Taxi Driver

Taxi Driver

Download Farsi/persian Subtitle

Release info

Taxi Driver 1976 Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

bluray
Published on: 2026-07-17
Downloads: 9
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏هری، جواب بده‏

‏خب بیکل، واسه چی می‌خوای تاکسی برونی؟‏

‏شب‌ها خوابم نمی‌بره‏

‏- واسه این کار سینمای پورن هست‏ ‏- آره، می‌دونم. امتحانش کردم‏

‏الان چه‌کار می‌کنی؟‏

‏الان؟ بیشتر شب‌ها همین‌طور می‌چرخم؛‏ ‏مترو، اتوبوس‏

‏گفتم وقتی قراره همین کارو بکنم،‏ ‏حداقل بابتش پول بگیرم‏

‏شب‌ها بالاشهر کار می‌کنی؟‏ ‏برانکس جنوبی، هارلم؟‏

‏هر وقت، هر جا‏

‏تعطیلات یهودی‌ها هم کار می‌کنی؟‏

‏هر وقت، هر جا‏

‏باشه. گواهینامهٔ رانندگی عمومیت رو ببینم‏

‏- سابقهٔ رانندگیت چطوره؟‏ ‏- پاکه‏

‏خیلی هم پاکه؛ درست مثل وجدانم‏

‏می‌خوای سربه‌سرم بذاری؟‏ ‏از دست امثال تو به‌اندازهٔ کافی دردسر دارم‏

‏اگه اومدی سربه‌سرم بذاری،‏ ‏همین حالا بزن به چاک. فهمیدی؟‏

‏ببخشید قربان، منظور بدی نداشتم‏

‏- وضعیت جسمی؟‏ ‏- سالم‏

‏- سن؟‏ ‏- بیست‌وشش‏

‏تحصیلات؟‏

‏یه کم‏

‏این‌ور و اون‌ور، می‌دونی‏

‏سابقهٔ نظامی؟‏

‏با افتخار ترخیص شدم‏

‏مهٔ ۱۹۷۳‏

‏- ارتش بودی؟‏ ‏- تفنگدار دریایی‏

‏من هم تفنگدار دریایی بودم‏

‏پس قضیه چیه؟‏

‏کار دوم می‌خوای؟‏

‏جای دیگه هم کار می‌کنی؟‏

‏خب، من...‏ ‏فقط می‌خوام ساعت‌های زیادی کار کنم‏

‏«کار دوم» یعنی چی؟‏

‏ببین، فقط این فرم‌ها رو پر کن‏ ‏و فردا برگرد‏

‏موقع تعویض شیفت‏

‏اُبراین، بیا جلو لطفاً‏

‏ماشین رو از خیابون پنجاه‌وهشتم ببر بیرون‏

‏چون پنجاه‌وهفتم شلوغه‏

‏هی، رودریگز!‏

‏باشه، باشه، دارم میام پایین‏

‏دهم مه‏

‏خدا رو شکر که بارون اومد‏ ‏و کمک کرد آشغال‌ها‏

‏و زباله‌های پیاده‌روها شسته بشن‏

‏حالا ساعت‌های زیادی کار می‌کنم‏

‏از شش عصر تا شش صبح؛‏ ‏گاهی حتی تا هشت صبح‏

‏هفته‌ای شش روز،‏ ‏گاهی هر هفت روز‏

‏کار شاقیه،‏ ‏ولی حسابی سرم رو گرم نگه می‌داره‏

‏هفته‌ای سیصد، سیصد و پنجاه دلار درمیارم‏

‏گاهی هم وقتی تاکسی‌متر‏ ‏رو خاموش می‌کنم، بیشتر‏

‏شب که می‌شه، همهٔ حیوون‌ها می‌زنن بیرون‏

‏فاحشه‌ها، کُس‌گندیده‌ها، لواط‌کارها،‏ ‏زن‌نماها، کونی‌ها، نشئه‌ها، هروئینی‌ها‏

‏یه مشت مریضِ فاسد‏

‏یه روز یه بارون درست‌وحسابی میاد‏ ‏و همهٔ این لجن‌ها رو از خیابون می‌شوره‏

‏همه‌جا می‌رم؛ برانکس، بروکلین، هارلم‏

‏برام مهم نیست؛‏ ‏هیچ فرقی نمی‌کنه‏

‏برای بعضی‌ها فرق می‌کنه؛‏ ‏بعضی‌ها حتی کاکاسیاه‌ها رو سوار نمی‌کنن‏

‏برای من فرقی نمی‌کنه‏

‏چهل‌وهشتم و ششم، لطفاً‏

‏وای، چقدر خوشگلی!‏ ‏چه دختر خوشگلی‏

‏نمی‌تونم جایی گیر بیفتم‏

‏اوه نه، اصلاً دلمون‏ ‏نمی‌خواد این اتفاق بیفته‏

‏اگه درست رفتار کنی،‏ ‏انعام حسابی گیرت میاد‏

‏راهش رو بلدی‏

‏آره، حالا شد!‏

‏راننده، یکم عجله می‌کنی؟‏

‏آره‏

‏هر شب که تاکسی رو به گاراژ برمی‌گردونم،‏

‏باید منی رو از روی صندلی عقب پاک کنم‏

‏بعضی شب‌ها هم خون رو پاک می‌کنم‏

‏کمکی ازم برمیاد؟‏

‏آره، اسمت چیه؟‏

‏اسم من تراویسه‏

‏خوبه. چه‌کار می‌تونم برات بکنم؟‏

‏می‌خوام اسم تو رو بدونم. اسمت چیه؟‏

‏دست از سرم بردار‏

‏ببین، فقط اسمت رو بگو‏ ‏کاری باهات ندارم‏

‏- می‌خوای مدیر رو صدا کنم؟‏ ‏- لازم نیست مدیر رو صدا کنی‏

‏- تروی!‏ ‏- باشه، باشه، منظورم اینه که...‏

‏باشه. یه «چاکلز» بهم می‌دی؟‏

‏«جوجوبز» هم دارید؟ دیرتر تموم می‌شن؛‏ ‏یه بسته جوجوبز هم می‌خوام‏

‏هرچی می‌بینی، همینه که داریم‏

‏یه «کلارک»‏

‏این‌ها رو می‌برم‏

‏کوکاکولا‏

‏کوکاکولا نداریم؛‏ ‏فقط رویال کراون کولا داریم‏

‏یک دلار و هشتادوپنج سنت‏

‏دوازده ساعت کار کردم‏ ‏و باز هم خوابم نمی‌بره‏

‏لعنتی‏

‏روزها همین‌طور می‌گذرن‏ ‏و انگار تمومی ندارن‏

‏فقط لازم بود حس کنم جایی برای رفتن دارم‏

‏فکر نمی‌کنم آدم باید تمام عمرش‏ ‏به حال زار خودش ور بره‏

‏فکر می‌کنم آدم باید مثل بقیه،‏ ‏یه آدم عادی بشه‏

‏اولین بار توی ستاد انتخاباتی پالانتاین،‏ ‏نبش خیابون شصت‌وسوم و برادوی دیدمش‏

‏لباس سفید پوشیده بود‏

‏مثل فرشته‌ای بود‏

‏که از دل این کثافت بیرون اومده‏

‏تنهاست‏

‏اون‌ها...‏

‏نمی‌تونن...‏

‏بهش...‏

‏دست بزنن‏

‏بله، شما دو جعبه تحویل دادید‏

‏فکر کنم روی‌هم پنج‌هزار‏ ‏تا نشان تبلیغاتی بود‏

‏روی همهٔ نشان‌های قبلی شعارمون این بود:‏

‏«ما همان مردمیم»؛‏ ‏زیر «همان» خط کشیده شده بود‏

‏ولی روی این نشان‌های جدید،‏ ‏زیر «ما» خط کشیدن‏

‏این یکی می‌شه: « ما مردمیم»‏ ‏به‌نظرم با قبلی فرق داره‏

‏«ما همان مردمیم» با « ما مردمیم» یکی نیست‏

‏دعوا راه نندازیم‏

‏ببین، خیلی ساده حلش می‌کنیم‏

‏پول نشان‌ها رو نمی‌دیم‏

‏نشان‌ها رو می‌ریزیم دور، باشه؟‏ ‏تام، یه لحظه بیا اینجا‏

‏چی؟‏

‏چی شده؟‏

‏گزارش تقریباً آماده‌ست‏

‏با اندی چکش کن؛ اگه تأیید کرد،‏ ‏یه نسخه برای ستاد همهٔ شهرستان‌ها بفرست‏

‏باید مقالهٔ نیویورک‌تایمز رو کپی کنم‏

‏- عکس‌های جدید یادت نره‏ ‏- یادم نرفته‏

‏ببین، باید روی طرح اجباری‏ ‏رفاه اجتماعی تأکید کنیم‏

‏باید همین موضوع رو پررنگ کنیم‏

‏اول خودِ نامزد رو جا بنداز، بعد موضوع رو‏

‏سناتور پالانتاین مرد پویاییه‏

‏باهوش، جالب، تازه‌نفس و جذاب‏

‏«سکسی» رو یادت رفت‏

‏پسر، «سکسی» یادم نرفته‏

‏خودت رو گوش کن؛‏ ‏انگار داری دهان‌شویه می‌فروشی‏

‏دهان‌شویه می‌فروشیم‏

‏- اجازه داریم این کارو بکنیم؟‏ ‏- خیلی بامزه‌ای‏

‏فروش دارو توی ستاد انتخاباتی‏ ‏می‌تونه برات دردسر درست کنه‏

‏عموی من سر همین کار افتاد زندان‏

‏البته زندان واقعی نیست؛‏ ‏با زن اون زندگی کنی، هر جایی زندانه‏

‏اون‌جا رو نگاه کن‏

‏عاشقتم‏

‏چیزی متوجه شدی؟‏

‏- نه‏ ‏- پس عینکت رو بزن‏

‏باشه، یه لحظه... خب‏

‏اون راننده‌تاکسیه زل زده بهمون‏

‏کدوم راننده‌تاکسی؟‏

‏همونی که اون‌جا نشسته‏

‏- چند وقته اون‌جاست؟‏ ‏- نمی‌دونم، حس می‌کنم خیلی وقته‏

‏- اذیتت می‌کنه؟‏ ‏- نه‏

‏یعنی آره، ولی داری طعنه می‌زنی‏

‏عجب تیزهوشی! واقعاً تیزی‏

‏سعی می‌کنم تیز باشم‏

‏می‌دونی چیه؟‏ ‏بذار مردِ این رابطه من باشم...‏

‏موفق باشی‏

‏...و بهش بگم بره.‏ ‏ضمناً به شانس احتیاج ندارم، ممنون‏

‏چرا، داری؛ فقط خودت فکر می‌کنی نداری‏

‏ببخشید، جلوی در رو گرفتی‏ ‏می‌شه تاکسیت رو جابه‌جا کنی؟‏

‏می‌دونی، سایهٔ چشم، ریمل...‏

‏رژ لب، سرخاب‏

‏سرخاب نه، بهش می‌گن رژگونه‏

‏- همونی که با برس می‌زنن‏ ‏- آره، رژگونه‌ست‏

‏تراویس‏

‏سلام، ویز‏ ‏رژگونه‌ست؛ زن منم استفاده می‌کنه‏

‏از تراویس بپرس‏ ‏زن‌بازه‏

‏یه فنجون قهوه، لطفاً‏

‏خلاصه، هر کوفتی که هست،‏ ‏خیلی به خودش می‌ماله‏

‏بعدش هم عطر؛ از اون اسپری‌ها‏

‏حالا این‌جاش رو داشته باش‏ ‏وسط پل ترای‌بورو...‏

‏زن هم عین ماه بود‏ ‏...جوراب‌شلواریش رو عوض می‌کنه‏

‏- نه بابا‏ ‏- چرا، به خدا‏

‏- تو چی‌کار کردی؟‏ ‏- تاکسی‌متر رو خوابوندم و...‏

‏پریدم صندلی عقب و آلت‌م رو درآوردم‏ ‏گفتم: «می‌دونی این چیه؟»‏

‏گفت: «عشقه»‏ ‏می‌خواستم چنان بگامش که دیوونه شه‏

‏دیوونه شد و گفت...‏

‏«این بهترین تجربهٔ تمام عمرم بود»‏

‏بعدش دویست دلار انعام داد‏ ‏و شمارهٔ آکاپولکوش رو هم بهم داد‏

‏تراویس، دو‌بوی و چارلی تی رو می‌شناسی؟‏

‏سلام، تراویس‏ ‏پنج‌سنتی خرد داری؟‏

‏بهش می‌گیم دو‌بوی، چون‏ ‏برای یه دلار هر کاری می‌کنه‏

‏خب...‏

‏اوضاع چطوره؟‏

‏چی؟‏

‏رادیو رو روشن کردم‏ ‏یه رانندهٔ شرکتی از «بل» رو تیکه‌پاره کردن‏

‏زورگیری بوده؟‏

‏نه، یه دیوونه افتاده به جونش‏ ‏نصف گوشش رو بریده‏

‏- کجا؟‏ ‏- خیابون صدوبیست‌ودوم‏

‏مائو مائوئه، لعنتی‏

‏تو همه‌جای شهر می‌چرخی، نه تراویس؟‏

‏تراویس؟‏

‏تراویس‏

‏تو همه‌جای شهر می‌چرخی، نه؟‏ ‏آره‏

‏یعنی با مسافرای خیلی‏ ‏خطرناکی سروکار داری، نه؟‏

‏آره، داشتم‏

‏- اسلحه همراهت داری؟‏ ‏- نه‏

‏- لازم داری؟‏ ‏- نه‏

‏خواستی، یکی رو می‌شناسم‏ ‏اسلحهٔ تمیز و ارزون جور می‌کنه‏

‏این دوروبر آشغال زیاد ریخته‏

‏من هیچ‌وقت ازش استفاده نمی‌کنم‏ ‏آدم محتاطی‌ام‏

‏ولی برای ترسوندن طرف، داشتنش بد نیست‏

‏من دیگه برم دنبال کاسبی خودم‏

‏تراویس‏

‏نگاه کن‏

‏یه تیکه از وان حمام ارول فلینه‏

‏به علامت‌هاش نگاه کن‏

‏⁦F-4-0-5-4-3-4⁩‏

‏این علامت آب هم روشه‏

‏اینجا یه نفره...‏

‏اینجا دو نفرن...‏

More Farsi/persian subtitles for Taxi Driver

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left