The first 106 lines.
SANDS Movie
اوه، سلام پسرها!
- سلام. - سلام. چه خبر، مرد؟
همین الان یه تماس از یه شخصیت دیوونه به اسم ساموئل احمق گرفتم.
دقیقاً یادم نیست مشکلش چی بود، چون خیلی احمق بود،
ولی اون توی خیابون ۱۲۳ وکی، منتظر شماهاست.
اوه! به نظر سرگرم کننده میاد! من عاشق شخصیت های احمقم.
منم همینطور، پیم! منم همینطور!
کاملاً بی ربطه، آقای رئیس...
ولی فقط کنجکاوم، تا حالا شده، مثلاً، به اون کار چاقو بازی گند بزنی؟
نه، و من میتونم حتی از این هم سریع تر برم.
- واقعاً لازم نیست. - نه، آره، خوبه، واقعاً.
- الان میتونیم بریم سر کار. - من میتونم سریع تر برم!
من میتونم سریع تر برم! من میتونم سریع تر برم!
خیلی خب، اینجاست. خیابون ۱۲۳ وکی.
پیم، امکان نداره این درست باشه.
فکر کنم یه جورایی عجیبه.
هی! از ملک من برید بیرون!
اوه، ببخشید. ام...
اتفاقاً تو ساموئل احمق نیستی، مگه نه؟
آره، چه سوالیه.
من دیگه کی میتونم باشم؟ شماها کی هستید؟
داداش، ما دوستان خندان هستیم. تو همین الان بهمون زنگ زدی.
اوه، آره، یادم رفت! اوه!
لعنتی! باید برم صبحونه درست کنم. گندش بزنن.
خنده دار بود.
من نمیخوام خنده دار باشم، داداش، باشه؟
دقیقاً به همین خاطر بهتون زنگ زدم!
هیچکس من رو جدی نمیگیره!
به یه دلیلی، همه فقط بهم میخندن، چون خودمم.
همه دوست هام رو از دست دادم، نمیتونم یه شغل رو نگه دارم،
دارم سوسیس های مسخره رو از روی کاپوت ماشین قراضهم میخورم.
!لطفاً کمکم کنید - .اوه، نگران نباش، ساموئل احمق -
تا آخر امروز، دوباره میخندونیمت.
منظورم اینه، رفیق، اگه میخوای جدی گرفته بشی...
احساس میکنم یه راه حل خیلی واضح اینجا وجود داره.
منظورت چیه؟
ظاهرت! کل ظاهرت. اسمت.
.اسمت ساموئل احمقه
یه ساعت فاخته ای به عنوان کلاه داری.
مثلاً، تا حالا فکر کردی شاید به خاطر اینه که مردم تو رو جدی نمیگیرن؟
اوه.
تا حالا به این فکر نکرده بودم.
خب، ببین، با اینکه خیلی خنده داری...
شاید اونجا اولین جایی باشه که میتونیم شروع کنیم.
عالیه. آره، نه... فکر کنم بتونیم امتحان کنیم.
میتونیم با ماشین من بریم.
حوصلهم سر رفته.
- چه خبر، آلن؟ - دارم تمیز کاری میکنم.
هی، بیا یه کاری کنیم، مرد!
بیا بریم یه دوری بزنیم یا یه چیزی!
نه، ممنونم.
- چرا از گلپ نمیپُرسی؟ - اوه، اون داره چرت میزنه.
آره، سعی کردم بهش دست بزنم، بیدارش کنم
اون حرومزاده پرید، و دستم رو گاز گرفت.
.حسابی هم گازم گرفت
سلام.
من از طرف شهرداری هستم و برای یه بازرسی تصادفی اینجام.
اوه، برای چی؟
این یه بازرسی تصادفی استاندارده، فقط برای اینکه مطمئن بشیم ساختمون مطابق با قوانینه.
فقط یه لحظه طول میکشه.
خوبه! میشه یه لحظه بهم فرصت بدی؟
آلن، ما خیلی به فنا رفتیم.
چرا؟
من این دفتر رو ۳۰ سال پیش بدون هیچ مجوزی از شهرداری ساختم،
و از کارگرهای ارزون قیمت جنگل افسون شده برای ساختش استفاده کردم.
این ساختمون یه آشغال واقعیه.
از هر قانونی توی کتاب ها تخطی میکنه.
واقعاً فکر میکردی قانونیه که یه صورتک خندان زرد غول پیکر بین دو تا ساختمون بسازی؟
- نمیدونم. - متوجه میشی؟
متوجه یه چیزی میشی؟
اگه توی این بازرسی رد بشیم، ممکنه دفترمون رو از دست بدیم و مجبور بشیم از اینجا بریم؟
- نه. - نگران نباش، آلن.
رئیس مورد علاقهت یه ترفند کوچیک توی آستینش داره.
بفرما تو!
اوه!
ممنون عزیزم.
نگران نباش، این بهترین دکتر توی کل سرزمینه.
اون میتونه به وضعیتت نگاه کنه و ببینه چیکار باید کرد.
بچه ها، باید باهاتون رو راست باشم، اینجا هیچ کاری از دست ما بر نمیاد.
- چی؟ - آره، ما کلی آزمایش انجام دادیم، و متاسفانه هیچ کاری نمیتونیم انجام بدیم تا ظاهرت رو تغییر بدیم.
ام، مثلاً، اینجا رو میبینی؟
تو چیزی داری که من بهش میگم یه شریان اصلی.
از همینجا، اطراف چنگال خرچنگ شروع میشه.
آره، درست اینجا رو نگاه کن.
از توی بدن پنیریت تا بالا میره،
مستقیم میره تا ساعت فاخته بالای سرت. دیدی؟
خب، اگه ما سعی کنیم بدنت رو به هر نحوی تغییر بدیم، فوراً میمیری.
عالیه! فوق العادهست! یه برد دیگه برای ساموئل احمق!
باشه، حداقل میشه، مثلاً، یه لباسی روش بپوشونیم،
مثلاً، روی پوستش، مثلاً، هر چی که هست؟
- فقط، مثلاً، روش؟ - نه، اصلاً امکان نداره.
اون در واقع از طریق همین پوست احمقانه اینجا نفس میکشه، پس هر نوع لباسی اون رو میکشه.
باشه، خب فکر کنم دیگه هیچ ایده ای ندارم.
من... تو فقط گیر افتادی که احمق به نظر برسی، رفیق. متاسفم، مرد.
هوم. خب، اگه نتونیم ظاهرت رو تغییر بدیم،
چرا سعی نکنی حماقت خودت رو در آغوش بگیری؟
ها! باشه. بذار در موردش فکر کنم.
اوه، "حماقتم رو در آغوش بگیرم..." نه چطوره بری گور...
گور بابات، مرد! هیچ چیز احمقانه ای در مورد من وجود نداره!
وای، خدای من. رفیق، حالت خوبه؟
چه مرگته؟ نه، حالم خوب نیست. گورتون رو از دفتر من گم کنین.
- رفیق، فکر کنم یه اتفاق بود. - گمشید بیرون!
- میریم، میریم. - حراست!
- نه، نه! - نیازی به صدا کردن حراست نیست!
- جنت، حراست رو صدا کن! - باشه، باشه.
No comments yet. Be the first to leave one.