The first 200 lines.
- * یک، دو، سه، چهار
* یک، دو، سه، چهار، پنج، شش *
* تکونش بده، رفیق
* یک، دو، سه، چهار
- اون... بود
یکی از ده تا سکس برترم.
- آره.
قطعاً یکی از...
ده هزارتای برترم.
اوه... خدایا.
من یه عالمه ریختم.
- اشکالی نداره اگه از دوشت استفاده کنم؟
- با افتخار ببرش خونه.
من مشغولم.
- چی، داری منو بیرون میکنی؟
- دقیقاً همینو گفتم.
- چرا بهترین سکسها همیشه بدترین آدما هستن؟
- بلند شو و بدرخش، عاشق.
- همم. "عاشق."
چقدر این کلمه رو دوست دارم.
مم، چه بویی اینقدر خوشمزهست؟
- برات یه مقدار از قهوه مخصوصم درست کردم.
- همم. - امیدوارم خوشت بیاد.
- قهوهمو مثل مردام دوست دارم.
قوی، پرجون، و داغ داغ.
بس کن.
- راسته. تو فوقالعاده بودی--
تو شگفتانگیز بودی.
- بودم؟ - مم، خیلی...
مهربون، خیلی حساس...
و در عین حال خیلی قوی. کی فکرشو میکرد؟
- خب، با اینکه تو بهترین دوستم هستی،
یه چیزایی هست که فقط یه عاشق میتونه بدونه.
- همم. - "عاشق."
چقدر این کلمه رو دوست دارم.
- تو چی؟
تو...
فوقالعادهای.
- نه، نیستم.
واقعاً؟
- معجزههایی که با زبونت میتونی انجام بدی.
اذیتم میکنی، مسخرم میکنی...
دیوونم میکنی. - همم.
- و کونت. - همم؟
- کونت خیلی نرمه
مثل ملافههای جدیدم از پنبه مصری، با تراکم ۲۰۰۰ نخ.
مواظب باش، نریزی.
اونا گفتن هیچوقت جواب نمیده.
- احمقا. اونا چی میدونن؟
- آه. - همم.
- اوه، خامه بیشتر میخوای، عزیزم؟
- مم، مرسی، عاشق.
- "عاشق."
چقدر این کلمه رو دوست دارم.
یه لقمه دیگه بخور، بره کوچولوم.
- مرسی، خرس عروسکیام.
- دارم هش براونهامو بالا میارم.
برام مهم نیست چه کارهای زشت و منحرفی
شما دو تا عجیب غریب تو خونهتون انجام میدین، آیا باید
اینو تو صورت آدمای شریف و خداترس نشون بدین؟
- تو فقط حسودیت شده چون ما چیزی داریم که تو نداری.
زگیل مقعدی؟
یه رابطه عاشقانه و بالغ.
دهنتو باز کن برای قطار کوچولو، عزیزم.
- بیا اینم برات، عزیزم.
اون کبودی چطوره؟ - چیزی نیست.
آی! - چی، هنوز درد داره؟
حیوان!
- رهاش کن، مامان.
خودم خواستم.
- هیچکس نمیخواد تو چشمش ضربه بخوره.
از کی تا حالا گیها از مشتشون استفاده میکنن؟
آره، میرم
از آل گنده و پشمالو بخوام برات توضیح بده.
- هی،
تو "خشم" رو نوشتی، درسته؟
- درسته.
منظورم...
آره، با یه شریک.
- فقط میخوام بدونی این برام چقدر مهمه،
میدونی، داشتن یه ابرقهرمان گی.
کاش وقتی داشتم بزرگ میشدم اون دور و برم بود.
- آره. منم همینطور.
- هی، پس، شماره بعدی کی میاد؟
- آره، مایکی، شماره بعدی کی میاد؟
- مطمئن نیستم. - خب، نمیتونم صبر کنم.
- باشه، عزیزم، تو به سه تا تخممرغ نیاز داری، بشکن...
- اوکی، عزیزم، تو به سه تا تخممرغ نیاز داری، بشکن...
- هنوز اینجایی، میبینم؟
- سعی کردم بیخیال شم. مادرت نذاشت.
- آره، خب، همه میدونیم چقدر
قدرت متقاعد کردنش میتونه ظریف باشه.
- به هر حال، به پول نیاز دارم.
- فکر کنم برایان یه جورایی به کار اومد.
- ببین، اگه پول میخوای، کتاب کمیک خیلی خوب فروخته.
منظورم اینه که شماره اول رو کامل فروختیم
و مردم دارن دنبالش میگردن. - داری چی میگی؟
باید با هم کار کنیم؟
- لازم نیست همدیگه رو دوست داشته باشیم،
ولی ما-- ما یه تعهدی داریم.
- تو به من خیانت کردی.
- تو به خودت خیانت کردی. و به برایان.
- ببین، من نمیخوام هیچ ربطی به "خشم" داشته باشم
یا تو.
- ووهو!
مامان همهتونو داره،
هر روز، هر شب، همهوقت!
- آره، نه، اونا جذاب نیستن.
قضیه حل شد.
آره، باید یه برنامه پرداخت درست کنیم.
اوه، یادداشتها تو هارد درایومه.
باشه.
هی!
ببین مامان چی براتون گرفته.
- اوه. هی، هی، هی، هی،
قبل ناهار نه.
- اوه، مامان بدجنس
نمیذاره بعد از ورزشت کربوهیدرات بخوری--
ورزشت. - نهنه.
- هی، مل. - هی!
- مدتیه تو تاببازیها نمیبینمت.
- تنها استراحتی که دارم وقتیه که قاضی هارتلی اعلامش کنه.
- فکر کردم قرار بود کل روز تو دادگاه باشی.
- بالاخره پرونده کیتیریچ رو حل کردیم.
- اوه، خدای من.
اوه، خدای من، دو سال طول کشید!
- با هزینههای عقبافتاده. حالا کامل پرداخت شدیم.
ووهو!
تبریک میگم، بچهها.
- آره، به تو هم، داستی. دومیته؟
- آره، چند سال پیش. کی فکرشو میکرد
این لزبین گنده بچهدار بشه؟
حالا نمیتونم برای سومی صبر کنم.
- اوهاوه، سه تا؟ اوه.
اوه، بیا اینجا، موش کوچولو!
- هی، تو چی؟
وقتش نیست یه دونه دیگه بیاری؟
- اوه، داری شوخی میکنی؟
اوه، با یکی دستم پره.
مگه نه، عزیزم؟
اوه، باشه، باشه.
- خوبی؟
- آره.
فقط چنگال گاهی خسته میشه.
میدونی روزی چقدر درمیاره؟
- نه. - ۴۰ دلار.
- فکرشم نمیکردم گدایی اینقدر پولساز باشه.
- گدا نیست.
یه هنرمند خیابونیه.
- چقدر رمانتیک.
- هیچ تصوری نداری.
دیشب، رو پشتبوم عشقبازی کردیم.
زیر ستارهها.
با برایان هیچوقت همچین کاری نکردم.
- نمیدونم. یادم میاد شنیدم درباره چند شب داغ.
- همم. - یادت میاد چطور انقدر محکم باهات سکس میکرد
که تا صبح بعدش هنوز حسش میکردی تو بدنت؟
- دافنه. - حرفای خودت بود، عزیزم، نه من.
- اگه یه بار دیگه لا کامپانلا رو بزنم،
جیغ میزنم.
- بیچاره نابغه کوچولوی من. - میدونم.
هر دو: موآ. - هی، داف.
- ترم بعد چی میخونی، مرد؟
- کامپیوتر، آناتومی، و بیوشیمی. تو چی؟
- من نمیخونم. - چی؟
- دارم انصراف میدم.
- امکان نداره.
- پول ندارم.
- خب، تا حالا کی هزینهشو میداد؟
- پروفایلتو شنیدم. صدات داغه.
- آههاه. - پس به چی علاقه داری؟
- نشستن رو صورتت وقتی داری تخمامو میمکی.
- اوه، آره.
اوه، لعنتی، خیلی شق کردم.
- خب، چرا یه پک پاپر نمیزنی،
چند تا انگشت تو سوراخت نمیکنی، و خودتو نمیمالی؟
- اوه، خدایا. دارم میام.
- داری تو تلفن حرومش میکنی.
تو چه جور ترول گندة افتضاحی هستی؟
- * نمیتونی عسل بگیری *
* هدر دادنشه
- اون چیزی که تو پارک گفتی جدی نبود، درسته؟
- قبل ناهار کوکی نه؟ - همم.
بعد گاس دیگه بچه نه.
- خب، حالا که اون تو پیشدبستونیه،
امیدوار بودم به زندگی عادی برگردم.
میدونی، درس بدم، برگردم به هنرم.
حتی سارا گفت اگه به اندازه کافی نقاشی داشته باشم،
میتونه برام یه نمایشگاه بذاره.
چطور میتونم این کارو بکنم اگه یه بچه دیگه داشته باشیم؟
- میفهمم، ولی اینجوری نیست که هر وقت بخوایم بتونیم بچه بیاریم
هر وقت بخوایم. - اوه.
- نیاز به زمانبندی داره، برنامهریزی...
- زمان اشتباه، برنامه اشتباه.
- تو عاشق حامله بودن بودی.
- بودم؟ - آه، خدایا، چقدر سکسی بودی!
- بودم؟ - یه شکم بزرگ و سفت داشتی
و سینههای داغ و آبدار،
و همیشه حشری بودی.
- اوه، من اونو اونقدر با علاقه یادم نمیاد.
No comments yet. Be the first to leave one.