Zootopia

Zootopia

Download Farsi/persian Subtitle

Release info

Zootopia 2016 BrRip YIFY Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

bluray
Published on: 2026-08-19
Downloads: 0
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم می‌کند

‏ترس. ‏خیانت. خون‌خواهی.

‏هزاران سال پیش...

‏این‌ها نیروهایی بودند ‏که بر دنیای ما حکم می‌راندند.

‏دنیایی که در آن شکارها ‏از شکارچیان می‌ترسیدند.

‏و شکارچیان یک میل زیستیِ مهارنشدنی...

‏در وجودشان داشتند...

‏به زخمی‌کردن، دریدن و...

‏خون! خون! خون!

‏و مرگ.

‏آن زمان دنیا به دو دسته تقسیم می‌شد.

‏شکارچیان درنده...

‏یا شکارهای رام.

‏اما با گذشت زمان، ‏ما تکامل پیدا کردیم.

‏و از رفتارهای بدوی و وحشیانه‌مان ‏فاصله گرفتیم.

‏حالا شکارچی و شکار در کنار هم با صلح زندگی می‌کنند.

‏و هر پستاندار جوانی ‏فرصت‌های بی‌شماری پیش رو دارد.

‏آره.

‏دیگه مجبور نیستم توی گله قایم بشم.

‏می‌تونم فضانورد بشم.

‏دیگه مجبور نیستم ‏یه شکارچی تنها باشم.

‏امروز می‌تونم دنبال معافیت مالیاتی بگردم.

‏من می‌خوام کارشناس بیمه بشم!

‏و من می‌تونم دنیا رو جای بهتری کنم.

‏من قراره...

‏افسر پلیس بشم!

‏خرگوش پلیس؟

‏این احمقانه‌ترین چیزی بود ‏که تا حالا شنیدم.

‏شاید برای ذهن‌های کوچیک ‏غیرممکن به نظر برسه...

‏دارم به تو نگاه می‌کنم، گیدیون گری.

‏اما فقط ۲۱۱ مایل اون‌طرف‌تر...

‏شهر بزرگ زوتوپیا قرار داره!

‏جایی که نیاکان ما برای اولین بار ‏در صلح کنار هم جمع شدند...

‏و اعلام کردند که هر کسی ‏می‌تونه هر چیزی بشه!

‏ممنون و شب‌به‌خیر!

‏جودی، هیچ‌وقت فکر کردی من و مامانت...

‏چطور این‌قدر خوشحال شدیم؟

‏نه.

‏خب، از آرزوهامون دست کشیدیم ‏و به همین چیزی که داشتیم قانع شدیم. مگه نه، بانی؟

‏آره، درسته استو. ‏حسابی قانع شدیم.

‏می‌بینی جود؟ قشنگیِ ‏دل‌خوش‌کردن به همین چیزها همینه.

‏اگه هیچ چیز تازه‌ای رو امتحان نکنی، ‏هیچ‌وقت هم شکست نمی‌خوری.

‏من اتفاقاً امتحان‌کردن رو دوست دارم.

‏منظور بابات اینه، عزیزم...

‏که خیلی سخت می‌شه...

‏حتی شاید غیرممکن باشه ‏که تو افسر پلیس بشی.

‏دقیقاً. تا حالا هیچ خرگوشی پلیس نشده.

‏- نه. ‏- خرگوش‌ها از این کارها نمی‌کنن.

‏- هیچ‌وقت. ‏- هیچ‌وقت.

‏اوه. پس ظاهراً ‏من باید اولینش باشم.

‏چون من قراره...

‏دنیا رو جای بهتری کنم.

‏یا خب... می‌دونی، اگه می‌خوای حرف بزنیم...

‏درباره‌ی بهترکردن دنیا...

‏هیچ راهی بهتر از این نیست ‏که هویج‌کار بشی.

‏دقیقاً! بابات، من...

‏و ۲۷۵ تا خواهر و برادرت.

‏- داریم دنیا رو عوض می‌کنیم! ‏- آره.

‏- هر بار با یه هویج. ‏- الهی آمین.

‏هویج‌کاری شغل شرافتمندانه‌ایه.

‏اوهوم.

‏فقط دونه‌ها رو ‏توی خاک می‌کاری.

‏با خاک یکی می‌شی. ‏از سر تا پا هم خاکی می‌شی.

‏خودت می‌فهمی عزیزم.

‏آرزو داشتن خیلی هم خوبه.

‏آره. فقط به شرطی که...

‏زیادی بهشون باور نداشته باشی.

‏پس این بچه کجا رفت؟

‏همین الان بلیت‌هاتون رو بدین به من...

‏وگرنه می‌زنم اون...

‏- کون کوچیک و بی‌آزارت رو له می‌کنم. ‏- آخ!

‏ولش کن، گیدیون!

‏بع بع! ‏چی کار می‌خوای بکنی؟ گریه کنی؟

‏هی! شنیدی چی گفت. ولش کن.

‏چه لباس قشنگی، بازنده.

‏توی چه دنیای دیوونه‌ای زندگی می‌کنی...

‏که فکر می‌کنی ‏یه خرگوش می‌تونه پلیس بشه؟

‏لطفاً بلیت‌های دوستم رو پس بده.

‏بیا ازم بگیرشون.

‏ولی حواست باشه، چون من روباه‌ام...

‏و همون‌طور که توی اون نمایش مسخره‌ت گفتی...

‏ما شکارچی‌ها یه زمانی شکارها رو می‌خوردیم.

‏و اون غریزه‌ی کشتن هنوز توی «دونا»ی ماست.

‏اِ... تقریباً مطمئنم تلفظش «دی‌اِن‌اِی»ه.

‏تو به من نگو چی می‌دونم، تراویس.

‏من ازت نمی‌ترسم، گیدیون.

‏حالا ترسیدی؟

‏نگاه کنین دماغش ‏چطور می‌لرزه!

‏ترسیده!

‏گریه کن، خرگوش کوچولوی لوس.

‏گریه کن، گریه کن...

‏تو واقعاً نمی‌دونی کی باید کوتاه بیای، نه؟

‏می‌خوام این لحظه رو یادت بمونه...

‏برای دفعه‌ی بعد که فکر کردی...

‏می‌تونی چیزی بیشتر از یه...

‏خرگوش احمقِ هویج‌کار باشی.

‏بدجور زخمی شده.

‏خوبی، جودی؟

‏آره. آره، خوبم.

‏- بفرمایین. ‏- اوه!

‏وای! بلیت‌هامون رو پس گرفتی!

‏محشری، جودی!

‏آره، اون گیدیون گری ‏نمی‌دونه چی می‌گه.

‏خب، درباره‌ی یه چیز حق داشت.

‏من نمی‌دونم کی باید کوتاه بیام.

‏گوش کنین، کارآموزها.

‏زوتوپیا ۱۲...

‏زیست‌بوم متفاوت توی محدوده‌ی شهرش داره.

‏تاندرا تاون...

‏میدان صحرا...

‏منطقه‌ی جنگل بارانی؛ فقط چند نمونه‌ان.

‏باید روی همه‌شون مسلط بشین...

‏قبل از اینکه پا توی خیابون بذارین، ‏وگرنه می‌دونین چی می‌شه؟

‏می‌میرین!

‏طوفان شن سوزان!

‏مردی، خرگوش دهاتی!

‏سقوط از ارتفاع هزار فوتی!

‏وااای!

‏مردی، هویج‌کله!

‏دیوار یخیِ منجمد!

‏هوپ!

‏مردی، دختر مزرعه!

‏مجرم غول‌پیکر.

‏مردی. مردی، مردی، مردی!

‏واو...

‏توالت کثیف!

‏مردی، پشمالو!

‏ول کن و برگرد خونه، خرگوش پشمالو!

‏تا حالا خرگوش پلیس نداشتیم.

‏- هیچ‌وقت. ‏- هیچ‌وقت.

‏فقط یه خرگوش احمقِ هویج‌کار.

‏به‌عنوان شهردار زوتوپیا، ‏با افتخار اعلام می‌کنم...

‏که طرح مشارکت پستاندارانِ من...

‏اولین فارغ‌التحصیل آکادمی پلیسش رو معرفی کرده.

‏شاگرد اول دوره...

‏اولین افسر خرگوشِ اداره پلیس زوتوپیا...

‏جودی هاپس.

‏وای خدا.

‏معاون شهردار بل‌ودر، نشانش.

‏- اوه، بله. درسته! ‏- ممنون.

‏آفرین، جودی!

‏جودی...

‏افتخار بزرگیه که رسماً ‏تو رو منصوب کنم...

‏به قلب زوتوپیا:

‏کلانتری یک.

‏مرکز شهر

‏تبریک می‌گم، افسر هاپس.

‏ناامیدتون نمی‌کنم.

‏از بچگی آرزوم همین بوده.

‏امروز روز افتخارآمیزی برای کوچولوهاست.

‏بل‌ودر، یه کم جا باز کن. بیا کنار.

‏خب افسر هاپس، دندونات رو نشون بده!

‏- افسر هاپس، اینجا رو نگاه کن! ‏- لطفاً این طرف رو نگاه کن!

‏تکون نخور. لبخند بزن!

‏واقعاً بهت افتخار می‌کنیم، جودی.

‏آره. می‌ترسیم هم.

‏- آره. ‏- راستش یه جور...

‏ترکیب افتخار و ترسه.

‏آخه زوتوپیا خیلی دوره. ‏شهر خیلی بزرگیه.

‏بچه‌ها...

‏من تمام عمرم برای این تلاش کردم.

‏می‌دونیم. فقط...

‏هم برات هیجان‌زده‌ایم، هم وحشت‌زده.

‏تنها چیزی که باید ازش بترسیم، خود ترسه.

‏و البته خرس‌ها. ‏از خرس‌ها هم باید بترسیم.

‏شیر و گرگ هم که جای خودشون رو دارن.

‏- گرگ؟ ‏- راسوها.

‏تو که با یه راسو کریبیج بازی می‌کنی.

‏آره، و اونم طوری تقلب می‌کنه ‏انگار فردایی در کار نیست.

‏می‌دونی چیه، تقریباً...

‏همه‌ی شکارچی‌ها. ‏زوتوپیا هم پر از اوناست.

‏اوه، استو.

‏و روباه‌ها از همه بدترن.

‏راستش، این یکی رو بابات بیراه نمی‌گه.

‏توی ذات زیستی‌شونه.

‏یادت هست گیدیون گری چی کار کرد؟

‏وقتی نه سالم بود.

‏گیدیون گری یه عوضی بود ‏که اتفاقاً روباه هم بود.

‏من کلی خرگوش عوضی می‌شناسم.

‏آره، همه‌مون می‌شناسیم. قطعاً. ‏ولی محض احتیاط...

‏یه بسته‌ی کوچیک برات آماده کردیم...

‏- که با خودت ببری. ‏- اوهوم.

‏منم یه کم خوراکی توش گذاشتم.

‏- این دفع‌کننده‌ی روباهه. ‏- آره، خوبه...

‏- که همراهت باشه. خب. ‏- اینم اسپری ضدروباهه.

‏دفع‌کننده و اسپری ضدروباه...

‏- همین‌ها کافیه. ‏- اینو ببین!

‏اوه، تو رو خدا.

‏استو، اون اصلاً به شوکر روباه نیاز نداره.

‏اوه بی‌خیال. مگه می‌شه آدم ‏هیچ‌وقت به شوکر روباه نیاز نداشته باشه؟

‏باشه، ببین! اینو برمی‌دارم ‏فقط که دیگه حرف نزنین.

‏عالیه! همه برنده‌ان!

‏قطار زوتوپیا اکسپرس وارد می‌شود.

‏خب، باید برم! خداحافظ!

‏خداحافظ، جودی!

‏خداحافظ، جودی!

‏هوم.

‏دوستتون دارم.

‏ما هم دوستت داریم.

‏اوه، ای بابا، اشکام راه افتاد.

More Farsi/persian subtitles for Zootopia

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left