The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
بچهها، بیاید این طرف. همه پشت سر هم وارد بشید
ـ از هم جدا نشید، کنار هم بمونید ـ بیاید تو، بچهها
همه پشت سر هم بیاید
دستهاتون پیش خودتون باشه، خب؟
خیلی خب
بیاید تو، بچهها. زود باشید
اون چیه؟
اوه... خیلی خب، همه باید از اینجا خارج بشیم
چه اتفاقی افتاده؟
دست دوستتون رو بگیرید و برگردید سمت اتوبوس
تو پارکینگ حواستون کاملاً جمع باشه، لطفاً
بچهها، از این طرف خارج بشید
همه چشم و گوشتون باز باشه
ـ پشت سر آقای بروکس برید ـ آفرین، همینطور
ـ آرامشتون رو حفظ کنید ـ آفرین
آفرین، بچهها. چیزی نیست
حواستون جمع باشه. آفرین
دوستتون رو پیدا کنید
خطری تهدیدمون میکنه؟
خیلی خب...
ناکس، کری...
ساویر...
پیتر، الکس کجاست؟
نمیدونم
کسی ندید الکس از ساختمون بیاد بیرون؟
آخرین بار که دیدمش...
داخل بخش بررسی زیستبومها بود
با تو بود، درسته؟
آره... خیلی خب
من... من برمیگردم تو دنبالش بگردم
تو اینجا پیش بچهها بمون
ـ خیلی خب... الیور، برو داخل
میتوانست تقریباً هر دایناسور دیگری را که میخواست شکار کند
و این ویژگی مهمی بود، چون تیرانوسور با سرعت بسیار زیادی حرکت میکرد
برخی دانشمندان برآورد میکنند که تیرانوسور در مسیر بلوغ...
از دوران جوانی تا بزرگسالی، میتوانست هر سال بهاندازهٔ...
کسی اینجاست؟
رشد کند
تیرانوسور رکس...
که نامش به معنی «پادشاه مارمولکهای ستمگر» است...
ـ وای! ـ شاید مشهورترین...
و ترسناکترین دایناسور تاریخ باشد
تیرانوسور رکس در اواخر دورهٔ کرتاسه بر منطقهای فرمانروایی میکرد...
که امروز غرب ایالات متحده نام دارد
خیلی خب، رینی
چند دقیقهٔ دیگه میرسم
اسم پدر و مادرش سارا و جیمز کلارکه
یکی از موکلهام معرفیشون کرده
ـ چند وقته الکس گم شده؟ ـ وای خدا...
الان نزدیک پنج ساعته
توی همچین پروندهای پلیس همهجا رو پر میکنه
کارآگاه میدونه که تو رو استخدام کردن
پدر و مادرش هم هر کاری از دستشون بربیاد میکنن
میتونی تصورش کنی؟ الکس فقط هشت سالشه
باشه، در جریان میذارمت. ممنون، رینی
خیلی خب
ـ سارا کلارک؟ ـ بله
ممنون که اینقدر زود خودتون رو رسوندید
میشه بگید تا الان چه اتفاقی افتاده؟
اول پلیس فکر میکرد الکس از گروه جدا شده و راهش رو گم کرده
ولی بیشتر از پنج ساعت گذشته
فکر میکنید کسی برده باشدش؟
دیگه نمیدونیم چه فکری کنیم
شوهرم جیمز مطمئنه همین اتفاق افتاده
جیمز کجاست؟
داخل، پیش کارآگاه پروندهست
ببینید، خیلی آشفتهست
و میترسم مزاحم عملیات جستوجو بشه
بریم ببینیم چی دستگیرمون میشه
هیچی پیدا نکردید؟ چطور چنین چیزی قابلقبوله؟
پنج ساعته گذشته و دستتون کاملاً خالیه
پس به من نگید که کنار بکشم
ما داریم هر کاری از دستمون برمیاد میکنیم تا پسرتون رو برگردونیم
واقعاً؟ چون از اینجا که اینطور به نظر نمیاد
این مدرسه هم...
اصلاً چطور چنین اتفاقی افتاده؟
درک میکنم که شرایط بسیار پراسترسیه
اما باید اجازه بدید من و مأمورهام...
ـ کارمون رو انجام بدیم و... ـ به خدا قسم...
اگه بهخاطر بیکفایتی شما بلایی سر بچهم بیاد...
ـ جیمز ـ کاری میکنم که...
ـ خودش اومد ـ سلام
سلام
بالاخره...
یکی اومد که شاید واقعاً کاری از دستش بربیاد
کولتر شاو
کارآگاه مونرو، مسئول پرونده
خانوادهٔ کلارک گفتن ممکنه شما هم وارد پرونده بشید
میدونم این شیوه کمی غیرمعمول به نظر میرسه
یک بچه گم شده؛ از هر کمکی استقبال میکنم
از آشناییتون خوشحالم، شاو
ممنون
با توجه به مدتی که الکس گم شده...
شاید دیگه بیرون از محدودهٔ اولیهٔ جستوجوی شما باشه
من هم از اول همین رو میگفتم
محدوده رو گسترش دادم. همزمان داریم...
با کارکنان، معلمها و بازدیدکنندهها حرف میزنیم
و تمام تصاویر دوربینها رو زیرورو میکنیم
دوربینها چیزی ضبط نکردن؟
در بخش تالابها تصویرش رو داریم
ولی اون مال قبل از بهصدا درآمدن هشدار آتشسوزیه
بعد از اون دیگه اثری ازش نیست
ـ باورکردنی نیست ـ جیمز، این حرفها کمکی نمیکنه
اشکالی نداره
قبلاً هم این رو توضیح دادیم
نرمافزار دوربینهای مداربسته قدیمیه
همزمان شش اردوی مدرسهای داشتن از اینجا خارج میشدن
تشخیص دادن بچهها از هم خیلی سخته
خیلی خب. هشدار چطور فعال شد؟
یکی اهرمش رو کشیده
بین بچهها بیشتر از چیزی که فکر کنید پیش میاد
اشکالی نداره یه نگاهی به اطراف بندازم؟
خواهش میکنم
ممنون
حالا میبینی با چه وضعی طرف بودم
میگن دارن...
ـ هر کاری میتونن میکنن ـ اونا مجبورند...
ـ همهچیز رو طبق مقررات پیش ببرن ـ کل صبح رو روی یک فرضیهٔ مسخره هدر دادن
اینکه الکس خودش از اینجا زده بیرون...
و بعد هم راهش رو گم کرده
تا الان یکی از معلمهاش حتماً پیداش کرده بود
با معلمهاش صحبت کردید؟
آره، با آقای بروکس. همین که فهمید الکس گم شده...
بیدرنگ برگشت داخل
یعنی پنج، ده دقیقه...
طول کشید تا متوجه بشه، ولی بازم...
ـ آقای بروکس هنوز اینجاست؟ ـ نه
پلیس فرستادش خونه تا مسیر برای گروه جستوجو باز باشه
هوم
گوش کن، میدونم الان فکر کردن به این چیزها...
برات غیرممکنه
ولی کوچکترین جزئیات هم کمک میکنه
چیزی یادت میاد؟ مثلاً...
تغییری در اخلاق یا رفتار الکس طی این اواخر؟
خب، هشت سالشه، برای همین...
چیز غیرعادیای متوجه نشدم
کسی تازه وارد زندگیش شده؟
یا زندگی خودتون؟
من... کسی به ذهنم نمیرسه
نه
هیچکس
کی میتونه با بچهٔ ما همچین کاری بکنه؟
بیا اینجا
ببین، هر کاری از دستت برمیاد انجام بده
پلیس مشخصه که فقط میخواد ما رو آرام و کنترل کنه
ولی من دست از گشتن دنبال بچهم نمیکشم
من هم نمیکشم. قول میدم
باشه
پس آخرین بار پسرتون اینجا دیده شده
آره، و طبق گفتهٔ پلیس بعد از این سمت رفته
خیلی خب
پلیس بخش کارکنان رو گشته؟
آره، گفتن همهجا رو گشتن
ولی نمیتونسته بره اون تو، درسته؟
ـ درش قفله ـ شاید همراه یکی از کارکنان بوده
بارانداز همین پایین قرار داره
شغل شما اینجا چیه؟
مدیر نمایشگاهها هستم
ولی امروز صبح اینجا نبودم
چه کسانی به این قسمت دسترسی دارن؟
همهٔ کارکنان
پلیس اینجا رو گشته؟
نه، فکر نکنم
این نماد مدرسهشونه
«تمساحها». این برچسبها رو...
به بچههایی میدن که با اردو میان
شاید الکس این یکی رو چسبونده بوده و از لباسش افتاده
فکر میکنی الکس اینجا بوده؟
شاید. سؤال اینه که چرا
وای خدای من، یکی بردتش
آره، کسی که جای دوربینها رو میدونه
و بلده چطور از دیدشون دور بمونه
کسی که رمزهای مخصوص کارکنان رو داره
این قسمت مخصوص خدماته
امروز صبح چه کسی اینجا کار میکرده؟
مسئول ثبتشدهاش سیلویا اسلونه
درست بعد از فعال شدن هشدار زودتر از موعد کارت زده و رفته
بررسی کن ببین سابقهای داره یا نه
الان انجامش میدم. فکر میکنی الکس رو اون برده؟
ـ احتمالش هست ـ باشه
آره، چند اتهام جزئی مواد مخدر داره
و اوایل امسال هم طلاق گرفته
طبق اسناد دادگاه، پدر بچهها حضانت کامل رو گرفته، چون ادعا کرده...
سیلویا دچار حملهٔ روانپریشی شده
بچهها چند سالشونه؟
شش و هشت ساله. دو تا پسر
بزرگتره همسن الکسه
آدرسش رو برام میفرستی؟
همین الان
از کارآگاه چی فهمیدی؟
اصلاً از اسلون بازجویی نکردن
ظاهراً «توی فهرستشون» هست
ولی هنوز نوبتش نشده
خیلی خب، آدرس رو گرفتم. دارم میرم اونجا
ـ باشه، من هم باهات میام ـ نه، نمیای
ـ نه، خواهش میکنم... ـ روش کار من این نیست
گوش کن، الکس بچهٔ حساسیه
خیلی زود کلافه و آشفته میشه
از سروصدای زیاد هم خوشش نمیاد
No comments yet. Be the first to leave one.