The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
مجموعهٔ مستند اورجینال نتفلیکس
نیویورک جای فوقالعادهای برای قدمزدنه
و میشه دید حروف چطور در محیط اطراف حضور دارن
فکر میکنم وقتی طراح قلم باشی
ناخودآگاه تایپوگرافی همهچیز رو میبینی
یکی از بخشهای واقعاً جذاب طراحی قلم اینه که
هیچ چیزی خارج از محدوده نیست
میتونی عاشق نسخههای خطی کمیاب باشی
یا گرافیتی و لوگوهای آژانسهای طراحی مدیسن اونیو رو دوست داشته باشی
هر چیزی که تا حالا خوندی، با دست شکل گرفته
فکر عمیقیه که تکتک حروفی که میخونی
جایی به دست یک نفر یا یک تیم
طراحی شده
و بعد به دنیا فرستاده شده
به جایی رسیدیم که هرکسی یک قلم محبوب داره
اینکه میتونی فونت گوشی یا کامپیوترت رو انتخاب کنی
همه رو نسبت به توانایی تایپوگرافی حساستر کرده
ما مادهٔ خامی میسازیم که هرکس میتونه برداشت خودش رو ازش داشته باشه
و همین فرهنگ بصری رو جلو میبره
جاناتان هوفلر: طراحی قلم
جاناتان یک نابغهٔ جوان بود
شیوهٔ فکرکردنش دربارهٔ حروف واقعاً شگفتانگیز بود
از سن کم شروع کرد و تقریباً بلافاصله
به یکی از تأثیرگذارترین طراحان زمان ما تبدیل شد
کم پیش میاد کسی رو ببینی که اینقدر بیوقفه دنبال کمال باشه
او کاملاً حواسش به زمان و مکان هست
جاناتان در ردیف بهترینِ بهترینهاست
خودش بهترینِ بهترینهاست
نیویورک
تایپوگرافی یک گفتوگوست
میان طراحان قلم که الفباها رو میسازن
و طراحان گرافیک که ازشون استفاده میکنن
و این رابطه دوطرفهست
هویت بصری تئاتر پابلیک پشت سرمون رو پائولا شر طراحی کرده
که در فصل اول همین مجموعه حضور داشت
من در دورهای بزرگ شدم که کارهای پائولا همهجا دیده میشد
برای همین از همان کودکی حس میکردم حروف چوبی
بخشی از بافت تایپوگرافیان
اوایل دههٔ ۹۰ شروع کردم
خانوادهٔ قلم خودم رو با نام Knockout بسازم
که از همین نوع حروف چوبی الهام گرفته
برای همین واقعاً خوشحالکننده بود که
وقتی پائولا هویت بصری پابلیک تئاتر رو طراحی کرد
در طرحش از Knockout استفاده کرد
در واقع یک چرخهٔ فوقالعادهست...
از طراحان گرافیک الهام میگیری
قلمی میسازی که خودشون ازش استفاده میکنن
و بعد میبینی چه کارهای غیرمنتظرهای باهاش میکنن
قلمها مادهٔ خامن
طراح قلم بودن مثل اینه که
رنگ تازهای برای نقاشی طراحی کنی
ما خانهها رو رنگ یا تزئین نمیکنیم
ما فقط رنگ رو میسازیم
اینها حروفاند! ـ بخش اول از سه
مفاهیم پایه
طراحی قلم یک جور تردستیه
حتی هدف سادهای مثل هماندازه بهنظررسیدن همهٔ حروف، آسون نیست
برای اینکه C و T همقد به نظر برسن
باید C رو در واقع کمی بلندتر کشید
حروف گرد از حروف تخت کمی بیرون میزنن
مقداری که طراحان قلم بهش میگن «بیرونزدگی»
بیرونزدگی
یکی دیگه از هدفهای طراحی قلم، تعادله
تعادل
برای اینکه نیمهٔ بالا و پایین حرف B هماندازه حس بشن
اغلب باید متفاوت طراحی بشن
اگر برش گردونی میبینی نیمهٔ بالا در واقع از پایین کوچکتره
حرف سادهٔ T یکی از تناقضهای بزرگ الفبا رو پنهان کرده
برای اینکه خطهای عمودی و افقی همضخامت دیده بشن
خط عمودی رو خیلی ضخیمتر از افقی میکشن
به این میگن «تضاد ناهمسانگرد» و روی تمام حروف اثر میذاره
اما هیچ حرفی به اندازهٔ S بدقلق نیست
حرف S متعادل و مرکزی، وقتی برعکس بشه عجیب دیده میشه
بالا و پایینش باریکتره
وسطش ضخیمتره و کمی به عقب متمایله
بیرونزدگی، تعادل و تضاد
تعمیر ساعت
طراحی قلم فرایند کندیه؛ گاهی چند دهه طول میکشه
هیچ مسیر روشنی از آغاز تا پایان وجود نداره
و حتی تضمینی نیست که به پایان برسی
حدود ده سال پیش
به فکرم رسید یک ساعت مچی بخرم
وقتی شروع کردم ساعتها رو موشکافانه بررسی کنم
متوجه شدم ساعتهای چهلساله یا قدیمیتر
نوع خاصی از حروف روی صفحهشون دارن
که واقعاً زیباست
فکر کردم شاید در تمام این دنیای ساعتها
که الهامبخش یک خانوادهٔ قلم باشه
این یکی عالیه؛ شبیه یک...
سنسریف هویمتاله با این فرمهای ششضلعی
و استخوانمانند که فوقالعادهان
اما من این نمونههای خیلی سادهتر رو واقعاً دوست دارم
این یکی خیلی جعبهای و تقریباً هشتضلعیه
چه در حروف و چه در اعداد
همین نوع فرم رو اینجا هم میبینید
اما این یکی کمی ظریفتره
مایکل بیروت یک بار کارم رو توصیف کرد
من رو به باستانشناسی تشبیه کرد که یک استخوان پیدا میکنه
و از همان استخوان، یک دایناسور کامل میسازه
بخش زیادی از کار من پیداکردن همین استخوانهاست
و تلاش برای تصور موجودی که ازش اومدن
طراحی قلم امروز با زمانی که من شروع کردم فرق کرده
آن موقع طراح قلم بودن یعنی عجیب باشی
همیشه از گفتوگو در هواپیما میترسیدم
وقتی همصندلیام میپرسید: «شغلت چیه؟»
مردم فکر میکردن خود مجله رو طراحی میکنم
یا مطالبش رو مینویسم یا تبلیغاتش رو میسازم
میگفتم: «نه، الفبایی رو طراحی میکنم که متنِ جلوت باهاش نوشته شده»
و با ناباوری میپرسیدن: «یعنی چی؟
این مثل طراحی اکسیژنه؛ کسی اکسیژن رو طراحی نمیکنه»
بعد وارد دورهای شدیم که مردم بیشتر متوجه این کار شدن
چون ابزارهای دیجیتال، فونتها رو
به چیزی ملموس برای همه تبدیل کردن
حتی دانشآموز دبستانی هم برای تحقیقش فونت انتخاب میکنه؛ نمیشه انتخاب نکرد
اما حالا وارد مرحلهٔ سومی شدیم که مردم فونت محبوب دارن
حالا وقتی میپرسن چهکارهام، میگم: «قلم طراحی میکنم»
و میگن: «عاشق فونتها هستم!
اون کسی که Papyrus رو ساخته میشناسید؟»
یا هر چیز دیگهای
زندگی برای کسی که همیشه حواسش به حروفه، بامزهست
یک نمایش کوتاه فوقالعاده در ساتردی نایت لایو بود
که رایان گاسلینگ به خاطر این قلم همهجاحاضر دیوانه میشد
چیزی که خیلی خندهدارش میکرد این بود که
طراحان قلم سالها بیسروصدا از این موضوع عذاب کشیده بودن
و بعد فهمیدن که بقیهٔ مردم هم همین عذاب رو میکشن...
یک حس همدلی بامزه و فوقالعاده با تمام دنیاست
لوگوی آواتار یادت هست؟
آره... حالت قبیلهای داشت، ولی آیندهنگر بود
Papyrus!
صبح بهخیر
هوفلر اند کمپانی یک استودیوی ۱۶ نفرهست
بیشتر مردم ما رو از طریق وبسایتمون میشناسن
که در واقع مخزن همهٔ کارهاییه که اینجا انجام میدیم
بیش از ۱۵۰۰ سبک داریم
مجموعهٔ سنبهٔ حروف
ممکنه امسال هدفمون انتشار سه قلم باشه
اما احتمالاً همین حالا روی نه یا ده قلم کار میکنیم
صبح بهخیر
یکی از سختترین بخشهای ساخت قلم، پیداکردن اسمشه
در نهایت به Decimal رسیدیم
در ساعتهای دهدهی، ثانیهها
نه به ۶۰ قسمت، بلکه به صدم تقسیم میشن
در واقع سامانهٔ ۱۲ ساعت و ۶۰ دقیقه و ۶۰ ثانیه
با سامانهٔ علمیِ مبنای ده روبهرو میشه
این موضوع برای من خیلی جذابه
اینکه دو سامانهٔ متفاوت به هم برخورد میکنن
پس فکر کنم اسمش Decimal باشه
اوه، اینجا یک V داریم
این هم جالبه؛ خط میانی E دقیقاً وسط قرار گرفته
اما روی همین ساعت
یک E دیگر هست که خطش بالاتر از مرکزه
نماد پی...
تا حالا روی هیچ ساعتی ندیده بودمش
تقریباً روی صفحهٔ هر ساعت قدیمی، یک امضای خاص وجود داره
همون طراحی عدد چهاره
بالای تخت و فوقالعادهای داره
جزئیاتیه که در هیچ قلمی که به ذهنم میرسه ندیدم
این هم یک ساعت دیگه
سازندهای متفاوت از دورهای متفاوت
اما با همان جزئیات
با خودم فکر کردم چرا روی این یک نویسه تا این حد وسواس به خرج دادن
بهترین حدسم اینه که هنگام کار در اندازههای کوچک
طراح هر کاری میکنه تا بیشترین فضای خالی رو داخل نویسه ایجاد کنه
شاید همین بشه درونمایهٔ اصلی قلم
این فضاهای باز و چهارگوش
احتمالاً یک الفبای کامل پیدا نمیکنم، اما موضوع خیلی عمیقتر از اینه
شکل نشانهگذاریها هم مهمه
شکل حروف کوچک و حالت ایتالیک هم مهمه
من تا حالا حروف ایتالیک روی ساعت ندیدم
آیا میشه از اینها یک ایدهٔ کلیتر بیرون کشید
و تصور کرد یک قلم کامل چه شکلی میشه؟
یک جور قماره
این اولین باره که حروف ساعتسازها رو بررسی میکنم
و در آغاز مثل بوم خالی ترسناکیه
بدون هیچ اطمینانی که آخرش جواب بده
شوخی راه خیلی خوبی برای ورود به طراحیه
آن صفحهٔ تاشوی پشت جلد رو میشناسی، نه؟
- میدونی چطور کار میکنه؟ - بله
سؤال اینه: «چه حقهٔ شگفتانگیزی از این مجله یاد گرفتید؟»
حقهٔ شگفتانگیز اینه که...
۹۰ سنت رو در چاه فاضلاب ناپدید کنی
خیلی احمقانهست
بچگی عاشق مجلهٔ مَد بودم
همیشه طنز هجوآمیز رو دوست داشتم
نه فقط چون خندهدار بود
بلکه چون شوخی رو با زبانی بصریِ پخته و پیچیده روایت میکرد
مثلاً جلد بازیهای ویدئویی با یک قلم ریزِ مخصوص بازی
یا جلدهای دیوانهواری که آرزو داشتیم ببینیم
احتمالاً همانجا برای اولین بار فهمیدم
که حروف یک بُعد فرهنگی هم دارن
این احتمالاً اولین شمارهٔ اسپای بود که دیدم
شمارهٔ حمله به کندیها
اسپای اولین مجلهای بود که باعث شد آگاهانه طراحی رو ببینم
الکس آیزلی کارهای خارقالعادهای انجام میداد
مقیاسهای نامعمول به کار میبرد و لحنی کنایهآمیز میساخت
برای من پیوند کامل هنر و تحریریه بود
من عاشق چنین چیزهاییام
داستان فقط با یک کاتر X-Acto روایت میشه که
Alternate Gothic رو با فاصله میبُره
No comments yet. Be the first to leave one.