The first 200 lines.
_رفقا و پول_ چگونه پول راه خود را از ميان "پردهي آهنين" باز کرد
اين مستند که به همراه سريال پخش شد Deutchland86
در پیِ نمایش راهکارهاي شديد آن زمان آلمان شرقي براي نجات از ورشکستگي ميباشد
"کِيپ تاون، آفريقاي جنوبي"
دشمنان هميشه اوني نبودن که نشون ميدادن
آماده بودن حتي تا با همديگه هم کار کنن
اگر به نفعشون بود
و آماده بودن به ما دروغ بگن
بگن که ما هيچوقت همکاري نداشتيم
که "ما براي آزادي اجتماعي شما "داريم ميجنگيم
حالا در اون تاريخ ما" هر کسي که باشه"
....به نظرم نشونهي واضحيه که
در بين تمام طرفين دورويي هست
انگار در سال 1986 دنيا در صلح و صفا بود
بين دوتا ابرقدرت تقسيم شده بود
يک طرف؛ کمونيست ها بودن
و آنطرف هم دشمنان اونها
(سرمايه گراها (کاپيتاليست
ولي اين فقط يک روي حقيقت بود
"!درود بر آلمان شرقي"
ما فريب خورده بوديم فکر کنم مثل همهي مردم دنيا
تاريخ تحريف شدهاي رو به خوردمون داده بودن
کمونيستها سرمايه داري رو شيطان ميدونستن
وبقيه هم به اونا ميگفتن شيطان
ولي همه يه رازي رو مخفي ميکردن
...رازي که
اونها رو خيلي شبيه دشمنانشون ميکرد
...به اين داستان فوقالعاده
در مورد انتقال سلاح و مهمات ...از آلمان شرقي
و اين کشتي اسرارآميز به نام "پيا وستا" برخوردم
کجا ميرفت؟
....اين دستان
داستان بزرگترين دروغهاي قرن بيستم است
...اين داستانِ
روابط مخفيانه در جنگ سرد است
هيچ اخلاقي نبود اگه معامله قانونيه، انجامش بده
مساله هميشه پول بوده نه سياست
"رفقا و پول" "معاملات مرموز در زير پردهي آهنين"
.... به عنوان جواني که
در آخرين سالهاي رژيم آپارتايد زندگي ميکردم
و البته به عنوان سفيدپوست جواني که در مدرسه ها درس ميخوندم
...ميتونم بگم که در معرض
مستقيم اين نوع تبليغات بودم
پيامهايي در مورد (تهديد سرخها(کمونيزم
که مدام بيشتر و بيشتر ميشد
:و البته پيام رژِيم اين بود که
اتحاد جماهير شوروي "امپراطوري شيطان" است
براي آپارتايد آفريقاي جنوبي
من "روني کاسريلس" هستم
در ژوهانسبورگ در آفرقاي جنوبي متولد شدم
...وقتي در مبارزهي آزاديبخش
عليه رژيم آپارتياد وارد شدم جوان بودم
...چندين بار هم در دولت دموکراتيک
وزير بودم
وقتي که آقاي ماندلا رئيس جمهور بود
و چندين مقام ديگر تا سال 2008
خب. آپارتايد چي بود؟
آپارتايد نژادپرستيِ حکومتي بود
بر اساس کنترل، استثمار
و ظلم در حق اکثريت سياه
به دست جمعيت سفيد
که تخمين زده ميشد، فقط ده درصد مردم هستن
"وقتي فاجعهي "شارپويل اتفاق افتاد
من 21 سال سنم بود
و شوک بزرگي بهم وارد شد
ملت سياهپوست آفريقا داشتن به آرامي تضاهرات ميکردن
...بر عليه اين اسناد
و اين مدارک شناسايي که زندگيشون رو تحت کنترل داشت
،و در يک لحظه 69 نفر کشته شدند
و 250 نفر ديگه زخمي شدند
ايدئولوژي من به عنوان بخشي از معترضان عمومي همونجا تموم شد
و تبديل شدم به بخشي از درگيري مسلحانه
و در ابتدا در عملياتهاي تخريبي درگير شدم
بر ضد رژيم آفريقاي جنوبي
عليه اين نمودهاي قابل رويتِ آپارتايد
و ادارات و موسسات آپارتايد
ما خودمون هيچ اسلحهاي نداشتيم
همه چيز به دست رژيم سفيدپوست آپارتايد احتکار شده بود
يه آفريقايي در آفريقاي جنوبي حتي نميتونست يه تپانچه داشته باشه
... قادر بوديم کشورهاي سوسياليست
مثل آلمان شرقي رو جذب کنيم
...که بسيار آماده بودند
که آموزش و سلاحي که لازم داشتيم رو براي ما آماده کنند
...کمپهاي اموزشي بزرگي
در جنگلها و بيشه زارهاي آنگولا داشتيم
....و قادر بوديم تا خوراک، لباس نظامي
کلاشينکف
و ساير اسلحههاي سبک مثل خمپاره
و آر پي جي دريافت کنيم
و اينها از طريق بندرها به دست ما ميرسيد
(مانند داراسلام (تانزانيا
و البته لواندا، در آنگولا
مفتخرم تا به شما صميمانهترين درود
...و تبريکات
از جانب کارگران جمهوري دموکراتيک آلمان را عرض کنم
حمايتي که از آلمان شرق دريافت ميکرديم
از جان و دل بود
و ميخوام بگم، من جزو معدود سفيدپوستهاي اونجا بودم
و بيشتر مردم سياه بودند
...و براي اونها، براي آموزش ديدن
در کشوري که مقاماتشون ....عادلانه باهاشون برخورد ميکردن
و خيلي مهربون بودن و اونها رو تحقير نميکردن
که زنان سفيدپوست روي يک ميز براشون غذا ميآوردند
مردم همهي کارها رو با هم توي آشپزخونه انجام ميدادن
.باهم نظافت ميکردن اين بسيار شگفت آور بود
،ولي مهمتر از اينها نمايش خودمون در مبارزه بود
ما گروهاي مسلح خودمون در آفريقاي جنوبي رو پيشرفته کرديم
...پس مبارزه واقعاً داشت
وارد مرکز حکومت آپارتايد ميشد
...جنگ بر ضد آپارتايد
براي سرزمينهاي سوسياليست ماموريت مهمي بود
...همزمان، سران ابرقدرت هاي جهان
بحث بر سر خلع سلاح هستهاي را شروع کردند
...رئيس جمهور ايالات متحده
با رهبر اتحاد جماهير شوروي دست داد
ولي اينها براي سال 1986 کافي نبود
و هيچ توافقي به عمل نيامد
جنگ سرد هنوز گرم بود
...ايالت هاي آفريقاي جنوبي
تبديل به ميدان جنگ ابرقدرت ها شده بود
سيا" و ساير سازمانهاي اطلاعاتي"
به طور پنهاني از رژيم آپارتايد حمايت ميکردن
،شورويها آلمان شرقي و کوبايي ها
طرف ديگر را حمايت ميکردند
ولي اين تمام حقيقت نبود
...ميتونستي گهگداري بشنوي
... و معمولاً
در رسانههاي غربي ...نشان داده ميشد که
...شوروي يا آلمان شرقي يا چين
مشغول تعدادي معامله هستند
ولي باور نميکرديم
مطمئن بوديم که تحريم آفريقاي جنوبي حتميه
وقتي طرفشون کشورهاي سوسياليست باشه
به نظر ميرسه که در دههي 1980
درست هنگامي که ...نظامي سازي در حال وقوع بود
و تحريم هاي تسليحاتي عليه ...رژيم آپارتايد آفريقاي جنوبي
...کم کم نتيجه ميداد
که ميل شديدي به بازارهاي جديد بود
...و بلوک شرق خيلي
به معامله با رژيم آپارتايد علاقهمند بود
من و همکارانم
بر روي آرشيوهايي کار کرديم
که اطلاعات نظامي آفريقاي جنوبي طبقه بندي کرده بود
توي يکي از اون اتاقهاي خاک خورده نشسته بوديم
و به اين سند باورنکردني رسيديم
که در مورد مردي با اسم اشتارکمان" صحبت ميکرد"
که هيچوقت اسمش رو نشنيده بوديم
...جلسهاي بين آفريقاي جنوبي
و افسران ارشد اطلاعات فرانسه بود
...و آفريقايي ها گفته بودند که
"اشتارکمان" به آنها بيست ميليون دلار بدهکاره
بازار چنين چيزهايي خيلي از الان کوچيکتر بود
...و اون زمان خيلي تبادل مالي
بين کشورها نبود
هميشه دلال هايي اين وسط براي جوش دادن معامله بودند
"دلال"
اون زمان، ده نفري مثل من وجود داشت
همين
در 1986
...افرادي به ديدنم اومدند که
نمايندهي نيروي ويژهي ارتش آفريقاي جنوبي بودند
يک کشيش و يک ژنرال ارتش
که به همراه يک سياستمدار بودند
ميخواستن سلاح بخرن تا بفرستنشون آنگولا
سلاحهايي که ميخواستن ساخت شوروي بود
که ميگفتن ميشه در برلين شرقي خريدشون
"ايستگاه "فردريش تراس
با يه دوست تماس گرفتم
"يک آلماني به اسم "هاينز پولمن
اون با "ايمس" در ارتباط بود که شاخه اي از اشتازي (اطلاعات شرق) بود
"توي يه خيابون در "فريدريش تراس در برلين با هم ملاقات داشتيم
يک ماشين من رو از مرز رد کرد
و مستقيم به دفتر برد
ازشون در مورد اجناسي که آفريقاي حنوبي ميخواد سوال کردم
...توضيح دادن که
نميتونن اين اجناس رو به آفريقايجنوبي بفرستن
گفتم که ديگه اشکال نداره
و اجناس ديگه رو هم ميخرم
و گفتن هرچي که ميخوام رو جور ميکنن
ديگه جزئيات بيشتري رو صحبت نکرديم
ولي اونها احمق نبودن
دقيقاً ميدونستن ميخوام ازشون تسليحات بخرم
که اونور آبها براي جنگ با کمونيست استفاده ميشدند
برلين شرقي حدود هفت ميليون دلار گرفت
پول از آفريقايجنوبي فرستاده شد
به بانکي در لوکزامبورگ
لوکزامبورگ پول رو به اسپانيا ميفرستاد
چون از اونجا انتقال آسونتر بود
...از اسپانيا مستقيماً ميفرستاديمش به
بانک ملي برلين شرقي
بکي از اولين چيزهايي که ميخواستيم کشفش کنيم
نه تنها چگونگي فرستادن سخت افزارها ... به اونسر دينا
بلکه تعقيب رد پولها هم بود
...حسابهاي بانکي که براي
کارخانجات سلاح در فرانسه ...يا ايتاليا يا انگليس
...يا براي "سيا" استفاده شده بود
...دقيقاً همون حسابها
...براي انتقال پول بين
کشورهاي کمونيست و آفريقاي جنوبي هم استفاده شده بود
...جالبه که اونها
No comments yet. Be the first to leave one.