Hell's Kitchen

Hell's Kitchen

Download Farsi Persian Subtitle

Season 24

Release info

Hells Kitchen US S24E11 Charity Dinner From Hell 1080p DSNP WEB-DL DDP5 1 H 264-RAWR
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 24 قسمت 11 Hell's Kitchen 2005 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-12-13
Downloads: 18
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

...در قسمت قبلی «آشپزخانه جهنمی»

نبرد ایالت‌ها

.به چالش مزه مخفی خوش آمدید

...سرآشپز رمزی شروع کرد

چالش سالانه رو. شلغم است؟...

.کریس خوب عمل نکرد

باس است؟

بوقلمون؟

سبزی کلم است؟

.حتی یک ماده رو هم نتونست تشخیص بده

داری شوخی می‌کنی؟

.آه، ببخشید، هنری. ببخشید

لیزا... ماهی کاد؟

...وای خدای من. سیدنی

...ریکوتا، شف؟ و آنایا

.پیکان، شف؟ بله

.همه خوب از پسش برآمدند

.وای. تبریک می‌گم

.و به تیم قرمز کمک کردند به آسانی پیروز شود

!آره

...در طول سرویس شام

آماده‌ای خرچنگ رو بفرستی؟

.تیم قرمز کاملاً هماهنگ بودند

.خرچنگ رفتنیه. الان داره میره

.بجنبید، خانم‌ها. بجنبید

.و رضایت سرآشپز رمزی رو به دست آوردند

.شروع عالی

.این یعنی کار تیمی. همین رو ادامه بدید

...اما در آشپزخانه آبی

!کریس

.کریس تو بخش گوشت مشکل داشت

.خام است. من نیم‌پز متوسط می‌خوام

!یالا! کریس

...بله؟ دوباره

.یک ولینگتون مغزش یخه

...یالا، دوباره بذارش تو فر. و دوباره

!این که آشپزی با اشتیاق نیست

.خودت میدونی و منم میدونم. بله، شف

!خودتو جمع و جور کن

...سرآشپز رمزی خیلی تعریف کرد

از تیم قرمز...

.این بهترین سرویس شام تا الان بوده

!برگردید به خوابگاه‌ها. آره

.اما از کریس هیچ تعریفی نکرد

.برام روشنه که کریس دیگه کارش تمومه

.ژاکتت رو دربیار

...و به رؤیای سرآشپز شدنش پایان داد

در آشپزخانه جهنمی فاکس‌وودز ریزورت کازینو...

در ماشانتیکت، کانتیکت...

.و حالا ادامه «آشپزخانه جهنمی»

!تیم قرمز! تیم قرمز

.اووو، هیس. نکن

.دیگه جشن نگیرین

.نه، دارن میان. دیگه جشن نگیرین

.احترام بذاریم

.مجبور نیستیم کس دیگه‌ای رو کاندید کنیم

...اون تازه کریس رو فرستاد

.کریس رو فرستاد خونه؟ آره

.همینطوری؟ آره

.نه بابا. اون نیست

گفت «وقت تلف کردن ندارم.»

...آخه میدونی، ناراحت‌کننده‌اس دیدن هر کسی که میره خونه

اما اینجا تو آشپزخانه جهنمی هر کسی نوبتش میرسه...

!به جز من

.خوشحالم که مجبور نشدیم دو نفر رو کاندید کنیم

.آره، یه کابوس می‌شد

.چون حتی اگه می‌دونستیم، خیلی بده

.هیچ کس نمی‌خواد اسمش بره بالا

...نمی‌خواستم برم بالا. من

.هزار بار سعی کردم کمکش کنم

.رفتن کریس قطعا باعث افت روحیه است

.اما چهار نفر باقی‌مانده کاملاً متمرکزند

.و فکر نمی‌کنم دیگه بذاریم همچین چیزی پیش بیاد

!جیدن، تولدت مبارک، داداش

.ممنون، لیس

.امروز روز منه

.هیجان دارم که روز شروع بشه و کارا راه بیفته

.امروز روز خوبیه برای بودن تو آشپزخانه جهنمی

.۲۷، داداش. ۲۷ سالته، داداش

!کم مونده ۳۰ ساله بشی. وای

.دیگه داری میای پایین، داداش

.ممنون، داداش. فقط گفتم

.قطعا تولدیه که برای همیشه یادت میمونه، مطمئنا

!بریم که داشته باشیم

چه خبره؟

.تیم قرمز، تیم آبی، صبح بخیر

.صبح بخیر، شف

مگه الان اومدیم تو سیرک آشپزخانه جهنمی؟

.چون اگه اینطوره، من عاشق سیرکم

سرویس‌های شام می‌تونن شلوغ باشن، درسته؟

.بله، شف

...وقتی تو یه بریگاد کار می‌کنیم

فقط خودت مهم نیستی...

.مهم اینه که چطور با هم‌تیمی قابل اعتمادت ارتباط برقرار می‌کنی

خب. آماده‌اید؟

.آره

وای خدا، آخه چطور ممکنه؟

!یالا

!وای خدای من

!اینا دیوونه‌ان

...می‌دونی، اونا فقط یه جورایی

.میان تو و حسابی جولان میدن

این دیگه چیه؟

.به نظر من، این یه استعداد خیلی عجیب و غریبه

.ما داریم پیش‌غذا و غذای اصلی سرو می‌کنیم

.یکی هم مسئول دسرهاست

اونا الان می‌خوان تردستی کنن؟

این دیگه چیه؟ چی؟

.هماهنگیشون حرف نداره

!وای

!تام وال و کیت نلسون. یالا بچه‌ها

.عالیه. اونا خیلی هماهنگن

.هر کدوم همیشه می‌دونه اون یکی داره چیکار می‌کنه

.و دقیقاً اینجوریه که یه تیم آشپزی عالی باید کار کنه

قبول دارید؟

.بله، سرآشپز. خوبه

.تیم آبی، لطفاً برید سراغ بشقاب‌ها

.تیم قرمز، برید سراغ کاسه‌ها

.من واقعاً دستم به بالا نمی‌رسه

.برای همین فکر می‌کنم از الان یه قدم عقبم

!آماده، شروع

!برید. یالا بریم

!برید. اِلی

الی گفت: "بگیرش."

و منم گفتم: "این دیگه چیه؟"

...آخه

.دختر، ما باید این چالش رو ببریم

.اگه الان منو بندازی بیرون، یه نفر کم میارید

.دارم تلاش می‌کنم

.آها، خوبه. باشه، وایسا، وایسا، وایسا، وایسا

.صف ببندید. برگردید تو صف

.ما تلاشمون رو کردیم

...من واقعاً نمی‌دونم سرآشپز رمزی چطور

.این ایده‌ها رو از کجا میاره

.فردا نوبت بشقاب‌چرخونی سرآشپزهاست

.بذارید بهتون بگم چالش اصلیتون چیه

...امروز، هر تیم موظف میشه

.که یه منوی یکپارچه با محوریت غذاهای چینی بپزه

.پس هر کدومتون باید یه غذا رو طراحی کنید

متوجه شدید؟

.بله، سرآشپز

...بسیار خب، ده دقیقه برای ایده‌پردازی

.منوی شما از الان شروع میشه. برید تو آشپزخونه

!یالا بریم

...راوی: برای چالش امروز

...هر سرآشپز باید یکی از چهار

.غذای اصلی چینی رو انتخاب کنه و بپزه

.دامپلینگ، نودل سرخ‌کردنی، و شیرین و ترش

.من با دامپلینگ راحت‌ترم

پس بعدی چیه؟

.سرخ‌کردنی، درسته؟ آره، سرخ‌کردنی

.داشتم به ذرت کوچک فکر می‌کردم

.فلفل دلمه‌ای سبز، یه سرخ‌کردنی خوب

.شاید فلفل دلمه‌ای سبز نه

.باشه، شاید قرمز؟ فقط چون آسیاییه

...تو این چالش‌های خاص

.ما یه جورایی باید همه‌مون مثل یه تیم فکر کنیم

تو کدوم رو می‌خوای انجام بدی؟

.فکر کنم اون با دامپلینگ راحت‌تره

من نودل رو انجام میدم، فکر کنم. چون تو سرخ‌کردنی می‌خواستی؟

.خوبه. آه، من دارم سوال می‌کنم

...نمی‌دونم، چون

آنایا، تو داری سرخ‌کردنی رو انجام میدی؟

.بله، سرآشپز. درسته

...تیم قرمز، تیم آبی، قبلاً بهتون گفتم

.می‌خواستم همه‌تون هماهنگ باشید

...برای اینکه تو این چالش موفق باشید

.دقیقاً باید همین کارو بکنید

.روش کار اینجوریه

...دو تا سرآشپز از هر تیم شروع می‌کنن

.روی هر چهار تا از اون غذاها

...وقتی میگم عوض کنید، اون زوجی که

.بیرون آشپزخونه‌ان، باید بیان تو آشپزخونه

.و زوج اول باید بلافاصله از آشپزخونه خارج بشن

متوجه شدید؟

.بله، سرآشپز

.اینجا صف ببندید

!یالا بریم، همه با هم

.دو تا سرآشپز، چهار تا غذا رو همزمان می‌پزن

.می‌خوایم تقسیمش کنیم

.یه غذای سخت و یه غذای آسون

.یه غذای سخت دیگه و یه غذای آسون

.تیم قرمز، کی اول شروع می‌کنه؟ من و آنایا، سرآشپز

.پس فکر می‌کنم این یه برنامه خیلی خوبه

.که برای این کار داریم

دقیقه شما از الان شروع میشه! یالا بریم! ۴۵

.موفق باشید

.من دارم آبگوشت رو میارم، و بادمجانش رو هم می‌ذارم

!یالا، جِی. بزن بریم

.استرس داری؟ من به آنتونی اعتماد دارم

!یالا، تیم آبی

دقیقه هیچ‌وقت کافی نیست، بابا. ۴۵

.خصوصاً وقتی که اینجوری باید عوض بشید

من گوشت گاو کار می‌کنم. اون استیک نیویورک رو بهم بده؟

.آره. بادمجان الان میره تو

.شنیدم. عصاره‌ت رو شروع کن

،با اینکه می‌دونستم تیم قرمز خیلی داغون بوده

استرس‌زا بود که این چالش

.کلاً بر پایه ارتباطات بود

.شروع می‌کنم به درست کردن مایع ترشی برامون

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left