Palm Royale

Palm Royale

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Palm Royale S02E03 Maxine Solves a Murder 720p ATVP WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 3 Palm Royale 2024 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-26
Downloads: 19
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

!ای سن آگوستین مقدس، حامی افراط و تفریط

مستی، مرفین، رولت، اسب‌دوانی، دزدی‌های کوچک و غیره و غیره

دوباره منم، لوته وفادارت

کمی تو مخمصه افتادم

نورما؟

...اگه می‌خوای یه پایان غم‌انگیز رو بفهمی

باید برگردی به اولش...

!نورما

آگنس، چی کار کردی؟

عصبانی بود، شروع کرد به دویدن و روی خزه پله‌ها سر خورد

کفشای چوبی مزخرف سوئیسی

پایان غافلگیرکننده از اول اونجا بود

اما ما همه‌مون خیلی مشغول نگاه کردن به جهت‌های مختلف بودیم

."پدرت فوت کرد. نقطه

.حمله قلبی ناگهانی. نقطه

.بسیار غم‌انگیز. نقطه

برگرد خونه پالم بیچ. نقطه."

ممنون، سنت آگوستین

همیشه می‌دونستم رفیق خوبی هستی

تالار دلاکورتس

قدیمی‌ترین خانواده اروپاییِ خویشاوند

این ثروتمندای عوضی همیشه سر همدیگه و هر کس دیگه‌ای رو کلاه میذارن

و حالا تو جات رو بین اونا پیدا می‌کنی

می‌فهمن من اون نیستم

نورما سال‌هاست از خونه رفته

غم و گذشت زمان، بچه‌ها رو خیلی عوض می‌کنه

می‌ترسم

این رو وقتی اومدم اینجا آوردم

و حالا مال توئه

خب، نورما دلاکورت

عجله کن

پالم بیچ منتظره تا بهت خوشامد بگه

ما برای خودمون داستان تعریف می‌کنیم

تا بتونیم زندگی‌هایی رو که همیشه آرزوشو داشتیم، زندگی کنیم

یه دختر فقیر دیابتی با یه شانس برای زندگی

تازه یه زندگی فوق‌العاده

خب من چی کار باید می‌کردم؟

تو خیلی وقته یه زندگی دوگانه داری

شاید، از بعضی جهات همین علاقه من به تو رو توضیح می‌ده

می‌دونی که با گفتن اینا به تو، یه ریسک خیلی بزرگ کردم

بله، متوجه‌ام

زندگی من با رازها دوام آورده

اما باید بفهمی که من انتظار پنهان‌کاری کامل دارم

زندگی من

زندگی تو بهش بستگی داره

پیشخوان پالم رویال

منم

می‌خوام یه نفر رو ناپدید کنی

خوشبختی همه تو میانه راه تموم شد، مگه نه؟

پایان مثل شروع، هیچ‌وقت خوب نیست

انجام شد

طلاق گرفتم

...خوبه، چون اگه نورما بفهمه اینجا شب موندی

منو مثل یه مرغ فرانسوی حسابی از هم باز می‌کنه...

مراقب پر و بالت باش، هنی پنی

زود از اینجا میرم

...اگه زحمتی نیست

میشه از خدمه‌هاتون بخواید چمدونای من رو به کشتی QE2 ببرن؟...

با کمال میل

و از طرف همه ما در پالم رویال، سفر بسیار خوبی رو براتون آرزو می‌کنیم

ای کاش تو رو می‌شناختم، استلا رو

شاید پسرت رو یه کم بهتر می‌فهمیدم

شاید اینجا پیش همه شما خانما سر در نمی‌آوردم

جسارت نشه

و همونطور که ضرب‌المثل قدیمی میگه: وقتی یه در بسته میشه، در دیگه‌ای باز میشه

آقایون، شکایت از سر و صداست؟

دفعه بعد پنجره‌ها رو می‌بندیم

ما دلیل داریم باور کنیم که شما یه فراری رو پنهان کردید

ما حکم بازرسی از این مکان رو داریم

خب، به خاطر خدا

هیچ فراری اینجا قایم نشده

...چه حرف بی‌اساس و غیرممکنی

و چه اتهام بی‌ربط و عجیبی...

آقایان، من عمیقاً از این حرف دلخور و رنجیده‌ام

خب

مفهوم شد

مری، مری، اگه صدام رو می‌شنوی، تکون نخور

نزدیک به شش تا مامور فدرال دارن خونه رو وجب به وجب می‌گردن

تکون نخور، حرف نزن، جرات نکن بلرزی

!مری

سلام، اِولین

می‌بینم که یکی «حال‌وهولش» قطع شده

!مری، سریع! پشت یه مجسمه قایم شو، برو تو یه گلدون. یه کاری کن

اِولین

اینجا چه خبره لعنتی؟

می‌دونی چیه؟

به درک! هر زنی باید به فکر خودش باشه

سریع، اینجاست. گرفتمش

سریع قبل از اینکه منو بکشه

کجا؟ اونجاست

اون موجود وحشتناک

فراریتون جلوی چشماتونه

دستگیرش کنید قبل از اینکه اونم بخواد منو بکشه

این که لیندا شاو نیست

آه، نشنیدی؟

لیندا در رفته

چی؟

من فقط اینجام که یه پیام دوستانه از نورما برسونم

نورما امروز یه جشن خیلی بزرگ و شاد در دلاکورت داره

مطمئناً به همه حاضران حسابی خوش می‌گذره

.حتماً متوجه شدید که دعوت‌نامه‌ای برای مراسم مورد نظر به دست شما نرسیده

...شاید براتون سوال باشه

که یه پستچی تنبل اشتباهی اونو توی یه صندوق دیگه انداخته؟

.نه، دعوت‌نامه‌تون توی پست گم نشده

.اصلاً فرستاده نشده بود چون شما دعوت نیستید، اِوِلین

.خب، ممنون، مری. فکر کنم منظورتو کاملاً رسوندی

.من که فقط پیام‌رسانم

.مکسین

.وای! "کی اونجاست؟" به خودت هم همینطور

.فکر می‌کردم تا الان باید بادن-بادن باشی

.امشب می‌رم

.قیمم، اِوِلین رولینز، برگه اجازه‌ی سفرمو امضا کرده

.بلیطامو گرفتم و فقط اومدم که خداحافظی کنم

.ما قبلاً خداحافظی کردیم

.وقتی که قول دادم نصف صندوق امانت بچه رو بهت بدم

.و پریدم و رفتم

من اومدم به رابرت خداحافظی کنم، نه به تو. چی؟

سلام. ۱۲۸ یارد مخمل رو کجا می‌خواید؟

مخمل؟

.آره، لطفاً بذاریدش تو سالن پذیرایی

مهمونی گرفتی؟

.نه. لطفاً

مری، تو اینجایی؟

.تو این دنیا، آره

.حتماً کیف می‌ده که اینجوری آزادانه دور و بر می‌چرخی

.کاملاً دوباره تو جامعه پذیرفته شدی

.هیچ عواقبی هم بابت کارایی که کردی نداره

.از مزایای نامرئی بودنه دیگه

.اولین شنبه‌ی فصل جدید

.نورما میگه عروسی قرن میشه

اینجا دیگه چه بساطیه؟

.مکسین. فکر کردم رفتی بادن

.بادن-بادن، میتزی

.دوتاست

.داگلاس

.توضیح بده

.این یه مهمونیه

.خب، واقعاً یه مهمونی نیست

...این یه پرتره‌ی تشریفاتی نامزدیه که برای نشون دادن من

ما... تو... چیِ تو؟

نامزدی

ببینید، این مراسم هر بار برگزار میشه

یکی از اعضای خانواده‌های بنیان‌گذار پالم بیچ

.دل‌کورتس‌ها، دوناهوها و دیویدسول‌ها، نامزد میشه

این پرتره

.روی همه صفحه‌های اول مجلات اجتماعی در سراسر جهان چاپ شد

.در سرتاسر کشور

.متاسفم که من باید اینها رو به همه‌تون بگم

.به نظر میاد من تنها کسی هستم که می‌تونه با شما روراست باشه

.مکس، این فقط یه مشت تشریفات و تجملاته. هیچی نیست

.مزخرفه! این یه سنت ۱۸۰ ساله است

.این گوی دیویدسوله

.برای مراسم حیاتیه

.و این عصای معروف دوناهوه

!همیشه نافذ باشد

.من باید به مردم روغن بپاشم و نورما منو ساقدوش میتزی کرده

.ببخشید

...خب، شما هم از

.مهمونی عکس‌هاتون لذت ببرید

پرتره تشریفاتی نامزدی

بی‌خیال. من قراره همهٔ

پاتوق‌های پر زرق و برق و شیک اروپا رو بگردم، مثل پاریس و لندن و انگلستان

و... و جاهای عجیب و غریب

.با املای گیج‌کننده، مثل لیوبلیانا و بروژ

.من بکارتمو تو لیوبلیانا از دست دادم

.مبارکه

کجا داری می‌ری؟

.می‌رم با تنها آدم حسابی این شهر خداحافظی کنم

.وایستا، مکسین. مکسین مکسین نکن با من، داگلاس

باورم نمی‌شه. همین الان داری عکس نامزدی می‌اندازی؟

.نورما اصرار داشت

.می‌خواست قبل از اینکه شکم میتزی بیشتر معلوم بشه، تو روزنامه‌ها چاپ بشه

!نورما، اون روانی قاتل

.مکسین، نگرانتم

.مادرم هم همین افکار عجیب و غریب رو در مورد نورما داشت

.و آخرش هم بی‌چیز و مطلقه شد، و از غصه دق کرد و مرد

.یعنی تقریباً تو اشک‌های خودش غرق شد

.خب، در مورد من لازم نیست نگران این چیزا باشی

.چون من خوب شنا می‌کنم

چرا این در قفله؟

.رابرت داره استراحت می‌کنه. ملاقات ممنوعه

.اون دلش می‌خواد منو ببینه

.نمی‌بینه. می‌بینه

.نمی‌بینه

.لطفاً مطمئن شو براش پرتقال تامسون می‌برن

.اون‌ها رو خیلی دوست داره، پر از ویتامین C هستن

.بذار خودم مراقب نافش باشم

.و بهش بگو براش می‌نویسم

!همین الان از خونه‌م گمشو بیرون

!مکس، مکس، وایستا

.تو... تو نمی‌تونی بری

.من انگشتر نامزدی مامانم رو پس می‌خوام

می‌فهمی؟

.البته

می‌تونی اینو برداری،

...این انگشتر آدامسیِ خط‌خطی، غیر رسمی و صفر قیراطی رو

می‌دونی چیه؟

.تنها چیزی تو زندگیم که نمی‌خواد ترکم کنه

واقعاً؟

.این ادا و اطوارها خسته‌کننده‌ن

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left