High School King of Savvy

High School King of Savvy (고교처세왕)

Download Farsi/persian Subtitle

Season 1

Release info

King of High School S01E10 Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-07-29
Downloads: 4
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏داداش؟‏

‏از طرف لی هیونگ‌سوک ‏ ‏ ـ خیلی دیر کردم؟ داداشه.‏

‏کیه؟‏

‏هان؟‏

‏مدیر یو.‏

‏اینجا چه کار می‌کنید؟‏

‏خب...‏

‏من...‏

‏دیروز برای پروژهٔ مرکز خرید وای‌تاور‏ ‏اومده بودم اینجا.‏

‏حتماً گوشیم رو جا گذاشتم.‏

‏ـ ای وای.‏ ‏ـ کجاست؟‏

‏آهان، اینجاست.‏

‏ای بابا...‏

‏دیشب شما مهمونم کردید؛‏ ‏بد می‌شه فقط قهوه براتون بخرم.‏

‏اشکالی نداره.‏

‏جدی؟‏

‏راستی...‏

‏واقعاً اشکالی نداره که...‏

‏...باهم خودمونی حرف بزنیم؟‏

‏من یک‌کم خجالتی‌ام؛ گروه خونیم هم آـه.‏

‏هی توی ذهنم می‌مونه.‏

‏وقتی دوتایی هستیم اشکالی نداره؛‏ ‏راحت حرف بزن.‏

‏مطمئنی؟‏

‏باشه.‏

‏داداش، خیلی باحالی.‏

‏آدم باحالی مثل تو، رفتارش هم باحاله.‏

‏بریم.‏

‏ولی سرپرست کیم...‏

‏یادم رفت یه جایی کار دارم.‏

‏ببخشید.‏

‏قهوه رو بذاریم برای بعد.‏

‏باشه، پس فعلاً یه صدف مهمونم کن.‏

‏اَه، هرچی!‏

‏ببخشید.‏

‏یه چیزی برام اومده.‏

‏مین‌سوک، منم؛ داداشت.‏

‏من خوبم.‏

‏حتماً خیلی ازم بدت میاد.‏

‏واقعاً متأسفم که این‌همه‏ ‏بار روی دوشت گذاشتم.‏

‏مین‌سوک.‏

‏دیگه چیزی به آخرش نمونده.‏

‏فقط یک‌کم دیگه دوام بیار.‏

‏از طرف داداشی که بیشتر از همه دوستت داره.‏

‏پیام حذف شد.‏

‏چی شده؟‏

‏از طرف برادر کوچیکمه.‏

‏برام فیلم ناجور فرستاده.‏

‏چی؟‏

‏این دیگه چه...‏

‏به این زودی پاکش کرد؟‏

‏«پادشاه دبیرستان» ـ قسمت دهم‏

‏راستی...‏

‏تا حالا این‌همه مدت‏ ‏کنار هم نبودیم، نه؟‏

‏حرفتون درسته.‏

‏تقریباً دو روزه که باهمیم.‏

‏پس...‏

‏...خوشت اومده؟‏

‏آقای مدیر؟‏

‏معلومه که آره.‏

‏پس خانم منشی...‏

‏...تو خوشت نیومده؟‏

‏اصلاً هم خوشم نیومده.‏

‏راستی، نمی‌دونم وقتی برگردم خونه‏ ‏به خواهرم چی بگم.‏

‏حقیقت رو بهش بگو.‏

‏راستی...‏

‏که شب رو باهم نگذروندیم.‏

‏بگو قصد دیگه‌ای داشتیم،‏ ‏ولی تا صبح اسکیت کردیم.‏

‏بگو من خرابش کردم.‏

‏خرابش کردی؟ حسابی به دردسر افتادیم.‏

‏واقعاً که...‏

‏اونجا شبیه فالگیریه.‏

‏فال تاروت می‌گیرن.‏

‏فال ازدواج هم دارن.‏

‏همیشه دلم می‌خواست امتحانش کنم؛ بریم.‏

‏ای بابا.‏

‏دوست ندارم. نمی‌فهمم زن‌ها چرا‏ ‏این‌قدر به این چیزها علاقه دارن.‏

‏فقط برای تفریحه.‏

‏بیا امتحانش کنیم.‏

‏نه، علاقه ندارم.‏

‏بجنبید.‏

‏ـ گفتم علاقه ندارم.‏ ‏ـ بیا دیگه.‏

‏بفرمایید.‏

‏هدف فال تاروت...‏

‏پیشگویی نیست؛ راهنمایی‌کردنه.‏

‏پس با همین نیت کارت‌ها رو بردارید.‏

‏چون باهم هستید،‏ ‏رابطهٔ عاطفی‌تون رو می‌بینیم.‏

‏ـ لطفاً چهار کارت بردارید.‏ ‏ـ باشه.‏

‏هر کارتی خواستید بردارید.‏

‏نه، اون کارت نبود.‏

‏همونی نبود که می‌خواستم.‏

‏وضعیت فعلی رابطه‌تون...‏

‏درست مثل...‏

‏...روزهای زیبای بهاره.‏

‏پر از هیجان و...‏

‏...شادی.‏

‏ولی این دیگه چیه؟‏

‏یه دیوار سخت می‌بینم.‏

‏مانع بزرگی بین شما دوتاست.‏

‏اما این کارت می‌گه که...‏

‏بین شما دوتا...‏

‏یکی رازی رو پنهان کرده...‏

‏...یا مشکل بزرگی داره.‏

‏و همین می‌تونه باعث درگیری بشه.‏

‏درگیری؟‏

‏راستی...‏

‏منظورش از اون مانع بزرگ چی بود؟‏

‏حالا که شنیدمش، فکرم رو درگیر کرده.‏

‏بی‌خیال؛ فقط برای تفریح بود.‏

‏نباید می‌اومدیم.‏

‏آره، بهش فکر نکن.‏

‏همینه.‏

‏آره، همینه.‏

‏می‌تونی این کار رو بکنی؟‏

‏چی؟ چی؟‏

‏سون یون‌جه.‏

‏وسط خیابون داری چی‌کار می‌کنی؟‏

‏راستی...‏

‏اون مین‌سوکه.‏

‏سلام، داداش هیونگ‌سوک.‏

‏درسته.‏

‏به‌به، داداش‌ها.‏

‏ساکت باش.‏

‏به‌به، داداش‌ها.‏

‏کجا بودی؟‏

‏شنیدیم داداش هیونگ‌سوک دوست‌دختر گرفته.‏

‏کنجکاو بودیم ببینیم کیه.‏

‏چه از این‌ور نگاه کنیم، چه از اون‌ور...‏

‏...خیلی خوشگلی.‏

‏واقعاً زیبایید.‏

‏حالا که فکر می‌کنم...‏

‏شما همون خانمی هستید که‏ ‏توی فروشگاه دیدیم...‏

‏پشه!‏

‏به‌هرحال، از آشنایی‌تون خوشحالم.‏

‏من هم خیلی خوشحالم دیدمتون.‏

‏شما دوتا چقدر خوش‌قیافه‌اید.‏

‏چه پوست شادابی دارید.‏

‏اصلاً شبیه...‏

‏...آقای مدیر نیستید.‏

‏جوانی واقعاً نعمته.‏

‏تازه از آلمان برگشته؛‏ ‏کی این‌قدر باهاش صمیمی شدید؟‏

‏خیلی به هم نزدیک به نظر میاید.‏

‏که...‏

‏ما همسایهٔ دیواربه‌دیواریم...‏

‏این‌ها دوست‌های برادر کوچیکمن.‏

‏یعنی... برادرهای کوچیک دوستم.‏

‏آره، برادرهای دوستم هستن.‏

‏خیلی من رو دوست دارن.‏

‏می‌گن الگوی زندگیشونم.‏

‏برای همین می‌گن...‏

‏می‌خوان مثل لی هیونگ‌سوک بشن.‏

‏آرزوی آینده‌شون اینه که لی هیونگ‌سوک بشن.‏

‏لی هیونگ‌سوک.‏

‏این‌قدر بامزه‌ان که تشویقشون می‌کنم‏ ‏بزرگ بشن و مثل من بشن.‏

‏واقعاً تشویقمون می‌کنه؛‏ ‏ما هم خیلی بهش احترام می‌ذاریم.‏

‏من هم همین‌طور.‏

‏احترام...‏

‏نباید برید خونه؟‏

‏بابا بی‌خیال.‏

‏بله.‏

‏به‌هرحال، خوب مراقب‏ ‏داداش هیونگ‌سوک باشید.‏

‏از ظاهرش معلوم نیست،‏ ‏ولی خیلی بچه و معصومه.‏

‏دعا می‌کنم از پس همهٔ دردسرها‏ ‏و غافلگیری‌هایی که پیش رو دارید...‏

‏...بربیاید.‏

‏ـ حواستون بهش هست، زن‌داداش؟‏ ‏ـ آمین.‏

‏من رو زن‌داداش صدا نکنید؛ هنوز که نیستم.‏

‏دوست‌دختر داداش ما باشید،‏ ‏برای ما زن‌داداشید.‏

‏مگه نه، داداش؟‏

‏حالا برید.‏

‏به‌به، خودش اومد.‏

‏هی، هی، هی.‏

‏هی.‏

‏خوب بدرقه‌ش کردی؟ هان؟‏

‏زن‌داداش رو می‌گم.‏

‏خواهش می‌کنم.‏

‏چه خبره؟‏

‏این ادامهٔ دیشبه.‏

‏خونه نرفتی، نه؟‏ ‏یه جای دیگه خوابیدی، درسته؟‏

‏ای منحرفِ هیز!‏

‏هی می‌گفتی هیچ قصدی نداری‏ ‏و شب هم نمی‌مونی.‏

‏چی شده؟‏

‏همه‌چیز رو با جزئیات تعریف کن.‏

‏ـ چی رو از زمین برمی‌داری؟‏ ‏ـ آشغال جمع می‌کنی؟‏

‏گفتم کار من نبود.‏

‏نزدیم.‏

‏واضح گفتم کاری نمی‌کنم.‏

‏جدی می‌گم.‏

‏با زبون هم می‌تونی حرف بزنی.‏

‏یعنی هیچ اتفاقی نیفتاد؟‏

‏هیچیِ هیچی؟‏

‏گفتم که نه.‏

‏چطور ممکنه هیچ اتفاقی نیفتاده باشه؟‏

‏هی.‏

‏من تقریباً همه‌جور زنی رو می‌شناسم.‏

‏بذار ببینم.‏

‏ولی آبجی پاپ‌کورنی...‏

‏نمی‌دونم.‏

‏انگار از یه سیارهٔ دیگه اومده.‏

‏دقیقاً همینه.‏

‏جذابیت منشی جونگ همینه.‏

More Farsi/persian subtitles for High School King of Savvy

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left