The first 200 lines.
بریزید بیرون
همه تامیلها برن بیرون
ولم کن! ما رو رها کن! نه! من نمیام
«خبر فوری.»
«رئیسجمهور سریلانکا ترور شد.»
«این قتل توسط یک بمب انسانی انجام شده است.»
«به گفته پلیس محلی، این حادثه زمانی رخ داد که...»
«...او در حال خروج از ستاد ارتش کلمبو بود.»
«گفته میشود که ممکن است التیاف پشت این ماجرا باشد.»
«پس از این حادثه، احتمال دارد تلاشهای صلح به تعویق بیفتد.»
«و ممکن است اوضاع آنجا دوباره متشنج شود.»
روبی
میخوام همهچیز رو بگم
حقیقت رو
دیگه نمیتونم
این بار رو به دوش بکشم
بازم مست کردی
بهت گفته بودم
هر چیزی که آزارت میده رو با من در میون بذار
سبک میشی
وگرنه، برو خونه
خیانت
قدرت
طمع
میتونم جلوی خدای تو درباره این چیزها حرف بزنم؟
بله، میتونی
آخرین شاهد
اون رو هم کشتن
همهاش یه بازی بود
یه توطئه
تو کی هستی؟
سه ساله که داری میای اینجا
و این توطئهای که ازش حرف میزنی چیه؟
نخستوزیر ما مگه چه اشتباهی کرده بود؟
چرا گذاشتیم بمیره؟
چی؟
ما میتونستیم نخستوزیرمون رو نجات بدیم
تو چی میدونی؟
من اونجا بودم، پدر
اون تاریکترین دوران تاریخ سریلانکا بود
درگیری بین بزرگترین گروه قومی، یعنی سینهالیها
و اقلیت تامیل
به بدترین بحران خودش رسیده بود
این خشونتهای قومی جان هزاران غیرنظامی تامیلی رو گرفت
تجاوزها و سوءرفتارها
تامین نیازهای اولیه مثل غذا
آب
همهچیز قطع شده بود
خانوادههای زیادی نابود شدن
و اینطوری شد که هزاران جوان تامیلی شورشی شدن
و به «آنا»، رهبر التیاف پیوستن
زنده باد ایلام
زنده باد ایلام
آنا حاضر نشد مقابل نیروهای سریلانکا تسلیم بشه
و تقاضای تشکیل یک ایالت تامیلی مستقل رو کرد
و اینطوری کشتارهای بیپایان شروع شد
این حمام خون باعث شد خیلی از تامیلها خانههاشون رو از دست بدن
و به هند پناه ببرن
دولت هند نگرانی خودش رو ابراز کرد
و تصمیم گرفت مداخله کنه
توافقنامه صلح یک تصمیم سیاسی مهمه
من اون رو پیش میبرم
ما فردا توافقنامه صلح رو امضا میکنیم
برای اطمینان از اینکه هیچ فعالیت غیرانسانیای صورت نگیره
در طول انتخابات شورای استانی
تصمیم گرفتم یک نیروی حافظ صلح به جزیره بفرستم
امروز نخستوزیر توافقنامه صلح تاریخی رو
با رئیسجمهور سریلانکا امضا کرد
او همچنین زمان انتخابات شورای استانی رو اعلام کرد
تا یک بار دیگه صلح و آرامش به جزیره برگرده
اولین گروه از نیروهای حافظ صلح
با هدف وادار کردن شورشیها به زمین گذاشتن سلاح، به اونجا رسیدن
به امید اینکه صلح و شرایط عادی برگرده
اما آنا توافقنامه صلح رو رد کرد
نفر از کادرهای التیاف در بازداشت سریلانکا خودکشی کردن ۱۹
و آنا، هند و سریلانکا رو
مسئول این اتفاق دونست
اون گفت که این توافقنامه صلح به نفع تامیلها نیست
میترسید اگه سلاحهاشون رو تحویل بدن
اونوقت به محض اینکه نیروهای صلح جزیره رو ترک کنن
تمام تامیلهای جزیره قتلعام بشن
بنابراین... حاضر به مذاکره نبود
این جنگ طولانی خواهد بود
ارتش هند عملیاتی رو برای دستگیری آنا آغاز کرد
اما سربازهای ما کشته شدن
چون آنا از قبل در جریانِ
جزئیات عملیاتی و اطلاعاتی ما بود
و از اینجا به بعد یک جنگ چریکی وحشتناک شروع شد
بین آنا و نیروهای حافظ صلح
سربازهای ما دارن کشته میشن
جزئیات عملیات داره لو میره
«آردی»، امیدوارم بدونی آدمهات دارن چهکار میکنن
ما بهتون هشدار داده بودیم که نیرو نفرستید
اما ژنرال شما بود که به نخستوزیر اطمینان داد
که ظرف ۷۲ ساعت خلع سلاحشون میکنیم
و حالا یک سال گذشته و ما هنوز اینجاییم
اگه این وضع ادامه پیدا کنه، قطعا بیآبرو میشیم
نخستوزیر باید به مردم پاسخگو باشه
آقای دبیر کابینه، ما با یک ارتش کلاسیک نمیجنگیم
این یک نیروی چریکیه که بین مردم محلی ریشه دوونده
اصلا نمیشه تشخیص داد کی شبهنظامیه و کی غیرنظامی
ما حتی نقشههای درست و حسابی هم نداریم
اما بله، اگه به ما حمله کنن، تلافی میکنیم
نباید اجازه بدیم اینجا به یک ویتنام دیگه برای ما تبدیل بشه
چقدر دیگه باید باعث سرافکندگی نخستوزیر بشیم؟
آردی؟
واقعیت اینه که
آنا دیگه به ما اعتماد نداره
و شاید خود ما مسئول به وجود اومدن این وضعیت باشیم
اگه بیشتر از این شل بگیریم
فرصت طلایی برای غرب ایجاد میشه تا وارد جزیره بشن
و همین الان هم داره این اتفاق میافته
رفتن ناگهانی «گوروجی» به سنگاپور
همراه با «مورتی» برای یک تور معنوی
فکر میکنید تصادفیه؟
خب، آقای مورتی
میخوای حاکمِ بزرگترین دموکراسی باشی؟
من همیشه میگفتم
که توطئهای برای سرنگونی دولت در جریانه
الان یک چیز روشنه
فقط اقدام نظامی کفایت نمیکنه
همه اینها نشانههای واضحی هستن
عملیاتهای آشکار دیگه کافی نیست
آردی، تمام عملیاتهای مخفیانه رو آماده کن
این توافقنامه صلح به هر قیمتی باید موفق بشه
همین. موفق باشید
آردی
بمون
دیگه این بحثها کافیه
رسانهها سوالات زیادی میپرسن
باید مداخله کنی
من آمادهام
تا از تمام توان اطلاعاتیمون استفاده کنم
اما واقعا داریم با کی میجنگیم؟
شما هم باید درک کنید
اوضاع خیلی حساسه
آنا سلاحش رو زمین نمیذاره
اون لجبازه
و بقیه هم منتظرن تا بپرن وسط و اعتمادش رو جلب کنن
ما جزیره رو از دست میدیم
و این یک تهدید ملی جدی برای ما خواهد بود
الان وقتِ طبق اصول پیش رفتن نیست
وقتِ زیر سوال بردنِ
اینکه چی قانونیه و چی نیست، تموم شده
خودت خوب میدونی با آنا باید چهکار کرد
بهترین آدمهات رو بفرست
ما باید قبل از عید دیوالی، شورای استانی رو اونجا تشکیل بدیم
سواروپ، سرگرد ویکرام رو برام پیدا کن
میخوام ظرف ۲۴ ساعت آینده در دهلی باشه
فوری
روبی، باید برم
وگرنه، خودت که میدونی... - ببین
میدونم، من همسر یک ارتشی هستم
و باید سرم رو بالا بگیرم و از این حرفها
و همین کار رو هم میکنم
اما چهار سال گذشته
و من مدام دلتنگت میشم
چطوری باید عادی رفتار کنم؟
نگران نباش
بهزودی همهچیز عادی میشه
راستی، این اخبار رو هم دنبال نکن
و مراقب خودت باش
اگه اینقدر نگران منی، پس نرو
شش ماه، حداقل
تا دوباره اینطوری بغلت کنم
خب، چه خبر؟
به «بالا» اطلاع داده شده
خانه امن جافنا فعال شده
ویکرام
هنوز مثل همیشه بیقراری؟
ترک عادت سخته، جناب
راحت باش
سواروپ
معاون مدیر
البته که یادمه، جناب
در جریان عملیات میزورام ملاقات کوتاهی داشتیم
حافظه خوبی داری
جناب
به هر حال، بریم سر وقت کار
درباره وضعیت هند و سریلانکا چیزی میدونی؟
تحقیقاتم رو انجام دادم، جناب
تو هیچی نمیدونی
مسئولیت تمام عملیاتهای مخفیانه «را» در جافنا منحصراً با توئه
جناب
نخستوزیر نگرانه وضعیتِ اونجاست
برنامه مشخص اون، برگزاری موفقیتآمیز انتخابات استانیه
گروههای شبهنظامی کوچیک اونجا تسلیم شدن
اما قدرتمندترین و وحشیترین گروه، یعنی التیاف
هنوز داره مقاومت میکنه
استراتژی خاصی داریم، جناب؟
قدم اول: متلاشی کردن التیاف
مناسبترین مهره برای این کار: مالایا
اون دست راستِ آناست
بسیار وفادار
دسترسی بهش غیرممکنه
قدم دوم: شری
اون تنها کسیه در جزیره که میتونه مقابل آنا وایسه
باید بکشونیمش سمت خودمان
برای مسائل رسمی به رئیس میز مدرس، «بالا»، گزارش میدی
آدم سختیه اما درباره جافنا خیلی میدونه
No comments yet. Be the first to leave one.