The Agency

The Agency

Download Farsi/persian Subtitle

Season 2

Release info

The Agency 2024 S02E10 Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-16
Downloads: 4
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏این همون دفترچه‌ایه که برات فرستادم،‏

‏و کاملاً خالیه‏

‏می‌دونی چی می‌گن؛ از چیزی بنویس که می‌شناسی‏

‏پاپی، دختر فوق‌العادهٔ من‏

‏خیلی متأسفم. از اینکه‏ ‏دوباره ناپدید می‌شم متنفرم‏

‏هدف اینجا نیست‏

‏ـ پیداش کنین‏ ‏ـ می‌دونم کجا می‌ره‏

‏دروغ زنده نگهم داشت، ولی شد بخشی از وجودم‏

‏داری شکارچی‌ای رو شکار می‌کنی.‏ ‏تیر خلاص رو خطا بزنی، میاد سراغت‏

‏آقای اوگلتری، شما رو به اتهام‏

‏تبانی برای جمع‌آوری و انتقال‏ ‏اطلاعات دفاعی بازداشت می‌کنیم‏

‏دیگه از حقیقت‏

‏فرار نمی‌کنم‏

‏خفه شو!‏

‏یه حلقهٔ ضعیف پیدا می‌کنیم‏ ‏که ما رو به وایکینگ برسونه‏

‏می‌خوای یه بمب کوفتی رو‏ ‏برای یه قاتل جمعی ببرم؟‏

‏می‌رم آنتورپ تا سر عقلش بیارم‏

‏سازمان داره خونه‌تکونی می‌کنه‏

‏تمام جزئیات عملیاتی رو محدود نگه می‌داریم‏

‏گذاشتی مارشن با یه گذرنامهٔ سیاه‏

‏و یه کیلو مواد منفجره غیبش بزنه؟‏

‏فقط یه فرصت دارم خودم رو ثابت کنم‏

‏این‌طوری جمعش می‌کنم‏

‏این‌طوری به حقیقت برمی‌گردم‏

‏بالاخره اومدی‏

‏عذرخواهی فایده‌ای داره؟‏

‏داری چی‌کار می‌کنی؟‏

‏می‌خواستم این رو ببینی‏

‏این‌ها رو ازم گرفتن‏

‏که مبادا خودکشی کنم‏

‏به همین دلیل،‏

‏فقط دو تکه دستمال توالت بهم دادن‏

‏که باهاش خودم رو پاک کنم‏

‏آره، شنیدم سه تکه‌اش کشنده‌ست‏

‏بی‌خیال، هنری‏

‏این اولین شبی نیست‏

‏که تو هتلِ میله‌های خاکستری می‌گذرونی‏

‏ولی اولین بارمه به جرم خیانت‏

‏مجبور بودم تصمیم بگیرم‏

‏تو موقعیت سختی بودم‏

‏تو موقعیت سختی بودی؟‏

‏بند کفش هم بهت سپردن؟‏

‏فقط مونده بگم،‏

‏برو به جهنم. استعفا می‌دم‏

‏ـ گمشو‏ ‏ـ آره، نگاه کن چطور می‌رم‏

‏هنری. باشه، می‌خوای بگم؟‏ ‏می‌گم؛ بهت احتیاج دارم‏

‏لنگلی اومده لندن‏

‏یه مشت مزخرف تو اعتراف‌نامهٔ مارشن هست‏

‏که حتی نمی‌فهمم چی می‌گه‏

‏ـ اعتراف‌نامه؟‏ ‏ـ آره، همین‌جاست‏

‏هر ۶۰ صفحه‌اش‏

‏نه. نه، نه، نه. وقتی استعفا دادی، نه‏

‏بیشترش خطاب به دخترشه، ولی اسم تو هم توش هست‏

‏حتی واقعاً ازت عذرخواهی کرده‏

‏چی؟ «ببخشید یه عامل چین رو‏

‏گذاشتم رأس اطلاعات بریتانیا»؟‏

‏نه‏

‏این عذرخواهی‌ش بابت همون کاره‏

‏ـ یا خدا‏ ‏ـ حالا حدس بزن چی شده‏

‏فکر نمی‌کنیم خودکشی بوده باشه‏

‏به بریتانیایی‌ها چی می‌گیم؟‏

‏مثل همیشه؛ هیچی‏

‏پس پس‌گرفتن استعفات رو قبول می‌کنم‏

‏نمی‌دونم کجاست‏

‏حتی نمی‌دونم واقعاً کیه‏

‏حتماً یه چیزی بهت گفته‏

‏تو آخرین کسی بودی که قبل از فرارش دید‏

‏حتی اگه هرچی می‌خواستین رو می‌دونستم،‏

‏باز هم بهتون نمی‌گفتم‏

‏خب...‏

‏پس بگو چه حسی داشت‏

‏چه حسی؟‏

‏چی چه حسی داشت؟‏

‏اینکه...‏

‏چه حسی داشت‏

‏باید خیلی قوی باشی که از‏ ‏اون جان سالم به در بردی‏

‏شما آدم‌خوب‌ها نیستین، حتی‏ ‏اگه خودتون فکر کنین هستین‏

‏آدم‌های گرفتار رو نجات نمی‌دین‏

‏از آدم‌های گرفتار استفاده‏ ‏می‌کنین؛ از هرکی به دردتون بخوره‏

‏یعنی یه نفر یه‌جایی‏

‏تو این تالار آینه‌ها فکر می‌کنه من مهمم،‏

‏یا می‌تونم مهم باشم‏

‏خب، حدس بزنین چی؟ درست فکر می‌کنه‏

‏پس...‏

‏می‌خواین چیزی بفهمین؟‏

‏دربارهٔ خودم بپرسین‏

‏ازم بپرسین می‌خوام چی‌کار کنم،‏

‏چون بقیه‌اش همه دروغه،‏

‏و دروغ هم تخصص شماست‏

‏ـ ببخشید، قربان؟‏ ‏ـ حالش خوبه‏

‏خوش برگشتین، قربان‏

‏برگشتین. خوشحالم می‌بینمتون‏

‏بقیه کدوم گوری‌ان؟‏

‏باور نمی‌کنم مارشن وسط مأموریت‏

‏همه‌چی رو ول کنه و ناپدید بشه‏

‏باور چه ربطی داره؟ واقعیته؛ رفته‏

‏باید پیداش کنیم و برش گردونیم‏

‏دارین می‌گین یکی از خودمون رو شکار کنیم‏

‏چرا؟ خودسر شده؟‏

‏اینکه از چی فرار می‌کنه،‏ ‏فقط در حد نیاز به دانستنه‏

‏کار شما اینه بفهمین کجا می‌ره‏

‏فرصت‌مون داره بسته می‌شه‏

‏الان داره ردهایی به جا می‌ذاره‏ ‏که می‌تونیم دنبالشون کنیم‏

‏ـ امیدواریم‏ ‏ـ معلومه که امیدواریم‏

‏اگه این رد سرد بشه، برای همیشه از دست می‌ره‏

‏ممنون‏

‏اوون، دیر کردی‏

‏ببخشید، قربان. یه‌کم کندتر از قبلم‏

‏آره، آره. بیا، بشین‏

‏ـ ممنون‏ ‏ـ در حین کار خودت رو می‌رسونی‏

‏ـ ممنون‏ ‏ـ خیلی‌خب،‏

‏یکی وضعیت عملیات‌های جاری مارشن رو بگه‏

‏تا عملیات وایکینگ ۲۴ ساعت مونده‏

‏و دربارهٔ نیلز یانسن چراغ زرد داریم‏

‏چون احتمال فرارش هست‏

‏چرا احتمال فرار داره؟‏

‏از سفر آفریقا ترسید،‏

‏برای همین تو آپارتمانش در آنتورپ مهارش کردیم‏

‏اگه یانسن رو فعلاً مهار کردیم،‏

‏باید قانعش کنیم و سوار اون هواپیما بشه،‏

‏وگرنه همین امروز عملیات خراب می‌شه‏

‏اینجا مدرسهٔ راهنماییه؟ حرفت رو بزن‏

‏راستش نمی‌دونم اینجا چه خبره، ولی‏

‏چرا باید تو آپارتمان خودش حبسش کنین؟‏

‏مگه سه خونهٔ امن و یه سفارت‏

‏پر از اتاق بازجویی نداریم؟ چرا نیاوردینش؟‏

‏ـ تصمیم کی بود؟‏ ‏ـ مارشن‏

‏چیزی هست که من نمی‌دونم؟‏

‏مارشن کجاست؟ نباید اینجا باشه؟‏

‏هیس...‏

‏اشکالی نداره‏

‏گوشی و گذرنامه‌ات رو می‌خوام‏

‏دستم رو برمی‌دارم‏

‏صدا ازت دربیاد، چاقوت می‌زنم‏

‏چرا وسایلم رو می‌گیری؟‏

‏اون انگشتر انگشت کوچیکت رو هم بده‏

‏این‌ها برام ارزش عاطفی دارن‏

‏بیشتر از جونت؟‏

‏نه، اینجاست‏

‏نه، هیچی‏

‏آره‏

‏همه‌چی روبه‌راهه‏

‏چه مرگته، مرد؟ خودت به‌جای من می‌ری؟‏

‏اگه می‌خوای بری مأموریت انتحاری، بفرما‏

‏نه، نه، مشکلی نیست‏

‏مارشن باید زمان جنگ سرد زندگی می‌کرد‏

‏ذاتاً استاد بازی‌دادن آدم‌هاست‏

‏مجذوبت می‌کنه و هیچ‌چی بهت نمی‌ده‏

‏از چه زمانی از نیتش خبر داشتی؟‏

‏هیچ‌وقت. حتی وقتی مطمئنی یه چیزی رو می‌دونی،‏

‏کاری می‌کنه به همون هم شک کنی‏

‏و این رو تحسین می‌کنی.‏ ‏حتی تقریباً حسودیت می‌شه؟‏

‏نه «تقریباً»؛ واقعاً حسودیم می‌شه‏

‏جادوئه‏

‏من می‌تونم آدم‌ها رو رهبری کنم،‏

‏ولی اگه دنبالش بگردی،‏ ‏ردِ ترفند و تکنیکم معلومه‏

‏مارشن هیچ سایه‌ای نمی‌اندازه‏

‏چطور قانعت کرد به حسی که‏

‏درباره‌ش داشتی اعتماد نکنی؟‏

‏گفتم که، جادوئه‏

‏از کی شک کردی اطلاعات آمریکا رو می‌فروشه؟‏

‏همین که سامیا ظاهر آزاد شد فهمیدم،‏

‏ولی نخواستم باورش کنم‏

‏نمی‌تونستم‏

‏هنوز هم نمی‌تونم‏

‏دیدی؟‏

‏بله؟‏

‏با من «بله قربان» نکن. می‌خوام تو اتاق باشم‏

‏می‌خوای با این بجنگی؟‏

‏می‌تونیم بریم سراغ هنری،‏ ‏که تازه از سلول درش آوردم‏

‏می‌شه یه لحظه وقت بدین؟‏

‏بریتانیایی‌ها و اسپانیایی‌ها‏

‏آرش نامدار رو به ایرانی‌ها پس می‌دن‏

‏اون کیه؟‏

‏حسابدار مخفی نیروی قدس‏

‏جریان پول به حزب‌الله و حماس‏

‏و عملیات‌های تحت حمایت‏ ‏ایران در خارج رو هماهنگ کرده‏

‏بریتانیایی‌ها شش ماه پیش بازداشتش کردن‏

‏پس مبادله؟ اون در برابر گرملین؟‏

‏تدارکاتش رو با مادرید هماهنگ می‌کنیم‏

‏یکی دو روز طول می‌کشه جزئیاتش رو نهایی کنیم،‏

‏ولی نشونه‌ها مثبته‏

‏پس نامدار برمی‌گرده خونه.‏ ‏این کی رو عصبانی می‌کنه؟‏

‏اون قهرمان انقلابه‏

‏آره، ولی قهرمانِ کی؟‏

‏همه‌چی تو ایران شطرنج نُه‌بُعدیه‏

‏مهرهٔ اشتباه رو تو زمان اشتباه حرکت بدی،‏

‏می‌زننش و حتی نمی‌فهمی کی زدش‏

‏گوشی نیلز داره حرکت می‌کنه‏

‏تیم همین الان تأیید کرد که مهار شده بود‏

‏نزدیک فرودگاهه. داره‏ ‏می‌ره سمت پروازهای خصوصی‏

‏داره سوار هواپیما می‌شه‏

‏به گوشی زنگ بزن‏

‏سلام، هنری‏

‏داری چی‌کار می‌کنی؟‏

‏نقشه خوبه. حیفه هدر بره‏

‏لازمه یادت بندازم سر آخرین مأموری که‏

‏که فرستادیمش اینجا چی شد؟‏

‏امروز برگشته، درسته؟‏

More Farsi/persian subtitles for The Agency

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left