The first 200 lines.
زيرنويس از معين رحيمي + وحيد مرالي
شنيدي؟
دوباره بيدار شده؟ - .آره -
.من ميرم
،کري آنه .بايد بري بخوابي
نکن نکن نکن
ساعت چنده؟
10:30
.اين يارو خير سرش قرار بود يه ساعت پيش اينجا باشه
.چيه مگه. حال ميده - .خيلي رو اعصابـه -
.جايي واسه رفتن نداريم .تا شيکاگو کلي راهِ
.صلوات بفرست
..بالاخره
شما بايد کسدي باشي؟
.بله - .دن -
.سلام دن
.دن جيفورد - حالتون چطوره؟ -
.ببخشيد، دير شد
.گوشيمو سره کار جا گذاشتم .ميدونم که زنگ زدين
.آره يه 15 باري - .ببخشيد -
.بريم خونه جديدتون رو ببينيم - .خيلي خوبه -
.فقط بايد کليد بندازم
مسير چطور بود؟
.يه دور روزي تو راه بوديم
.خب فک کنم ديگه اينجا راحت باشين
.و بعلاوه همسايه هاي خوبش
...که يادم ميندازه
.خيلي بزرگه
اگه مشکلي چيزي داشتين با من تماس بگيرين
.عاليه، ممنون - موقع غذا خوري مي بينمت -
.مامان اينجا عجب جاييه
.اندازه پارک محل قديمونه
باورت ميشه؟ حياط خوبي داره نه؟
اون خونه آقا و خانوم مردست؟
نميدونستم انقدر نزديکه
کسي اونجا زندگي نميکنه نه؟
نه
.خونه خاليه
ميدوني اون خونه دليليه که ميتونيم اجاره اينجارو بديم؟
واقعا؟ - .آره -
.دو قتل، يجور افت واسه اينجاس
،تو بلوک خومون مردم به ضرب گلوله کشته ميشن .ولي کسي اجاره رو پايين نمياره
.بجنب بيا کمک من
.باشه بذار برم اطراف ببينم
.خيلي خب باشه
.مرسي بابت آشپزي
از بابا تشکر کن، اون بود که به من آشپزي ياد داد
جوشوندن آب و ريختن اسپاگتي توش و...باز در مربا؟
.عجب پدر معرکه اي
.اينجوري نيست فندک اينور اونور ببري چون دل تنگ پدري
.آره بعضي اوقات دل تنگش ميشم
.وقتي ازدواج کرديم از دستش دادم
.نه ماه از يه سال رو توي جاده بود
.فک کنم اينجا واسمون جاي خوبي بشه
.فقط وقت ميبره تا اينجا پيدات کنم
.من بهت بزرگترين اتاق رو دادم
چقدر قراره سخت بشه؟
.همگي...ايشون سارا کسدي بهمراه دخترشون اليسا هستن
.همسايه هاي جديد ما هستن .خونه ريِد رو اجاره کردن
.به اين محله خوش اومدين - .مرسي -
.يمقدار سالاد سيب زميني درست کردم - .عاليه، عاليه -
شنا دوست داري؟ .استخر خوبي داريم
.سلام - ..سلام...دن -
.آره - يه چيزي، خونه جيکوبسن -
کسي اونجا زندگي ميکنه؟
.چون ديشب دير وقت يه نور ديدم
.اون بايد رايان جيکوبسون باشه، پسرشون
.جدي؟ ولي تو گفتي اون خونه خاليه
.نه، پسرشون اونجا زندگي ميکنه مشکلي داره؟
.نه
.خوبه خوبه .يعني ما يه قرار دادي امضا کردي
.بفرماييد
.ممنون - .مرسي -
!ماروکو - !پولو -
!ماروکو - !پولو -
.اون پسرمخ، تايلر .مايه افتخارمه، عضو شوراي مدرسه هم هست
.اونو و دوستاش پارسال يه گروهي را انداختن
.برنامه کمک به قحطي
...اومدن يه هزار دلاري رو
،براي آفريقا يا تبت... به يکي از اون گرسنه ها کمک کردن
...بهرحال، بايد بري، تايلر
.خوش حال ميشم با اليسا آشنا بشي
.خوش باش - .باشه -
.هي - .سلام -
،بابت مامانم شرمنده زياد که حرف نزد؟
.نگران نباش، مامانا همينن ديگه .مطمئنم ميبازي
ميخواي بريم شنا؟ - .نه همين جا خوبه، من نگاه ميکنم -
.خيلي خب
!ماروکو - !پولو -
!ماروکو - !پولو -
اوضاع چطوره؟ - .خوبه خوبه -
با همسايه کناريتون رايان جيکوبسون آشنا شدين؟
نه، امروز مياد؟
.پسر جيکوبسون آدم گوشه گيريه
.خدارو شکر .يکي بايد اونجارو بسوزونه
!جني - چيه مگه؟ -
.نگفتم اون پسره هم توش باشه
،ولي بيخيال چرا اون پسره اونجا زندگي ميکنه؟
اونم دوست نداره مثل ما خونش رو ول کنه
شهر سعي کرد خونش رو بخره
.و اونجارو وقف جنگل کنيم
دقيقاً چه اتفاقي افتاد؟ - من که گفتم،ف يادته؟ -
.دخترشون، کري ان، والدينش رو کشت
آره اونو ميدونم، پسرشون کجا بود؟
،اون باهاشون زندگي نميکرد .اون با عمه اش زندگي ميکرد
و چه بلايي سر دختره اومد؟
،خب يه جستجوي گسترده اي صورت گرفت .ولي اون توي سد غرق شد
.ولي هرگز حسدش رو پيدا نکردن
.بخاطر همين بعضيا ميگن اون توي جنگل زندگي ميکنه
!چي؟ - .تايلر...باور نکن -
.فقط يه افسانه من در آورديه - اگه نباشه چي مامان؟ -
...نه، نه، امکان نداره
.دارم ميگم، اون توي جنگل زندگي ميکنه
چيزاي که ميگفتن اذيتت کرد؟
.آره، همسايه هامون عوضين "چطوره بريم خونش رو آتيش بزنيم؟"
.واقعا خوبه، موندم مشعل و نيزه هاشونو کجا ميزارن
.من فک کردم تايلر پسر خوبيه
شايد وانمود ميکرد
فک ميکني کسي بتونه توي جنگل زندگي کنه؟
.نه، نه، قطعاً نه
.بجنب
شيرين نميشد؟
اگه عاشق من ميشدي؟
منم عاشقت ميشدم؟
به همين سادگي
همه کاري که بايد بکني عاشق شدنه
...همه کاري که بايد بکني عاشق شدنه
.سلام - .سلام -
.اسباب بازيه خوبيه - .مرسي -
.به رفيقام ميگفتم که رسيدم
نميخوام خودمو از ميله دوش دار بزنم؟
...خب، اگه داري دنبال يه چيز بهتر ميگردي
.گروه ما امروز بعد مدرسه قرار ديدار داره...
ميخواي بياي؟ .بعدش يه سواري بهت ميدم اگ هبخواي
.نميتونم، اشب قراره با مامانم يه فيلم نگاه کنم
.چه بد شد
.صبر کن، يه لحظه
.سلام - .سلام عزيزم *
مدرسه چطور بود؟
خوبم. خودت در چه حالي؟
.خوبم. ولي بهم شيفت شب رو هم دادن
الان؟
،روز اولمه .پس نميتونم بگم نه
.امشب زود تر از 10 نميام خونه
...مشکلي نيست. تايلر منو به اين ،گروهشون دعوت کرد
.پس وقتي اومدم خونه ميبينمت
.عاليه، کاري که من نميکنم رو نکن
.خدافظ - .خدافظ -
.حدس ميزنم بتونم بيام - .ايول -
.سلام - تايلر چه خبر؟ -
پس اين کمک به قحطيه؟ - .آره -
.پارسال 1200 دلار واسه ريشه کن شدن گرسنگي داديم
.پولش يه راست از کارت بانک پدر من اومد
.بهتر از اينه توي خيابون التماس مردمو واسه کمک کنيم
ميايم توي مدرسه و برنامه ريزي ميکنيم .و به مردم خدمت ميکنيم
.بايد بگم اينکار خيلي هوش ميخواد
کسي اينجاس؟
.ببخشيد
خوبي؟
.آره فقط بايد استراحت کنم
.فقط بايد منتظر بشم تا برم دستشويي
.اينجايي پس
.سلام - .سلام -
.خوشگلي - .بي ارزشي -
.و خيلي حشري
چي؟ - .شوخي کردم بابا، بيا اينجا -
.بيا، بيا اينجا - ...نميخوام -
.تايلر بس کن - .بيخيال -
.تايلر بسه! برو اونور
مشکلت چيه؟
.عوضي
سارا هستم، الان نيستم، پيغام بذاريد
سواري ميخواي؟
.نه مشکلي نيست، مسيرم همينه
.نه نيستش. ديدم که تازه اومديد اين محل
.من همين بغل شما زندگي ميکنم
.انگار ميخواد بارون بياد سوار ميشي؟
.نه، قدم زدنو دوست دارم
.ده مايلي تا خونه فاصله داري، بذار برسونمت
،نه واقعا. مشکلي نيست .منتظر مادرمم
.باشه
.لعنتي
.والدينت کشته شدن
.ببخشيد، ميدونم مردم راجبش حرف ميزنن
...و ميدونستم نبايد چيزي بگم .الان ديگه دهنمو ميبندم
.مشکلي نيست
.فقط چيزي رو که فک ميکردي گفتي
.هر کي پيش من مياد به همين فک ميکنه
و همچنين چرا تو خونه اي که والدينم مردن زندگي ميکنن؟
آره، واقعا چرا تو اون خونه زندگي ميکني؟
.وقتي 7 ساله بودم منو فرستادن يچا ديگه
.اون خونه تنها چيزيه که ازشون برام مونده
،ولي راستش زندگي توي اونجا .واقعاً سخته
.کاراشو راست و ريس ميکنم و ميرم که بفروشمش
.شنيدن صبح داشتي آواز ميخوندي
از خونتون ميتوني صداي منو بشنوي؟
.قشنگ بود
تو توي گروهي چيزي هستي؟
.بودم، توي شيکاگو
.پدرم توي يه گروه راک بود
No comments yet. Be the first to leave one.