The first 200 lines.
من در حال فرو رفتن بودهام
از آن روز به بعد.
خیلی تاریک
خیلی سرده
کسی این اطراف نیست
بدون نور
هیچی.
عمیقتر و عمیقتر
پایین...
داشتم غرق میشدم
زنگ هشدارت داره به صدا درمیاد!
همه مزخرفات رو هم اونجا قایم کن!
از شر هر چیزی که به نظر میرسد خلاص شوید .
هی! مواظب باش کجا داری میری!
متاسفم.
هی، هی!
چرا بعضی وقتا یه غذای درست و حسابی نمیخوری دختر؟
فردا آخرین مهلت برای انجام این کار است.
دقیقاً یک سال از زمانی که دارول روی زمین ظاهر شد.
و با این حال، چیزهای زیادی در مورد این موجود عظیم الجثه ناشناخته است
از جمله اینکه از کجا آمده است در کیهان
و چرا زمین را انتخاب کرد؟
خسارت تا شعاع ۲۰ کیلومتری گسترش یافته است،
و بسیاری هنوز در پناهگاهها زندگی میکنند
چه در داخل استان و چه در خارج از استان...
لعنت بهش!
فقط یه فرصت دیگه بهم بده. بیا دیگه، لطفا.
اوه، صبر کن. هی، کریستینا!
با این سرعت هیچوقت برنده نمیشی
شما نمیتوانید تنها به غرایز خود تکیه کنید.
صبح بخیر.
خوبه که بیدارت کردم، ها؟
روش بدی برای بیدار شدن نیست، درست است؟
خب، ریتا، ما تصمیم گرفتیم یه جشن تولد بگیریم
امشب برای دارول.
میخوای بیای؟ اونا مشروب میخورن.
صبر کن، چی؟
مطمئنم که هنوز برای نوشیدن الکل خیلی کوچک است.
اوه، بیخیال. اینقدر سختگیر نباش.
ما همه برای خیر و صلاح کل جهان تلاش میکنیم.
- پس اگه حسش رو داری... - نه.
سلام، فشار هوا امروز خیلی پایینه؟
احساس میکنم گوشهایم کیپ شدهاند.
منظورت چیه؟ بعد از چند تا نوشیدنی حالت بهتر میشه.
این شرمآور بود.
خیلی خندهداره.
اون بالا خیلی عصبی به نظر میاد.
فکر کردم اتفاقی در شرف وقوع است.
تو این همه راه رو از فضا اومدی که فقط اینجا بایستی.
چی هستی احمق؟
او-- سلام، کریستینا؟
لعنت، هیچ سیگنالی نیست.
جذاب، درست است؟
هی، هی. آره.
صبر کن. دارم میرم سر کار، عزیزم.
کونم داره می خنده. این باعث میشه منم بخندم!
- بس کن! - همه گوش کنین!
من به حداکثر کارایی نیاز دارم. بیا این کار رو تموم کنیم...
ها؟
امروز، یه چیزی حس میشه...
- یک، دو، سه. - همه چیز اینجا تموم شد!
توجه! در حال ارسال هزینهها. منطقه را پاکسازی کنید.
توجه! در حال ارسال هزینهها. منطقه را پاکسازی کنید.
ریتا، آمادهای؟
دارم اون چیز رو منفجر میکنم.
سلام؟
اوه،.
ریتا!
هی، زندهای؟ خوبی؟
لعنت، دختر.
حالت خوبه؟ (or: حالت خوبه؟)
تو هنوز بلد نیستی چطور کنترلش کنی.
هی، هی، حتی خواهر پنج سالهام
میداند چگونه تشکر کند.
چی...
هی، تو چی... سپرتو نگه دار!
حرفمو نشنیدی، جینجر؟
لعنت بهش! منو نادیده نگیر! همین الان سپر لعنتیتو ببند!
هی، این دیگه چه کوفتیه؟
حال همه خوب است؟
ریتا، حالت خوبه؟
زنگ هشدارت داره به صدا درمیاد!
همه اون مزخرفات رو هم اونجا قایم کن!
هر چیزی که به نظر میرسد را دور بریزید !
آیا آن یک رویا بود؟
خب، از مامان چیزی شنیدی ؟
خیر.
خب، ظاهراً پدر او را ترک کرده است.
دوباره؟
عالیه!
هی! بیا یکی بیاد. حواست باشه کجا میری!
متاسفم.
احتمال تغییرات سریع در فشار هوا وجود دارد...
هی، هی!
چرا بعضی وقتا یه غذای درست و حسابی نمیخوری دختر؟
- تو همیشه میبازی. - هنوز تموم نشده...
از این بابت مطمئنی؟
اوه، لعنت! یه بازی دیگه! لطفا!
جلوتر فکر کن.
چرا؟
برنده نخواهی شد اگر فقط...
صبح بخیر.
خوبه که بیدارت کردم، ها؟
چرا؟
روش بدی برای بیدار شدن نیست، درست است؟
خب، ریتا، ما تصمیم گرفتیم یه جشن تولد بگیریم
امشب برای دارول...
یه چیزی شده
بارت، دوستت دارم.
آره. الان دارم میرم سر کار.
اگر باسنم بلرزد، خندهام میگیرد.
اگر همه چیز واقعاً مثل قبل باشد، پس به زودی...
داری چیکار میکنی؟
ولش کن بره، اون دیگه هیچ فایده ای نداره.
متاسفم، کریستینا؟
آنها هم این کار را خواهند کرد.
میدونستم! (میدونستم!)
داره تکرار میشه
باید بریم وگرنه کشته میشیم.
چی؟
همه، گوش کنید!
یکی...
من قبلاً یک بار امروز آن را خوردهام...
نه، دو بار و...
اممم... پس این سومین باره...
ها؟ چی گفتی؟
اواخر امروز، این هیولاهای عظیم از دارول بیرون خواهند آمد
و همه ما را خواهند کشت!
جدی؟
آه...
پس باید عجله کنیم و ...
آیا او واقعی است؟ (آیا او واقعاً اینطور است؟)
مستی، چی شدی؟
دارم راست میگم!
من هم نمیدانم چه اتفاقی دارد میافتد ، اما...
این سومین بارمه!
چی؟
حتماً خیلی خستهای. یه امروز رو مرخصی بگیر.
با اون احمقها حرف زدن فایدهای نداره
گودال شماره ۴ تکمیل شد. گودال شماره ۴ تکمیل شد.
ده دقیقه تا نصب کالیپر مونده.
ده دقیقه تا نصب کالیپر مونده.
مهندس سیستم تیم ۴ کجاست؟
اون یارو رو میشناسی که همیشه میخنده؟
آره. اون امروز رو مرخصی گرفت،
گفت که معده درد یا چیزی شبیه به آن دارد .
ده دقیقه تا نصب کالیپر مونده.
هر کاری که ما انجام میدهیم...
لعنت بهش، این چیزی نبود که ما تمرین کرده بودیم.
چرا سوال رو قاطی کردی...
امروز باید از کار مرخصی بگیری.
- ها؟ - اممم...
یه مشکلی با دارول پیش اومده، خطرناکه.
ما نباید کار کنیم.
اشتباه، مثلاً چطور؟
اشتباه مثل... من که نمیتونم تشخیص بدم.
اون... من نمیدونم. دارول، این یه میوهست پس فقط...
هیولاهای درونشان منفجر میشوند!
هی، ببرش دکتر.
نه، صبر کن!
اگه نمیخوای کار کنی، از اینجا برو، دختر کوچولو.
من برای چرت و پرت های تو وقت ندارم .
- هی، صبر کن! نه، تو... - با ما بیا.
بیا دیگه - عوضی!
باشه، پس بمیر! از رو من بلند شو!
سلام، پلیس.
سلام. من یکی از کارکنان داوطلب هستم.
امم... دارول... یه اتفاق بدی قراره بیفته!
قراره کلی آدم کشته بشن
میشه لطفا کمک بفرستید؟
اوه، میشه جزئیات بیشتری بهم بدی؟
من همین الان صحبت کردم... ببین، سربازها رو بفرست،
یا نیروهای دفاع شخصی، نمیدانم،
واقعاً شرور هستند...
باشه، یه افسر میفرستیم.
تا نگاهی به وضعیت بیندازند.
لطفاً اسمت رو بهم بگو
سلام، الو؟ هستی؟ (Hey, allo?)
چی؟ چرا؟ هیچ سیگنالی وجود نداره...
اوه، نه!
زنگ هشدارت داره به صدا درمیاد!
خفه شو!
- هی، مرد. - هی، چه خبر؟
چه خبره؟
- الان فهمیدم. - تو نمیتونی این کار رو بکنی.
وقتی بمیرم، زمان به صبح برمیگردد .
میفهمم، اما اصلاً نمیفهمم.
حرکتش بده!
من باید برم
من مجبورم.
این باید به اندازه کافی دور باشه، درسته؟
امروز باید زود برم خونه.
اون چیه؟
حالت خوبه؟ حالت خوبه؟
یه اتفاقی داره میفته!
دیگه بسه...
ببین!
آنها چیستند؟
لطفاً، تمومش کن
اگر خودم را بکشم...
No comments yet. Be the first to leave one.