The first 200 lines.
قبلاً، در "رضایت"...
- کی تو اتاق کنفرانسه؟ - SEC.(نهاد نظارت بر تبادل اوراق بهادار.)
ما تعطیل شدیم.
یکی حسابی زحمت کشیده تا یه دردسر واقعی درست کنه.
تازگیها دشمنی پیدا کردی؟
آدریانا اونا رو خبر کرد.
انتقام اون زمانی که من و تو...
هر چی میخوای از پروندهها بردار.
هیچی پیدا نمیکنی.
من سالهاست که تو حسابها دست میبرم.
من هرگز اون رو ندیدم.
من تو این کار خوب بودم.
میخوای خونهی من رو بسوزونی؟
من خونهی تو رو هم میسوزونم.
یک قرارداد استاندارد داخلی باستین.
این قرارداد مقدار زیادی پول نقد رو مشخص میکنه
که شما به سرمایهگذارها منتقل کردید.
پول نقد به دست آمده به طور غیرقانونی.
تو امضای من رو جعل کردی.
فکر میکنی این حقه رو از کجا یاد گرفتم؟
با من کار کن.
شریک.
حالا، واقعاً چی میخوای؟
من رو میخوای؟
گریس رو میخوای؟
من هر دوی شما رو میخوام.
ناگهان مجرد.
فکر کنم از نو شروع کنم.
این کاریه که داریم میکنیم؟
برای مدتی نمیبینمت.
ما داریم میریم آرژانتین.
سایمون، چی شده؟
اون مریض نیست.
همهش چرنده، باشه؟
وصیتنامه، اضافهکردن من به شرکت.
اون تمام این مدت به هر دوی ما دروغ گفته.
اون کیه؟
من نمیخوام این خونه رو بفروشم.
منم همینطور.
صبر کن، وایسا.
- چیه؟ - مم.
اوه.
فکر کردم ما خوب بودیم.
حق با توئه.
خیلی زوده.
متاسفم.
باید باشی.
برای فکر کردن به اینکه من یه پوزیشن میسیونری بیحال میخوام.
فقط یه چیزی در مورد سکس تو اتاق خواب هست که...
خیلی قابل پیشبینیه، میدونی؟
خیلی...خیلی
مثل "زوجهای پیر ازدواجکرده".
من فقط دختری هستم که بیشتر به...
سورپرایزها علاقه داره.
حق با توئه.
تختخوابها برای خوابیدن هستند.
ما ازدواج کرده بودیم؟
من که خبر نداشتم.
اوه.
اوه، وایسا.
تکون نخور.
لعنتی.
کیه؟
امیدوارم وقت بدی نباشه.
تلفن، آدریانا.
چیزی میخوای، زنگ بزن.
اما اون وقت نمیتونستم صورت زیبای تو رو ببینم.
ما یه مشکل داریم.
هتل ایبانی؟
اونا مهمونی ما رو لغو کردن.
و جیمی والنتی نظرش رو عوض کرد.
هیچ چیزی امضا نشده.
واقعاً راه چارهای نیست.
صدتا مهمان دعوت شده داریم...
... ولی جایی برای پذیرایی ازشون نداریم.
میفهمم که تنهایی، نیل،
اما به خاطر خدا نگذار اینجا خراب بشه.
خُب دارم تلاش میکنم تا یه جای دیگه پیدا کنم.
تو حتماً ارتباطاتی داری.
یه جای امن.
ببینم چهکار میتونم بکنم.
موضوع دیگی هم هست که باید در موردش حرف بزنیم.
این بزرگترین مهمونی سال منه.
هممون باید چندتا کار رو همزمان انجام بدیم.
عزیزم، این فقط کاره.
اسمش رو چی میگذاری؟
چون به نظر من باجگیریه.
ببین، مامان و بابا دوباره دارن خونه بازی میکنن.
میز ناهارخوری؟ آفرین.
این طول میکشه؟
ما وسط یه کاری بودیم.
فقط چند دقیقه با شوهرت کار دارم، گریس.
مثل خیلی از زنها.
قهوه؟
مم.
دوست دارم.
او هرگز دست برنمیداره.
هرگز.
باستین امروز توسط SEC تعطیل میشه.
فردا یه چیز دیگه خواهد بود.
فقط...
هرگز تموم نمیشه تا وقتی که جلوش رو بگیریم.
ببین، باستین ۱۳۰ نفر کارمند داره.
من نمیتونم زندگی اونا رو به خطر بندازم
اگه بتونم این رو یک شبه درست کنم.
درست.
حق با توئه.
اگه میخواد بهش کمک کنی تا یک جای مناسب پیدا کنه،
این یه بهای کوچیکه برای پرداخت.
آخرین باری که جلوی آینه انجامش دادیم کی بود؟
گریس...
فقط برای صحبت در مورد جا اینجا نیامده بود.
اسمش آدری ـه .
او قرار است همراه من باشد.
قشنگه.
مطمئنم بهش خوش میگذره.
میخوای بپری؟
اوه!
میدونی، با شانسی که من دارم،
از سقوط هم جون سالم به در میبرم
و بقیه عمرم رو با نی غذا میخورم.
مطمئنی باید سیگار بکشی؟
تازه از بیمارستان مرخص شدی.
شوخی میکنی؟
یه حمله قلبی الان عالی میشه.
میتونم خاموشش کنم؟
ببین، همه چی درست میشه، ویکتور.
تو باید همه تراکنشهای غیرقانونی رو که انجام دادی، به من نشون بدی.
قول میدم، این فقط بین ما میمونه.
چیکار میکنی
سیم وصل کردی؟ هان؟
چت شده لعنتی؟
تو با اونایی، SEC نه؟
اونا تو رو وادار به همکاری کردن.
ویکتور، من اینجا هستم تا کمک کنم.
باشه؟ من هرگز اینطوری بهت خیانت نمیکنم.
حق با توئه.
حق با توئه، متاسفم.
من...
دارم عقلم رو از دست میدم.
اشکالی نداره.
ما شریک هستیم.
ما این رو با همدیگه حل میکنیم.
میدونی چی هستی؟
تو یه حامی و مراقب هستی.
من...
من حتی نتونستم سگ کوچولوی خودم رو زنده نگه دارم.
کثافت کوچولو.
تنها چیزی که نیاز داشت کمی غذا بود،
و جایی برای ریدن و شاشیدن.
من؟ من فقط میگیرم، میگیرم، میگیرم.
باید این رو جواب بدم.
فقط...
گریه نکن.
باشه؟ و خودت رو نکش.
هی.
دیدیش؟
- کی؟ - آدری.
قرار ملاقاتت.
معمولاً تو اول اونارو ملاقات میکنی؟
گریس، اگه بخوای من اینو لغو میکنم...
نه. فقط کنجکاوم.
گاهی اوقات اونا رو ملاقات میکنم، گاهی اوقات نه.
فقط خیلی عجیب به نظر میرسه.
قرار سکس با کسی که حتی ملاقاتش هم نکردهای.
گریس، چی شده؟
کجایی؟
اِه...، تو آرایشگاه.
در واقع، من باید برم.
خداحافظ.
- نیلـه، درسته؟ - بله، نیل.
اوه، او فوقالعاده است.
چونۀ قوی،
چشمان گرم.
ووه.
تقریباً میتونم طعمش رو حس کنم.
آدریانا هرگز کسی رو برای ملاقات من نفرستاده بود.
چرا حالا؟
اوه، این فقط کاریه که ما برای مشتریای ارزشمندمون انجام میدیم
تا مطمئن بشیم که شما لذتبخشترین تجربه رو دارید.
خوشحال شدم.
پس به من بگو چی میخوای،
و چطور شب خودت رو با نیل تصور میکنی.
منظورت مثل یک قرار عالیه؟
مطمئناً.
از اونجا شروع کنیم.
من میخوام عاشق بشم.
فقط مربوط به سکس نیست.
مربوط به قبلشه.
و بعدش.
اونجا توی ملحفههای نامرتب دراز کشیدن،
مینوشی
در حالی که او داستانهای دلنشین تعریف میکنـه.
وقتی توی وان آب گرم و بخارآلود انگشتام رو توی موهاش میکشم
میدونی.
بله.
فکر میکنم میدونم.
آدریانا میگه این یکی از بهترینهای اوست.
بله شنیدم.
نیل.
No comments yet. Be the first to leave one.