The first 200 lines.
فیلمی از شوچیکو
سه عشق
تهیهکننده کوزو کوبو
فیلمبردار هاروجی اینوئه
موسیقی چوجی کینوشیتا
با بازی
ایسوزو یامادا
کیکو کیشی
کو میشیما، یونوسوکه ایتو
ایسائو یاماگاتا، شوجی موری
شینیچی هیموری، یوکو موچیزوکی
موتسوکو ساکورا، ایتارو شیندو
ایچیرو هوسویا
نویسنده و کارگردان ماساکی کوبایاشی
در همه زمانها و همه جاها
فقط آدمایی که صادقانه و جدی زندگی میکنن
به خوشبختی واقعی میرسن
میخوام ستایش کنم
و ترانهای از شادی بخونم
برای شادیای که از تلخی و غم زندگی میاد
سردت شده؟ بادش سرده
اِ؟ چی شده فومی؟
اگه خیلی غصه بخوری
برای ایکوجیرو سخت میشه
دارم به پدر فوتشدهش فکر میکنم
خیلی ایکوجیرو رو دوست داشت
اون این فلوت رو بهش داد و یادش داد چطور بنوازه
اگه ببینه یکی دیگه داره بزرگش میکنه، ناراحت میشه
این حرفا رو نزن
تقریبا همه اهالی روستا دارن از گشنگی میمیرن
تو هم که تنهایی
با پنج تا بچه برای بزرگ کردن
الان یه دهن کمتر برای غذا دادن داری
ایکوجیرو، پسر خوبی باش و سخت کار کن
هر از گاهی بهت سر میزنم
ایکوجیرو
داره وانمود میکنه قویه همین نگرانم میکنه
جای نگرانی نیست
میدونه چیکار کنه
دوست پیدا میکنه
کمکم عادت میکنه درسته پسر؟
پسر، میخوای سوار شی؟
نگاه کن
همسن ایکوجیروئه
دیدی؟
دوست پیدا کرد
هی پسر! بیا بالا
پسر
چند سالته؟
من پروانه
من پروانهام
خودشه؟ باهوش به نظر میاد
ایکوجیرو، سلام کن
اشکالی نداره
خانم، اینا خانواده ماتسودان
مثل یکی از خودمون باهاش رفتار میکنیم پس نگران نباشین
خیلی ممنونم
آقا، قول داده بودین
که بفرستینش مدرسه، درسته؟
من مسئول امور رفاه هستم
حتما میره مدرسه
- نگران نباش - بله
ایکوجیرو، همونی بود که گفتم، نه؟
ما همین الانم کارگر زیاد داریم
شاید به عنوان شاگرد ازش کار بکشن
بله، از قبل میدونستم
فقط مهم اینه که بره مدرسه
درسته؟
ایکوجیرو
اینجام
- چطور بود؟ - معلمها رفته بودن
فقط سرایدار بود
- جا پیدا کردی؟ - آره
شما معلمی هستین که از توکیو اومده؟
مثل بچهها شدی
وقتی بچه بودم عاشق این بودم
- زود باش - باشه
- با سرایدار حرف زدی؟ - آره
گفت منو برسونه ولی گفتم نه
- باید میذاشتی - داشت هیزم میشکست
چی اینقدر خندهداره؟
دلم میخواست
با من میومدی
چی
من چی هستم؟
من پروانهام؟
من خرگوشم؟
اصلا نمیفهممت
حالا بخور
گریه
گریه؟
پرنده؟
رو تپه پرواز میکرد؟
اسب
اسب؟
- سوار شد - سوار شد؟ کی؟
- گریه کرد - اسب گریه کرد؟
فهمیدم
- فلوت میزد؟ - فلوت؟
فلوت
یه نفر سوار اسب بود و فلوت میزد
درسته؟
من امروز فلوت بودم؟
من فلوت
مامان اسبه. سوار من شو
خورشید غروب میکنه...
توی دشتای گل کلزا.
کوه دوردست...
توی مه گم شده.
باد بهاری میوزه،
و آسمون صافه.
ماه دم غروب...
کم رنگه.
چیکار میکنی؟ فلوت من
پسش بده
پسش بده! پسش بده
پسش بده
هیتا! هیتا! هیتا
کجا میری هیتا؟ خیلی داغون شدی
با این وضع نمیری بهشت
چیکار میکنی؟
قبر دوستمه اون به بهشت نمیره
قبر سار. اوه
همه دوستای من تو بهشتن
ببخشید. قبر دوستته؟
- آره - ببخشید
- اینا رو خودت درست کردی؟ - آره! با پدر یاسوگی
نمردن دارن تو بهشت پرواز میکنن
فهمیدم
اونجا کلی کبوتره
منم میرم اونجا
- تو هم میری؟ - آره
خوبه که بهشت داری
اگه این کارو بکنم میتونم برم پدر یاسوگی اینو میگه
- اینو؟ - آره
تاناکا
- دکتر چی گفت؟ - چیز مهمی نیست
- مهم نیست؟ - فقط خسته ام
فکر نکنم
- نوبویوکی - خودم ازش میپرسم
چرا نگفتی مریضی؟ با این حال باز کار میکنی
نمیخوام نگران بشی
چرا نگران نباشم؟
باید نگران باشم
تو حمایتم کردی و سلامتیتو از دست دادی
چقدر بیفکر بودم
من فقط نقاشی میکنم
تنها چیزی که دارم بهت بدم اینکه بگم دوستت دارم
ولی
میخوام نقاشی کنی
میدونم
قدردانتم
ولی الان تو مریضی
من الان
به درد نمیخورم
حرف مفت نزن
میچیکو، ما فقط همدیگه رو داریم
باید به هم کمک کنیم
من میرم سر کار
اگه استراحت کنی خوب میشی
هر وقت بخوام میتونم نقاشی کنم وقتی خوب شدی
با هم ازدواج میکنیم
- مبارکه - ممنون
- خیلی خوشگلی - خوشبخت بشین
- خوشبخت باشین - سالم باشین
- سالم باشین - خوشگلی
بچه خوبی باش! ساکت باش
چیکار میکنی یاسوکو؟
هی خانوم بچه هات خیلی سر و صدا میکنن
کاریش نمیشه
خوش اومدی
این وقت شب نباید میومدی
تبم قطع شده، حالم خوبه
خوبه
- ولی آروم باش - باشه
خیلی به هم ریخته ست
خب، یه ماهه داری کار میکنی
- بالشت - ولش کن
میخواستم یه سر بهت بزنم ولی خسته ام
اینم چند تا سیب
- لازم ندارم - برات خوبه
ممنون
چیزی خوردی؟
نه
عالیه
همین الان درستش کردم
ظرف غذا
مرسی
خیلی گشنمه
الان میخورمش
- یه سیب بخور - باشه
چی رو نگاه میکنی؟
خیلی لاغر شدی
نه. فقط ریشه
- حالا بخور - باشه
خودمم چاق شدم
ممنون بابت همه چی
خیلی خوشحالم
دختر احمق
نوبویوکی
No comments yet. Be the first to leave one.