The first 200 lines.
رسیدیم!
چه خبر رفقا؟
خوش اومدین دوباره.
ممنونم مرسی.
آوا!
فکر میکنی این بار هم ازش میترسه که باهاش حرف بزنه؟
اوه، وای، وای، وای، وای، وای.
من که نمیترسم.
آره، هرچی تو بگی رفیق.
چی؟
آوا؟
سلام.
- سلام. - چطوری؟
وای خدای من!
- هی، همه تون! - هی، بچه ها!
کی میخواد گوشت منو بزنه؟
آره، خوشتون اومد؟
اوه خدای من.
این واقعاً شبیه شماهاست.
چی بگم؟
چطور میتونم با یه آلت کلفت رقابت کنم؟
اوهو، چقدر باهوش.
خیلی باهوشی، رفیق.
چطور نفهمید چقدر باهوشی؟
میرم دستشویی.
گفت دستشویی؟
- هی کانر. - آلت گندهت خیلی بامزه است.
دقیقاً از اون مدل پسرایی هستی که دوست دارم.
هی، کانر.
واقعاً دلم میخواد یه بار با یه چوب کلفت مغزتو له کنم.
اوه، سلام؟
اوه، شما هم یکی از سورپرایزای کانری؟
برای مهمونی اومدی؟
چی؟
چی؟ درست گفتم؟
چه خبره؟
برو کنار.
اریک؟
نه، نه، نه.
نه، نه.
داری چیکار میکنی؟ یه کاری بکن!
بهش کمک کن!
چرا داری فقط نگاش میکنی؟
یه کاری بکن! یه کاری بکن!
بانوان و آقایان، دختران و پسران، دوباره آن موقع از
سال فرا رسیده است.
شب هالووین فرا رسیده، شبی پر از
هیجان و دلهره.
من میزبان شما، دیجی جک هستم، و راهنمای شما در میان
برنامه ی ترسناکمان خواهیم بود
امشب براتون پخش کنیم.
پس شمعهاتون رو روشن کنید، جاروهای جادوییتون رو بردارید،
و جا خوش کنید، چون ما این آهنگهای قدیمیِ
ترسناک رو تمام شب پخش میکنیم.
میتونم کمکی کنم؟
باشه.
میخوام برام یه کارت انتخاب کنی؟
ممنونم.
خب، ام... شب چطوره؟
اوه، این چیه؟
کارت توئه؟
لعنتی. نه، اون نیست.
هایا، ایا، ایا، ایا!
داری چیکار میکنی؟
داری چیکار میکنی؟
دنبال نانچاکوهای منم.
اینجا نیستن. کمد کنار تختت رو گشتی؟
نه. چرا اون شکلی شدی؟
اوووم، ما داریم میریم برای قاشقزنی.
- من با لیندسی میرم. - زو، دیرمون شد.
- اوه. - بریم.
زو، وایسا.
زو.
زو، کیفهات کجاست؟
مکس، کلیدهامو ندیدی؟ قسم میخورم من--
داری میری بیرون؟
اوه، فکر کردم دارم با شماها میام.
اوه، عزیزم.
فکر نمیکنی یه کم داری بزرگ میشی؟
نمیدونم.
میدونی، اگه یه پسر از مدرسه تو این لباس ببیندت چی؟
مگه اشکالی داره؟
مامان، من آمادهام.
ببین، من باید خواهرت رو ببرم دوستش رو بیارم.
چرا با چندتا از دوستات بیرون نمیری؟
چون اون دوستی نداره.
زو.
البته، کاپشنت کجاست؟
ببین، چرا فقط...
یه کم فیلم ترسناک یا یه چیزی نمیبینی؟
باشه؟ من دیرتر میام.
بیا زو. بریم.
بیا مکس.
خواهش میکنم.
خواهش میکنم، من کاری نکردم.
لعنتی چی شده بهت؟
من کاری نکردم.
لطفاً.
لطفاً.
کمک!
کمک!
شب همگی خوش خانمها و آقایون.
من دیجی جک، میزبان حقیر شما هستم، و به نظر میاد
جشنهای هالووین حسابی گرفته و همه جا برقرار باشه.
فقط یه یادآوری کوچیک دوستانه به همهٔ ارواح و شیاطینم
اون بیرون، حواستون به خودتون باشه، دوستان.
هیچوقت نمیدونید کدوم یکی از ما قابل اعتماده.
اگه از ارواح و اجنه میترسید
کمکت کردم یا نه؟
اِم...
اگه هنوز داری فکر میکنی، میتونم برگردم.
باشه.
منو میشناسی؟
تو دبیرستان وستوود میری؟
آره.
فکر کردم آشنا میای.
خب چی میتونی برام بیاری؟
کلاس مثلثات.
چی؟
هیچی. ببخشید.
فقط اینه که ما توی یه کلاس مثلثاتیم.
درسته.
تو همون دختر ساکتی هستی که همیشه تنها مینشست.
- مکس. - مکس. آره.
چند سالته اصلاً؟
- ۱۵. - لعنتی.
یه دانشآموز سال دوم که توی کلاس سال آخره؟
حتماً خیلی باهوشی.
نمیدونم.
این... این لباس توئه؟
آره. من-- خودم درستش کردم.
آره. معلوم بود.
چیزی برات بیارم؟
اِم،
یه چیزبرگر؟
یه چیزبرگر برای مکس جادویی.
ممنون. من-- خودم درستش کردم.
اوه، اینو بلدم.
رو به بالاست.
بفرما.
وقتی ازم خواستی کارت رو بذارم تو دسته، دسته وارونه بود
و فقط کارت بالایی برگشته بود.
به این ترتیب وقتی اونا رو پهن میکنی،
کارت من تنها کارتیه که رو به بالاست.
خیلی باحاله.
ولی معمولاً، اون برگردوندن رو موقع نگه داشتن دسته
پشت کمرت انجام میدی.
این یعنی باید خیلی سریع اون کارت بالایی رو برمیگردوندی
به حالت اول.
با دستکش؟ خیلی خوبه.
ببخشید.
ام، میتونم یکیشو بهتون نشون بدم؟
من مکس هستم، راستی.
اسمش «دوقلوی جهنده»ـه.
قبلاً دیدیش؟
راستش، بیشترش فقط تردستی
و حفظ کردنه.
من... من داشتم تمرین میکردم.
چقدر احمقی.
منظورم اینه که، بابا، باید چیکار میکردم، باهاش میجنگیدم؟
- بشکنیمش، - رفیق دیسکو: اَه، اینو ببین.
میخوام رودههاشو ببینم.
اَه، باشه.
بچه لوس شدی؟
وای، باحال بود.
منظورم اینه که، بیاین، شما کجا بودین؟ هان؟
منظورم اینه که، این لباس کمکی بهت نمیکنه.
- هی، وایسا. - بگیرش، بگیرش. بگیرش.
هی، لعنتی، لعنت بهت.
اوه، خوب بود.
خب، پس خونه این طرفیه یا...
شماها میدونین کجا داریم میریم؟
هی، بهش دست بزن. بهش دست بزن.
باهاش در نیفتین.
هیس. ساکت شین.
- انجام نمیدی. - ببینیم اینجا چی داریم.
اوه، خدای من.
اوه، خدایا.
مسیح.
- زندهست. - اوه خدای من.
ببخشید رفیق، من، اِم...
- اِم... - عجیبه.
هوم.
- سلام. - اوه.
- اوه. - چه خبره؟
هالووین مبارک.
اوه، یه شعبدهبازی.
- یکی رو انتخاب کن، یکی رو انتخاب کن. - اوه.
اوه.
بذار ببینم.
هوم.
یه دونه خوب بردار.
- باشه. - باشه، باشه.
بذار ببینم چی داری.
تازه بیدار شدم، آماده یه شعبدهبازیام.
براش رول طبل بزنیم؟
دَن دَن دَن.
- محاله. - لحظه حقیقت.
- اوه. - اوه. من نه.
آره، باید بیشتر تمرین کنی، رفیق. اون این نبود.
No comments yet. Be the first to leave one.