The Iris Affair

The Iris Affair

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Iris Affair S01E01 Charlie Big Potatoes 720p NOW WEB-DL DDP5 1 H 264-MADSKY
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 1 The Iris Affair 2025 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-09
Downloads: 87
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

این برنامه حاوی زبان تند و صحنه‌های خشونت‌آمیز است

هنوز نه؟ هنوز نه

هی! گوش کن... تئو، مگه نه؟

هی! گوش کن... تئو، مگه نه؟

راستش، نمی‌خوام این اتفاق بیفته، ولی می‌افته

مگر اینکه آیریس کمکم کنه در این کیف رو باز کنم

بدون اینکه به محتویاتش آسیبی برسه

بدون اینکه به محتویاتش آسیبی برسه

پس یه لطفی کن و از طرف من ازش بپرس

مونیکا

لطفاً هر چی میگه انجام بده

اسم من این نیست

متاسفم، تئو، واقعاً متاسفم

ولی نباید بذاریم به خواسته‌اش برسه

ولی نباید بذاریم به خواسته‌اش برسه

خانم بروک، لطفاً نذارید. اسم من این نیست. و الان ساکت باش

نه

لطفاً بس کن! بس کن! ولش کن

حق با اونه. بس کن!

حق با اونه. بس کن!

چطور می‌تونی برات مهم نباشه؟

چطور می‌تونی برات مهم نباشه؟

نمی‌دونم. من فقط...

نه! این حقیقت نداره!

اوه، به خاطر خدا، کامرون اینقدر احمق نباش

خانم بروک. آروم باشید، همه چی خوبه

هیچی خوب نیست! یالا، آیریس!

هیچی خوب نیست! یالا، آیریس!

شلیک کن، وگرنه هیچی عوض نمی‌شه. خانم بروک!

بی‌نهایت منهای یک، جوی. نترس

اوه، چه مزخرفاتی.

اوه، چه مزخرفاتی.

این فقط یه موضع‌گیریه که گرفته. حتی خودش هم باورش نداره

می‌تونم بهت اطمینان بدم که خیلی هم باورش داره

لطفاً شلیک نکن. لطفاً منو نکش

خانم بروک

خانم بروک

حق با اونه، نمی‌تونم

تو انجامش بده

نه!

نه!

# آن روز فرا می‌رسد #

# اوه، آن روز فرا می‌رسد

# اوه، این بارون جشن و پایکوبی‌تو به هم می‌ریزه

# اوه، این بارون جشن و پایکوبی‌تو به هم می‌ریزه

# بهایی باید پرداخت کنی

# بهایی باید پرداخت کنی

# برای یه عمر ریاکاری

# و تو وانمود می‌کنی

# که اهمیتی نداره

# و اینکه نمی‌ترسی

# و اینکه نمی‌ترسی

# اوه، آن روز فرا می‌رسد

# اوه، آن روز فرا می‌رسد

# اوه، این بارون جشن و پایکوبی‌تو به هم می‌ریزه. #

"اینجا برنامه «دو ثانیه به نیمه‌شب» و من آلفی برد هستم

"اونایی که تو حوزه تئوری توطئه گشت و گذار کردن،

"از قبل می‌دونن که اخیراً کلی گزارش از دیدن آیریس داشتیم

"از قبل می‌دونن که اخیراً کلی گزارش از دیدن آیریس داشتیم

"عکس‌های بی‌کیفیت از سرتاسر دنیا،

"که زن‌هایی رو نشون می‌دن که شاید، فقط شاید، اون باشن

"از سرتاسر دنیا، همزمان

"از سرتاسر دنیا، همزمان

"یعنی، این به نظر شما یه کارزار اطلاعات غلط نیست؟

"تقریباً مثل اینکه یکی داره سعی می‌کنه ما رو به جاهای اشتباهی بکشونه

"تقریباً مثل اینکه یکی داره سعی می‌کنه ما رو به جاهای اشتباهی بکشونه

"و کی ممکنه همچین کاری بکنه؟

"ممکنه کسی باشه که نمی‌خواد پیدا بشه؟

"مثلاً کسی که قایم شده

"مثلاً کسی که قایم شده

"ما فقط یه چیز رو با اطمینان می‌دونیم

"با پاداشی که الان به چهار میلیون یورو رسیده،

"...سوال اصلی اینه که

"...چه کسی قراره اول پیداش کنه؟"

بونجورنو

بونجورنو

بونجورنو

انگلیسی؟

سی. اوکی

لطفاً یه قدم از لبه بیایید عقب؟

چرا؟

چرا؟

من فقط دارم به دریا نگاه می‌کنم

اون چیه تو دستت؟

لطفاً بدش به من

وای!

وای!

آروم باش. اوه!

و آیا تا جایی که شما می‌دونید، قبلاً هم همچین کاری کرده؟

تا جایی که من می‌دونم نه، ولی باهاش صحبت می‌کنم

تا جایی که من می‌دونم نه، ولی باهاش صحبت می‌کنم

و، اِم، برای کارهای اداری شما چه کاره ایشون هستید؟

من معلم خصوصی جوی هستم. هریت بروک

من معلم خصوصی جوی هستم. هریت بروک

و اینجا زندگی می‌کنید؟ نه. من دوشنبه‌ها، چهارشنبه‌ها و هر جمعه دوم اینجا هستم

کی پدر و مادرش برمی‌گردن خونه؟ قیم‌هاش.

امشب برمی‌گردن

امشب برمی‌گردن

پاریس. سالگرد ازدواج

چه خوب

مطمئنم به محض اینکه برگردن، فوراً تماس می‌گیرن.

مطمئنم به محض اینکه برگردن، فوراً تماس می‌گیرن.

نمی‌خوام بی‌ادبی کنم

ولی واقعاً حس می‌کنم باید به جُوی رسیدگی کنم.

اگه لازم داشتی، این مشخصات منه.

اگه لازم داشتی، این مشخصات منه.

خیلی ممنونم.

خب، گمونم می‌خواستی توجهشون رو جلب کنی. نه.

هیچ کاری نمی‌کردم.

خوبه. چون فایده‌ای نداشت. من فقط داشتم به دریا نگاه می‌کردم.

خوبه. چون فایده‌ای نداشت. من فقط داشتم به دریا نگاه می‌کردم.

چرا نه؟ چون خیلی ازت خوششون نمیاد.

این که... چی؟

چیزی نیست که بتونی بگی. نمی‌فهمم چرا نه؟

چیزی نیست که بتونی بگی. نمی‌فهمم چرا نه؟

و به هر حال، نکته خنده‌دار در مورد تلاش برای

محو کردن خودت از هستی اینه که

شدنی نیست.

این که حتماً اشتباهه، مگه نه؟ اوه، قطعاً هم درسته.

این که حتماً اشتباهه، مگه نه؟ اوه، قطعاً هم درسته.

سیلویا پلات. اون زن دیگه. بله.

ولی خب، مسئله اینه که جهان بی‌نهایته.

ولی خب، مسئله اینه که جهان بی‌نهایته.

و توی یه فضای بی‌نهایت که تعداد محدودی ذره داره،

هر آرایش ممکنی از اون ذرات،

هر آرایش ممکنی از اون ذرات،

حتماً بی‌نهایت بار اتفاق می‌افته.

که این یعنی بی‌نهایت نسخه‌ی تو اون بیرون هست.

و بی‌نهایت نسخه‌ی من.

و بی‌نهایت نسخه‌ی من.

درسته.

خب که چی؟

خب...

اگه همین الان و همین جا شاهرگمو پاره کنم،

اگه همین الان و همین جا شاهرگمو پاره کنم،

این واقعیت خاص برای من تموم میشه.

همین الان بس کن! ولی اهمیتی نداره.

چون بی‌نهایت منهای یک بازم بی‌نهایته.

چون بی‌نهایت منهای یک بازم بی‌نهایته.

که این یعنی همه اون نسخه‌های بی‌نهایت از من

هیچوقت اون مرگ رو تجربه نمی‌کنن.

پس من نمی‌میرم. چون نمی‌تونم.

ریاضیات اینو میگه.

نه قتلی وجود داره، جُوی، و نه خودکشی.

ریاضیات میگه تو باید وجود داشته باشی.

پس راهش اینه که اون هستی رو بپذیری.

پس راهش اینه که اون هستی رو بپذیری.

و از خودت لذت ببری.

ببین حالا. کی میگه ریاضی نمی‌تونه سرگرم‌کننده باشه؟

گلوریا

مونیکا‌ام.

مونیکا‌ام.

سلام.

چیزی تو فکرته؟

هیچی. چرا؟

فکر کنم.

چرا باید همش اینجا همدیگه رو ببینیم؟

چرا باید همش اینجا همدیگه رو ببینیم؟

خب، همیشه می‌تونیم بریم خونه‌ی تو.

آره.

فقط...

من حتی آپارتمانتو هم ندیدم.

احساس می‌کنم هیچی در موردت نمی‌دونم.

احساس می‌کنم هیچی در موردت نمی‌دونم.

خب، در اصل چیزی نیست که بدونی.

خب، این که اصلاً درست نیست.

خب، این که اصلاً درست نیست.

چرا اینو میگی؟

داشتی فضولی می‌کردی تو زندگیم؟

دنبال من بودی؟

معلومه که نه! خدای من، مونیکا!

تو فقط خیلی آدم خصوصی هستی.

یعنی...

یعنی...

برادر، خواهر داری؟

قبلاً ازدواج کرده بودی؟

فیلم دوست داری؟ واقعاً، کی براش مهمه؟

فیلم دوست داری؟ واقعاً، کی براش مهمه؟

من اهمیت میدم!

خدایا، باید اینو بس کنی، تئو، واقعاً باید.

چرا؟

چرا؟

چون هر کسی که فکر می‌کنی من هستم، نیستم.

کاش بعضی وقتا بودم، ولی...

فقط نیستم.

خب، می‌دونی همه دارن... یه چیزی رو پنهون می‌کنن.

خب، می‌دونی همه دارن... یه چیزی رو پنهون می‌کنن.

مگه نه؟

«حقیقت اینه که ما زیاد در موردش نمی‌دونیم.

«حقیقت اینه که ما زیاد در موردش نمی‌دونیم.

«فقط اینکه آدم خاصی از جای خاصی نبود.

«زنی با مغزی به بزرگی یک سیاره.

«فقط از یه کار کم‌درآمد به کار کم‌درآمد دیگه می‌رفت.

«فقط از یه کار کم‌درآمد به کار کم‌درآمد دیگه می‌رفت.

«بدون اینکه هیچوقت دیده بشه.

«و اینکه شیفته‌ی حل معما بود.

«و اینکه شیفته‌ی حل معما بود.

«کوییزها. جدول کلمات معمایی.

«رمزها. سودوکو. اتاق‌های فرار.

«تا اینکه...

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left