Satisfaction

Satisfaction

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Satisfaction US S02E06 H264 720 Farsi
A Commentary by maetm41

Tags

other
Published on: 2026-05-20
Downloads: 36
Hearing Impaired: No
FPS: 23.976

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫قبلاً، در "رضایت"...

‫- کی تو اتاق کنفرانسه؟ ‫- SEC.(نهاد نظارت بر تبادل اوراق بهادار.)‬

‫ما تعطیل شدیم.

‫یکی حسابی زحمت کشیده تا ‫یه دردسر واقعی درست کنه.

‫تازگی‌ها دشمنی پیدا کردی؟

‫آدریانا اونا رو خبر کرد.

‫انتقام اون زمانی که من و تو...

‫هر چی می‌خوای ‫از پرونده‌ها بردار.

‫هیچی پیدا نمی‌کنی.

‫من سال‌هاست که تو ‫حساب‌ها دست می‌برم.

‫من هرگز اون رو ندیدم.

‫ من تو این کار خوب بودم.

‫می‌خوای خونه‌ی من رو بسوزونی؟

‫من خونه‌ی تو رو هم می‌سوزونم.

‫یک قرارداد استاندارد داخلی باستین.

‫این قرارداد مقدار زیادی ‫پول نقد رو مشخص می‌کنه

‫که شما به سرمایه‌گذار‌ها ‫منتقل کردید.

‫پول نقد به دست آمده به طور غیرقانونی.

‫تو امضای من رو جعل کردی.

‫فکر می‌کنی این حقه ‫رو از کجا یاد گرفتم؟

‫با من کار کن.

‫شریک.

‫حالا، واقعاً چی می‌خوای؟

‫من رو می‌خوای؟

‫گریس رو می‌خوای؟

‫من هر دوی شما رو می‌خوام.

‫ناگهان مجرد.

‫فکر کنم از نو شروع ‌کنم.

‫این کاریه که داریم می‌کنیم؟

‫برای مدتی نمی‌بینمت.

‫ما داریم می‌ریم آرژانتین.

‫سایمون، چی شده؟

‫اون مریض نیست.

‫همه‌ش چرنده، باشه؟

‫وصیت‌نامه، ‫اضافه‌کردن من به شرکت.

‫اون تمام این مدت به ‫هر دوی ما دروغ گفته.

‫اون کیه؟

‫من نمی‌خوام این خونه رو بفروشم.

‫منم همینطور.

‫صبر کن، وایسا.

‫- چیه؟ ‫- مم.

‫اوه.

‫فکر کردم ما خوب بودیم.

‫حق با توئه.

‫خیلی زوده.

‫متاسفم.

‫باید باشی.

‫برای فکر کردن به اینکه من یه ‫پوزیشن میسیونری بی‌حال می‌خوام.

‫فقط یه چیزی در مورد سکس ‫تو اتاق خواب هست که...

‫خیلی قابل پیش‌بینیه، می‌دونی؟

‫خیلی...خیلی

‫مثل "زوج‌های پیر ازدواج‌کرده".

‫من فقط دختری هستم که بیشتر به...

‫سورپرایزها علاقه داره.

‫حق با توئه.

‫تخت‌خواب‌ها برای خوابیدن هستند.

‫ما ازدواج کرده بودیم؟

‫من که خبر نداشتم.

‫اوه.

‫اوه، وایسا.

‫تکون نخور.

‫لعنتی.

‫کیه؟

‫امیدوارم وقت بدی نباشه.

‫تلفن، آدریانا.

‫چیزی می‌خوای، زنگ بزن.

‫اما اون وقت نمی‌تونستم ‫صورت زیبای تو رو ببینم.

‫ما یه مشکل داریم.

‫هتل ایبانی؟

‫اونا مهمونی ما رو لغو کردن.

‫و جیمی والنتی نظرش رو عوض کرد.

‫هیچ چیزی امضا نشده.

‫واقعاً راه چاره‌ای نیست.

‫صدتا مهمان دعوت شده داریم...

‫... ولی جایی برای ‫پذیرایی ازشون نداریم.

‫می‌فهمم که تنهایی، نیل،

‫اما به خاطر خدا ‫نگذار اینجا خراب بشه.

‫خُب دارم تلاش می‌کنم ‫تا یه جای دیگه‌ پیدا کنم.

‫تو حتماً ارتباطاتی داری.

‫یه جای امن.

‫ببینم چه‌کار می‌تونم بکنم.

‫موضوع دیگی هم هست که ‫باید در موردش حرف بزنیم.

‫این بزرگترین مهمونی سال منه.

‫هممون باید چندتا کار رو ‫همزمان انجام بدیم.

‫عزیزم، این فقط کاره.

‫اسمش رو چی می‌گذاری؟

‫چون به نظر من باج‌گیریه.

‫ببین، مامان و بابا دوباره ‫دارن خونه بازی می‌کنن.

‫میز ناهارخوری؟ آفرین.

‫این طول می‌کشه؟

‫ما وسط یه کاری بودیم.

‫فقط چند دقیقه با ‫شوهرت کار دارم، گریس.

‫مثل خیلی از زن‌ها.

‫قهوه؟

‫مم.

‫دوست دارم.

‫او هرگز دست برنمی‌داره.

‫هرگز.

‫باستین امروز توسط SEC ‫تعطیل می‌شه.

‫فردا یه چیز دیگه خواهد بود.

‫فقط...

‫هرگز تموم نمی‌شه تا ‫وقتی که جلوش رو بگیریم.

‫ببین، باستین ۱۳۰ ‫نفر کارمند داره.

‫من نمی‌تونم زندگی ‫اونا رو به خطر بندازم

‫اگه بتونم این رو ‫یک شبه درست کنم.

‫درست.

‫حق با توئه.

‫اگه می‌خواد بهش کمک کنی تا ‫یک جای مناسب پیدا کنه،

‫این یه بهای کوچیکه برای پرداخت.

‫آخرین باری که جلوی ‫آینه انجامش دادیم کی بود؟

‫گریس...

‫فقط برای صحبت ‫در مورد جا اینجا نیامده بود.

‫اسمش آدری ـه .

‫او قرار است همراه من باشد.

‫قشنگه.

‫مطمئنم بهش خوش می‌گذره.

‫می‌خوای بپری؟

‫اوه!

‫می‌دونی، با شانسی که من دارم،

‫از سقوط هم جون سالم به در می‌برم

‫و بقیه عمرم رو با ‫نی غذا می‌خورم.

‫مطمئنی باید سیگار بکشی؟

‫تازه از بیمارستان مرخص شدی.

‫شوخی می‌کنی؟

‫یه حمله قلبی الان عالی میشه.

‫می‌تونم خاموشش کنم؟

‫ببین، همه چی درست میشه، ویکتور.

‫ تو باید همه تراکنش‌های ‫غیرقانونی رو که انجام دادی، به من نشون بدی.

‫قول میدم، این ‫فقط بین ما می‌مونه.

‫چیکار می‌کنی

‫سیم وصل کردی؟ هان؟

‫چت شده لعنتی؟

‫تو با اونایی، SEC نه؟

‫اونا تو رو وادار به همکاری کردن.

‫ویکتور، من اینجا ‫هستم تا کمک کنم.

‫باشه؟ من هرگز اینطوری ‫بهت خیانت نمی‌کنم.

‫حق با توئه.

‫حق با توئه، متاسفم.

‫من...

‫دارم عقلم رو از دست میدم.

‫اشکالی نداره.

‫ما شریک هستیم.

‫ما این رو با همدیگه حل می‌کنیم.

‫می‌دونی چی هستی؟

‫تو یه حامی و مراقب هستی.

‫من...

‫من حتی نتونستم سگ کوچولوی ‫خودم رو زنده نگه دارم.

‫کثافت کوچولو.

‫تنها چیزی که نیاز ‫داشت کمی غذا بود،

‫و جایی برای ریدن و شاشیدن.

‫من؟ من فقط می‌گیرم، ‫می‌گیرم، می‌گیرم.

‫باید این رو جواب بدم.

‫فقط...

‫گریه نکن.

‫باشه؟ و خودت رو نکش.

‫هی.

‫دیدیش؟

‫- کی؟ ‫- آدری.

‫قرار ملاقاتت.

‫معمولاً تو اول اونارو ‫ملاقات می‌کنی؟

‫گریس، اگه بخوای ‫من اینو لغو می‌کنم...

‫نه. ‫فقط کنجکاوم.

‫گاهی اوقات اونا رو ملاقات ‫می‌کنم، گاهی اوقات نه.

‫فقط خیلی عجیب به نظر می‌رسه.

‫قرار سکس با کسی ‫که حتی ملاقاتش هم نکرده‌ای.

‫گریس، چی شده؟

‫کجایی؟

‫اِه...، تو آرایشگاه.

‫در واقع، من باید برم.

‫خداحافظ.

‫- نیل‌ـه، درسته؟ ‫- بله، نیل.

‫اوه، او فوق‌العاده است.

‫چونۀ قوی،

‫چشمان گرم.

‫ووه.

‫تقریباً می‌تونم طعمش رو حس کنم.

‫آدریانا هرگز کسی رو ‫برای ملاقات من نفرستاده بود.

‫چرا حالا؟

‫اوه، این فقط کاریه که ما ‫برای مشتریای ارزشمندمون انجام میدیم

‫تا مطمئن بشیم که شما ‫لذت‌بخش‌ترین تجربه رو دارید.

‫خوشحال شدم.

‫پس به من بگو چی می‌خوای،

‫و چطور شب خودت ‫رو با نیل تصور می‌کنی.

‫منظورت مثل یک قرار عالیه؟

‫مطمئناً.

‫از اونجا شروع کنیم.

‫من می‌خوام عاشق بشم.

‫فقط مربوط به سکس نیست.

‫مربوط به قبلشه.

‫و بعدش.

‫اونجا توی ملحفه‌های ‫نامرتب دراز کشیدن،

‫می‌نوشی

‫در حالی که او داستان‌های ‫دلنشین تعریف می‌کنـه.

‫وقتی توی وان آب گرم و بخارآلود ‫انگشتام رو توی موهاش می‌کشم

‫می‌دونی.

‫بله.

‫فکر می‌کنم می‌دونم.

‫آدریانا می‌گه این یکی ‫از بهترین‌های اوست.

‫بله شنیدم.

‫نیل.

Satisfaction subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Satisfaction

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left