Berserk

Berserk

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Berserk - S02 E01[480/720]
A Commentary by F.A.M.E.
Translated by [Animworld.net] translation group: [Konan_S . Amin.F] Sync with Tinymovies WebRip version

Tags

720
480
Published on: 2017-04-08
Downloads: 43
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 182 lines.

زیرنویس

و

ترجمه

A

m

i

n

.

F

A

n

i

m

W

o

r

l

d

.

N

e

t

K

o

n

a

n

_

S

m 75 160 l 1153 171 1152 282 74 265

m 75 160 l 1153 171 1152 282 74 265

m 75 160 l 1153 171 1152 282 74 265

. این فیلم شامل صحنه هایی میشه که ممکنه به مزاج برخی از بینندگان خوش نیاد ، دیگه هر جور صلاح میدونید

. گفته میشه که این بچه ها بودن که اول از همه متوجه شدن

! هی ، صبر کن ، نیکو ... گفتم وایسا

! اگه گم بشی ، من بدبخت میشم

آخه چند دفعه بهت بگن سرتُ مثل گاو ننداز پایین برو تو جنگل ؟

! اگه گرگ ها گرفتن خوردنت ، اونوقت نگی نگفتی ها

... تازه اون کوشان های پدرسوخته رو چی میگی

. پری

. توما ، من یه پری دیدم

! برو عمه ـتُ دست بنداز

! واسه همینه هیچوقت باهات آبم تو یه جوب نمیره دیگه ، مرتیکه ی بُز

. یه دقه خفه شو ، توما

. به نظرم این یه قلمُ نیکو راست میگه

... توضیحش سخته اما این اواخر ، یه کم حس عجیبی ندارین ؟

ها ؟ نکنه تو هم ؟

. آره ، منم یه جورایی یه حس عجیبی دارم

چی دارین واسه خودتون میگین ؟

. از اون موقع که خودمُ شناختم ، یادمه ما همیشه میومدیم به این جنگل

اما حس نمیکنین ایندفعه با دفعه های قبل فرق داره ؟

منظورت چیه ؟

... یه جور بین خواب و بیداری ، میدونم تو جنگلیم اما انگار تو خوابیم

صدایی نشنیدین ؟

مثل صدای خنده ی یه نفر ؟

... قطع شد

!الان چی ؟

. توما ، اونجا رو

! یه هیولای جنگلی

. هیولا

... مرموزانه

، درختان خشک و بی برگ ، قبرهای حفر شده زیر زمین

، در میان امواج

، نجوای باد

، کفِ چشمه ها

... اتاق زیرشیروانی تاریک

، مرموزانه

، نامحسوس

. سکوت دیگر سکوت نبود

، درست همانطور که از پیران مغان خطاب به شباب شده بود

، همانطور که از دیرباز تا به امروز قصه همین بوده

. قطعاً در میان سکوت رازی پنهان شده

دنیای تصاحب شده

. صبح بخیر ، بابایی

. ما برگشتیم

. عشقتون اومد

... گاتس ... کاسکا اونِ - چان

... فکر کنم

. یه کم دیر رسیدیم

. درست بعد از اینکه شما رفتین ، این اتفاق افتاد

. متاسفم

نه ، حتی بابا هم میگفت

. همین که تونست قبل از مرگش تو رو ببینه ، واسش کفایت میکرد

. و دلش هم نمیخواست که بعد از مرگش بری دیدنش

! اما خدا رو شکر ! آخ جون که کاسکا اونِ - چان رو پیدا کردی

، اگه پیداش نمیکردی . همش میوفتاد تقصیر من

هی ، حالا میخوای چیکار کنی ، گاتس ؟

تو که نمیخوای دوباره کاسکا رو بزاری و بری ، مگه نه ؟

. بیا همینجا همه با هم زندگی میکنیم

! بخدا اگه بمونی هم برا خودت خوبه هم برای کاسکا ، اونم دیگه فرار نمیکنه

. آره

بگو به خدا ؟ بگو دروغ نمیگم ؟

! قول دادی ها

. باشه

! آخ جون

مطمئنی ؟

! آخ جون ! آخ جون ! آخ جون ، آخ جون

. یه قول خشک و خالی

! آخ جون

. دل خوش کنی یه چیزی گفتم

! ایول ! آخ جون

... به محض اینکه کاسکا رو برگردونیم

. نه

، حتی همون موقع که واسه برگردوندنش شمشیر کشیدم

... من

، وقتی جلو روم ظاهر شد

. تو اون شکل و شمایل شیطانیش نبود ، یه انسان بود

. درست مثل همون موقع شده بود که قبلنا بود

، لحظه ای که دیدمش . تمام نفرتم رو واسه یه لحظه فراموش کردم

! و همینه که بخشش پذیر نیست

. یه سفر بی مقصد بود

. هر چی باهام بود یه مُشت شایعات مزخرف بود و یه حضور کمرنگ از داغ ـم

... نمیدونستم کجاست

، نه ... من تو این دنیا دنبال سرنخی ازش نبودم . از بین ارواح مردگان دنبالش بودم

. اما حالا ، اون تو همین دنیایی که من هستم

. رو همین زمینی راه میره که من میرم

! به همون شعاعی که شمشیرم حرکت میکنه

. الان یادم افتاد ، ولی یه مهمون هم داریم

مهمون ؟

. آره ، انگار یکی از آشناهای قدیمی ریکرت ـه

، میگفت که وقتی ریکرت سرباز بوده با هم دوست بودن

. اینجوری باشه فکر کنم تو هم بشناسیش

. موهای بلند نقره ای داره

، خیلی هم خوشگله ! اول دیدمش فکر کردم زن ـه

. عین فرشته ها میمونه

. هنوزم باورم نمیشه

. اون روز ، هیچکس جز گاتس و کاسکا برنگشتن

... جودو ، کوروکاس ، پیپین

... هیچکس

. نمیدونم اونروز چه اتفاقی افتاد

. گاتس هیچی به من نمیگه

... فکر میکردم همه چی تموم شده

! اما هر چی هم که بود ما دوباره همدیگه رو دیدیم

! گاتس

گاتس ؟

! یه لحظه وایسا

! از سر راه ـم برو کنار ، ریکرت

نه ! چطور میتونی یدفعه اینجور بهش حمله ور بشی ؟

! اون گریفیث ـه ... گریفیثِ ما

چطور میتونی ؟

! اون دیگه اون گریفیثی که تو میشناختی نیست

از چی حرف میزنی ؟

! فقط گوش کن و از سر راهم برو کنار

!نه ! بگو چه خبره ؟

. میبینم که ذره ای تغییر نکردی

. هنوزم قبل از اینکه حرف بزنی اول شمشیر میکشی

... نه ، در واقع

... لازم نکرده از من حرف بزنی

. دقیقاً مثل همون روزی میمونه که همدیگه رو دیدیم

، همون صورت ! همون لبخند ، همون صدا

حروم زاده ... اومدی اینجا که چی بشه ؟

. اومدم تو رو ببینم

. تو اون برج یه کم زیادی همه چی بهم ریخته بود

. برای همین چاره ای نداشتم جز اینکه باهات تنها صحبت کنم

، به نظرم رسید که اینجا از همه جا مناسب تره . انگار که گروه شاهین دوباره کنار هم جمع شده باشن

! چطور جرات میکنی اسمشونُ بیاری

... اومدم تا بفهمم

، اگه در مقابلت ، با این بدن جدیدم وایسم

. قلبم از جاش تکون میخوره یا نه

. اینطور که پیداس ... من دیگه آزادم

... هیچی

... واسه کاری که تو کردی

... واسه همه ی اونایی که بهشون خیانت کردی

!داری میگی حتی یه ذره هم واسشون حسی قائل نیستی ؟

. دلیلی نمیبینم که به رویاهام خیانت کنم

. همین و بس

. مشتاق دیدار ، شمشیرزن سیاه پوش

! زاد

چی شده ، کاسکا اونِ - چان ؟

! وجودی که حس میکنم

تونست با یه حرکت جلوی اون شمشیر گنده مُنده ی گاتسُ بگیره ؟

این یارو دیگه کیه ؟

، برخلاف پیش بینی من ، خوب تونستی قسر در بری

! همین بدجوری سرشوقم میاره ، بچه دماغو

. خیلی عالیه

. به عنوان یه انسان ، خیلی خوب تونستی خودتُ رو فرم نگه داری

، بعد از اینکه تونستی از اون کشتارگاه جون سالم به در ببری . همیشه دلم میخواست واسه یه بارم که شده باهات رو در رو بشم

قضیه چیه ؟

تو چرا با گریفیثی ؟

! از سر راه ـم برو کنار

. طرف حساب من گریفیث ـه

. حرفات کار به جایی نمیبره . اگه میتونی با زور و بازوت راهُ باز کن

More Farsi Persian subtitles for Berserk

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left