The first 200 lines.
چه تاکسی غیرقانونی! داری از مسیر انحرافی میری!
من هر دفعه از این کوچه رد میشم!
ایست!
حالا دیگه اوضاع روی این پل خوبه، رئیس.
زنت دوباره دیوونه شده!
مامانت دوباره دیوونه شده!
او یک دسته دیگر از قراضهها را به خانه آورد!
یه سوسک همین الان روی صورتم خزید!
این درست نیست!
- درسته! - نه!
درست نیست!
فقط آن را دور بزن.
اینطور نیست که نخواهد برود.
نه! اصلاً نمیرفت!
و حتی اینجا تخم می گذارد! درست مثل او!
من آنجا را ترک نمیکردم؟
این پسر توست که تکان نمیخورد!
این تو بودی که نمیذاشتی برم!
عقب بمون! عقب بمون!
گورتو گم کن! گورتو گم کن!
اوه!
اون سوسک رو خورد!
فقط آروم باشید، هر دوتون؟
اگر آرام نبودم، او را کشته بودم!
بهش نگاه کن!
قصاص بر پسر همسرت خواهد بود!
دارم دیوونه میشم. معلومه که همینطوره.
اول تو اتاقت قایم شو.
اینجا همچین اتاقی نیست؟
اوه، چه غمانگیز!
تاکسی غیرقانونی! تا کجا میخوای از این مسیر انحرافی بری؟
پنجاه و دو و نود سنت دلار هنگ کنگ.
پنجاه و دو و نود سنت دلار هنگ کنگ؟
تو تمام سفر مشغولی،
من از شما پول نخواستهام که پس بدهید!
ماشینم همه چیش درست بود.
وقتی سوار میشدی، ماشین به سمت چپ کج میشد.
باهاش چیکار کنم؟
منظورت چیه؟
این شغل خانوادگی منه، کی به نصیحت تو نیاز داره؟
لعنت بهت...!
پیاده شو! دوئل کن!
بفرمایید، همه چیز ضبط شده است.
خواهیم دید کی آنلاین میشه.
پول نده، اشکالی نداره.
برو بیرون! برو بیرون!
بیا! انجامش بدیم!
ولش کن. برو.
- ولش کن. - کوس! مواظب حرف زدنت باش و فروتن باش.
همه دیوانه اند.
کلاهبردار لعنتی!
لعنت... لعنت...
فوک کوان نمیتونه تعطیل کنه!
اگر فای مشغول درمان نبود
همه شما به عنوان مهمانان گرامی،
این خانه سالمندان به پایان نمیرسید.
بدون پافشاری فای اینجا،
همه ما بیخانمان بودیم.
بحث و جدل را بس کنید!
من که نکردهام.
رول مرغ عمو. چار سیو.
هفت روزه سر همین موضوع قدیمی دعوا کردی.
بیا و بنشین.
تو باید اون بی خانمان باشی.
پسرت دو سال تو را اینجا گذاشت بدون اینکه هیچ هزینهای بپردازد.
وای، واقعاً.
حواست پرت شده، فیشر؟
پس منظورت اینه که آدم ربایی یا قتل؟
الان قرن بیست و یکم
بدون هیچ تعجبی،
اگر کسی فقط برای ارث، مفقودی را گزارش کند ؟
افسر پلیس.
ببخشید. من مو یونگ فای هستم، مالک مجاز اینجا.
من مفقود شدن هار گو و سیو مای را گزارش دادم.
چه کسانی ذینفع وصیتنامهها هستند؟
از این دو مرد؟
هیچ ایدهای ندارم.
بعد از آن دیگر هرگز فرزندانشان را ندیدند
فرستادنشون اینجا.
آیا آنها بیماری مزمنی دارند؟
معمولاً چه داروهایی مصرف میکنند؟
هیچ میانجیگری برای زوال عقل وجود ندارد، آقا.
کارمن
اینجا برای کاهش قند خون، در حالی که آن ها برای بیماری های کبد و کلیه هستند.
همه داروهای ژنریک هستند.
آیا عوارض جانبی برایشان مهم نیست؟
داروهای اصلی هم عوارض جانبی دارند.
و آنها پرهزینه هستند.
خانم، دنبال چی میگردی؟
برای تشخیص رد خون
یا اثری از دعوا.
کینه ای ندارند.
آنها برادران قسم خورده هستند.
پس دعوا نخواهند کرد.
بذار اون موقع نگاهت کنم.
آیا مورد مشکوکی در مورد شما وجود دارد؟
من مشکوک به نظر میرسم؟
معلومه که مشکوکی.
من حتی با وجود همه بدهیها، هرگز اینجا را رها نکردهام .
من آنها را به عنوان یک خانواده پذیرفتم!
پول!
عجله کن!
اگر پرونده مهمی پیش آمد، با من تماس بگیرید.
چطور ممکن است یک پرونده بزرگ وجود داشته باشد؟
بفرمایید، با پشتیبان تماس بگیرید!
سرقت از صرافی لونهینگ ، خیابان تمپل.
درخواست پشتیبان گیری.
داداش!
اون چیه؟ ترقه؟
چاقوتو بنداز پایین، دستاتو ببر بالا!
داداش.
برادرت زمین خورده.
چرا شلیک نکردی؟
او... یادش آمد.
او فقط... وحشت زده بود.
متاسفم.
من که یادمه!
هر کسی که زمینگیر شده، آخرین گلوله را به او بزن. برادران را رنج ندهید.
ایست! ایست...!
درخواست پشتیبان گیری
- وسیله نقلیه خود را خاموش کنید - همین حالا پیاده شوید!
زنگ زدن! یک اتوبوس مدرسه مشکوک در خیابان شانگهای حرکت میکند
به سمت جاده کانتون!
خانم، وحشت نکنید.
درخواست پشتیبان گیری
چی شده بچه؟
بهت گفتم فقط اون لاستیک رو عوض کن.
اگر نمیخواهید یک مورد جدید داشته باشید، آن را جایگزین قبلی کنید.
اون قدیمیه.
نه، اون لاستیک زاپاسه.
اون اصلیه.
شش بار اصلاح شده است.
چه مسئله مهمی؟
مسئلهی مهمی نیست؟ هر لحظه ممکن است خراب شود.
من بهترین قیمت رو بهت میدم.
بیایید آن را تغییر دهیم.
این تاکسی مال من نبود، برو درستش کن بچه.
در خیابان معبد در Yau Ma Tei،
سه مرد مسلح به صرافی لوئن هینگ دستبرد زدند.
تخمین زده میشود حدود سی میلیون دلار هنگ کنگ پول نقد به سرقت رفته باشد.
درگیری مسلحانهای بین پلیس و سارقان رخ داد .
یک مظنون مرد مورد اصابت گلوله قرار گرفت،
دو مظنون دیگر جداگانه فرار کردند.
تقریباً همزمان در همین نزدیکی، در خیابان شانگهای،
مردی نقابدار با چاقو به صرافی یوئن هینگ دستبرد زد.
مظنون مرد حدود دو میلیون دلار هنگ کنگ پول نقد دزدیده است،
اما توسط دو افسر که برای پیگیری سرقت قبلی آمده بودند، متوقف شد.
مظنون نقابدار، یک زن مغازهدار را به گروگان گرفته بود،
و به سمت مونگکوک بدوید.
سلام؟
آیا پول امن است؟
بله، همینطور است.
یادت هست کجا باید بری؟
بله بله.
- الو؟ - من گروهبان ۶۰۹۰ از واحد آموزش فنی و حرفهای هستم، اینجام.
میشه اطلاعات بیشتری به ما بدید؟
از مظنونینی که تا الان گرفتی؟
همین که به زمین رسیدی، تمام.
- ها؟ - از اون طرف خیابون که شماره فرده بگذریم.
اوه.
از این طرف ادامه بده.
- افسوس. - بله، بیایید از اینجا دور بزنیم.
گه!
اوه... نه...
باید اون طرف باشه، نه؟
رئیسم پرسید که آیا میخواهی درب صندوق عقب را تعمیر کنی؟
بله، اگر رایگان باشد.
باشه. - باید همینطور باشه.
بیایید نگاهی بیندازیم.
بله، قربان.
اوه.
پلاک ماشین PS6969، چه مسخرهبازیای.
چطور میتوانم دور شوم؟
دور شدن؟
در این شرایط؟
هیچ راه لعنتی ای وجود نداره.
با ماشین یا قایق؟
کوک هنوز برنگشته.
یعنی هنوز اینجا مستقر نشدی.
چطور با ماشین یا قایق پیشنهاد بدم؟
حتی با موشک، اگر بتوانید تسویه حساب کنید.
اینجا.
آن را با سیر خرد شده بخارپز کنید.
امتحانش کن.
من خوبم.
حالا بیا حلش کنیم.
آیا به خودتان بستگی دارد؟
فقط یک کیسه پول مانده.
اگر کل مبلغ، سود سهام باشد، سهم کمتری دریافت خواهم کرد.
منطقی باشید.
رئیس، کلی پلیس تو خیابون بود!
بقیه پول کجاست؟
گذاشتمش توی صندوق عقب تاکسی، جلوی یه تعمیرگاه.
خیلی بلند.
برو بیارش!
اول پولمو بده.
باشه!
من کار را انجام دادم و تیم را تشکیل دادم.
من ایان و کوک را به جای تو آوردم اینجا.
تو او را آوردی داخل
No comments yet. Be the first to leave one.