The first 197 lines.
قتل «نرو ریور» به قتل وحشیانه
«پاول اسپارلینگ» اشاره داره
«شین مارتین»، همکلاسیاش، به جرم قتل عمد دستگیر شد
با اینکه خیلیا باور داشتن
همکلاسی دیگهاش، «الیور سنت لجر»، مسئول این جنایته
وقتی دبیرستانی بودم، یه بچه غرق شد
منم، اومم، توش دست داشتم
پاول یهو به شین حمله کرد
و شین هم همینطور سر پاول رو زیر آب نگه داشت
تو یه دروغگوی لعنتی هستی، سییرا
داری چی میگی؟ دنبال من نیا
حکم عدمنزدیکی رو فراموش کردی، شایلا؟
باید الیور سنت لجر رو از خانوادهام دور کنی
نمیفهمم داری درباره چی حرف میزنی
الیور سنت لجر داره با خواهر کوچیکم زندگی میکنه
مگان؟
این دیگه چه صیغهایه، شایلا؟
کمکت میکنم از شرش خلاص بشی
خودم ردیفش میکنم
نه، نمیکنی. شایلا، ازت میخوام
بهم اعتماد کنی که خودم تنهایی از پسش برمیآم
الیور، اونجایی؟
این زن، سییرا، اونی نیست که فکر میکنی
اون مگان مارتینه. خواهرِ شینه
اشکالی ندارد، دن
اون میدونه
دعوا رو سر هر چی شروع کنن، اون تهش بحث رو میکشونه به اون موضوع
منظورم اینه که این بار
درباره این بود که مامان هیچوقت بنزین نمیزنه
و اون همیشه وقتی دیرش شده باید بره پمپبنزین
میدونی، یهو بحث رو میکشونه به اینکه مدرسهام میخواد واسه کل این
کالجهای خصوصی
و سطح یکِ خارج از ایالت برای ورزش لاکراس درخواست بدم
و این باعث میشه اون آدمبده به نظر بیاد
چون از پس هزینهی هیچکدومشون برنمیآد
شین، منظورم اینه که بابات «کوین گارنتِ»
بدوبیراه گفتن به «بریجفیلده»
میدونی؟ در ضمن، چیزی به اسم بورس ورزشی لاکراس هم وجود داره
دانشگاههای «آیویلیگ» بورس ورزشی ندارن
جاهای دیگه هم بعیده بورس کامل بدن
بیخیال. منظورم اینه که بحث کردن سر اینکه
چرا رفتن به این مدرسهها کنسله، اونم اعصابش رو خرد میکنه
اوم. تو خیلی خوششانسی
آره، میدونم اینطوری فکر میکنی
حتی بحثِ از پس هزینههای استنفورد براومدن هم نیست
بحثِ اینه که میتونی کل استنفورد رو بخری و اسم خودت رو بذاری روش
دانشگاه سنت لجر
خفه-خفه شو پسر، خواهشاً
منظورم اینه که مجبور نیستی گوش بدی
به داد و بیدادِ پدر و مادرت که هر پنج دقیقه دارن سر هم میکشن
سر چیزی که نه تو میتونی عوضش کنی، نه اونا
خب، آخه برای اینکه بخوای سر چیزی بحث کنی
باید یه جورایی برات مهم باشه
میدونی؟ اونقدرها هم سخت نیست
خب، منظورم اینه که اگه مالِ من یه زمانی بیخیال شن، خیلی عالی میشه
ولی نمیشن، چون تا تو ماتحت من نباشن، زندگیشون نمیگذره
خواهرمم همینطوره. شایلا پاشده رفته پاتاکتِ خرابشده
ولی هنوز میخواد برام رئیسبازی دربیاره
آخی
حاضر بودم چی بدم تا جای تو باشم... باز شروع شد
فقط واسه یه روز
فقط یکی. که امتحانش کنم، ببینم چطوریه
نه حتی واسه پولش. فقط واسه اون، مثلاً
سکوت
شاید به پاول گفته باشم که قراره اینجا باشیم
بیخیال. اگه بهش فرصت بدی، آدم بدی نیست
هر دفعه همین رو میگی
فقط اعتمادبهنفس نداره
قول میدم اگه یکم تحمل کنی، تهش از این عوضیبودن دست برمیداره
ثابتش کن
اصلاً یعنی چی؟ چطورین احمقها؟
خوبی؟ چه خبر؟
خبر اینکه کل مسیر رو تا اینجا دویدم لعنتی
شوخی میکنی. از بریجفیلد؟
آره، درسته کلهپوک
واو. خب، میدونم مربی گفته بود باید تمرینات هوازیت رو بیشتر کنی
ولی دمت گرم
شماها چقدر کلید کردین روی این مکان
منظورم اینه که باحال بود، مثلاً
نمیدونم، واسه پنج دقیقه تو دوران راهنمایی
ولی یا خدا
در ضمن، مگه تو یه خونه درندشت با
یه باند هلیکوپتر لعنتی نداری؟
باند هلیکوپتری در کار نیست
چرا آخه کسی باید بخواد به جای اونجا، اینجا پلاس باشه؟
بابات قانونِ «رعیت ممنوع» یا یه همچین چیزی داره؟
اوه، چون من رعیّتم، نه؟
یه رعیتِ بورسیهای؟ آره، من اونجا بودم
بابات اصلاً تا حالا تو اون خونه زندگی کرده؟
مثلاً، اوم
حتی وقتی بچه بودی؟
۹۰ چون بابام میگه بابای تو از دههی
پاش رو تو «ناراگانست» نذاشته
بابای تو از کجا باید این رو بدونه؟
خب، اونم تو کارِ تجارت جهانیه
پسر. آدما با هم حرف میزنن
یه جور... شبکه ارتباطیه
کی اهمیت میده؟ باشه؟
خونهی اولی سگلرزه و هیچکدوم از مبلهاش راحت نیست
حله؟ آره
این دیگه چه
داری شوخی میکنی؟ حالا دیگه پشه هم اومد؟
بیخیال
مامانت تو شهره؟
واسه همینه نمیتونیم بریم خونهی شما؟
فازت چیه پسر؟ اه، اینجا پرِ حشرهست و هواش هم شرجیه
بوی شاش هم که میده
اه، تو هم خونه داری، احمق
آره، خب، دارن میفروشنش
چون کل این قضیه طلاق، تنبیه بابام برای مامانمه
بخاطر اینکه از خیانتش عصبانی شده، پس
سخته
واقعاً متاسفم
مرسی
حال مامانت چطوره؟
داغون
چرا؟ فقط همه چی گنده. همین
کاملاً منطقیه که با این اوضاع بهش سخت بگذره
آره. کاملاً منطقیه
که مامانت باز دهنش رو چفت و بست نزنه درباره کسی که اصلاً نمیشناسه
گه نخور. میشناسدش
آره، از تو حاشیه و مهمونیهای ورزشی
ولی نه واقعاً
اصلاً داری چی میگی؟
به نظر میرسه یه چیزی میدونی شین، پس بگو
مامان توئه که داره اراجیفی رو که از بقیه شنیده
و اونا هم از یکی دیگه شنیدن، جوری تعریف میکنه انگار واقعیت داره
تو روزنامه دیدتش، پاول. کی آخه
اخبار محلی رو میخونه؟ هیچکس
وقتی
وقتی پلیس کسی رو دستگیر میکنه، همیشه تو گزارشهای پلیس محلی میاد
نمیگم باید اینطوری باشه، ولی
فکر نمیکرد به سبد نیاز داشته باشه
و بعد دستش بیش از حد پر شد
پس رفت که یکی برداره
منظورم اینه که اون حتی از فروشگاه لعنتی بیرون هم نرفت
و حالا همه فکر میکنن اون یه دزد لعنتیه
میدونی چیه؟ متاسفم
آره، منم متاسفم. آره
متاسفم که مامانت یه سلیطهست که فکِ لانتوریشو نمیبنده
مرد، مشکل لعنتیت چیه؟
هی، بچهها
بچهها! لعنتی
اوه! آخ
یه لحظه صبر کن لعنتی
یه لحظه وایسا، خب؟ آروم باش. لعنت بهش! لعنت
آروم بگیر
ولم کن
اگه بگم دفاع از خود بوده
اگه فقط بهشون بگم دفاع از خود بوده... اینطوریها هم نیست
به این سادگیها نیست! اونا قراره
اونا قراره... قراره بگن
که این دفاع از خوده. تمومش کن
ولی اگه ما... ولی اگه فقط... اونا اسمش رو دفاع از خود نمیذارن
چون تو بودی که انجامش دادی
تو داشتی از خودت دفاع نمیکردی
ببین
ما امروز بعد از مدرسه نرفتیم «نروز»، باشه؟
و ما... ما نمیدونستیم پاول قراره اونجا باشه
اون از من نخواست بعد از تمرین بریم بیرون
و از تو هم چیزی نمیخواست
چون شما اصلاً با هم دوست نیستین لعنتی
اه، من در هر صورت باید میرفتم خونه مراقب خواهرم میبودم
پس تو من رو رسوندی، و بعدش چی؟
بگو. من
من رفتم خونه
و شیمی خوندم
تا وقتی که سردرد گرفتم و بعدش
و بعدش هم خوابیدم
پس اون... اون، اوم
موقع تمرین گلزنی خوردم زمین، و
لابد یکی پاش رو گذاشته روم
متاسفم
متاسفم
میدونم فقط داشتی سعی میکردی بهم کمک کنی
اوم. نجاتم بدی
احتمالاً همین کار رو هم کردی
مرسی
داری چیکار میکنی؟
هیچی
کجا بودی؟
اونا کثیفن
آره، حالا هر چی
چرا خیسی؟
دوش گرفتم. کی؟
همین الان
بعد فکر کردم یه صدایی از بیرون شنیدم
با صورتت چیکار کردی؟
هیچی. جوری به نظر میرسی که انگار
نه، اینطور نیست، مگان
تو تمرین روشم خطا کردن. باشه؟
و بعد اومدم خونه و دوش گرفتم
و الانم برگشتم اینجا، پیش تو
مثل تمام این مدتی که اینجا بودم
حالت خوبه؟
آره، خوبم
گشنمه
No comments yet. Be the first to leave one.