The Hunting Party

The Hunting Party

Download Farsi/persian Subtitle

Season 2

Release info

The Hunting Party 2025 S02E09 Colette Akins Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-22
Downloads: 15
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏ آنچه در «گروه شکار» گذشت... ‏

‏اسمش «پیت» بود‏

‏خطرناک‌ترین و خشن‌ترین‏

‏مجرم‌های تاریخ اونجا بودن‏

‏مجرم‌هایی که دنیا فکر می‌کرد مردن‏

‏البته تا وقتی که انفجار رخ داد‏

‏موضوع هیچ‌وقت پنهان‌کاری از تو نبود‏

‏می‌خواستم مادرم رو پیدا کنم‏

‏چرا مسئولیت بازگرداندن زندانی‌ها رو گرفتی؟‏

‏چون به بخشی از کار پیت باور دارم‏

‏به من یه فرصت دوباره دادن‏

‏نمی‌خوام هدرش بدم‏

‏زیادی رژگونه می‌زنی، کولت‏

‏بابا همیشه می‌گفت دست‌ودل‌باز باش، لایزا‏

‏باید زنده به‌نظر برسن‏

‏آره، می‌گفت لوازم آرایش هم گرونه‏

‏می‌خوام خوب به‌نظر بیاد‏

‏ـ تابوت بسته‌ست، کسی نمی‌بینتش‏

‏آره، ولی خودمون می‌دونیم‏

‏خیلی خوش‌تیپ شدی، بابا‏

‏می‌رم چندتا دوستم رو ببینم‏

‏تا مراسم هنوز کلی کار مونده‏

‏ببین، اگه کسی نیاز به یه مشروب‏

‏رو درک می‌کرد، بابا بود‏

‏این‌طوری درباره‌اش حرف نزن!‏

‏گفتم که، پول حروم‌کردنه‏

‏واقعاً می‌خوای یه شیشهٔ نو باز کنی؟‏

‏فکر می‌کنی بابا براش مهمه چه شکلیه؟‏

‏تو واقعاً عجیب‌غریبی‏

‏می‌ذاری خواهرت‏

‏این‌طوری باهات حرف بزنه، عزیزم؟‏

‏اصلاً چه مرگته؟‏

‏بهش بگو حق نداره این‌طوری حرف بزنه‏

‏حق نداری این‌طوری باهام حرف بزنی‏

‏ببخشید؟‏

‏چی، می‌خوای بزنی زیر گریه؟‏

‏احساساتت رو جریحه‌دار کردم؟‏

‏از خودت دفاع کن‏

‏ـ تو هم مثل بابا دیوونه‌ای‏ ‏ـ انجامش بده‏

‏آفرین‏

‏دختر خودمی‏

‏کارت عالی بود‏

‏ممنون، بابا‏

‏ممنون‏

‏شاید عجیب به‌نظر برسه‏

‏ولی شام با لازاروس واقعاً خوب بود‏

‏خوب بود؟‏

‏فقط همین رو داری بگی؟‏

‏خوبیش اینه که هنوز نفس می‌کشی‏

‏ـ جدی می‌گم، فقط با هم حرف زدیم‏

‏راستش فکر کنم‏

‏اون هم مثل من کنجکاوه‏

‏تا چند هفته پیش حتی نمی‌دونست‏

‏من پسرشم‏

‏گفت چطور فهمیده؟‏

‏گفت یه بخشی از وجودش‏

‏همین که من رو توی مرکز دید، فهمید‏

‏سوابقم رو گرفت و مطمئن شد‏

‏نمی‌دونم تصورم از پیدا کردن مادرم‏

‏چی بود، ولی این نبود‏

‏برام لازانیا پخت‏

‏یا حداقل سعی کرد‏

‏و راستش به‌نظر می‌رسید‏

‏واقعاً داره باهام صادقانه حرف می‌زنه‏

‏رک‌وراست دربارهٔ عملیات بازگرداندن پرسیدم‏

‏ـ و؟‏

‏گفت می‌خواسته عضو عملیات باشه چون‏

‏به بخشی از کار پیت باور داره‏

‏ـ معلومه، خودش اونجا رو اداره می‌کرد‏

‏خب، اودل هم اداره‌اش می‌کرد‏

‏می‌دونم که قضیهٔ اون کاملاً فرق داره‏

‏فقط می‌گم اون چیزی نیست که انتظار داشتم‏

‏ببخشید، فقط خسته‌ام‏

‏روز طولانی‌ای داشتیم‏

‏ـ انگار طولانی‌تر هم می‌شه، رد گرفتیم‏

‏پس زندانی‌های گمشده چی؟‏

‏از وقتی لازاروس مسئول انتقال شده‏

‏سه زندانی رو منتقل کردن‏

‏و کسی نمی‌دونه کجا رفتن‏

‏صرف این‌که منتقل شدن‏

‏یعنی حتماً اتفاق وحشتناکی نیفتاده‏

‏نمی‌گم کاملاً بهش اعتماد کنیم، خب؟‏

‏ولی واقعاً چه مدرکی علیهش داریم؟‏

‏جز این‌که توی نوجوانی‏

‏اشتباه وحشتناکی کرد و چند دهه زندانی شد‏

‏یک ساعت پیش جسدی توی یه مرده‌شورخانه‏

‏در کانزاس‌سیتی پیدا شده‏

‏ـ فقط یه جسد؟‏ ‏ـ آره‏

‏قربانی، هنری بردلی‏

‏مالک و مدیر مراسم‏

‏در مرده‌شورخانهٔ بردلی بوده‏

‏که قبلاً مرده‌شورخانهٔ ایکینز بوده‏

‏تطبیق با بخشی از اثر انگشت‏

‏افتخارش رو می‌دی؟‏ ‏ـ حتماً‏

‏سال ۲۰۱۵، کولت با افتخار‏

‏یازده قتل به اسم خودش ثبت کرد‏

‏از بچگی توی کسب‌وکار خانوادگی بزرگ شد‏

‏وقتی زمانش رسید‏

‏به عزیزان‌تون نشون بدید براتون مهمن‏

‏ما کنارتونیم‏

‏مرده‌شورخانهٔ خانوادگی ایکینز‏

‏خیلی شبیه خانوادهٔ آدامزه‏

‏البته بدون مورتیسیا‏

‏متأسفانه مادر موقع زایمان مرد‏

‏این پدرش، نیتن ایکینزه، کنار کولت‏

‏سمت چپ هم خواهر بزرگ‌ترش، لایزاست‏

‏مرگ مادر بین دو خواهر‏

‏کینهٔ زیادی درست کرد‏

‏تا جایی که سرگرمی محبوب لایزا‏

‏حبس‌کردن چندساعتهٔ کولت توی تابوت بود‏

‏بچه‌ان دیگه‏

‏کولت فقط کنار پدرش‏

‏احساس امنیت می‌کرد‏

‏روز خاکسپاری پدرش‏

‏کولت گلوی لایزا رو با چاقوی مومیایی‌بری‏

‏و سال‌ها بعد که بالاخره گرفتنش‏

‏گفت روح پدر مرده‌اش دستور داده‏

‏یعنی روحش رو می‌دیده؟‏

‏بیشتر یه صدای بدون جسم بوده‏

‏روان‌پریشی شنیداری می‌تونه‏

‏دلایل مختلفی داشته باشه‏

‏آسیب مغزی، کم‌خوابی یا تروما‏

‏در مورد کولت، فکر می‌کردن مرتبط با‏

‏مواد شیمیایی مومیایی‌کردن بوده‏

‏ـ فرمالدهید‏ ‏ـ لعنتی‏

‏توی شهرمون چند نفر رو می‌شناختم‏

‏علف فرمالدهیدی می‌کشیدن‏

‏اون‌ها هم صداهایی برای آدم‌کشی می‌شنیدن؟‏

‏صدای پدر کولت خیلی بیشتر از این‌ها می‌خواست‏

‏بهش گفت جسد لایزا رو توی تابوت خودش بذاره‏

‏هردوشون رو با هم دفن کنه و بعد‏

‏به همه بگه لایزا به کالیفرنیا فرار کرده‏

‏خب، پس لایزا اولین قربانی بود‏

‏ده نفر بعدی کی بودن؟‏

‏زن‌هایی هم‌سن لایزا که کولت‏

‏جایگزین خواهر آزارگرش می‌دیدشون‏

‏و واکنش ترومایی‌اش رو تحریک می‌کردن‏

‏تعقیب‌شون می‌کرد، می‌کشت‌شون و‏

‏جسدشون رو کنار مرده‌های دیگه‏

‏تا مرده‌شورخانه دفن‌شون کنه‏

‏درست مثل کاری که با خواهرش کرد‏

‏راستش سیستم جالبی برای پنهان‌کردن جسده‏

‏البته اگه قاتل زنجیره‌ای منحرفی باشی‏

‏هواپیما روی بانده‏

‏خوابم نمی‌بره‏

‏برام آواز می‌خونی؟‏

‏الو؟ کسی اونجاست؟‏

‏صدام رو می‌شنوی؟‏

‏کمک می‌خوام‏

‏کمک!‏

‏برام لالایی می‌خونی؟‏

‏چی؟ نه‏

‏خواهش می‌کنم، باید منو از اینجا دربیاری‏

‏یه قصه چطور؟‏

‏خانم، من قصه بلد نیستم‏

‏فقط خواهش می‌کنم بذار بیام بیرون!‏

‏الو؟ هستی؟‏

‏اون بیرونی؟ خانم؟‏

‏می‌خوای برات قصه بگم؟‏

‏این چطوره؟‏ ‏ـ نه‏

‏نه، قصه نمی‌خوام‏

‏خانم، اینجا خیلی گرمه‏

‏به‌زور نفس می‌کشم‏

‏واقعاً آب لازم دارم‏

‏فقط منو از اینجا بیار بیرون!‏

‏چه مرگته؟‏

‏شبی یخبندان در دل زمستان بود‏

‏و توی یه خونهٔ کوچیک‏

‏دخترکی تنها توی تختش خوابیده بود‏

‏خواهش می‌کنم‏

‏درست وقتی داشت خوابش می‌برد‏

‏صدایی شنید‏

‏خواهش می‌کنم، آب!‏

‏هی!‏

‏هیس!‏

‏دارم برات قصه می‌گم‏

‏باشه، گوش می‌دم‏

‏دخترک صدایی شنید‏

‏اما چشم‌هاش رو که باز کرد و اطراف رو دید‏

‏چیزی ندید‏

‏ولی بعد از شکاف دیوار‏

‏دید چه چیزی اون صدا رو درمیاره‏

‏ـ خانم، ببین...‏ ‏ـ یه موش بود‏

‏نمی‌دونم چی می‌خوای، ولی برات جور می‌کنم‏

«سلام موش کوچولو»‏

‏«دوست من می‌شی؟»‏ ‏ـ پول؟‏

‏پول می‌خوای؟ بگو باید چی‌کار کنم‏

‏ـ ولی موش بامزه‌ای نبود‏ ‏ـ بذار برم!‏

‏بس کن، خواهش می‌کنم!‏

‏دخترک باید چی‌کار می‌کرد؟‏

‏داری چی‌کار می‌کنی؟‏

‏گفتم دخترک باید چی‌کار می‌کرد؟‏

‏معلوم شد اصلاً موش نبود‏

‏ـ خواهش می‌کنم ولم کن‏ ‏ـ موش صحرایی بود‏

‏یه موش صحرایی بزرگ، چاق و زشت!‏

‏مدام برمی‌گشتن‏

‏جیغ‌جیغ و چنگ می‌زدن‏

‏و دخترک نمی‌تونست بخوابه‏

‏با این‌که به موش می‌گفت ساکت باش‏

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left