The first 125 lines.
www . AnimeSubtitle . ir | instagram.com/animesubtitle.ir | t.me/animesubtitle
www . AnimeSubtitle . ir | instagram.com/animesubtitle.ir | t.me/animesubtitle
مدیر، من شما رو دوست دارم.
راست میگی؟ ممنونم!
منظورش از ممنونم چی بود دیگه؟
نکنه یه جور دیگه باید بهش میگفتم؟
بعد از مدرسه، صدای تق تق پاشنهی کفش، مثل صدای بارونه
بدون چتر، زیر بارون، پیراهنم خیس میشه
تو از سر من زیادی
ایکاش بارون بودم، تا میتونستم لمست کنم
بذار لمست کنم
یک، من بچه نیستم، بامن مثل یکی ازونا رفتار نکن خواهشا
دوم، الکی بامن مهربون نباش، که خیلی بدتره
عاشقتم میشنوی من رو؟
عاشقتم
دارم از رو یه گودال میپرم حالا
بعد از بارون، رنگینکمون میاد، چشمام به تو میافته
چرا بویی از عشق نبردی... آخه چرا!
تو آبیِ آسمون تابستون قطرههای بارون میدرخشن
لولو لالا من عاشقتما
بعد از بارون...
حالا دیگه شکی ندارم
دیگه چتر لازم ندارم
بارش اشک
وقتی دپرسی یه خوراکی بامزه حالت رو خوب میکنه.
واسه هله هوله خوردنت بهونه نیار
-هنوز وقت ناهار نشده -اگه نخورم میمیرم
مثل این شکلات حالم خوبه.
مثل شکلاتها تیکه تیکه نشم یهوقت.
بچهها، می خواستم یه خواهشی ازتون بکنم.
چیه چیه؟
خیلی کم پیش میاد ازمون یه چی بخوای.
راس میگه راس میگه! یالا زودباش بگو چی میخوای.
بگو دیگه چیه چیه؟
راستش، هیچی اصلا.
-عه؟ چرا آخه؟
آکیرا جون انگار این روزا خیلی دپرس شده.
-راس میگه راس میگه بدخواه مدخواه داری بگوآ.
آسیب پاهاش که داره خوب میشه.
-راسمیگی -راس میگی
-میخوای موقع برگشت بریم اونجا؟ حتماً.
یویی:داریم کار میکنیم. اینجا بدون تو صفا نداره، آکیرا.
تاچیبانا سنپای.
فکر میکردم خودت باشی. چه خبر.
اه، ترسوندیما!
-سنپای داری میری خونه؟ -اوهوم.
چی شده؟
خب راستش! تو مسابقهی بعدی ثبت نام کردم و میخوام شرکت کنم
وای، خوبه که!
اما من ازت کندترم تاچیبانا-سنپای
واسههمینم فکر نمیکنم بتونم خیلی خوب ظاهر بشم.
میبخشی.
آه، راستش یه فکری دارم! میتونی یکم وقتت رو به ما بدی؟
فکر میکنم همه خوشحال میشن، و به راهنماییات نیاز داریم.
-مطمئنم! -هه...
کیان سنپای!
-آکیرا؟ -تو راه دیدم و با خودم آوردمش.
سلوم.
ایشی! باریکالله!
واقعا؟
ایجون!
خیلی عالی بود.
آکیرا! ایشی رکوردش رو شکوند!
آکیرا؟
-چیشد؟ داری میری؟ -اوهوم.
بعد از تمرین میریم رستوران.
آکیرا، میخوای توهم بیای؟
نه مرسی.
عه؟ بیا دیگه سنپای.
-راس میگه. -بیا بریم دیگه.
اه، راستی
شما تو یه رستوران خانوادگی کار میکنی درسته؟
هه؟ راس میگی؟ -نه، واقعا؟
مثلا خب که چی؟
من اصلا باورم نمیشه آدم رک و راستی مثل سنپای به مشتریها سرویس بده.
منم باورم نمیشه.
خب بسه دیگه بچهها...
پس چطوره امروز بیایم اونجا؟
خوبه خوبه!
-تاچیبانا-سنپای، رستورانه کجاس... نـ نه.
نیاین.
اه ببخشین، آخه خیلی دوره.
تا بعد.
کافه رستوران گاردن
جدول شیفت
تاچیبانا واقعا خیلی تند میدویها.
پسرا رو هم میتونی شکست بدی.
مربی گفت میتونیم از اسلحهدستی استارت استفاده کنیم
فقط پنجتا شلیک
هاه؟ آکیرا پات چی شده؟
نمیدونم چش شده فعلا بستمش تا بهتر بشه.
حالت خوبه؟
تاچیبانا تو ستارهی نوظهور تیم دو و میدانی هستی.
-پس زیاد به خودت سخت نگیر باشه؟ -باشه.
همه به جایخود! باعلامت من!
مطمئنم خیلی زود بارون بند میاد.
هاه؟ بارون گرفته.
عه؟ تاچیبانا-سان؟
چت شده دختر؟
پات خوبه الان؟
اصلا هیچی، زود بیا تو. مثه موشِ آب کشیده شدی.
یالله بدو دیگه!
تاچیبانا-سان؟
من شمارو دوست دارم.
امروز آسمون جر خورده ها.
من شمارو دوست دارم.
شبیه
تلاشی بیهوده برای تغییر چیزی که نمیتونی تغییرش بدی،
و هنگامی که دنبالهی رشتهی افکار درهمم رو میگیرم،
دارم به صدای بارون تو خیابان سوزاکو گوش میدم.
کافه رستوران گاردن استخدام نیمهوقت
تاچیبانا امروز واسه کار میاد.
زیر ۱۸ سال
باید باهاش چه رفتاری داشته باشم؟
سلام خسته نباشی.
سلام خسته نباشی.
هاه؟ تاچیبانا-سان؟
آکیرا-چان حالت خوب شده مبارکه.
ممنونم.
-به خودت سخت نگیریا باشه؟ -میبخشین که زحمتتون دادم.
تاچیبانا!
هرکاری بود به خودم بگو!
- شما نمیخواد زحمت بکشی. وای!
رفتارش که مثل همیشهس.
نکنه خواب دیدم و نمیدونم؟
No comments yet. Be the first to leave one.