بزنن!

‫ولی به بالا رفتن ادامه دادی؟

‫بدون طناب ایمنی؟

‫درسته. آره

‫چیزی در مورد این می‌دونی، مایک؟ ‫« پشت سر گذاشتن احساس گناه بازمانده »

‫« پشت سر گذاشتن احساس گناه بازمانده »

‫- در... در موردش شنیدم ‫- از عنوانش مشخصه

‫برادرت فوت کرد

‫ته دلت آرزو می‌کنی تو جای اون می‌مردی ‫ولی نمی‌تونی در موردش حرف بزنی

‫و این باعث...

‫یه سری رفتارها میشه

‫مثل بالا رفتن از "نیدلز" بدون طناب

‫یه نمونه‌ش همینه، آره

‫باید این قضیه رو پشت سر بذاری

‫برات دو تا دارو می‌نویسم

‫یکی برای کاهش اضطراب ‫و یه قرص خواب برای وقتایی که نیاز داری

‫بروشور رو می‌خوام ‫ولی دارو نمی‌خوام

‫در موردش می‌خونم

‫ممنون دکتر

‫- کارمون تموم شد، آقای مک‌کن ‫- ممنون بچه‌ها

‫بیاین بریم

‫کیلی

‫« مــایــک »

‫من، جان مک‌کن ‫اهل مینوت ایالت داکوتای شمالی

‫این رو به عنوان آخرین وصیتم اعلام می‌کنم

‫در صورت مرگ ‫بدین وسیله درخواست می‌کنم جسدم سوزانده بشه

‫و خاکسترم بر روی کوه اورست پخش بشه

‫اگر نتونم در زمان حیاتم به اونجا برسم ‫پس از مرگ به اونجا میرم

‫« کاتماندو »

‫« مبدأ: مینوت، داکوتای شمالی » ‫« مقصد: کاتماندو، نپال »

‫« جستجو برای پروازها »

‫« جـاده‌ی یـخـی: انـتـقـام »

‫« صد و چهل و هفت کیلومتری شمال کاتماندو »

‫شک نکنین

‫انرژی برق‌آبی...

‫مسیر پیشرفته

‫راه رسیدن به آینده‌ست

‫و با رضایت شما...

‫این سد 4 هزار مگاوات ‫انرژی برق‌آبی برای صنایع تولید می‌کنه

‫و صنایع...

‫شغل به‌همراه میارن

‫و همه‌ی شما در جای دیگه‌ای ‫اسکان داده میشین

‫آره درست میگی، جناب! ‫توی زاغه‌ها!

‫که توی بیگارخونه کار کنیم ‫و برای اروپایی‌ها آیفون بسازیم

‫بیاین نظر خانواده‌ای که اولین جاده ‫و نصف شهر رو ساختن رو بپرسیم

‫بیاین نظر یکی از اعضای ‫خانواده‌ی "رای" رو بشنویم

‫بله حتماً

‫آقای رای، لطفاً تشریف بیارین بالا

‫آره، آره

‫پدرم به نمایندگی از خانواده‌مون ‫صحبت می‌کنه، خودتون که می‌دونین

‫فقط یکم دیر کرده

‫آقای یاش، برای ساخت سد خودش...

‫مبلغ سخاوتمندانه‌ای رو برای خریدن ‫"زمین‌های زندگی" پیشنهاد داده که...

‫بر اساس قانون واگذاری اراضی سال 1994 ‫به خانواده‌ی من داده شد

‫و این شامل حال پسرم هم میشه ‫که اون هم دیر کرده

‫امیدوارم برای مراسم ختم خودش دیر نرسه

‫خب...

‫سد...

‫یا رودخونه، ها؟

‫سوال خیلی ساده‌ایه، مگه نه؟

‫ما مردم خیلی ساده‌ای هستیم

‫کسایی هستن که می‌خوان ‫سد ساخته بشه. آره

‫ولی ما...

‫همه‌ی ما...

‫به رودخونه‌مون احتیاج داریم، مگه نه؟

‫برای... برای چای درست کردن ‫و برای... حمام کردن...

‫و برای آبیاری محصولات‌مون

‫اگر الان ازش دست بکشیم...

‫چیزی فراتر از رودخونه‌مون رو ‫از دست میدیم

‫ارتباطمون با اجدادمون قطع میشه

‫وحدت‌مون رو با این سرزمین از دست میدیم

‫و دیگه هرگز طعم آب مقدس‌مون رو نخواهیم چشید

‫صبح بخیر. پلیس نپال، بفرمایید

‫یه حادثه توی جاده‌ی بالای دره پیش اومده

‫توی مسیر شرقی

‫ویجی، کجا بودی؟

‫- اینجا رو ببین. گوش کن! گوش کن ‫- بابابزرگ مُرده

‫اتوبوسش توی جاده‌ی شرقی ‫پرت شد توی دره

‫پلیس داره میگه حادثه بوده

‫- کی قضیه رو می‌دونه؟ ‫- مردم تازه دارن خبردار میشن

‫بعدش نوبت ماست، بابا ‫"رودرا یاش" شما رو می‌کشه

‫بعدش هم منو می‌کشه

‫بهش... بهش اجازه نمیدیم

‫خیلی‌خب. بیا بریم

‫یه لحظه وایسین، ممنون

‫خیلی‌خب، بفرمایید

‫بفرمایید

‫این چیه؟

‫جسد برادرمه

‫بقایای انسانی باید توی ‫یه ظرف مورد تایید تی‌اس‌ای حمل بشن ‫(اداره‌ی امنیت ترابری)

‫مسافرین محترم، عصر شما بخیر

‫اطلاع داشته باشید که پرواز...

‫- گندش بزنن ‫- ای‌بی304 به مقصد کاتماندو

‫- هم‌اکنون درحال مسافرگیری می‌باشد ‫- ببخشید داداش

‫سلام عرض شد

‫بالاخره تشریف آورد

‫- خوشتیپ شدی ‫- آره، مطمئنم اینو به همه‌ی پسرا میگی

‫مدارکت رو آوردی؟

‫آره

‫اولین ماه قراره برم ‫یه جایی شمال عراق به اسم فلوجه

‫مگه تمام درگیری‌ها شمال عراق نیست؟

‫من مکانیکم، داداش

‫تنها درگیری که قراره داشته باشم ‫با منیفولدهای زنگ‌زده‌ی هامره

‫هی، ناسلامتی داداش کوچیکمی. نگرانتم

‫یالا، راه بیفت بریم ‫نمی‌خوام دیر کنم

‫وقتی برگشتم، از اورست بالا میریم

‫بعد با کامیون خودمون شروع به کار می‌کنیم

‫دوستت دارم، مایک

‫اونجا مراقب خودت باش

‫باشه

‫راستی...

‫بیا، مجبورمون می‌کنن وصیت بنویسیم ‫ولی وقتی برگشتم پاره‌ش می‌کنم

‫خانم‌ها و آقایون، کاپیتان‌تون هستم

‫تقریباً تا 30 دقیقه‌ی دیگه

‫در فرودگاه کاتماندو به زمین خواهیم نشست

‫اگر از پنجره‌های سمت چپ ‫بیرون رو نگاه کنید

‫اورست، بلندترین کوه دنیا رو خواهید دید

‫آب‌و‌هوای کاتماندو صاف و آفتابیه

‫دوباره از طرف خدمه‌ی پرواز

‫از شما تشکر می‌کنم ‫که ما رو برای پرواز انتخاب کردید

‫امیدوارم از پروازتون لذت برده باشید ‫ممنونم

‫سلام، آره

‫استار!

‫استار!

‫به کاتماندو خوش اومدی

‫- بابا ‫- بیا بریم

‫مرکز شهر کدوم سمته؟

‫برای پیاده رفتن خیلی دوره ‫خیلی دوره

‫- چقدر راهه؟ ‫- خیلی دوره. خیلی دوره

‫ممنون آقایون

‫می‌تونم همین الان ببرمت شهر

‫- عه! خوب خوابیدین، آقای مک‌کن؟ ‫- سلام

‫- خیلی. ممنون ‫- چه کمکی از دستم برمیاد؟

‫هماهنگ کرده بودم یه راهنما ‫منو ببره اردوگاه اصلی اورست

‫یه آقایی به اسم "دنی ینگ‌چن"

‫من "دنی"ـم

‫« راهنمای کوهستان » ‫« دنی ینگ‌چن »

‫دنی. متوجه شدم

‫معذرت می‌خوام

‫ظرف خاکستر همراهته؟

‫آره

‫اول شما بفرمایید

‫- اولین باره میای کاتماندو؟ ‫- اولین باره، آره

‫آمریکایی‌ها یا عاشق اینجا میشن ‫یا ازش متنفر میشن

‫من که عاشقشم

‫منم همینطور

‫تو هندو هستی؟

‫نه

‫بودایی هستم

‫- تو چی؟ ‫- کاتولیک مرتد شده‌م

‫امیدی بهم هست؟

‫همه‌مون فرزندان خداییم، آقای مک‌کن

‫مایک صدام کن...

‫لطفاً

‫مایک. باشه

‫آژانس خدمات راهنمایی گفت شرپا هستی ‫(مردم بومی اهل نپال)

‫یه رگه‌م شرپاست

‫یه رگه‌ی دیگه‌م مالزیاییه

‫چند بار صعود کردی؟

‫- از کوه اورست؟ ‫- آره

‫ده بار

‫ده بار. عجب

‫تحسین‌برانگیزه

‫به‌نظرت من از پسش برمیام؟

‫اگر تمرین کنی آره

‫و منم کپسول اکسیژنت رو برات حمل کنم

‫باشه

‫توی ارتش خدمت کردی؟

‫نه، نه. برادرم ارتشی بود

‫- همم ‫- تو چی؟

‫آره

‫و حالا با خبری فوری ‫از عراق در خدمت شما هستیم

‫که پس از چندین حمله در منطقه ‫درگیری‌ها بالا گرفته

‫اواخر دیروز بعدازظهر ‫یک پایگاه نظامی آمریکا مورد حمله قرار گرفت

‫برای اطلاعات بیشتر ‫به سراغ کیتلین دکس میریم

‫این هشتمین روز متوالی‌ست

‫که شاهد درگیری‌های شدید ‫در حومه‌ی فلوجه هستیم

‫گروهبان، این خودروی لامصب رو از اینجا ببر!

‫دارم سعیمو می‌کنم، سروان!

‫چی شد؟

‫یه گلوله‌ی پرشتاب به سرش اصابت کرد

‫مایک

‫هی، مایک

‫رسیدیم

‫عه، چه سریع

‫ازش راضی هستی؟

‫بله خانم

‫آره

‫بیا بریم

‫- سلام اسپایک ‫- عه، دنی، عشق زندگیم

‫بازم داری میری "پاتوق سر ادموند"؟ ‫(کوه اورست)

‫- اونجا نرم کجا برم؟ ‫- خب بفرما بشین

‫به‌زودی جا گیرت نمیاد

‫- سلام، مایک هستم ‫- اسپایک هستم، از دیدنت خوشبختم رفیق

‫- همچنین ‫- سوار شو

‫اینا هم اومدن

‫- اردوگاه اصلی اورست تو ارتفاع 5450 متریه ‫- سلام

More Farsi Persian subtitles for Ice Road: Vengeance

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left