The first 200 lines.
تقدیم به تمام پارسیزبانان
NESTED با افتخار تقدیم میکند
باید بریم. باشه...
بیا.
بیا، بیا، بیا.
آه، خدا!
باشه، بشین پایین، بشین پایین.
هیس، هیس، هیس، هیس.
هیس، هیس، هیس، هیس.
لعنتی!
خوبی؟ خوبی؟
خوبی؟ آره؟ باشه.
باشه. مامان پیشته.
باشه؟
باشه. باشه.
هیس.
عقب بمون. مواظب باش.
نگاه نکن.
برام مهم نیست چیکار میکنی.
ما نمیخوایم بریم...
خفه شو!
لطفا! لطفا، فقط بهش آسیبی نرسون، باشه؟
نه، نه، نه، نه. لطفا، لطفا، لطفا، لطفا.
فقط...
برمیگردیم.
با تو برمیگردم، باشه؟
لطفا، فقط بهش آسیبی نرسون.
نه!
دورش شو، بابا!
عزیزم. عزیزم، نکن.
عزیزم، نه.
فرار کن مامان! میخواد بهت صدمه بزنه!
مامان، بیدار شو.
مامان، لطفا بیدار شو.
مامان، سردمه.
لطفا، من... من میخوام برم خونه.
لطفا.
فقط میخوام برم خونه.
لطفا.
اسکات، تو خیلی ابلهی.
- تو ابلهی. - تو از ابلهستانی.
واقعاً دلم برای این لحظه ها تنگ میشه.
یادمه وقتی دور و برم میدویدی،
زانوهات رو خراب میکردی.
انگار دیروز بود.
آخ مامان، ما همیشه بچه های کوچیک تو هستیم.
و اشلی هم همیشه بچه میمونه.
خفه شو.
و میدونی، فکر کنم میتونم راضی بشم
به چند تا نوه.
آه، راضی بشی مامان.
باشه، این فقط... آه، یه کم زوده.
من فقط سعی میکنم خونسرد باشم، مامان، باشه؟
گوِن چی میگه
درباره این خونسرد بازیات؟
آره، گوِن چی میگه؟
آه، من و گوِن خوبیم، ممنون.
- نصیحتم رو میخوای؟ - نه.
فرار کن.
آه، بس کن.
نصیحت خوبیه.
- اون موقع، من ۲۳ سالم بود. - آخ، خدا.
گروه من میخواست پینک فلوید بعدی بشه.
- بازم شروع کرد. - ولی مامانت باردار شد.
پس باید انتخاب میکردم.
با گروهم، "ماشین سکس برقی"، فرار کنم
و کل کشور رو زیر و رو کنم،
یا بمونم و آروم بگیرم،
شوهر و پدر بشم.
انتخاب سختیه. پشیمونی؟ اشلی؟
خفه شو!
آه، این پسر واقعاً...
منظورم اینه که، احتمالاً کلسترول بیشتری
و طرفدارای کمتری نسبت به اون موقع دارم،
ولی بازم همون اشتباه احمقانه رو تکرار میکردم اگه میتونستم.
خانواده برای همیشه هست.
هیچوقت تا حالا...
- نه. - آه، آره.
- نه. - آره.
هیچوقت تا حالا...
من این بازی رو با مامان و بابا نمیکنم.
اش، بیخیال.
- بیخیال. میتونیم به روز باشیم. - آره.
- آره. - آه، خدای من.
- بابا به روزه. - من شروع میکنم.
هیچوقت تا حالا "هیچوقت تا حالا" رو
- با خانوادم بازی نکردم. - آه، خداروشکر.
انتخاب امنی بود.
آه، باشه. هیچوقت تا حالا...
آه، هیچوقت تا حالا با شست سواری سراسر کشور نرفتم.
- لعنت بهت. - حیفه، خودت خواستی بازی کنی.
- چی؟ - مامان؟
تو دیوونه ای؟
بی پیره هم بود.
وای!
ده ه ۷۰ بود. زمانش فرق میکرد.
آه!
و من بی پیره نبودم. یه بلوز بافتنی بود.
آره، بافتش خیلی باز بود.
- آه... - بابا، مواظب باش!
عزیزم؟
خوبی؟
آره، فقط داشتم، آه...
داشتم به امروز فکر میکردم، آه.
مم-هوم. یه کابوس دیگه دیدی؟
نه.
درباره تو خواب میدیدم.
دروغگو.
برای امروز آماده ای؟
به همون اندازه که میشه آماده باشم، فکر کنم.
مطمئن نیستم اون آماده باشه.
هیچوقت زمان مناسبی وجود نداره.
نه.
اون قطعاً کار رو برات راحت نمیکنه.
تو فقط... تو اشلی رو مثل من نمیشناسی.
خدای من.
نمیدونستم اینقدر بد باشه.
آه، باشه. خوب میشم.
فقط... فقط اعصابم خورده.
این فقط اعصاب برای یه آخر هفته دور از خونه
با برادرته؟
خب، تو اونو مثل من نمیشناسی،
آقای مغرور لعنتی.
منظورم اینه که، چند سالی میشه، میدونی؟
باشه. خب، منظورم اینه که، اگه بخوای میتونیم کنسلش کنیم.
نه.
این لذت رو بهش نمیدم.
- وای... - مطمئنی؟
آره. آره، باشه.
- من میگیرمش. - باشه.
این همون روحیه ایه که برای یه آخر هفته تفریحی میخوایم،
ولی به خودت بستگی داره، عزیزم.
آه، خدا. لطفاً بهم اینطور نگو.
چیزی که کنترل داری خودته.
اعتماد کن که این سفر
هر چیزی که قراره باشه میشه و نتیجه رو رها کن.
- الان تو روانشناس من شدی؟ - نه.
نه... تو هیچوقت نمیتونستی پولمو بدی.
آه، خب، حاضری یه استثنا قائل بشی؟
اگه شرایط مناسب باشه، بهش فکر میکنم.
یا میدونی چیه؟
هوای تازه کوهستان ممکنه بهت حال بده.
تو، آه، میدونی، عقب نیفتادی، نه؟
چی؟
- چی؟ - احمق نباش.
خب، من فقط، میدونی، فقط مطمئن میشم.
هیچکی خبر نداره. داشتم مطمئن میشدم.
ولی هی، بعد از این آخر هفته،
اگه بازم حالت خوب نبود،
میریم دکتر و درستش میکنیم.
اوه! آه! سرده! سرده! باشه.
آه!
باشه، فهمیدم قضیه چیه. خیلی خب.
شوخی با تو نیست، من آب سرد رو دوست دارم.
پرت نکن، باشه. تو دوست پسرم نیستی.
هنوز.
ولی دارم کمکت میکنم، میتونم بگم.
فقط مسئله زمانه.
- خدایا! - چیه این کارت، اسکات؟
عزیزم، خوبی؟
- آره. - آه، خدای من.
چی دیدی؟
هیچی اونجا نیست.
قشنگه، ها؟
حتی بهتر از چیزی که یادت میاد؟
آره، همه چی داره بیادم میاد، اسکاتی.
آره!
این همون چیزیه که میگم.
میتونستم اینجا زندگی کنم.
اش، یه ایده دارم.
مم-هوم.
همونجا کلبه، درسته؟
برات شکار میکنم. آب چاه میخوریم.
- آره. - پیپ میکشیم تو ایوان.
نظرت چیه؟
به نظر یه کابوس محض میاد.
آره، راست میگی.
واقعاً اینجا قشنگه، بچه ها.
اوم، اون درخت خوبه. اون یکی هم خوبه.
میتونم کلبه کوچولوی لعنتی
اونجا رو تصور کنم،
خوبه، سالم و طبیعی.
تو خیلی باحالی.
کی این یارو رو دعوت کرد؟
چطور بود؟
صدایمو شنیدی.
ببخشید، مشکلی داری، مدل جدید؟
چون من اینارو از بچگی میشناسم.
- مدل جدید؟ - باشه بچه ها.
- آره. - آروم.
چارلی، من دعوتش کردم.
لارس.
- من تو دردسر هستم؟ - آره.
میشه لطفااً اینقدر لارس نباشی؟
حتماً، آره. حتماً.
به نظر میرسی که از تیپ پل بانیان هستی.
حالا، از الان، کمتر خودم میشم.
ممنون.
خدای من، واقعاً اونجا چادر میزنیم؟
No comments yet. Be the first to leave one.