The first 200 lines.
. : : ~ B M Y 6 9 1 | ی . م م ا ر ه ب | ☻ ☺ ♥ ♥ ☺ ☻ B M Y 6 9 1 | ی . م م ا ر ـهـ بـ | ☻ ☺ ♥
بهرام م.ي| تقديم ميکند| Call Me 'Bahram M.Y.'
♥Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ ياشاسين تبـــــريـــــــــــزيــــــــــــــــــــــم Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ♥
MY IDentity : BMY691 @Y!,Hot,live,G.com
'آتیثی دوُ بهیو'
معنیش اینکه, مهمون حبیب خداست
مهمونایی مثل خالهها(عمهها) ...و عموها(داییها)
دامادها و عروسهای خانواده
یا دوستای اونا, یا بستگان دوستان اونا
اینا شکلهای ورود اوناست
کلاغ پیغام روسن مهمنا هستند
و اونا خبر رسیدن مهمون رو قبلاً پخش میکنن
"خونه خودتون بدونید"
مهمونا اغلب با همچین لغاتی خوشآمد میشند
اشتباه بزرگیـه
چونکه واقعاً دیگه فکر میکنن خونهی خودشونه
اولش, ما از همنشینی ...با مهمون لذت میبریم
و از کادوهایی که همراه خودشون میارند
...ولی درکل این میکروب
یواشکی اطراف خونهی ما گسترش پیدا میکنه
...حتی کتاب مقدس باستانی ما
دارای شرحی از این پدیدهی خانمان سوز، مهمون هستش
..'ماما شاکونی'، 'جیچند'، 'مانثارا'
..'موشراف'، 'اتکترا' همشون مهمون گرامی ما شدند
'معمولاً همچین مهمونایی موقع 'دُوالی ، کریسمس
و تعطیلات تابستون پیداشون میشه
ولی گاهاً, تو هر رویداد دلخواهی سرمیرسند
..دانشمندان سراسر دنیا هنوز در حال تحقیق
برسر ظهور و کوچ همچین جاندارانی هستند
...ما از منابع وثقی یاد گرفتیم که
...که مهمونا جاندارانیاند که
هیچ زمان ثابتی برای ظهور و کوچ ندارند
،واسه همینه که بهشون میگند ای-تیثی' (خروس بیمحل)'
،بله قربان. صنعت تانیجا تقدیم میکند پاچاس' (پنجاه)'
در امان حق
پردهی شمارهی یک . فیلم شروع میشود
قهرمان آغشته به خون میدود
میپریم(میریم) به(صحنهی), پاهای قهرمان، اون داره میدود
میپریم به, صحنه نزدیک از قهرمان, او در حال دویدنه
میپریم به, صحنه فورقون دستی قهرمان در حال دویدنه
میریم به صحنه دراز کردن گردن، قهرمان داره میدوـه
میپریم به, پاهای قهرمان، اون داره میدود
میپریم به, صحنه نزدیک از قهرمان, او در حال دویدنه
میریم به صحنه دراز کردن گردن، قهرمان داره میدوـه
میپریم به, صحنه فورقون دستی قهرمان در حال دویدنه
بریم به بخش مطلوب کارگردان ، قهرمان درحال دویدنه
تمومش کن, بس کن، چقدر دیگه میخوای بدونیش. من خستم
قهرمانـه؟ نه، نه. قرمان نه، من خستم
پیش رو. میگم یعنی ادامه بده بله قربان
در حالی که میدوه به جلوی یه آلونک میرسه
و دَرُ میزنه
کافیه, حله دیگه دیگه چی؟
..چه اتفاقی افتاد؟ بعدـه اون چند لحظه مهلت بدید قربان
بله
اون در رو نابود میکنه
خواهر کَر قهرمان صدای شکسنت در رو میشنوه
اون قهرمان رو میبینه و ''جیغ میزنه, ''داداش
..قهرمان در حال افتادنـه
وقتی که پدر ناتوانش میدوه که بگیردتش
برادر کور قهرمان با دیدن خون شروع به گریه کردن میکنه
اشکاش جاری شدند
..خواهر بزرگ قهرمان که از فلج
هر دو دستاش رنج میبره، اشکای اون رو پاک میکنه
قهرمان تلوتلو میخوره و میفته روی پاهای مادر لالش
و میگه ''مادر. مادر, من "مانوهر لای' رو کشتم'
..با شنیدن اون، مادر قهرمان میگه
یه لحظه صبر کن, اینا واسه چیه؟
این چه خونوادهایـه؟
مادر لالی که میتوه حرف بزنه
خواهر کری که میشنوه
برادر کوری که میبینه پدر ناتوانی که میدوه
خواهر بزرگتر دستاش فلجاند
اینا یعنی چی؟
نه، نه، قربان ...داستان شفافتر میشه
وقتی به بازگویی داستان رسیدیم
..راستیتش 15سال قبل مانوهر لای
شوهر خواهر بیکلهی ...قهرمان رو کشت
،در پنجاهمین روز ازدواجشون فقط بخاطر 50 روپیه
خواهر بیوه شده ..دستاشُ کوبید
اونقدر محکم به زمین که ..النگوهاش رو شکوند
که دستاش به فلجی دچار شد
با دیدن این مادرش آنچنان جیغ زد که صداش درنیومد
و جیغ موجب آسیب رسیدن به پرده گوشهای خواهر بزرگتر شدش
پدر خیلی شکه شد, که از یه حمله فلج کننده رنج برد
و برادر کوچیکه چطوری کور شد؟
اون از بدو تولد کور بود
این خونواده ست ی بیمارستان واسه افلیج، لال و ناتوان؟
'این خونوادهی منه 'تانیجا
خوانواده خوبییه
جماعت اشک خواهند ریخت
جماعت اشک خواهند ریخت وقتی بفهمند که مادر لال زبون باز کرده
دیگه نمیتونم گوش بدم
من خواهم رفت تانیجا
دیگه بیشتر از این نمیتونم گوش بدم
پانيت, برو پِیِش
فقط برو دنبالش
سخن گفتن مادر لال بايد عجیب باشد
من مینویسمش, قربان. دنبالشُ میگیرم
من میرم, تانیجا بدرقت میکنم
نه, تو وایسا و گوش بده
بیشتر درمورد خونوادهی من بدون
باشه. در امان حق
پانيت, عجله کن, شروع کن واسه داستان داغداغ
ببین, من کاملاً به استعداد و لپتاپ تو اطمئنان دارم
تقریباً دیگه تمومه قربان
قربان, راه داره بتونم چکم رو نقد کنم؟
تو به چکتم میرسی چرا دلواپسی؟
راستیتش, مامانیم وبابایم میان خونمون
'باید ببرمشون به'آشتاوینیاک
'باید ببرمشون به'سیداهیوینیاک
به شیردی, به بیمارستان بیمارستان؟
باید عمل بشن
واقعیتش, مادر نمیتونه درست درمون ببینه
و پدرم نمیتونه درستوحسابی بشنوه
خونوادهی من خیلی شبیه به خانوادهی دان هستند
و بعدش, هیشکی در طول بحران بهت وامی نمیده
،وبعد اگه مهمون داشته باشی واقعاً اوضاع قاراش میش میشه
باید این رو به بازی گردون نشون بدم
فیلم برداری شروعی واسه 20 روز دیگه برنامه ریزی شده
حل شده, قربان متشکرم
ممنونم
'بر اساس 'واستو شاسترا ..(هنر معماری)
میخوام دستشویی اینجا باشه، توی اتاق خوابم. درسته
،و میخوام اتاق خوابم اینجا باشه همونجایی که حموم هستش. سلام
گرفتی چی میگم؟ دارم میرسم
گوشت با منه 'جی.دی'؟ بله، بله، خانوم خانا، شما راست میگید
اینم از این, حله بله
...خانوم خانا, آخرین بار شما گفتید
شما اتاق خوابتون رو توی آشپزخونه میخواید
یادتونـه؟ الانه برمیگردم
شما قبلنم سه بار اینجا رو زیرورو کردید
پس چیه؟
تا وقتی راضی بشم زیروروش میکنم
هرچی باشه زیاد شایع نیست که یبارکی خونه ساخته بشه
بله, ولی شمام خیلی زیروروش میکنید
چی ویرون شده؟ خونه ویرون شده
شرمنده خانوم خانا, اشتباه لفظی بودش
ولی نگران نباشید, اشتباهی در طراحیتون نخواهد بود
مونمون راستوریستش میکنه باشه
مونمون, فقط چیزی رو که میخواد رو بهش بده
باید فلفوری برم, زنم یه قرار با دکترش داره
چی شده؟ فقط یه مشکل کمر دیرینه ست
مراقب باش. ولی نگران نباش، تو دست مطمئنی هستی
کارش رو خوب بلده حله
میبینمت. بایبای. حله، مونمون حالا یه نگاه به این کتاب بنداز
ببینش بله
...بنابه صفحه دوم, میگه که آهای مون، تلفنت داره زنگ میخوره
ببخشید, خانوم خانا, فقط یه لحظه
پانيت, تو کجایی؟ دارم رانندگی میکنم
...چند مرتبه بهت گفتم
وقتی پشت فرمونی با تلفن حرف نزن
ماشنمون جدیده. میدونی ..مجبوریم چقدر بابتش بدیم
اگه یه تصادف رخ بده؟
...یا اگه افسر ببیندت
مجبوری 100ها روپیه بهش بدی
مونمون این تویی که بهم زنگ زدی
سه تماس بیپاسخ از طرف تو داشتم
بنابراین, چرا تماسام رو از دست دادی؟
چرا به تماسام جواب ندادی؟
بهت گفتم که دارم رانندگی میکنم
بنابراین, نمیتونستی یبارم به تلفنم جواب بدی؟
بعضی اوقات اونقدر بیمسٔولیتی که واقعاً دلواپس میشم
چرا زنگ زدی؟ از مدرسه 'آییش' زنگ زدن
گفتن بریم مدرسه
کی تو خونه به بچه درس میده؟ ما میدیم
تو واسه خونوادت ارزشی قائل نیستی؟
بچت تو زبون هندی خیلی ضعیفه
لطفاً به هندیش عنایت ویژه داشته باشید
نمرش از 100-10شده
...اون حتی معنی
آتیثی دوُ بهیو' (مهمون' حبیب خداست) رو نمیدونه
حتی منم معنیش رو نمیدونم
حالا میدونم این مشکل از کجا آب میخوره
..انصاف نیست که بچه رو ملامت بکنیم
وقتی مادر خوش ابلهـه
خدا حافظ
حالا 'آتیثی دوُ بهیو' معنیش چیه؟
یعنی اینکه مهمون مثل خدا میمونه
مثل'ارباب گانیشا'(الهه هندی)
معنی 'آتیثی' چیه؟ یعنی مهمون
اونی که میاد واسه عیادت
ولی هیشکی نمیاد دیدن خونمون
''مهمون, کی میای خونمون؟''
بانو, من دارم میرم
فردا نمیام
قرار مهمون بیاد خونمون چی؟
بابا, حتی خدمتکارم مهمون داره بله
تو هر روز تو خونتون مهمون داری
خیل مرخصی میگیری
حالا که اقوامم هستند, موظفاند که به ملاقاتم بیان
من دارم میرم
اون به شدت تحت تأثیر فیلما قرار گرفتند
اونا اهمیت مهمون رو نمیدوند
وقتی مهمون داشته باشند میفهمند
بابا, ما مهمون تو خونمون نخواهیم داشت؟
من هفته گذشته برنامه تعطیلاتم رو ریختم
...قبل اینکه مهمونی سر برسه
با کل خونوادم میرم به دیدن یکی
گنگر انداختن واسه مهمون خطرناک میتونه باشه
جدی میگم
No comments yet. Be the first to leave one.