Ideal Home

Ideal Home

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Ideal Home 2018 HDRip XviD AC3-EVO
Ideal Home 2018 HDRip AC3 X264-CMRG
Ideal Home 2018 720p WEB-DL DD5 1 AC3 H264-CMRG
Ideal Home 2018 1080p WEB-DL DD5 1 AC3 H264-CMRG
Ideal Home 2018 1080p WEB-DL DD5 1 H264-FGT
Ideal Home 2018 720p WEB-DL MkvCage WS
A Commentary by spring7
LiLMEDIA.TV ارائه ای از رسانه کوچک | Spring7

Tags

hdrip
HDRip
x264
AC3
HD
Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
720p
720
mkv
MkvCage
1080
XviD
Published on: 2018-06-30
Downloads: 47
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫پلیس Albuquerque ‫درو باز کنین لطفا. ‫

‫بابا، بیدارشو، بیدار شو ‫پاشو!

‫پلیس Albuquerque، ‫باز کنین.

‫لعنت.

‫بسیار خب، باید بریم.

‫کفشاتو بپوش.

‫باز کنید.

‫اینا کیف منو دزدیدن، بعد ‫شما وایسادین در میزنین؟

‫اون لعنتی Chanel اصل بود. ‫

‫من یه سری کفش راحتی شنل دارم که عاشقشونم.

‫پس کاملا حواسم هست.

‫باز کنین لطفا. همین الان.

‫- چرا دارم اینکارو میکنم؟ ‫- انقدر سوال نپرس.

‫خوبه. خوبه.

‫- وای خدا لعنتش کنه. ‫- چی شد؟

‫خدا لعنت کنه.

‫داخل جلد انجیل،

‫یه آدرس توی Santa Fe هست. ‫

‫- یه تاکسی بگیر و برو اونجا. ‫- نه.

‫گوش کن، این بهتر از مرکز نگهداری بچه هاست.

‫باید تو این مورد بهم اعتماد کنی.

‫خیلی خب، هی، به من نگاه کن.

‫میدونم که بهترین پدر دنیا نیستم.

‫باشه، اما دوستت دارم.

‫لعنت خدا بر شیطون.

‫هی.

‫این واسه چی بود؟

‫تو به همه چی گند زدی!

‫بخواب روی زمین، ‫بخواب رو زمین.

‫من تسلیمم. ‫من تسلیمم.

‫سلام، ‫و صبح بخیر

‫هیچوقت تا حالا به یه صبحونه روستایی ‫دعوت شدین؟

‫خب، دوستان من، در این روز ‫باشکوه، شما رو شانسین.

‫- چون ما... ‫- حالت خوشه؟

‫داری کج میشی.

‫این یه زین وسترنه.

‫نمیتونم مثل نوع انگلیسی روش بشینم.

‫کابوی ها روی برآمدگیش میشینن که در برابر افتادن مقاومه.

‫وای خدا.

‫- خوبی؟ ‫- آره گمونم.

‫نباید این سکانسو سوار بر اسب بگیریم.

‫من میخوام اینطوری باشه. ‫این... این مهمه.

‫مردونگی رو اضافه میکنه. ‫ابهت رو نشون میده.

‫خب، درسته.

‫- شوخی میکنی؟

‫- بفرمایید. ‫- ممنون.

‫خیلی ممنونم.

‫آقایی. ‫واقعا هستی.

‫خدا اونا رو واسه تهیه کنندگی فرستاده اینجا.

‫خدای من.

‫میشه انقدر باهاش لاس نزنی؟

‫باعث میشه حس کنه ناشی هستی. ‫و البته درست هم حس میکنه.

‫نه، حس میکنه تو ناشی هستی. ‫و اون همجنسبازه.

‫خیلی خب، همه حس میکنن ناشی هستی

‫وقتی میبینن مثل یه پیرزن مرموز ‫رفتار میکنی.

‫نه، تو یه پیرزن مرموزی.

‫میخوای یه چیزی رو بدونی؟

‫من میتونستم برای Rachel Ray کار کنم. ‫خیلیم خوبه.

‫چطوره از اول بگیریم؟

‫خیلیم خوش میگذره.

‫بسیار خب، ‫همگی برگردیم.

‫کنار وایسا پسر.

‫این یک ظرف از باسک

‫هست که من توی یه سینی تاپاس اماده کردم

‫دوست دارم برای غذاهام ‫فلفل پاکیلو رو سرو کنم.

‫پست اسب همستم.

‫در واقع، ‫صبحانه یه کابوی نیاز نیست مختلف باشه.

‫وقتی برگردیم، ‫بهتون نشون میدم چطور میتونین

‫توی آشپزخونه کوچیکتون ‫غذاهای آنچنانی بپزین.

‫میبینمتون.

‫آماده باشین دوستان.

‫مانی، دنیال کیر پیری ‫اینورا نمیبینمت.

‫تو نمیتونی بگی دنبال کیری.

‫کات.

‫از گلدونای سفالی خلاص بشین اوق.

‫همچنین آب فلز دادن.

‫لطفا، لطفا شال و کلاه ها رو از ‫این جام ها باز کنین بره.

‫تو، مردجوان، دوربینتو تو اون نقطه بذار.

‫نگاش کن.

‫مثل Butch Cassidyسرکیفه. ‫

‫به جز Butch.

‫اگر فقط ما یه تهیه کننده داریم که ‫فهمیده این جنسا

‫تو این محل وجود دارن.

‫این شگفت انگیز نیست؟

‫اگه فقط واسه جلسه تولید اومده بودی

‫و ایده هاتو برای پیشرفت ‫مطرح میکردی.

‫ولی خیلی سخت بود که ‫مشروب خوردنتو قطع کنی

‫و همچنین زمان بندی جق زدنتو.

‫تو خونه اینکارو میکنین؟

‫نه، تو خونه انقدر خوب نیستیم.

‫چرا بیخیالش نمیشی؟

‫احتمالا باید اینکارو بکنم.

‫اما، میدونی ‫قسمتی از من میخواد

‫که مردنشو ببینه.

‫میتونیم بگیم آتش بس شده؟؟

‫آره.

‫ممنون.

‫بالاخره.

‫بالاخره؟

‫تا حالا کی اعلام آتش بس کردی؟

‫متوجه هستی که داری شروع میکنی ‫در مورد آتش بس یه استدلال بیاری؟

‫من فکر میکنم تو در حالت ‫مهاجم تاثیرپذیر هستی.

‫و از الان آتش بس شروع میشه.

‫مکزیکی های مورد علاقم.

‫ما از Machu Picchu برگشتیم.

‫و اونجا هیچی نیست. ‫هیچ تحت تاثیر قرار گرفتنی.

‫مثل روستای Flintstones بود. ‫

‫من میگفتم: اینه؟ اینه؟

‫- جالب نبود. صفر ستاره. ‫- چی دوست داری؟

‫Epcot رو دوست دارم. ‫

‫بابی فلی، ‫ازش خوشم میاد.

‫میدونی که اون یکی از بهترین دوستامه.

‫نه، نه ‫سوتفاهم نشه.

‫اون صورت شگفت انگیزی داره.

‫- و میدونی... ‫- باطن حیرت انگیز.

‫شما اهل لوس آنجلسی؟

‫من شهردارم.

‫وایسا، چی؟

‫- شهردار Santa Fe. ‫- وای من عاشق اونجام.

‫نزدیک مرز سوریه ست.

‫میتونی صدای تیراندازی رو بشنوی.

‫صدای جیغ مردم رو میشنوی. ‫وحشت رو حس میکنی.

‫اما جوجه زاتار

‫بهترین چیزی بود که تا حالا خوردم.

‫- مزه توی دهنت... ‫- و صدای جیغ زدن بچه ها

‫غذا رو زهرمارت نکرد؟

‫- سیب ها و پرتقال ها. ‫- باید بخوری.

‫این شهری از اعتقادات مقدسه...

‫- santa Fe

‫خیلی عالیه. ‫من دوسش دارم.

‫و من میگفتم" هی احمق،

‫خود دالایی لاما این کیف و بمن داده بود. ‫

‫خانم ها و آقایان، ‫به افتخار

‫دو تا از بهترین میزبان های ‫santa Fe با من همراه بشین.

‫در مورد چی حرف میزنم؟ ‫دنیا.

‫Paul، Erasmus.

‫و من صحبتتون رو اینجا قطع میکنم آقای شهردار

‫اجازه بدین تمام این مردم کوچک رو فراموش نکنیم.

‫تمام زنبورعسل های کارگر ‫خارج از اینجا هر کسی که هست.

‫- مردم کوچک. ‫- به سلامتی.

‫من با یه احمقم.

‫من عاشق یه اسکلم. ‫پس باید بگم.

‫به افتخارش.

‫- به افتخارش! ‫- دوبرابر به افتخارش.

‫منظورم اینه، اینجا santa Feست. نه؟ ‫خودشه.

‫من واسه سنگ فیروزه میمیرم.

‫بی احترامی نشه.

‫شما عالی به نظر میرسین. ‫- ممنون.

‫بله. ‫اوه سلام، تو کی هستی؟

‫اراسموس.

‫خب، یکی نمیتونه اسم منو تلفظ کنه.

‫" ارسموس عزیز، ‫این نوه توعه."

‫این... پدرت اینجاست؟

‫اینجا بود؟ ‫رفته؟ چر...؟

‫اسمت چیه؟ ‫اسمی داری؟

‫یه صندلی دیگه میارین لطفا؟

‫خواهش میکنم.

‫فقط همین باهاته؟

‫خب، یه انجیل هم داریم.

‫یه کم پول نقد. ‫و یه بسته کوکایین.

‫هر کسی واقعا تو زندگیش بهش ‫نیاز پیدا میکنه.

‫لباس نیست. ببینم.

‫مغازه همین نزدیکی هاست.

‫اوه، خوبه.

‫همگی،انگار

‫به نظر میرسه این مرد جوان ‫نوه منه.

‫حقیقت اینه، ‫Sandy Koufax یه آلت بزرگ داشت.

‫- واقعا؟ ‫- بزرگ، افسانه ای.

‫آلت بزرگ افسانه ای. ‫- حقیقت داره؟

‫حقیقت داره. برای یه یهودیه.

‫ببخشید.

‫تو نوه داری.

‫باور نکردنیه. نیست؟

‫ببین، ‫من هیچ کاری نکردم.

‫من فقط همین چند سال پیش ‫فهمیدم تو یه پسر داری.

‫اون با من غریبه ست. ‫من که در موردش بهت گفته بودم.

‫نه، نه واقعا

‫خب، برگرد به عقب ‫وقتی من داشتم تجربه میکردم.

‫من رابطه داشتم با یه زن و ‫نتیجه ش یه بچه بود...

‫اه... ‫اون هم خواست که نگهش داره.

‫و ... خیلی تجربه تاریکی بود.

‫احتمالا با داروی Quaaludes مسموم شده بودم. ‫

‫یادت میاد؟ ‫چه سوزی داشت.

‫حالا هر کی، قبل ازینکه تو بیای ‫عزیزم، من یه پسر داشتم به اسم بو.

‫کسی که از مدرسه اخراج شده بود، ‫به خاطر پخش مواد مخدر.

‫اون حتی تو مراسم انتشار کتابم ‫در نیویورک اوردوز کرد.

‫نه. چطور ممکنه. ‫برای تو.

‫خب، اینطوری یود. ‫انا وینتور اونجا بود.

‫وایسا. ‫پدرش کجاست؟

‫با توجه به این نوشته. ‫تو زندان.

‫آره تو زندانه.

‫- پس اون میاد اینجا؟ ‫- فقط نادیدش بگیر.

‫ما نمیتونیم بچه داشته باشیم.

‫ما نمیتونیم یه بچه موش حرومزاده ‫رسیدگی کنیم.

‫به خاطر کایوت خدا رو شکر میکنم.

More Farsi Persian subtitles for Ideal Home

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left