The first 200 lines.
این دیگه چه کوفتیه؟
یه پایگاه داده آنلاین امن هست که اطلاعاتی که لازم داریم اونجا ذخیره شده
اونقدر رمزگذاری شدهست که حتی منم نمیتونم بهش دسترسی داشته باشم
مگر اینکه این کتاب دستم باشه
پس یه جور رمزه. آره
کیف پول دیجیتالی که الافاس ازش استفاده میکرد
همین هفته چندتا واریزی جدید بهش انجام شده
دارن برای یه چیز دیگه نقشه میکشن
«کورپوینت داینامیکس». به گوشت آشنا میآد؟
این شرکت هیچ ربطی به اون کیف پول دیجیتال نداشت
واسه همین فکر کردم کلاً موضوع جداییه
قطعاً همین شرکته که پول ضارب کاخ سفید رو داده
خیلی وقته دنبال زاپاتام. خودم از میدون به درش میکنم
فقط کافیه بهم بگی کجا دنبالش بگردم
توی یکی از سه تا لوکیشن احتمالی مخفی شده
همهش همینجاست
تراکنش کریپتویی که «جی» علامت زده بود، پرداختی به یه شرکت کشتیرانی بود
«آلبرتلی مریتایم»
پیتر، میآی؟
ممنون
بابا؟ رابطهمون خوبه دیگه، نه؟
گوشی شخصی «برایان مات» دست شماست؟
تا انجام تحقیقات بیشتر، شما رو به مرخصی انضباطی میفرستم
میدونم توی گوشیش اطلاعات فوقسری بوده
ولی اون گوشی الان جزو مدارک جرمه
تمام روز داشتی عجیب رفتار میکردی. وقتی چیزی اذیتت میکنه میفهمم
قضیه «جیکوب مونروئه»
فکر نمیکردم آدمی باشی که بشه باهات معامله کرد
چی عوض شد؟
دستورات
آدام، باید بیای دنبالم
در واقع، بهتره تو بیای پیش من
خب، پس باید ببینیم «سهشنبه بزرگ» چی میشه
پس هنوز به شانستون امید دارید، نه؟
راستش، آره
اگه حمایت مالیتون ادامه داشته باشه، امیدمون بیشتر هم میشه
متأسفم ریچارد، ولی فعلاً ترجیح میدم صبر کنم و ببینم چی میشه
فکر میکردم «برک» قطعیه
فقط همون لبخند زیبات رو تحویلشون بده
اوه، برنان
جیکوب
خوشحالم که اومدی
مراسم قشنگی راه انداختی، جنی
هرچند به نظر میرسه جمعیت کمه
اوه، از قصد اینطوری شده
میخواستیم یه کاری بکنیم
برای حامیانی که از اول باهامون بودن
حدس میزنم وقتی بخت با اسبی یار نیست، شرطبندی روش سخت باشه
احتمالات میتونن تغییر کنن. من که خوب این رو میدونم
همینه که عاشق دنیای سیاستم
و مسابقات اسبدوانی
خب حالا که شانس باهاتونه، چرا شرطبندیتون رو دو برابر نمیکنید؟
دو برابر؟ نمیدونم جنی
هر جور مایلید
داشتم به شش میلیون برای شروع فکر میکردم؟
به کمیته حمایت مالی؟
جیکوب، ممنون. واو، این واقعاً سخاوتمندانهست
فکر کنم با یه کم حسابسازی بتونیم مستقیم بفرستیمش برای کمپین
منظورم اینه که برای هردوتون مفیدتره، مگه نه؟
شب قشنگیه. چطوره بریم بیرون؟
بفرمایید، شما اول
بله، ببخشید. «حسابسازی» که خیلی شبیه کلاهبرداریه
خب، لزومی نداره حتماً اونطوری باشه
البته با بانکدار درست در بانک درست
فکر کردی ما کی هستیم؟
یه زوج خیلی بلندپرواز که فکر میکنم برای این کشور عالی باشن
البته این کار به مشارکت شما هم نیاز داره
یعنی چی؟
یه واسطهی قانونی
یه مؤسسه غیرانتفاعی... مثل مال شما
خیریهی من؟
چی؟ چرا؟
ما تو این قضیه با هم هستیم، مگه نه؟
نابودیِ متقابلِ تضمینشده
اگه بخواید اینطوری بهش نگاه کنید
اسب پیشکشی رو که دندوناش رو نمیشمارن
آره، این رو به «تروآییها» بگو
حتی اگه پچپچش هم بپیچه، فاتحه کمپینمون خوندهست
کدوم کمپین، جنی؟
انتخابات مقدماتی رو که باختی، حمایت هیچ مهرهی کلیدیای رو هم که نداری
شور و اشتیاق هم داره فروکش میکنه
تازه هنوز نظرسنجیهای داخلیای که دست منه رو ندیدن
فاتحه همهچی خوندهست
فقط واسه اینکه درست بفهمم
دقیقاً پیشنهادت چیه؟
یه جور شراکت
نه. آره
چی شد؟
با تیر زد به سر خودش
آره، دارم میبینم. آخه... چه غلطی کردی پسر؟
من... باید جلوش رو میگرفتم. باید میفهمیدم
امیدوار بودم مثل قضیهی «هاتسون» باهامون همکاری کنه
داری چی میگی؟
بعد از اینکه تو مفقودالاثر شدی، شروع کرد به همکاری
تونست از «هاتسون» استفاده کنه تا اطلاعات واقعی درباره «زاپاتا» بهمون بده
مخفیگاههای احتمالی
نام شرکتی که برای تجارت جهانی سلاح ازش استفاده میکنه
کشتیرانیِ «آلبرتلی مریتایم»
تا حالا اسمش رو شنیدی؟ نه
توی کل سواحل شرقی فعالیت دارن
میخواستم بعد از اینکه تحویلش دادم قضیه رو پیگیری کنم، ولی بعد
بعد چی؟ بهت پیشنهاد معامله داد؟
میدونی، دو ساعت تمام دنبالت گشتم. فقط همونها رو پیدا کردم
و بعد بهم گفت که میدونه کی تو رو دزدیده
تنها کاری که در ازاش باید میکردم این بود که بیارمش اینجا تا چندتا سند بردارم
اون رفت تو
مدارکش رو چک کرد، یهو اسلحه کشید
و من هم دیر جنبیدم
چیزی نگفت؟ قبل از اینکه
نه، هیچی
ولی با اون وضعی که رابطهش با «ایزابل» تموم شد، فکر میکنم شاید
شاید بالاخره با تمام کارهایی که کرده بود کنار اومد
آره
ایزابل چی؟
خونهی توئه
هنوز بهش نگفتم
میخواستم گزارش بدم ولی بعد خبری از تو بهم رسید
فکر کردم بهتره تو برای قدمهای بعدی تصمیم بگیری
آره، گزارش بده
من خودم بهش میگم
نباید گردن ایزابل بیفته. تو بهش بگو
میگم
حدس میزنم اون عوضیای که دنبالمون بود رو گرفتی
خودش رو از بازی حذف کرد
داوطلبانه؟
گزارش بده، آدام
بعداً برات توضیح میدم
لعنتی
پیتر؟
منم، چلسی
الو؟
پیتر اینجا نیست
میدونی کجاست؟
شما کی هستی؟
من «چلسی آرینگتون» هستم، از دوستاشم
داشتم سعی میکردم باهاش تماس بگیرم ولی جواب نمیده
خواهش میکنم، واقعاً به کمکش احتیاج دارم
چه کمکی؟
پیچیدهست. فقط باید باهاش حرف بزنم
اینجا نیست
کی برمیگرده؟
نمیدونم
باشه
اوم، ببین، اگه دیدیش لطفاً بهش بگو هرچه زودتر با چلسی تماس بگیره
بهش بگو دربارهی «کورپوینت»ـه
مگه کورپوینت چی شده؟
پهپادهای ما دارن هر سه تا مخفیگاه احتمالی زاپاتا رو زیر نظر میگیرن
هنوز تأیید بصری نگرفتیم
جناب رئیسجمهور، اگه جسارت نباشه میخواستم بپرسم
این اطلاعات چقدر قابل اعتماده؟
خیلی. خب پس تکلیف روشنه
هر سه تا رو بمباران میکنیم
اگه به سه تا مجتمع جداگونه حمله کنیم، احتمال بالا گرفتن درگیری
فوقالعاده بالاست
تلفات جانبی سنگینی میده، زنها، بچهها
من بیشتر نگران زنها و بچههای آمریکایی هستم
این یارو داره برای یه حمله قریبالوقوع در خاک خودمون نقشه میکشه
موافقم. باید همین الان ضربه بزنیم
تعداد قربانیهایی که ازش میشناسیم احتمالاً فقط مشتی نمونه خرواره
اگه از دستش بدیم
خب نذارید از دست بره
ژنرال
معتقدید تمام چیزی که نیاز دارید رو در اختیار دارید
تا یه عملیات موفقیتآمیز انجام بدید؟
بله قربان
و فکر میکنید بتونید در کمترین زمان ممکن انجامش بدید؟
بله قربان
هر سه تا محل رو زیر نظر بگیرید. منتظر تأیید بمونید
میخوام لحظهای که دستور دادم، آمادهی ضربه زدن باشید
جناب رئیسجمهور
ما کورکورانه بمباران نمیکنیم
ما صلح رو روی آوارِ تلفات جانبی بنا نمیکنیم
مخصوصاً زنها و بچهها
حداقل در دوران ریاستجمهوری من نه
ممنون از همگی
فکر کنم باید به حرف «کیمبال» و «گاردنر» گوش میدادی
الان وقت تردید نیست. این لحظهی تعیینکنندهی کارنامهی توئه
لحظهی تعیینکننده؟
خب، امروز چندتایی از این لحظهها داشتیم
یه کم پیش بهم زنگ زدن
«مونرو» دیگه مشکلی ایجاد نمیکنه
ریچارد
هر چند وقت یه بار همدیگه رو میدیدن؟
هنوز حرفهامون غیررسمیه دیگه، درسته؟
لازم نیست هی چک کنی
حداقل ده دوازده باری شد
فکر میکنم بانوی اول داشت اطلاعات رو از طریق «مات» به یه شخص ثالث لو میداد
«کورپوینت داینامیکس»
متعلق به «جیکوب مونرو»
خدای من، قسم میخورم این اسم به گوشم خورده
آشنا به نظر میآد؟
آره، اتفاقاً
قبل از انتخابات اومده بود دیدن رئیسجمهور
توی مسیر تبلیغات انتخاباتی. حامی مالی بود یا یه چیزی تو این مایهها
با هم صمیمی به نظر میرسیدن
پس چرا باید یکی رو استخدام کنه که به بانوی اول حمله کنه؟
پیتر گفت این یارو دلال اطلاعاته؟
منظورم اینه که شاید بانوی اول یا رئیسجمهور رو خریده باشه
گفت توی اون فضای ذخیرهسازی، مدارک کلِ عملیاتش هست
مدرکِ تکتکِ مامورهای اطلاعاتی و سیاستمدارهایی که ازش پول میگیرن
No comments yet. Be the first to leave one.