The first 200 lines.
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
قبل از پرواز، یه لحظه وقت بذارید
تا پروتکلهای ایمنی رو مرور کنید...
میتونید میزتون رو بالا بیارید، لطفاً؟
اگه به احتمال کم یه فرود اضطراری روی آب داشتیم،
یک جلیقه نجات زیر صندلیتون پیدا میکنید.
حالتون خوبه؟
آره، آره.
هی رفیق، خوبی؟
ببخشید! این آقا به کمک نیاز داره!
آقا؟ حالتون خوبه؟
حالتون بد شده؟
تو معده ام کوکائین دارم. تو معده ام کوکائین دارم.
باید کمکم کنید.
حالتون خوب میشه. فقط نفس بکشید. لطفاً! کمک کنید!
به اکسیژن نیاز داریم!
زود باشید!
آقا، به من نگاه کنید!
آقا؟ آقا! صدامو میشنوید؟
- عجب افتضاحی. - آره.
خبری از مهماندارا نیست؟
چیز جدیدی که قبلاً ندونیم، نه.
این دیگه چه غلطی بود که با کوکائین تو معدهش کرده بود؟
تازه با پزشکی قانونی حرف زدم.
اونا مطمئن نیستن چی بوده، ولی کوکائین نیست.
یکی کیسهها رو پاره کرده.
یعنی لو رفته بود؟
فکر کنم همینطوره.
به یه نیروی جدید نیاز داریم.
هرچه زودتر.
من یکی از بهترین مامورامو از دست دادم.
اونا کشتنش.
پس شاید الان وقت مناسبی برای یه مامور جدید نباشه.
نمیخوای عدالت اجرا بشه؟
آره، معلومه که میخوام.
میخوام اون آدم دستگیر بشه. همین حالا.
هر کاری لازمه بکن.
و خودتو جمع و جور کن.
پلیس!
در رو باز کن! بذار بیایم تو!
بخواب زمین!
بخواب! دستاتو بذار پشت سرت!
بخواب!
هی! بخواب! حالا! رو زمین!
گرفتیمش! گرفتیمش!
- بخواب! ساکت! - رو زمین! احمق!
- گورپدرت! - بامزه بازی درنیار! هر کاری میگم بکن.
صبر کن! صبر کن! صبر کن! نیلسن! صبر کن!
نیلسن! مُرده!
تمرین تموم شد!
سریعا خودتونو برسونید اینجا!
خب.
تا حالا اینجا بودید و میدونید که ازتون بیشتر انتظار داریم.
برای امروز کافیه. تمومه.
تمیز کنید.
خودتون اینو رو سر خودتون آوردید. بیاید، راه بیفتید، تند باشید!
همتون با هم این خرابکاری رو تمیز میکنید، فهمیدید؟
- بیاید! - فولکه.
این دیدار به چه دلیله؟
اینا شاگردای جدیدتن؟
بله. ترم سوم.
کسی بینشون استعداد خاصی داره؟
سخته بگم.
- چرا؟ - به یه مامور نیاز دارم، سریع.
چرا از واحد خودتون کسی رو نمیبری؟
به یکی نیاز دارم که یه سری مهارت خاص داشته باشه.
باشه.
دنبال چه جور آدمی هستی؟
باید جوون باشه.
دختر؟
این سه تا، بهترینایی هستن که دارم.
سانه. ۲۹ سالشه.
خیلی منظمه.
از نظر جسمی قویه و بااراده هست. تو هنرهای رزمی هم خوبه.
بعد سونیا رو داریم. ۳۱ سالشه.
خیلی قابل اعتماده. از نظر بدنی تو وضعیت عالیه.
و آخرش لیند.
اون یه کم فرق داره.
یه کم فرق داره؟
جوون تره، از نظر بدنی به اندازه اون دو تا قوی نیست.
ولی از نظر ذهنی، تیزِ تیز.
بچگی سختی داشته، ولی خودش تونست از پسش بربیاد.
- میتونم پرونده اش رو نگه دارم؟ - بفرما.
سلام.
ببخشید؟
فقط گفتم سلام.
سلام.
- چی کار میکنی؟ - کتاب میخونم.
چی میخونی؟
یه کتاب.
عجب!
من اِمیل هستم.
عجب!
میگم، دوست داری تا منتظریم بریم یه آبجو بزنیم؟
نه، خیلی حالشو ندارم. میگذرم.
چرا نه؟
تازه دیدم سوتین دوستدخترتو با برنامه اشتباه شستی.
فکر کنم امروز به اندازه کافی خرابکاری کردی.
- سلام. - سلام!
- سلام، تیا. - سلام.
- خوشحالم دوباره میبینمت. - مرسی. تو هم همینطور.
کسی داوطلب میشه اول شروع کنه؟
- من شروع میکنم. - آها.
سلام، من تیا هستم،
و حالا شش ساله که پاکم.
از اینکه تو آکادمی پلیس هستم خوشحالم.
و... عاشق دویدنم.
کار خودمو میکنم.
و تنهایی حالم خوبه.
آخ... اخیراً حوصله ام سر رفته.
یه جورایی دلم تنگ شده...
برای پارتی، مشروب خوردن، و...
رقصیدن و این چیزا.
آدرسهای قبلی ارزیابی شخصیت
بابا؟ یه آبی لازم دارم.
البته، عزیزم.
بابا، نه، اون نه.
ببخشید، عزیزم.
- شماها آمادهاید؟ - آره.
چی کار میکنید؟
- دستبند درست میکنیم. - اوه، میتونم ببینم؟
...حمل کوکائین در معده اش حالا به عنوان قتل داره بررسی میشه.
- چندین منبع... - واو.
- این مال منه؟ - آره.
مرسی، عزیزم.
- حالا برو کفشاتو بپوش، باشه؟ - آره.
- هی. - هی.
- خوبی؟ - آره، خوبم.
- باید یه سر برم خونه داداشم. - باشه.
- مامان، گشنمه. - باشه، شیطون کوچولو.
سوشی بخریم یا پیتزا؟
سوشی.
مامان؟ بابا چی کار میکنه؟
نمیدونم، عزیزم.
زیاد طول نمیکشه.
- برو اون طرف دریاچه. - میپرم.
این دیگه چه بازی گندی بود، عمر؟
چیه؟
شماها، گمشید بیرون.
- چیه؟ - گمشو بیرون!
باشه، باشه، آروم باش، مرد.
دیوونه روانی.
بیا. بریم.
این کار ما بود؟
چی؟
بامبی، حوصله چرت و پرتاتو ندارم.
اون یارو تو هواپیما، کار ما بود؟
گفتی جاسوسه.
میران، دیگه باید با اون یارو چی کار میکردم؟
مغزتو به کار بنداز، لعنتی، یواشکی کار کن!
- الان همه جا خبرش پخش شده. - ما کاری کردیم که انگار تصادفی بوده.
شوخی میکنی؟
مگه نظر تو رو خواستم؟!
- میران! - چیه؟!
خفه شو! باشه؟
به خاطر این گندت، حالا باید همه چیو متوقف کنم
چون پلیسا میافتن دنبالم.
میفهمی؟
ایده کی بود؟
وقتی باهات حرف میزنم نگاهم کن.
ایده کی بود؟ مال تو بود؟
شانس آوردی داداش کوچیکمی.
دیگه نمیخوام اینجا ببینمت.
این آشغالو خاموش کن.
اینجا افتضاحه، باید خجالت بکشی.
تیا لیند.
- از آکادمی پلیس. - آه.
کارنامه اش بی نقصه.
نگرش درستی داره.
مناسب کاره.
به عنوان نیروی عملیاتی؟
سخته و باهوشه.
اینکه یکی هر دو رو داشته باشه کمه.
مطمئنی مناسب کاره؟
اگه بخوایم سریع عمل کنیم، اون بهترین گزینه مونه.
گذشته سختش شاید به نفعمون باشه.
چطور؟
مادر الکلی،
چندتا دوست مشکوک وقتی جوون تر بوده.
سابقهش پاکه...
ولی وقتی نوجوون بوده با یه فروشنده مواد رابطه داشته.
یکی که با یه دست بهش مواد و هدیه میداده و با دست دیگه کتکش میزده.
تصمیم گرفت زندگیشو عوض کنه
و پلیس بشه تا با چیزی که نزدیک بود نابودش کنه بجنگه.
میخوای بگی هیچ کدوم از مامورای باتجربهمون نمیتونن به اندازه یه زن جوون
که هیچ آموزش درست و حسابی نداره مناسب باشن؟
هیچ کدوم از مامورای باتجربهمون مشخصات مناسب رو ندارن. اون داره.
جوونه، بیاحساسه، و تو محیطی کار میکنه که باهاش آشناست.
دیگه چی میخوای؟
دیگه چی میخوای؟
کِی میتونم ببینمش؟
خب، عوض کنید!
ینسن، میتونی بیای اینجا؟
لیند؟
لطفاً بشین.
چیه؟
خب، از بخش حقوقی باهام تماس گرفتن.
و تصمیم گرفتن تو رو از برنامه اخراج کنن.
No comments yet. Be the first to leave one.