The first 200 lines.
تمام شخصیتها، وقایع و مکانهای این اثر ساختگی هستند.
هرگونه شباهت به واقعیت کاملاً اتفاقی است.
لئونتین، چی شده؟
نگاه کن، عیسی مسیره! کجا میرن؟
دارن فرود میان!
اون مجسمه رو کجا میبرید؟
چی؟
کجا میبریش؟
دارن میبرنش پیش پاپ!
شماره تلفنمونو میخواد! - نه!
هی تو. یه لحظه بیا اینجا.
میز شماره ۱۶ چی خوردن؟
پرنس حلزون خوردن.
برای نوشیدن چی؟ - سُآوِه.
اوه، نه! پرنس یه بطری والپولیچلا خوردن.
سلام، مارچلو! - سلام، پیرونه.
حلزون و والپولیچلا. نمیتونم یه عکس بگیرم، جولیو؟
محاله، عزیزم!
چرا به اون پول بدی وقتی خودم هرچی بخوای بهت میگم؟
مدیر، جلوی اون مردو بگیر!
فیلمو بده به من! - اوه، بس کن دیگه!
هر کس حق داره تصویرش محفوظ باشه.
میشه یه آتیش بدی؟
یه دقیقه بیا اینجا، عزیزم. - من؟
آره، تو. میخوام باهات حرف بزنم.
عصر بخیر، حالتون چطوره؟
خب؟
بشین. - کجا؟ جایی نیست که.
چمباتمه بزن! - ببخشید؟
تو شیطونی!
چرا؟ - چون شیطونی.
و من صورتتو داغون میکنم!
ببین، این کار منه. تازه، تبلیغات هیچ وقت ضرر نداره--
تبلیغات تو اون رو با شوهرش دچار مشکل کرد.
من مگه تو کارای زنها و روابط تو دخالت میکنم؟
تو خبرنگار نیستی.
عجب خبرنگاری! - خفه شو!
مواظب باش، مارچلو. - خب، منو بکش!
اومده؟ - هنوز نه.
بهش بگو یه احمقه!
یه ویسکی به من بده.
این آشغالدونی باید تعطیل بشه. غیرقابل تحمله!
عصر بخیر، مادالنا.
تنها؟ - اِمم.
رقصیدن نمیخوای؟ - نه.
یه ودکا چطوره؟
نه، امشب همه چی ایراد داره. دارم میرم.
میتونم همراهیتون کنم؟ - خب، آره.
شب بخیر.
آها. دوستات اینجان.
شما دو تا کجا میرید؟
خانم مادالنا! - امشب تنهام بذارید!
خوش اومدی! از ستاره سینما هم قشنگتری!
هر شب همینه. مگه اینا دست برنمیدارن؟
پاپاراتزو، بس کن!
باید بهش عادت کرده باشی. تو یه شخصیت عمومی هستی!
مارچلو، داری کجا میبریش؟
دوست دارم تو یه شهر جدید زندگی کنم.
من رم رو خیلی دوست دارم.
مثل یه جنگله، راحت میشه توش قایم شد.
دوست دارم بتونم قایم شم، اما نمیتونم.
چی کار کنیم؟ - بیا بریم یه دوری بزنیم.
از رم خسته شدم! یه جزیره میخوام.
اگه یه دونه بخری چی؟ - بهش فکر کردم.
اما اصلاً میرم اونجا؟
مشکل تو اینه که پول زیادی داری.
مشکل تو اینه که پول کافی نداری.
در این اثنا، هر دومون اینجاییم.
خیلی هم بد نیست. اینقدر کم از ما آدمای ناراحت باقی موندیم.
لپت چی شده؟ - هیچی.
نگران نباش، تو انقدر پولداری که همیشه کارت راه میفته.
فکر میکنی؟ - آره.
من حتی نمیتونم رو پاهای خودم وایسم.
به یه هل دادن پرشور نیاز دارم که ندارمش.
اما وقتی عشقبازی میکنم، هیجانزده میشم.
فقط عشق این حسو بهم میده.
زنده باد عشق!
آناماریا، اینجا رو نگاه کن!
اون ماشین اندازهی یه آپارتمانه!
اون لیلیاناست؟ - من لیلیانا نیستم.
شما کی هستید؟ - عصر بخیر.
عصر بخیر. - داری با کی حرف میزنی؟
کی اونجاست؟
لیلیانا رفته میلان.
میخوای بیای بریم یه دوری بزنیم؟
من؟ - آره.
بیا دیگه.
اون میخواد باهاش برم یه دوری بزنم. برم؟
بیا با این دختره بریم یه دوری بزنیم.
چی کار میخوای بکنی؟
هیچی. یه دوری بزنیم، بعد ببرمش خونه.
میشناسیش؟ - نه.
حداقل فکر نمیکنم.
من میرم غذا بخورم. اونجا منتظرت میشم.
دارن میان. - چراغها رو خاموش کن!
پول خوبی بگیر. اونا از اوناسیس هم ثروتمندترن.
میای؟
اگه منو برسونی خونه، ممنون میشم.
میای؟ نه.
ولی راه خونهام کمی دوره.
عقب بشین. ممنون.
اونجا راحتی؟ آره.
خداحافظ نینی! خداحافظ آناماریا.
خونهت کجاست؟ تو چساتی اسپریتی.
این ماشین توئه؟ آره.
براش خریدی؟ پدرش.
بابای من فقط کتک میداد!
بابامو میشناسی؟ یه بار ما رو معرفی کردی.
پدر و مادرت کجا زندگی میکنن؟ تو چزنا.
کنار دریاست؟ نه.
خب، کار و بار چطوره؟
بد نیست...
امشب خوب پیش نرفت؟
یه یارو هزار لیر و یه کم سیگار بهم داد.
جوان بود یا پیر؟ مگه به صورتش نگاه میکردم!
تو با یه همچین زنی میرفتی؟
نه. چرا نه؟
اون از خیلیهای دیگه بدتر نیست.
تو با همچین زنهایی نمیری؟ آره، بعضی وقتا.
ببین، گریگوری پک. میخوام بدونم داریم چیکار میکنیم.
نمیخواستی بری خونه؟ آره.
پس داریم میبریمت خونه.
چرا؟ چی فکر میکردی؟
هیچی! چی باید فکر کنم؟
همه رو بیدار میکنیم. رادیو رو خاموش کن!
به هر حال، ما الان داریم میریم.
کسی خونهست؟
چی میگه؟ کسی خونهست؟
نه، پسرعموم تو ولتریه چون...
خب، برامون قهوه درست میکنی؟
با کمال میل. قهوه خوب درست میکنم.
انتظار نداشته باش که یه قصر ببینی!
من جلو میرم.
قهوه.
مواظب پلهها باش. اون شب، یه مرد...
چه وضعیه! بازم آب گرفته!
اینطوری نمیشه زندگی کرد.
یه لحظه صبر کن.
عجب مهندسی! باید قبرکن میشد!
تا این درست بشه، من هفت کفن پوسوندهام!
لعنتی!
میبرمت تو اتاق خواب.
خدای من.
اونجا هم آب گرفته. یه قهوه درست میکنم.
باید آشنا داشته باشی تا به جایی برسی.
دو سال پیش درخواست دادم، اما... فکرشو نکن.
قهوه رو میذارم، باشه؟
در رو میبندی؟
میخوای اینجا عشق بازی کنی؟
نه؟
قهوهت رو اینجا میذارم.
قبلا که توافق نکردی! دیوونه شدی؟
اونا همه کار کردن! باید بیرونشون میکردم؟
امیدوارم دو هزار لیر بگیرم. ببین، اینجا من قیمت تعیین میکنم!
زن و شوهرن؟ ای بابا!
بفرما. خیلی ممنون.
باید دنده عقب برم؟
نه، آخر خیابون میتونی بپیچی. میشه یه بوس کوچولو بهت بدم؟
ممنون، و هر وقت خواستی برگرد!
خداحافظ. با اون ماشین آروم تر برو!
وای خدای من!
اما!
اما! اما!
چی شده، اما؟ جواب بده!
چی شده؟
چیکار کردی؟ احمق دیوونه!
اما!
چیزی نیست. آروم باش! خودم میبرمت.
چرا اینقدر دیوونهای؟
میخوای بدبختم کنی؟
یه روزی، میذارم بمیری.
میذارم بمیری!
اما، دیگه بس کن.
اما، عزیزم.
عشق من، اما.
عجله کن!
روبینی، اون زن رو آوردی تو؟
جیانلی، لطفا اینو گزارش نکن.
من با پلیس دردسر نمیخوام.
چی شده؟ اسمش چیه؟
نمیتونم بهت بگم، جیانلی. راحتم بذار!
آقا، بفرمایید تو.
ممنونم.
اما! خستهاش نکن. باید استراحت کنه.
اون میتونه تا چند ساعت دیگه بره خونه.
باید به پلیس گزارش بدی. اجباریه.
اما!
اما، چرا این کار رو کردی؟
بهم بگو چرا.
افسر منتظرته.
الان برمیگردم.
لطفا اینجا منتظر باش. اون الان میاد تو.
خواهر، میشه از تلفن استفاده کنم؟ حتما.
بیا پایین از اونجا! فقط یه عکس میخوام!
لطفا!
نه! برو! برگرد!
خانم، لطفا برگردید!
عینکتو بردار.
نه!
بونژور، مادام!
No comments yet. Be the first to leave one.