The first 200 lines.
دو احتمال وجود داره ، یا ما در جهان تنهاییم یا نیستیم "هر دو احتمال به یک اندازه ترسناکن .. "آرتور سی کلارک
آسـمـان هـای تـاریــک
FarsiSubtitle & 9Movie بـا افـتـخـار تـقــدیـم مــی کـنـنـد
تــرجــمـه و تــنــظــیــم .::: حسین اسماعیلی و احسان :::.
نمونه آزمايشگاهيت چطوره؟ - دُمش کنده شد -
...خب شايد بهتره بزاريم بره
ميخوام مراقبش باشم تا حالش خوب شه
من که ازين مارمولک چيزي سر در نميارم يه جور دلسوزيه يا عذاب دادن؟
با دومي موافق ترم پنيرم ميخواي؟
آره . به "جسی" پیام دادی؟
"آره ، با اون پسره "رتیله
گفته بود 8 دقیقه پیش میرسه خونه
بهش ميزنگم
و اسمش "رتنر"ـه ، نه رتیل اینقدر بدجنس نباش
بدجنسی که نیست يه جور توصيفه
اين بچه يه جاي کارش لنگ ميزنه
سلام ، تا ساعت 5 مهمونا میرسن زود خودتو برسون خونه
دارن "کال آف" بازی میکنن
باشه ميام به بابا بگو جوش نياره
باشه . خدافظ
اين آشغال اصلا کیف نمیده ، پسر
خودم بارها اینکارو کردم
دختر خيلي بدي هستي
خب پس بنظرم بهتره تنبيهم کنی
اوووف . چه حالي ميده
پسر ، آبجوها حال داد - اين آبجوها هميشه حال ميده -
دولت هرچقدر دلش خواست میتونه توی پایتخت پول به اقتصاد کشور واریز کنه
اما تنها تاثیری که داره اینه که مثلا تو کالیفرنیا قیمت یه فنجون قهوه میره بالا
اوهوووم - آليشا بهم گفت دوست پسرش دوباره میخواد ترک کنه -
به نظر من که تقصیر مامان باباشه
میدونستی رابطشون با همدیگه یه رابطه ی بازه ؟
وايسا بينم . چي؟
چند وقته اينو ميدوني؟
چطور رابطه اي؟ - غذات رو بخور -
همین الان هرچی میدونی بهم بگو
اینجوری که میکشیش
نخیرم نمیکشم دارم "اياش" ميکنم
اون "احياست" دلبندم
سه سالشه؟ - داره ميره تو 4 سال -
باشه 4 سالشه مابين 4 سال
بزار دو تا کلمه ی ترسناک بهت بگم چین ، هند
آخ که وحشت کردم
اگه اون سالاد سيب زميني رو بخوري يه دلار بهت ميدم
يه دلار؟ - فقط نمیدونم چی توی اون پسر میبینی -
تو خيلي ازون زرنگ تري - "رتنر " زرنگتره -
اصلا هم زرنگ نيست
اون بلایی که سر اون ماشین آورد حتما اونم از زرنگیش بوده آره ؟
والدینش این قضیه رو فراموش کردن تو چرا نميتوني؟
اوه . راس میگه . چرا نميتوني؟ - اوه . بيخيال . بيخيال -
دنيل ... ولش کن
من فقط ميگم تو بايد با بچه هاي هم سن و سال خودت بچرخي . همش همين
به اندازه کافي بزرگ شدم
موهام به بابام رفته
بابات اصلا مو نداشت
منم به زودی همونجوری میشم
دنيل - معذرت -
دنيل ، اذیت نکن
باید آمادشون کنم
به پولش احتیاج داریم
با سعي و تلاش دوباره روحيه ام رو بدست آوردم
خيلي حواسم جمع بود ... وسط اتاق بود
درست جلوي بابا
مرد شني به پا خواست نور روشن چراغ
کاملا به روی چهره اش میتابید
از مرکز ماه به فرماندهي تمام
فرماندهي به گوشم
چرا مرد شني، چشمهاي مردم رو ميدزديد؟
تا بتونه ببره ماه بده بچه هاش بخورن
چرا بهشون چيز ديگه اي نميداد بخورند؟
سم" ، همه ميدونند که چشم ها" بهترین مزه رو دارن
بنظرت چشماي منم ميدزده؟
شايد
ولي تو هنوز خيلي کوچيکي
شايد اول چشماي منو ببره
از مرکز ماه . تمام و پايان
امشب این در رو حتما قفل کنید ، باشه ؟
من که دیشب بازش نکردم - منم نکردم -
چه حيووني ميتونه تموم برگ کاهوها رو بخوره ولي به "بيکن" دست نزنه؟
يه خرگوش
يه خرگوش خيلي بزرگ با انگشت شصتی که میتونه خمش کنه
شاید کار یه مارمولک تغییرشکل دهنده ـست که از دست "سمی" عصبانیه چون بچشو زندانی کرده
نه... به حرف داداشت گوش نده آبميوه ميخواي؟
من بايد برم
واسم آرزوي موفقيت کنيد - موفق باشيد -
امروز ساعت 2 باید یه خونه رو توی خیابون "کرافت" به یه مشتری نشون بدم
تا قبل از ساعت 2 برمیگردم
اوه
موفق باشي
از "جیکوبسون" اخراج شدی ؟
آه ، بله قربان ، بخشی که من توش بودم به مشکل مالی برخورد
و تمام تیم طراحی رو اخراج کردن
اما خودمم میخواستم از اونجا .. بیام بیرون و برم جای دیگه ، پس
شما پول قسط خود را پرداخت نکرده اید ، تازمان از دست دادن خانه خود 90 روز برای پرداخت فرصت دارید
چطور بود؟
خوب بود - خدايي؟ -
خب کي بهت جواب ميدن ؟ - احتمال زياد هفته ديگه -
دنيل اين که خيلي خوبه
بهت افتخار ميکنم
يه بار ديگه ميخوام بشنوم
"اي بدبخت کوچولو . اي بدبخت کوچولو "
از مرکز ماه به فرماندهي تمام
"دیگه داستان ترسناک بسه "سمي
به داداشت شب بخير بگو
مامان ميگه بايد شب بخير بگي
شب بخير مامان - شب خوش جس -
حالا...بگير...بخواب
شب بخير مامان - شب بخير -
سمي" ، ترسونديم"
يه خواب بد ديدم
خواب بد ديدي؟
چيزي نيست . چيزي نيست
ديگه چيزي نيست
... سمي
میدونی کی اینکارو کرده ؟
مردشني
مرد شني؟ يکي از اسباب بازي هاته؟
من خوابش رو ديدم
توی خوابت بهت گفت اینکارو بکنی ؟
قبل ازينکه بياد توي اتاقم خودش اينکارو کرد
خب. هيچ نشوني ازينکه کسي بزور اومده باشه نيست
مطمئنيد که تموم در و پنجره هارو قفل کردين؟
آره مطمئنم هرشب چک ميکنم
و غیر از غذا چیز دیگه ای گم نشده ؟
نه - نه هيچي -
خب ، از نظر من
دوتا احتمال هست ، یا کسی که ... یل اینکارو کرده کلید داشته
کار یکی از ساکنین خونه بوده ...
نه ... من که اينطور فکر نميکنم
نه . ما هممون خواب بوديم
نمیگم که یکی از اعضای این خونه از عمد اینکارو کرده
مردم وقتی خوابن کارای خیلی عجیبی رو انجام میدن
یه بار یکی از "لنگفورد" زنگ زد
گفت خانوادش هرروز صبح پامشین میبینن آشپزخونشون کامل بهم ریخته
بعد معلوم شد دختر نوجوونشون بیماری خوردن توی خواب داشته
خوردن توی خواب؟ - آره -
آره ، مثل بیماری راه رفتن توی خوابه ولی به جای اینکه بلند بشن
و شروع کنن به راه رفتن
میرن توی آشپزخونه و شروع میکنن به خوردن
خيلي چيز مسخره ایه
ببین سرکار ، آشپزخونه ی ما که با غذا و اینا کثیف نشده بود
مثل کار یه ریاضیدان میموند که میخواد یه جوک هندسی بگه
با دیدنش نمیدونستم عصبانی باشم یا تحت تاثیر قرار بگیرم
خب ، شاید بچه های نابغه ای توی خونه دارین
ميبينم که يه دزدگير هم دارين - آره -
ما هم ازين سيستم ها داريم ولي از خدماتش استفاده نميکنيم
میخوایم یکم توی پول صرفه جویی کنیم
خب ، پیشنهاد میکنم دوباره راهش بندازین
ارزش خرج کردن رو داره
مراقب باشيد
سه تا اتاق خواب، دوتا حموم باید یخورده تغییر توش ایجاد بشه
ولی خیلیم براتون خوبه که میتونین اونجور که میخواین بسازینش
صبر کنيد تا آشپز خونه رو نشون بدم
من همه چي رو بررسي کردم عزيزم
ازين بهتر گيرمون نمياد که بخريم
باید این تماسو جواب بدم
شما خانم ها ادامه بدين من بعدا میام پیشتون
باشه
خب... بيا اينجا چيزي نيست
چيزي نيست . خوب ميشه
چيزي لازم ندارين؟ - نه نه نه . خودم درستش میکنم -
صبر کن . بفرما . باشه باشه
خوبه . نفس عمیق بکش . آماده؟
بهتر شدي؟ - اوهوم -
آره؟ آفرين دختر خوبم
بعدا بهتر میشه
پسر بزرگم جسي، وقتي بچه بود تموم مدت مريض بود
انگار به تموم دنيا حساسيت داشت
چطور تونستین پشت سر بذارینش ؟
خيلي نگران بودم
آره . روز به روز هواش رو داشتم
و اونم بزرگتر شد و اين اتفاقات کمتر و کمتر شد
حالا ده سال یه بار سرما هم نمیخوره
بنظر خوب مياد
نظرت در مورد اينجا چيه؟
ميتونه يه فرصت خريد خوب باشه؟
میدونی ، من فقط وظیفه دارم اینجا رو بهتون بفروشم
ولي فکر ميکنم ازين بهترم گيرت مياد
فکر کنم بهتره يه مدت تلوزیون کابلی رو قطع کنیم
خب ، شايدم بهتره يه هفته اي صبر کنيم
چون ممکنه واسه کارت خبراي خوبي بهت بدن
... من
... فکر نکنم "فکر نکنم شغلو بهم بدن ، "لیس
يه لحظه وايسا . نمیفهمم تو که گفتي خوب پيش رفته
اوه نه . خوب بود که
ولی خب .. رقبای سختی داشتم
... برای همین
دروغ گفتي؟ - بيخيال ديگه ، ليز -
دروغ گفتی ، مگه نه ؟
چرا اينکارو کردي دنيل؟
... ببين نميخواستم
نميخواستم خبراي بد بهت بدم
خب - همين يه بار -
برای همین دروغ گفتی؟ - دروغ نگفتم -
... راستش فقط
ميدوني ، تو اخيرا فشار روت زياد بود
اینجور نگو ، جوری نگو که انگار برای من اینکارو کردی
از مرکز ماه به فرماندهي
مرکز فرماندهی ، جواب بده ، تمام
فرماندهي به گوشم
در تمام فرکانس ها دارم امواج متخاصم دریافت می کنم ، تمام
No comments yet. Be the first to leave one.