The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
خب، فردی که حکم بازداشتش صادر شده
کیکو بالزانه
به اتهام قتلی در محلهٔ قدیمی من، بروکلین، تحت تعقیبه
یک هفته پیش، بالزان و دو مرد ناشناس دیگه
توی باشگاهی در بروکلین سر یه زن درگیر شدن
بالزان اسلحه کشید و تروی کالدول رو کشت
دانشجوی ۲۲ سالهٔ پیشپزشکی از لانگآیلند
اسلحهٔ قتل نزدیک صحنه پیدا شد
و اثر انگشت بالزان روش بود
ظاهراً بالزان عضو یه گروه خلافکار خردهپاست
همینجا در ساوثاند
یه مشت گانگسترنمای بیستوچندساله
که مواد میفروشن، ماشین اوراق میکنن و محله رو به وحشت انداختن
یکی از اعضای خانوادهش خبر داده
که بالزان توی خونهای امن در میشنهیل پنهان شده
همون شخص گفته بالزان
ترجیح میده بمیره تا دوباره برگرده زندان
پس همه احتیاط کنید
و به کارآگاه بائز از پلیس نیویورک نشون بدیم
اینجا توی بوستون چطور کار میکنیم
حرکت کنید
یه دقیقه دیگه بهتون میرسم
باشه
- همهچی خوبه؟ - آره
میدونی، این اولین پروندهایه که
از وقتی با هم وارد رابطه شدیم، روش کار میکنیم
آره
حالت خوبه؟
از وقتی رسیدی فقط دربارهٔ کار حرف زدی
آره، فقط...
فقط از اینهمه دنبالکردن سرنخ این قتل خستهم
باشه، پس بریم آدمبدت رو بگیریم
شاید لابهلای اینهمه کار
یککم هم به خوشگذرونی برسیم
اگه یه مافین سبوسدار دیگه بخورم، خودم تبدیل به مافین میشم
کی میتونیم برگردیم سراغ دونات؟
همین که مطمئن بشیم اون دریچهٔ خراب
تنها مشکل این قلب بزرگته، بابا
این آزمایشهایی که
سارا امروز صبح میبرتت برای چیان؟
فعلاً تنها چیزی که دارن آزمایش میکنن صبر منه
عارضه اسمش تنگی دریچهٔ آئورته
و با اسکن دنبال گرفتگی میگردن
نیمهٔ پر لیوان رو ببین
فرصت داری با
نوهٔ سیلورِ محبوبت وقت بگذرونی
پس فکر کنم...
لنا میاد میبرتت؟ منظورت همینه؟
تو هم بهتره باهامون بیای
و اون دندهٔ ترکخوردهت رو نشون بدی - آروم! عجب بیرحمی
وحشیانه بود
خب ست، شنیدم
یه مدت از سیاست فاصله گرفتی و رفتی
توی روزنامهٔ «دیسپچ» سراغ حوادث
آره، چند هفته جای یکی از همکارها رو پر میکنم
اگه خوشم بیاد، میتونم همونجا بمونم، ولی
دیگه بسه حرف کار
به سلامتی شما، آقا
هشتاد دور گردش دور خورشید، اتفاق کوچیکی نیست
از گزینهٔ دیگه بهتره، فکر کنم
لازم نیست اینهمه سروصدا راه بندازید
میدونم بابا، همه بخشنامهت رو گرفتیم
شام فقط خانوادگی
بدون هدیه
کیک مرمری دارچینی
و یک شمع غمگین
بابابزرگ، هشتادسالگی نقطهٔ عطفه
نگو «عطف»، بیشتر حس پیری میده
بهتره راه بیفتیم
- باشه، خداحافظ، بعداً میبینمت عزیزم - بعداً میبینمت
پس هنوز هیچ خبری از مهمونی نداره؟
نه
لنا همهچیز رو هماهنگ میکنه، پس حواست
مدام به پیامهات باشه
الان هم پنج تا پیام ازش دارم
مِی، یه موضوع هست
که خیلی دوست دارم دربارهش باهات حرف بزنم
- همهچی مرتبه؟ - مطمئن نیستم
لارا از دفترم بود
شهردار فوری میخواد من رو ببینه
به سیرک ما خوش اومدی
مرکز، جیک-۱۰۱ پیاده در حرکته
نشانی ۱۷۸۹ چستنات، در پاسخ به گزارش درگیری خانوادگی
- دریافت شد، جیک-۱۰۱ - توی چنین محلهای
احتمالاً یه بچهپولدار عصبانیه
که بابایی اجازه نداده بنتلی رو دور بزنه
نه! تری!
نادین، لطفاً بس کن
بس کن!
- اسلحه رو بنداز - نه، نه، نه!
افسر، نکنید... دخترمه، دخترمه
نادین، اسلحه رو بذار زمین
نادین، نمیخوایم بهت آسیب بزنیم، باشه؟
نه، نه! خواهش میکنم
دچار... حملهٔ روانپریشی شده
حال روانیش خوب نیست
خفه شو، تو حرف نزن
آخرین فرصته! اسلحه رو بنداز
هی، شان، صبر کن! صبر کن
نادین، هی، نادین
نادین، نگاهم کن
نمیخوای این کار رو بکنی
برو
فقط نگاهم کن، باشه؟
- اون کسی نیست که فکر میکنی - باشه
باشه، فقط...
فقط اسلحه رو بذار زمین تا دربارهش حرف بزنیم، باشه؟
باشه، من همینجام
کنارتم
آفرین
خواهش میکنم... من در خیابان چستنات، پلاک ۱۷۸۹ هستم
فوراً اچانداچ رو به محل بفرستید
یه مرد با زخم گلوله روی زمینه
- دریافت شد، جیک-۱۰۱ - خوبی، میدونم
حالت خوبه
شهردار شاو
درخواست استرداد پروندهٔ ونتری
از طرف فرماندار موریسونِ آلاباما رسید
بله، با فرماندار پرایس دربارهش صحبت کردم
تصمیم رو به من سپرده
برای همین اینجام
خانوادههای قربانیان آلاباما
همهجا در شبکههای اجتماعی فعال شدن
میخوان ونتری رو به آلاباما برگردونیم
تا با مجازات اعدام روبهرو بشه؛ خبر ملی شده
میدونم از سیاست بدت میاد، مِی
ولی رقابت مقدماتی سختی پیش رومه
و افکار عمومی بوستون
شصت به چهل موافق برگردوندنشه
فقط میخوام مطمئن بشم همنظر هستیم
دلم برای اون خانوادهها در آلاباما میسوزه
ولی ونتری همینجا به جنی پرستون تجاوز کرد و کشتش
پلیس بوستون دستگیرش کرد
وگرنه هنوز بیرون بود و دخترهای جوون رو میکشت
پس تا با خانوادهٔ جنی حرف نزنم
هیچ تصمیمی نمیگیرم
و قطعاً برای سیرابکردن عطش انتقام کسی
یا کمک به جاهطلبی سیاسی تو
از اصولم کوتاه نمیام
خب، پس...
شاید بهتره به جاهطلبیهای خودت فکر کنی
دورهٔ مسئولیتت زودتر از چیزی که فکر کنی تموم میشه
و بدون حامی مالی
و حمایت شهردار، کارزار انتخاباتی سختی خواهی داشت
داری تهدیدم میکنی؟
ببین، اگه کسی سزاوار تزریق مرگه، ونتریه
امروز بعدازظهر نشست خبری داریم
یککم وقت میدم سر عقل بیای
- پلیس! پلیس! - پلیس بوستون
اسلحه داره!
پناه بگیرید!
تیراندازی شد، تیراندازی شد
خودشه، کیکو بالزان
بائز
باید این رو ببینی
انگار یکی رو بهزور اینجا نگه داشته بودن
- خون تازهست - هرکی اینجا بوده
مدت زیادی نیست که بردنش
آره، انگار پروندهٔ قتل ما
تبدیل شد به آدمربایی
حتماً درست قبل از رسیدن ما فرار کردن
پلاک خوانا نیست، پوشش ضدردیابی روشه
گلگیر عقب هم حسابی فرورفته
باشه، ممنون
هیچ مفقودی فعالی در شهر یا شهرستانهای اطراف
با مشخصات گروگان ما جور درنمیاد
فکر میکنم همدستهای بالزان
در پروندهٔ قتل من، اهل بوستونن
هیچکدوم از شاهدها نتونستن از عکسهای پلیس نیویورک شناساییشون کنن
منطقیه؛ سه خلافکار سر صحنهٔ جرم
سه خلافکار هم توی خونهٔ امن
چهرهٔ بالزان همهجا در شبکههای اجتماعی و اخباره
حسابهای بانکیش مسدود شده
و برای پول به هر دری میزنه
پس این بندهخدا رو میدزدن و برای باج نگه میدارن
تا پولی جور کنن و از شهر بزنن بیرون
و خانوادهٔ قربانی رو تهدید میکنن
که اگه پلیس رو خبر کنن، بلایی سرش میارن
برای همین هم گزارش نشده
ولی چرا بالزان رو توی خونهٔ امن جا گذاشتن
و گروگان رو بردن؟
دارن آماده میشن گروگان رو با باج معاوضه کنن
تا تیم صحنهٔ جرم خونه رو بررسی نکنه
چیزی دستگیرمون نمیشه، پس فعلاً روی بالزان تمرکز کنیم
عالی بود، تشویق!
من هم میخوام بازی کنم
- ببخشید - شرمنده
کارمون همینه
لطفاً، فهرست همهٔ همدستهای قبلی بالزان رو
برات ایمیل کردم، ریگان
و هیچوقت عذرخواهی نکنید، شما دوتا کنار هم فوقالعادهاید
آره، هستیم
همه فکر میکنن دیوونهم
سعی کردی بابات رو بکشی
پرستار پذیرش گفت پای ثابت
بخش روانپزشکی هستی
همهش توطئهست
اگه دیوونه باشم، اون میتونه هر کاری بکنه
اون کیه؟ چه کارهایی؟
No comments yet. Be the first to leave one.