Marshals

Marshals

Download Farsi/persian Subtitle

Season 1

Release info

Marshals 2026 S01E05 Lost Girls Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-22
Downloads: 16
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏ آنچه در «مارشال‌ها» گذشت... ‏

‏فکر نکنم توی بروکن راک دیده باشیمت‏

‏از وقتی مونیکا رو خاک کردیم‏

‏جای موردعلاقه‌ش توی ایست‌کمپ رو‏

‏- برم دیدنش ‏ ‏- بابابزرگ لانگ گفت ‏

‏توی یادبود مامان باشیم‏

‏گفت می‌شه‏

‏ گردن‌بند محبوبش رو ‏

‏ صندلی خالیه، اگه ‏

‏یه دقیقه وقت داری حرف بزنیم‏

‏تو بیشتر وقت می‌خوای‏

‏ولی بیشتر از این ندارم‏

‏- متصدی بار دخترمه‏ ‏- دخترته؟‏

‏اون نشان مارشالی تو رو‏ ‏می‌ذاره طرف مقابل من‏

‏اون اسب مثل نارنجکیه‏ ‏که ضامنش رو کشیدن‏

‏خشمِ محضه، فقط چهار تا پا داره‏

‏کفش‌های مونیکا رو کنار در دیدم‏

‏حدس می‌زنم همون اسبشه‏ ‏که مزرعه‌ت رو به هم ریخته‏

‏بابا!‏

‏تیت!‏

‏هی!‏

‏هی!‏

‏هی، هی! هی!‏

‏آخ‏

‏شانس آوردی خورد به دستت، نه سرت‏

‏خودت بهتر می‌دونی نباید‏ ‏با اون موستانگ ور بری‏

‏فکر کردم می‌تونم باهاش ارتباط بگیرم‏

‏فکر کردن آخرین کاری بود که می‌کردی‏

‏مال مامان بود‏

‏و هنوز زنده‌ست‏

‏فقط می‌خواستم اون حس رو لمس کنم‏

‏ارتباط گرفتن یه چیزه،‏ ‏خودت رو به کشتن دادن یه چیز دیگه‏

‏لازم نیست این‌قدر عصبانی باشی‏

‏عصبانی‌ام‏

‏تنها راهی که این دنیا هنوز می‌تونه‏ ‏بهم ضربه بزنه، از طریق توئه پسرم‏

‏دیگه تکرار نمی‌شه‏

‏بهتره که نشه‏

‏اون نریان از اینجا می‌ره‏

‏مال مامانه‏

‏نمی‌تونی همهٔ خاطره‌هاش رو پاک کنی‏

‏به‌اندازهٔ کافی اینجا دردسر درست کرده‏

‏وقتشه یه شروع تازه داشته باشه‏

‏مطمئنی این‌همه چربی‏ ‏برای سن‌وسالت خوبه؟‏

‏کالری لازم دارم، می‌خوام برگردم‏ ‏به وزن دوران اوجم‏

‏نمی‌ترسی کندت کنه؟‏

‏می‌دونم چقدر دوست داری‏ ‏بی‌خبر بزنی به چاک‏

‏این... این بامزه بود‏

‏یعنی نامردی بود، ولی بامزه بود‏

‏همیشه لاغر بودی‏

‏توی عکس‌های بچگی‌م‏ ‏مثل خلال‌دندون بودی‏

‏هنوز اون عکس‌ها رو داری؟‏

‏نوزده سالم بود‏

‏هنوز به‌زور مرد حساب می‌شدم‏

‏مامان می‌گه هیچ‌وقت مرد نشدی‏

‏جفتمون بچه بودیم، پس...‏

‏این‌که این‌طوری با هم حرف می‌زنیم،‏ ‏واقعاً خوبه‏

‏آره، اگه پنج‌سالگی پشت بار بودم‏

‏الان رابطه‌مون گل‌وبلبل بود‏

‏چطور کندترین‏

‏و گرون‌ترین مکانیک دنیا نصیب من شده؟‏

‏هی، می‌دونی که توی افغانستان‏

‏تعمیر هاموی‌ها رو خیلی خوب یاد گرفتم‏

‏خوشحال می‌شم کمک کنم‏

‏خیلی وقت پیش یاد گرفتم...‏

‏مشکلاتم رو خودم حل کنم‏

‏می‌دونم وقتی بیشتر از همیشه‏ ‏به من نیاز داشتی، کنارت نبودم‏

‏ولی حالا اینجام، پس...‏

‏این‌که یه پیشخوان بین‌مونه...‏

‏به‌نظرم فاصلهٔ درستیه، کال‏

‏این‌همه راه تا وایومینگ اومدیم و هیچی‏

‏این‌که اسب از خریدار گاز گرفت،‏ ‏ارزشش رو داشت‏

‏بامزه نبود‏

‏چرا، خیلی هم بود‏

‏به تراویس زنگ می‌زنم‏

‏اون برای این اسب چموش یه جا پیدا می‌کنه‏

‏شاید نگه داشتن اسب مامان یه نشونه‌ست‏

‏که باید بیای مراسم یادبود‏

‏توی بروکن راک‏

‏ببینیم چی می‌شه‏

‏هیلی؟‏

‏هیلی‏

‏- من تیت‌ام‏ ‏- تیت‏

‏درسته، اِم...‏

‏اینجا چی‌کار می‌کنی؟‏

‏فقط اومدیم یه اسب بفروشیم‏

‏تو چی؟‏

‏فقط داشتم دور می‌زدم‏

‏- توی وایومینگ؟‏ ‏- دوست‌پسرم‏

‏سفر جاده‌ای دوست داره‏

‏اِم...‏

‏نمی‌تونم معطلش کنم، پس... می‌بینمت‏

‏اون کی بود؟‏

‏یکی از هم‌کلاسی‌های قدیمی‌م از رزرویشن‏

‏انگار خودش نبود‏

‏جای عجیبیه که یه بچه تنها باشه‏

‏ناهار با مدی چطور بود؟‏

‏بافت زخمی نمی‌ذاره خوب بشه، خودت که می‌دونی‏

‏چی‌کار کردی حرصش رو دربیاری؟‏

‏غیر از این‌که از پنج‌سالگی‌ش‏ ‏توی زندگی‌ش نبودم؟‏

‏خب، وقتی بیست سال از هم دور بودین‏

‏نمی‌شه انتظار داشته باشی‏ ‏با آغوش باز برگردونت‏

‏همین که باهات حرف می‌زنه‏

‏نشونهٔ مثبتیه‏

‏مثبت؟ اِم...‏

‏خواستم از این مخمصه درش بیارم‏

‏ولی خیلی راحت دستم رو پس زد، پس...‏

‏خوب شدن از یه گذشتهٔ دردناک‏

‏آسون نیست‏

‏یا شاید هم شخصیت خودشه‏ ‏و من نمی‌دونم چی می‌گم‏

‏هی، هری‏

‏ چه گلی! ‏

‏مثل همیشه حس می‌کنم‏ ‏از نظر فرهنگی عقبم‏

‏بابام با بیسبال بزرگم کرد، نه فوتبال‏

‏- دو برابر یا هیچ؟‏ ‏- محاله‏

‏پولم رو برای یه جای جدید نگه داشتم‏

‏اجاره‌ت توی بوزمن چقدره؟‏

‏چون امیدوارم هرچه زودتر از اینجا بزنم بیرون‏

‏هفته‌ای اجاره می‌کنم، ولی یک‌چهارم‏ ‏چیزی می‌دم که توی دی‌سی می‌دادم‏

‏می‌خوای رزرویشن رو ترک کنی؟‏

‏بیشتر انگار اونا می‌خوان بیرونم کنن‏

‏مارشال شدنم زیاد به مذاقشون خوش نیومد‏

‏یه‌کم دیر کردی، کابوی‏

‏دیشب تا صبح برای اون دختره دالی‏ ‏عربده می‌کشیدی؟‏

‏فکر کردم دیگه درباره‌م تحقیق نمی‌کنی‏

‏این که تکذیب نبود‏

‏هی، به‌نظرت عجیب نیست‏

‏یه نوجوان از بروکن راک‏

‏توی پارکینگ یه توقفگاه کامیون‏

‏توی وایومینگ؟‏

‏اون بچه کیه؟‏

‏هیلی چارلو‏

‏یکی از دوست‌های پسرمه‏

‏مادرش بعد از ترک پلیس قبیله‌ای‏ ‏گم‌شدنش رو گزارش داد‏

‏حدود چهار ماه پیش‏

‏گم شده؟ فرار کرده؟‏

‏هیچ‌کس نمی‌دونه‏

‏سر خیلی از این پرونده‌ها همینه‏

‏تنها بود؟‏

‏گفت با دوست‌پسرشه‏

‏پسرم گفت حالش عادی نبود‏

‏نابالغه، آشفته‌ست‏

‏و اون‌طرف مرز ایالت‏ ‏توی توقفگاه کامیون‌هاست‏

‏ممکنه قربانی قاچاق انسان باشه‏

‏قاچاق جنسی؟‏

‏اون فقط یه بچه‌ست‏

‏وقتی وارد یه اتاق می‌شم‏

‏و این‌قدر ساکته، یکم نگران می‌شم‏

‏کابوی شاید تصادفی‏ ‏به یه پروندهٔ قاچاق برخورده‏

‏دختریه که با تیت هم‌مدرسه‌ای بوده‏

‏پلیس قبیله‌ای‏

‏امکانات محدودی داره‏

‏بد نیست از امکانات خودمون استفاده کنیم‏

‏و ترغیب‌شون کنیم ازمون کمک بخوان‏

‏ببینین، کار ارزشمندیه‏

‏ولی همین الان یه مأموریت گرفتیم، پس...‏

‏سمی لاشانس، یه...‏

‏مظنون در چند پروندهٔ قتل‏

‏- می‌ریم شکار آدم؟‏ ‏- نه دقیقاً‏

‏لاشانس شاهد کلیدیه‏

‏توی یه دادگاه بزرگ فدرال در هلنا‏

‏پس مأمور محافظتش هستیم‏

‏دولت ترجیح می‌ده از یه قاتل محافظت کنه‏

‏تا این‌که برای دخترهای گمشده‏ ‏انگشتش رو تکون بده‏

‏برای بچه‌داری پنج تا تفنگ لازم نیست‏

‏چرا نمی‌ذاری بریم با مادر هیلی حرف بزنیم؟‏

‏مطمئنم از این‌که بفهمه دخترش زنده‌ست‏ ‏خیلی خوشحال می‌شه‏

‏هی، گوش کن‏

‏می‌تونی چیزی که دیدی رو منتقل کنی‏

‏از طرف نشان حرف نزن؛ احتیاط کن، باشه؟‏

‏احتیاط، تخصص کابویه‏

‏لاشانس در سه پروندهٔ قتل باز‏ ‏فرد مورد نظره‏

‏اتهام‌های ضرب‌وجرح شدید‏

‏نزول‌خواری و خشونت خانگی هم داره‏

‏یه شهروند نمونه‏

‏این آشغال چه جور شاهدی می‌تونه باشه؟‏

‏یه شاهد مهم، باشه؟‏

‏پروندهٔ فدرال به شهادتش وابسته‌ست‏

‏حتماً دنبال هیولایی‌ان که با این معامله کردن‏

‏منم همین فکر رو کردم‏

‏ولی پرونده درواقع علیه‏

‏یه شرکت ساختمونیه‏

‏که متهمه با تبانی در مناقصه‏

‏میلیون‌ها دلار از دولت کلاهبرداری کرده‏

‏به قاتل سر پول خرد تخفیف می‌دن‏

‏باز نابغه‌های ایده‌پرداز دست‌به‌کار شدن‏

‏حفظ امنیت لاشانس با ماست‏

‏تا ماشین انتقالش به هلنا برسه‏

‏مارشال شدم که هیولاها رو شکار کنم‏

‏نه این‌که ازشون محافظت کنم‏

‏حداقل می‌تونیم برای دختری که کیسی دید‏ ‏یه کاری بکنیم؟‏

‏توقفگاه کامیون‌ها رو بررسی کنیم؟‏

‏باشه‏

‏با پلیس ایالتی وایومینگ تماس بگیر‏

‏ هیلی رو دیدی؟ ‏

‏به‌نظر می‌رسید غذا می‌خوره؟‏

‏خوشحال بود؟‏

‏گفتنش سخته، خانم‏

‏گفت با دوست‌پسرش رفته سفر جاده‌ای‏

‏می‌دونین ممکنه اون پسر کی باشه؟‏

More Farsi/persian subtitles for Marshals

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left