Flight Risk

Flight Risk

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Flight Risk 2025 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 Atmos H 264
A Commentary by HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی 🔴

Tags

webdl
professional_translation
Published on: 2025-02-14
Downloads: 176
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 199 lines.

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫چی؟ اذیت نکن دیگه

‫ممنون

‫پشمام! تف توش!

‫گور بابای آلاسکا

‫بشین! زانو بزن! بشین!

‫باشه. باشه

‫خیلی‌خب. باشه. اوه، لعنتی!

‫مقاومت نکن خانم خانما

‫دارم همکاری می‌کنم ‫دارم همکاری می‌کنم. باشه؟

‫امنه!

‫گیرت انداختم

‫سلام وینستون. چطوری؟

‫چی؟

‫من "مدلین هریس" هستم ‫مارشال ایالات متحده

‫پیدا کردنت سخت بود

‫معامله! می‌خوام معامله کنم

‫بیاین معامله کنیم

‫آروم، آروم، آروم ‫آروم، آروم، آروم!

‫نودل مرغه

‫بندازینش روی تخت

‫نندازین روی روتختی

‫نندازین روی روتختی. کثیفه

‫خیلی... کثیفه

‫وینستون، می‌خوای معامله کنیم؟

‫پس برعلیه مورتی شهادت بده

‫باشه

‫ولی مصونیت کامل می‌خوام و یه عالمه...

‫یه عالمه محافظت

‫باشه. بذار به مافوق‌هام خبر بدم

‫باشه

‫منم هریس. آره. بی‌دردسر گرفتیمش

‫ببین، می‌خواد معامله کنه

‫اوهوم

‫باشه. خبرشو بهم بده

‫چی گفتن؟

‫راحت باش. احتمالاً یکی دو روزی طول می‌کشه

‫میگما، نمی‌خوام اذیت کنم ولی...

‫باید برم دستشویی

‫بیخیال بابا، اینطوری نگاهم نکن

‫اینا جوری منو ترسوندن ‫که جدی جدی شلوارمو کثیف کردم

‫چه انتظاری ازم داری؟

‫میشه یکم تنهام بذاری؟

‫ممکنه فرار کنی

‫باشه

‫ولی اگر این دستبندها رو باز نکنی

‫خودت باید تمیزم کنی

‫هی، باب، جف

‫بله خانم؟

‫یه کاری براتون دارم

‫برو داخل

‫این دیگه چه کوفتیه؟

‫هواپیمای اختصاصیته، وینستون. برو داخل

‫باشه

‫آخه وقتی گفتی

‫"یه هواپیمای خصوصی کرایه کردیم"

‫فکر کردم گلف‌استریم یا لیرجت باشه

‫می‌دونی، فکر کردم ‫از اون هواپیماهای در سطح "جی‌‌زی"ـه

‫فکر کردم قراره ‫بطری بطری شامپاین بخوریم

‫نه درامامین کوفتی ‫(داروی ضدتهوع)

‫این که میگی جته. من نگفتم جت گرفتیم

‫گفتم یه هواپیمای خصوصی گرفتیم ‫و اینم هواپیمای خصوصیه

‫- نه ‫- دستاتو ببر بالا

‫این که هواپیما نیست ‫یه کایت با کمربند ایمنیه

‫راستش ترجیح میدم ‫سوار اسپریت ایرلاینز بشم

‫خب، انتظار داری چی بگم وینستون؟

‫دفعه‌ی بعد، برو میامی مخفی شو ‫تا شاید یه جت گیرت بیاد

‫ولی وقتی کاملاً زدی تو فاز یونابامر ‫(بمب‌گذاری که در انزوا زندگی می‌کرد)

‫و منو تا خود آلاسکای برفی کشوندی

‫انتخاب‌هامون یه‌خرده محدود میشه

‫بعید می‌دونم اصلاً بشه ‫اینجا جت فرود آورد

‫آره خب، ناپدید شدن توی میامی یه‌خرده سخته

‫دیدی که هیچ فایده‌ای هم برات نداشت

‫شماها برین، منم الان میام

‫- ون سنت ‫- منم مدلین

‫کم‌کم داشتم نگران می‌شدم

‫نگران نباش. داریم راه میفتیم

‫داره همکاری می‌کنه؟

‫- اگر بگم نه، می‌تونم با شوکر بزنمش؟ ‫- آره

‫من اینجا نشستما. می‌شنوم چی میگی

‫سه روز توی اون متل خراب‌شده بودیم ‫یه ثانیه هم خفه‌خون نگرفت

‫بیخیال بابا، تو که حسابی کیف کردی

‫نگو که دلت برای ‫پشت میزنشینی تنگ شده

‫نه. نه، جدی میگم کارولاین

‫ممنون که دوباره منو فرستادی ماموریت

‫می‌دونم یه عده مخالف بودن

‫هنوز ازم تشکر نکن ‫قاضی مارتین از پرونده کنار کشید

‫سه فرصت بهت میدم تا حدس بزنی ‫کی جاش اومده

‫ مهماندار، توی این پرواز غذا هم میدین؟

‫یا فقط تنقلات دارین؟

‫خفه‌شو، وینستون

‫آها باشه، فقط تنقلاته. باشه

‫- گوشی دستته؟ ‫- آره. کی جاش رو گرفته؟

‫- جناب آقای قاضی سخت‌گیر ‫- فالکو؟

‫آره، می‌دونم. و مثل همیشه

‫بهمون اجازه نمیده ‫دوباره تاریخ دادگاه رو عقب بندازیم

‫- شوخی می‌کنی ‫- ببین، همه‌چی درست میشه

‫تیم توی انکوریج منتظرته

‫باشه

‫ما هم حدوداً...

‫حدوداً 90 دقیقه‌ی دیگه می‌رسیم اونجا

‫- کجا رفت؟ ‫- خوبه

‫وکلای مورتی دارن سعی می‌کنن ‫نتونیم به موقع برسیم

‫ولی حساب کتاب کردم

‫هنوزم می‌تونیم تا فردا صبح ‫برسیم نیویورک، باشه؟

‫- فقط زود راه بیفت ‫- باشه

‫خیلی‌خب. از انکوریج بهم زنگ بزن

‫طبق مقررات پیش برو، باشه؟ آبرومون رو نبر

‫دیگه باید برم

‫خب، فیلمی چیزی پخش می‌کنین

‫یا شعبده‌بازی‌ای چیزی بلدی سرگرم بشیم؟

‫سرکار هریس؟ دریل بوث هستم

‫امیدوارم از پرواز خوشت بیاد ‫روز زیبایی برای پروازه

‫راستشو بخوای، معمولاً

‫اجازه نمیدم مسافرهام ‫قبل از من سوار بشن

‫برای حفظ امنیت خودته

‫عه! نه بابا؟

‫اسلحه‌ت چیه؟ گلاکه یا...؟

‫یکم عجله داریم، آقای بوث

‫چشم خانم

‫مطمئنی نمی‌خوای ‫اون پشت پیشش بشینی؟

‫به هیچ عنوان

‫آره، با این همه تنش جنسی ‫ که بین‌مون هست یکم سخته

‫منظورم این بود که...

‫نباید کسی مراقبش باشه؟

‫دست‌هاش بسته‌ست، آقای بوث

‫قرار نیست جایی بره. بهم اعتماد کن

‫باشه، هرچی شما بگی. آخه...

‫تابحال یه فراری سوار هواپیمام نشده بود

‫شاهدم

‫- چی؟ ‫- خفه‌شو، وینستون

‫یه شاهدم که دارم ‫با دولت همکاری می‌کنم

‫- فراری نیستم ‫- وینستون

‫نه خب، فقط میگم

‫اصولاً همه‌مون توی یه جبهه‌ایم

‫دیگه هیچی نگو

‫خیلی‌خب...

‫هوا نیمه‌ابریه و باد ملایمه

‫و ممنون میشم اگر دیگه با زندانی حرف نزنی

‫چشم خانم

‫شرمنده، آخه...

‫تابحال یه مارشال ایالات متحده هم ‫مسافرم نبوده

‫ولی یه بار مارشال فالک مسافرم بود ‫(بازیکن فوتبال)

‫خیلی باحال بود

‫خیلی‌خب. برج مراقبت انکوریج

‫نوامبر 208 یونیفرم یونیفرم صحبت می‌کنه

‫آماده‌ی پرواز از باند 34 ‫کروکد کریک هستم

‫دریافت شد، نوامبر 208 یونیفرم یونیفرم

‫اجازه‌ی پرواز از باند 34 داده شد

‫- آماده‌این بریم؟ ‫- آره

‫هورا...

‫همیشه اینقدر تکون می‌خوره؟

‫از آهنگش خوشت نمیاد؟

‫آره، می‌دونم. ولی این بالا ‫باید یه آهنگی بذاری

‫تا صدای باد و گرگ‌ها رو نشنوی

‫می‌بینی؟ اون می‌فهمه چی میگم

‫آسمون اینجا همیشه پرتلاطمه

‫وقتی به ارتفاع 900 متری رسیدیم بهتر میشه

‫اگر حالتون بد شد، نگران نباشین

‫می‌دونی تابحال چند تا مسافر

‫ناهارشون رو اینجا جا گذاشتن؟

‫- الو؟ ‫- می‌تونم باهاشون غذاخوری بزنم

‫الو؟ با شمام!

‫اصلاً صدامو نمی‌شنوین؟

‫اگر بخوام برم دستشویی چی؟

‫سیگاری هستی؟

‫- نه، ترک کردم ‫- من یکی می‌خوام

‫آره، اینا به پای سیگار نمی‌رسن، ها؟

‫گردنت چی شده؟

‫- یه خراش روش افتاده ‫- عه

‫موقع تعمیر هواپیما اینطوری شد ‫این شغل این مشکلاتم داره

‫بیا اینجا. بیا اینجا دیگه

‫- چرا غل و زنجیر شده؟ ‫- بیخیال بابا!

‫گفت شاهده. چرا اینطوری غل و زنجیر شده؟

‫چون احتمال داره فرار کنه

‫مگه نگفت جفتتون توی یه جبهه‌این؟

‫دروغ میگه

‫چیکار کرده؟

‫باشه. نمی‌خواد جواب بدی

‫آخه می‌دونی چیه

‫معمولاً مسافرهام ‫یا یه مشت ماهیگیر مست هستن

‫یا یه مشت کت‌وشلواری که می‌خوان ‫طبیعت واقعی رو تجربه کنن

‫وای خدا، من یه خلبان دهاتی محلی بیشتر نیستم

‫تابحال یه دختر شهری

‫به خوشگلی تو ندیده بودم

‫خیلی وقته خلبانی؟

‫آره، بابام توی تگزاس ‫خلبان هواپیماهای سمپاشیه

‫دی‌دی‌تی تو خونمه ‫(نوعی سم آفت‌کش)

‫عه، لطف داری ‫من خیلی خشک و سلطه‌جو هستم

‫از خدامه باهات وارد رابطه بشم

‫تا بتونم کاملاً روت سلطه داشته باشم...

‫من که مشکلی ندارم

‫اگر دخترعمو پسرعمو بودیم ‫خیلی قبل‌تر ازدواج کرده بودیم

‫فکر کنم حدود 15 سال پیش

‫اومدم اینجا خلبان پروازهای تابستونی شدم

‫و دیگه از اینجا نرفتم

‫دارم وراجی می‌کنم. شرمنده

‫زن سابقم همیشه می‌گفت ‫زیادی حرف می‌زنم. شرمنده

‫خیلی قشنگه، مگه نه؟

More Farsi Persian subtitles for Flight Risk

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left