The Prestige

The Prestige

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Prestige 2006 2160p 4K BluRay x265 10bit AAC5 1-[YTS MX]
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian The Prestige 2006 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Published on: 2025-12-30
Downloads: 110
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

خوب داری تماشا می‌کنی؟

هر شعبده‌بازی‌ای شامل سه مرحله یا پرده‌ست

پرده‌ی اول، «وعده» نام داره

شعبده‌باز چیزی معمولی رو به شما نشون میده

یه دسته ورق، یه پرنده، یا یه آدم

اون این شیء رو به شما نشون میده

شاید ازتون بخواد که خوب وارسی‌ش کنید

تا ببینید که واقعاً حقیقت داره و واقعیه‌

آره، دست‌نخورده و معمولی

اما البته، احتمالاً این‌طور نیست

فکر کردی کجا داری میری؟ من بخشی از اون نمایش لعنتی‌ام، احمق

پرده‌ی دوم، «تحول» نام داره

شعبده‌باز اون چیز معمولی رو برمی‌داره

و وادارش می‌کنه کار فوق‌العاده‌ای انجام بده

حالا شما دنبال رازش می‌گردید، اما پیداش نمی‌کنید

چون البته، شما واقعاً دنبالش نمی‌گردید

شما واقعاً نمی‌خواید بدونید

شما می‌خواید که فریب بخورید

اما هنوز نباید دست بزنید

چون غیب کردن یه چیز کافی نیست

باید اون رو برگردونید

برای همینه که هر شعبده‌بازی‌ای پرده‌ی سومی هم داره

سخت‌ترین بخش

بخشی که ما بهش می‌گیم: «حیثیت»

حیثیت. و آیا رابرت انجیر

دنتونِ بزرگ، کارفرمای شما

اون شب به بخش پایانیِ شعبده‌ش رسید؟

نه قربان. یه مشکلی پیش اومد. چه مشکلی؟

دیدم کسی داره راهش رو به زیرِ صحنه باز می‌کنه

دنبالش رفتم

بوردن بود، داشت غرق شدنِ آقای انجیر رو تماشا می‌کرد

آقای کاتر، ممکنه شغلتون رو برای هیئت‌منصفه شرح بدید؟

من یه مهندسِ طراحم

من چشم‌بندی‌ها رو طراحی می‌کنم و ابزار لازم برای اجراشون رو می‌سازم

خب، آقای کاتر

آیا این مخزنِ پر از آب که زیر صحنه بود

بخشی از چشم‌بندیِ آقای انجیر بود؟

نه، نه. اون

مخزن رو برای اولین تردستی آوردن و بعد از صحنه خارجش کردن

بوردن حتماً اون رو بعد از آنتراکت گذاشته زیرِ دریچه‌ی کفِ صحنه

این مخزن چقدر بزرگ بود؟

اوه، یه مخزن معمولی برای فرار زیر آب بود، حدود ۴۰۰ یا ۵۰۰ گالن

به نظرتون چطور آقای بوردن

تونسته بدون اینکه کسی متوجه بشه، مخزن رو ببره زیر دریچه‌ی کف؟

اون یه شعبده‌بازه. از خودش بپرسید

دوباره درخواست می‌کنم که این مرد توضیح بده

سازوکارِ چشم‌بندیِ آقای انجیر رو

«مردِ جابجا شده‌ی واقعی»

یکی از پرطرفدارترین چشم‌بندی‌ها تو این حرفه‌ست

من حق دارم که اون رو به کسی بفروشم

اگه روشش رو اینجا لو بدم، دیگه اون تردستی بی‌ارزش می‌شه

از کجا بدونیم که مخزن بخشی از همون تردستی نبوده که خراب شده؟

آقای کاتر، وضعیت دشوار شما رو درک می‌کنم

اما پای جونِ آلفرد بوردن در میونه

اگه آمادگی داشته باشید که جزئیات رو به‌طور خصوصی به من بگید

شاید بتونم تشخیص بدم که به پرونده ربطی دارن یا نه

آیا این یک مصالحه‌ی قابل‌قبوله؟

باید ازتون بخوام جیب‌هاتون رو خالی کنید

فکرِ من نبود، قربان

رئیس زندان پارسال نمایشش رو تو منچستر دیده بود

همون‌جایی که تو هوا دود شد و رفت

اون متقاعد شده که بوردن سعی می‌کنه فرار کنه

بهش گفتم تنها راهی که ممکنه بوردن غیب بشه

اینیه که ولش کنم اون بیرون کنار بقیه‌ی زندانی‌ها

قفل‌ها رو چک کن

دو بار

اسم من اوونزه

من وکیلم

من نماینده‌ی لرد کالدلو هستم، شعبده‌باز آماتورِ ماهر و تاریخ‌نگار

چقدر؟

لرد کالدلو علاقه‌منده. برای تردستی‌هام چقدر میده؟

پنج هزار پوند

با فالون، مهندسِ من، صحبت کنید. پول مال اونه

بله، صحبت کردم. اون پیشنهاد داد که تردستی‌هاتون رو به من بفروشه

همه رو به‌جز باارزش‌ترین‌شون؛ «مرد جابجاشده»

خب، هیچ‌وقت خودم رو برای فروختن بزرگترین تردستی‌م نمی‌بخشیدم

حتی به‌خاطر دخترت؟

اگه حرفِ روزنامه‌ها درست باشه و قراره اعدام بشی

دخترت به کسی نیاز داره که ازش مراقبت کنه. فالون از پسش برنمی‌آد

برنارد فالون؟ مردی با گذشته‌ای که تقریباً به اندازه‌ی گذشته‌ی خودت مبهمه

دادگاه حکم داده که دختر رو از تحت سرپرستی اون خارج کنن

نه، اون دختر یتیم می‌شه

می‌دانم با نوانخانه غریبه نیستی. اونجا از اینجا بهتره؟

من دارم راهی رو بهت پیشنهاد می‌دم که کارهات رو با عزت و احترام به پایان برسونی

و برای دخترت هم آینده‌ای رو رقم بزنی

به‌عنوان تحت‌سرپرستیِ لرد کالدلو، اون هیچ‌وقت محتاج چیزی نمی‌شه. هیچ‌وقت

خب، بهش فکر کن

و لرد کالدلو می‌خواد این رو برای نشون دادن حُسن نیتش به شما بده

گفت شاید برات جالب باشه. این دفتر خاطرات رابرت انجیره

شامل زمانی که تو کلرادو گذرونده تا تردستی تو رو یاد بگیره

اون هیچ‌وقت تردستی من رو یاد نگرفت. واقعاً؟

بعد از بازگشتش از کلرادو، نسخه‌ای از «مرد جابجاشده» رو اجرا کرد

که روزنامه‌ها گفتن حتی از نسخه‌ی اصلیِ تو هم بهتر بوده

اگه رازهای انجیر رو می‌خوای، برو از زیر خاک بیرونش بیار و خودت ازش بپرس

من رازِ تو رو می‌خوام، آقای بوردن

به فکرِ دخترت باش

یک رمز. یک معما

یک جستجو. جستجو برای یافتن پاسخ‌ها

حتی اگه کلرادو مقصدِ نهایی سفرم باشه

خیلی بیشتر طول می‌کشه تا بشه بقیه‌ی رازهای بوردن رو برملا کرد

ببینید، رمزِ دفترچه‌ش با یک کلمه‌ی واحد باز می‌شه

اما باز هم ماه‌ها طول می‌کشه تا بشه نوشته‌هاش رو ترجمه کرد و به ذهنش نفوذ کرد

خب، اشتیاق من به اندازه‌ی سختیِ این کاره

آقای انجیر؟ به کلرادو اسپرینگز خوش اومدید

تمام شهر برق داره. بله قربان

عجب استقبالی

شما اولین مهمان فصلِ ما هستید آقای انجیر

تو تلگرامتون ذکر نکرده بودید که چقدر قراره پیش ما بمونید

تا هر وقت که لازم باشه

فردا به یه کالسکه نیاز دارم تا من رو ببره بالای کوه

خب، قله رو بستن قربان، برای آزمایش‌های علمی

بله، می‌دونم. برای همین اینجام

وُ، وُ

متأسفانه بقیه‌ی راه رو باید پیاده برید قربان

آه

برام عجیبه که چقدر از شما روزنامه‌نگارها نمی‌تونید تابلوی من رو بخونید

این اون استقبالی نبود که انتظارش رو داشتم

من شما رو می‌شناسم

شما دنتونِ بزرگ هستید. من هفت بار نمایش شما رو تو لندن دیدم

شما تمام اشیایی رو که تو جیب تماشاگرها بود حدس می‌زدید

من اَلی هستم

بابت حصار معذرت می‌خوام. مردم تو کارمون دخالت می‌کنن

اومدم تسلا رو ببینم. چرا؟

اون مدتی قبل برای یکی از همکارهای من یه ماشین ساخته بود

می‌تونید ترتیب یه ملاقات رو باهاش بدید؟ متأسفانه غیرممکنه

من پول زیادی با خودم آوردم

متأسفم آقای انجیر

اصلاً نمی‌تونم کمکتون کنم

من تو هتل می‌مونم. برای مدتی نامعلوم

هی، چی تو دستمه؟

ساعتت

۱۸۹۷ یادداشتِ روزانه‌ی بوردن برای ۳ آوریل

نمایشی رو تو تئاتر اورفیوم توصیف می‌کنه

اون درست چند روز بعد از اولین باری بود که من رو دید

ما دو مرد جوان بودیم در آغازِ یک حرفه‌ی بزرگ

دو مرد جوان که وقفِ یک چشم‌بندی شده بودن

دو مرد جوان که هیچ‌وقت قصد نداشتن به کسی صدمه بزنن

کدوم یک از شما شجاع‌دلان حاضره که دست و پای این زن جوان زیبا رو ببنده؟

اگه ممکنه مچِ دست‌هاش رو ببندید

مچِ پاهاش رو هم ببندید

هیچ‌کدوم از شما دو جنتلمن ملوان هستید؟

نه. نه

مطمئنم هر دوتون می‌تونید یه گرهِ محکم بزنید

اون از خودش راضیه، پیش‌بینی‌پذیره و خسته‌کننده

منظورم اینه که میلتون به موفقیت رسیده، حالا به هر معنایی که هست

و حالا ترسیده. اون اصلاً ریسک نمی‌کنه

منظورم اینه که داره حُسن نیت تماشاگرها رو هدر میده

با تردستی‌های دستِ دوم و خسته‌کننده. اون‌ها کارهای قدیمیِ محبوبن

محبوب؟ یه چیز تازه بهم بده. اون حتی «گرفتن گلوله» رو امتحان نمی‌کنه

گرفتن گلوله یعنی خودکشی

کافیه یه داوطلبِ از‌خودراضی یه دکمه تو لوله‌ی تفنگ بذاره

خب، از یه آدمِ خودی استفاده کن. برای هر تردستی‌ای که نمی‌شه این کار رو کرد

اون وقت دیگه جایی برای تماشاگرها نمی‌مونه. گرفتن گلوله بی‌خیال

اما نکته اینجاست که یه شعبده‌باز واقعی سعی می‌کنه یه چیز جدید اختراع کنه

چیزی که بقیه‌ی شعبده‌بازها رو به فکر فرو ببره

و بعد می‌تونی اون رو به مبالغ گزاف بهش بفروشی

خیلی خب. آره

حدس می‌زنم تو چنین تردستی‌ای داری

در واقع، دارم. مایلی اون رو به من بفروشی؟

نه. هیچ‌کسِ دیگه نمی‌تونه تردستی من رو انجام بده

هر تردستی‌ای رو می‌شه کپی کرد، درسته؟ غلطه

اگه آقای بوردن شاهکارش رو اختراع کرده باشه

ممکنه فقط خودش آمادگیِ انجامش رو داشته باشه

میلتون نمایش‌دهنده‌ی بزرگیه، اما حق با بوردنه

اون حاضر نیست دست‌هاش رو کثیف کنه

اگه می‌خوای ببینی جادوی واقعی چیه، برو به تماشاخانه‌ی تِنلی

یه مرد چینی اونجاست که واقعاً کارش رو بلده

چونگ لینگ سو. قیمتش بالاست. از پسش برنمی‌آم

من اون یارویی رو که دمِ دره می‌شناسم

شما دو تا برید اون نمایش رو ببینید

و هر کدومتون که بتونه بهم بگه

چطور تردستیِ «تنگِ ماهی» رو انجام میده

جایزه می‌گیره. بسیار خب

جایزه‌ش چیه؟ ده دقیقه اجرا روی صحنه

در کنارِ دوستِ قدیمی‌م، آقای آکرمن

واقعاً؟ آکرمن کیه؟

بزرگترین کارگزارِ تئاتر در لندن

دیدم که دوباره گره از دستت در رفت

فکر کنم مچ دستم چرخید. بعضی شب‌ها اصلاً حواست نیست، نه؟

منظورم اینه که اگه اون گره لیز بخوره و جولیا روی بالابر باشه، پاش می‌شکنه

این گره اشتباهه. همون‌طور که گفتم، گرهِ «لانگفوردِ دوبل» محکم‌تر می‌مونه

لانگفوردِ دوبل برای گره‌های خیس نیست. خیلی خطرناکه

اگه طناب باد کنه، دیگه نمی‌تونه بازش کنه

من می‌تونم لانگفورد رو زیرِ آب باز کنم. اون هم می‌تونه. تمرین می‌کنیم

هی بوردن، اون گفت نه

آره، خب، تو گره‌ها رو بهتر از من می‌شناسی، مگه نه؟

گوش کن، دیگه اشتباهی در کار نباشه

خیلی خب. آره، تو بلدی؟ می‌خوای تو انجامش بدی؟

ولش کن. فکرشم نمی‌کردم

هی کاتر، اون اهل کجاست؟ تو اهل کجایی؟

اون تو سالن برای ویرژیل وسایل رو جابجا می‌کنه. نگران نیستی تردستی‌هات رو بدزده؟

اون کاری به روش‌ها نداره. از کجا می‌دونی؟

چون استخدامش کردم تا بفهمه ویرژیل چطور تردستیِ پرتقال رو انجام میده

خب، من بهش اعتماد ندارم. اون یه شعبده‌بازِ ذاتیه

البته که نمی‌تونی بهش اعتماد کنی

به نظر من که آدمِ خوبیه

تو فکر می‌کنی همه آدمِ خوبی‌ان. حتی خودت

حواست به زاویه‌ی دیدِ تماشاگرها باشه. اگه من می‌تونم هر شب ببینم که داری پای زنت رو می‌بوسی

پس اون‌هایی که تهِ ردیف‌های سه و چهار نشستن هم می‌تونن ببینن

اشتباه می‌کنی. غیرممکنه. - نه، همینه

More Farsi Persian subtitles for The Prestige

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left