MobLand

MobLand

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

MobLand S01E04 Rat Trap 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-RAWR
A Commentary by HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی و امیررضا 🔴

Tags

webdl
professional_translation
Published on: 2025-04-20
Downloads: 482
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫- کِو ‫- ریچی داره میاد سراغ همه‌مون

‫« آنچه گذشت »

‫چی شده؟

‫هری تامی رو پیدا کرده

‫یا خدا

‫چقدر بهت پول داده؟

‫ده هزار پوند

‫بی‌شرف داره دروغ میگه

‫تبریک میگم

‫جنگ راه انداختی

‫ادی تامی استیونسون رو کشته؟

‫ریچی همون چیزی که من می‌خوام رو باور می‌کنه

‫یه راه‌حل داریم

‫ممکنه جواب بده

‫- بگو ‫- ولجان رو که داریم، مگه نه؟

‫ممنون که آوردیش پیش من

‫حالا دیگه می‌تونی بری

‫می‌خوام خیلی کامل و دقیق

‫با این رفیق‌مون صحبت کنم

‫و اگر یه ایراد توی داستانش پیدا کنم

‫کوچک‌ترین چیزی که باعث شک و تردید بشه...

‫دوباره میام سراغت

‫باورش شد؟

‫نمی‌دونم

‫الان یه فرد ناشناس ‫به مرکز تماس زنگ زد

‫محل جسد آرچی هموند رو بهشون گفته

‫سلام، آرچی

‫صبح بخیر خوابالو

‫یه چیزی دستته که می‌خوامش

‫کارت حافظه‌م دستته

‫نمی‌دونم منظورت چیه

‫عه، واقعاً؟ بیا ‫بذار کمکت کنم بلند بشی. بلند شو

‫احتمالاً تابحال از این‌کارا نکردی ‫مگه نه؟ ولی من کردم

‫بذار بهت بگم چطور پیش میره، باشه؟

‫معمولاً، یه وسیله‌ی محکم برمی‌دارم، خب؟

‫و دندون‌هات رو می‌ریزم تو دهنت

‫و دنده‌هات و پاهات

‫و ساعدهات رو می‌شکنم، خب؟

‫زانوهات رو خرد می‌کنم ‫و جفت پاهات رو له می‌کنم

‫پس نظرت چیه زحمت یه هفته بستری شدن ‫ توی بخش مراقبت‌های ویژه رو به خودت ندی

‫و چیزی که می‌خوام رو بهم بدی؟

‫آره

‫ممنون. میشه کپیش رو هم بهم بدی؟

‫نه، فقط همینو دارم

‫از غذای بیمارستان خوشت میاد؟

‫خوشت میاد یا نه؟

‫ممنون

‫خیلی‌خب. حالا گوش کن

‫دیگه هیچ شیطنت، تعامل، ملاقات

‫یا هیچ چیز دیگه‌ای ‫بین تو و بلا هریگن نبینم

‫- باشه؟ ‫- باشه

‫خیلی‌خب

‫روز خوبی داشته باشی

‫آدم پولداری هستی؟

‫جانم؟

‫حافظه رو نگه دار ‫ ولی این معامله باید انجام بشه

‫بیخیال شو تا...

‫اینا گیرت بیاد

‫پشمام، چقدره؟

‫- چهل هزار پوند ‫- چهل هزار پوند؟

‫می‌تونم وام خونه‌م رو باهاش بدم، رفیق

‫اگر می‌خواستم ولخرجی کنم ‫می‌تونستم باهاش دو هفته‌ای

‫برم مالدیو عشق و حال

‫عجب

‫تو باشی کدوم رو انتخاب می‌کنی؟ ‫وام خونه یا مالدیو، رفیق؟

‫خب...

‫لعنتی!

‫نیومدم رشوه بگیرم

‫اومدم تضمین بگیرم

‫این مال خودت، باشه؟

‫« تـرجـمـه: حسین اسماعیلی و امــیــررضــا »

‫بگو

‫باشه

‫محض رضای خدا، هری

‫کمکی از دستم برمیاد؟

‫عه، سلام. من یکی از دوست‌های مایکم

‫مایک اینجا نیست. و وندی...

‫آره، اسپانیاست

‫آره. با زن و دخترم اومدیم اینجا

‫اومدیم مراقب بچه‌گربه‌هاش باشیم

‫باشه

‫- اسم شما چیه؟ ‫- کارن

‫- موفق باشین ‫- ممنون

‫زهره‌ترکم کردی

‫اینجا چقدر قشنگه، مگه نه؟ ‫اوه، این دیگه چه بوییه؟

‫مدفوع بچه‌گربه

‫- کجا بودی؟ ‫- سرم شلوغ بود

‫- دیشب کجا بودی؟ ‫- منظورت چیه؟

‫منظورم اینه که ‫کجا خوابیدی هری؟

‫وای خدا، جن، آره ممنون میشم ‫یه لیوان چای بهم بدی، ممنون

‫- هری ‫- جای خاصی نبودم

‫- جای خاصی نبودی؟ ‫- نه

‫اصلاً نخوابیدم

‫- پس کجا بودی؟ ‫- مشغول کار بودم

‫یهویی ناپدید میشی ‫مجبور میشیم بیایم اینجا

‫بعد جوری صبح سروکله‌ت پیدا میشه ‫که انگار اتفاقی نیفتاده

‫می‌دونی چیه؟ تو برو اون بیرون

‫و زیر آفتاب بشین، خب؟

‫تا یه لیوان چای خوشمزه برات درست کنم

‫نظرت چیه؟

‫عه. چیزی هم گرفتی؟

‫نه هیچی. حتی سمت طعمه هم نیومدن

‫امیدوارم دفعه‌ی بعد خوش‌شانس‌تر باشی

‫- ولی یکی بهم زنگ زد ‫- همم؟

‫دوست‌مون که مسئول کفن و دفنه

‫پیت مرده‌شور

‫چی گفت؟

‫ظاهراً آرچی رو پیدا کردن

‫کتری رو می‌ذارم رو گاز

‫فکر خوبیه، بیا بریم

‫بفرما

‫چهار شب پیش، ادی هریگن ‫تامی استیونسون رو کشت

‫آره

‫ادی 60 بار به تامی چاقو زد

‫و بعد به یکی به اسم ولجان ‫پول داد تکه‌تکه‌ش کنه

‫آخ

‫ریچی استیونسون

‫بابای تامی، خب؟ بهم 24 ساعت ‫وقت داد که تامی رو پیدا کنم

‫ادی تکذیبش کرد، کوین قاطی کرد

‫بعدش یهویی بهم زنگ زدن و گفتن کانرد

‫به آرچی، دوست دوران بچگیش ‫شلیک کرده، خب؟

‫اونم جلوی تمام فامیل. دخلشو آورد

‫منم رفتم اونجا، اونجا رو تر و تمیز کردم

‫برگشتم، دستگیر شدم، آزاد شدم

‫و تا اون‌موقع دیگه برای تامی دیر شده بود

‫ریچی قاطی کرد

‫آپارتمان کِو رو ترکوند

‫منم شما رو برداشتم آوردم اینجا ‫رفتم انبار

‫و تونستم ولجان رو راضی کنم

‫قتل تامی رو گردن بگیره

‫بردمش پیش ریچی

‫و الان هم اونجاست

‫عه راستی، تونستم با مدیر ‫خونه‌ی سالمندان صحبت کنم

‫که یه جا به مامان ماریا بدن

‫هری...

‫توی این بیست و خرده‌ای سالی ‫که با همدیگه بودیم...

‫سه چیز رو بهت تاکید کرده بودم

‫اولاً، از گربه متنفرم

‫دوماً، شنا بلد نیستم

‫سوماً...

‫نمی‌خوام بدونم کل روز چیکار می‌کنی

‫برام مهم نیست دکتری

‫رفتگری، یا شیشه ‌پاک‌کنی

‫کارت کار توئه

‫ازش خوشم نمیاد. ولی باهاش کنار میام

‫هری

‫می‌خوام برم خونه

‫خب، برو وسایلت رو جمع کن

‫چطوری راضیش کردی؟

‫چی؟ ولجان رو میگی؟

‫نه

‫مدیر خونه‌ی سالمندان

‫چطوری راضیش کردی ‫مادر ماریا رو راه بدن؟

‫خب، کارم همینه، مگه نه؟

‫مطمئنی؟

‫- از چی مطمئنم؟ ‫- که آرچیه

‫آرچیه بابا

‫آره، ولی صددرصد مطمئنی، کانرد؟

‫همراه یه پیرزن کوچولوی اسکاتلندی ‫توی یه تابوت پیداش کردن

‫اونم با لباس‌های آرچی ‫دست‌های آرچی

‫اثرانگشت‌های آرچی ‫دی‌ان‌ای آرچی!

‫دقیقاً توی همون جای کوفتی‌ای ‫که بهشون خبر داده بودن!

‫متخصص نیستم ‫ولی به‌نظر میاد آرچی بوده

‫پاول، میشه لطفاً بری ‫توی راهرو منتظر بمونی؟

‫بله چشم

‫ممکنه آرچی خبرچین بوده باشه

‫ولی آرچی بهشون خبر نداده ‫جسد آرچی کجاست

‫یکی از کسایی که اون شب حضور داشته

‫یکی به‌جز آرچی، خائنه

‫ممکنه هرکدوم از کسایی که اون شب ‫اینجا بودن، به پلیس گفته باشن

‫و فقط دو نفر هستن ‫که می‌دونستن آرچی کجا دفن شده

‫- کی؟ ‫- من و هری

‫- پس، دخل آرچی اومد... ‫- اوهوم

‫هری جسدش رو برد مرده‌شورخونه

‫و گذاشتش توی تابوت خانم کله‌کیری

‫بعدش چی شد؟

‫هری رو دستگیر کردن

‫خیلیم سریع

‫همون فردا صبحش

‫همم

‫- کار هری نیست ‫- بیخیال کان

‫پوشش بی‌نقصیه

‫- کار هری نیست ‫- خب پس، کار کدوم خریه؟

‫کار... هری... نیست

‫خودت بهم گفتی ‫فقط دو نفر خبر داشتن، تو و هری

‫گمونم خودت که نیستی

‫پاول!

‫بله کانرد؟

‫ازت می‌خوام یه کاری برام بکنی

‫خب، به کجا رسیدیم؟

‫به هیچ‌جا، رفیق

‫هیچ خبری از ریچی نشده؟

‫نه هیچی

‫و الان مشغول سوال‌پیچ کردن ولجانه

‫اگر به حرف اومد چی؟

‫بعدش فقط خدا چی میشه، مگه نه؟

‫صبح بخیر

‫کمکی از دستم برمیاد؟

‫آره. دارم دنبال یکی از دوست‌هام می‌گردم

‫هری دا سوزا؟

More Farsi Persian subtitles for MobLand

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left