Honey Bunch

Honey Bunch

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Honey Bunch 2025 1080p AMZN WEB DL DDP5 1 H 264 translated 2026
A Commentary by Don Milo

Tags

webdl
Published on: 2026-02-15
Downloads: 29
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏‫عاشقتم.‬

‏‫- سلام. - چقدر بیهوش بودم؟‬

‏‫دیگه تقریباً رسیدیم.‬

‏‫سرت چطوره؟‬

‏‫سرم؟‬

‏‫گفت که میگرن داشتی.‬

‏‫اوه، نه،... دیگه خوب شده.‬

‏‫من فقط...‬

‏‫اوه، واقعاً حس می‌کنم گیجم.‬

‏‫خب، گفتن که فعلاً این طبیعیه.‬

‏‫- واقعاً؟ - اوهوم.‬

‏‫داریم می‌ریم پیش مامانت؟‬

‏‫یادت نیست؟‬

‏‫نه.‬

‏‫یادت میاد تو بیمارستان به هوش اومدی؟‬

‏‫آره.‬

‏‫داریم می‌ریم به همون مرکز تروما که دکترت پیشنهاد داده بود.‬

‏‫آره، درسته، یادم اومد.‬

‏‫یه لحظه فکر کردم دچار مرگ مغزی شدی...‬

‏‫...و رو دستم موندیا، عزیزم.‬

‏‫هی، خیلی حرفت تلخ بود رفیق.‬

‏‫یکی دیگه از اون‌ها لطفاً.‬

‏‫هی. قوی باش عزیزم.‬

‏‫تو از این بدترهاش رو هم پشت سر گذاشتی.‬

‏‫یعنی الان مثلاً من «اودیسه» هستم؟‬

‏‫ببخشید.‬

‏‫خیلی خوشحالم که ما رو راحت پیدا کردین.‬

‏‫بیشتر مردم خروجی رو رد می‌کنن.‬

‏‫جامون حسابی مخفیه.‬

‏‫تو این‌جا چطوری راهت رو پیدا می‌کنی؟‬

‏‫آه، الان مثل هزارتویه، ولی طی چهار روز آینده،‬

‏‫برات مثل خونه خودت می‌شه.‬

‏‫خب، نتایج آزمایشات «جی‌سی‌اس» شما این‌جاست.‬

‏‫آسیب مغزی‌تون در حد متوسطه، که امیدوارکننده‌ست.‬

‏‫می‌بینم که بعد از کما، گاهی دچار فراموشی مقطعی می‌شید،‬

‏‫و به ران چپ‌تون هم آسیب فیزیکی وارد شده.‬

‏‫حس پیرزن‌های ناتوان رو دارم.‬

‏‫این‌قدر نگران به نظر نرس.‬

‏‫تکنیک‌های دکتر «ترفین» نوآورانه هستن.‬

‏‫من این‌جا شاهد تغییرات واقعی و بزرگی بودم.‬

‏‫جات امنه.‬

‏‫اگه جواب نداد چی؟‬

‏‫جواب می‌ده عزیزم.‬

‏‫- اگه نشد چی؟ - حتماً می‌شه.‬

‏‫اوه، حتماً می‌شه. اگه به برنامه ایمان داشته باشی،‬

‏‫حالت بهتر می‌شه.‬

‏‫این قولی هست که «ترفین» بهت می‌ده.‬

‏‫بفرما، اینم از این.‬

‏‫هی، یه فکری دارم.‬

‏‫چطوره این رو یواشکی ببریم بالا؟‬

‏‫و یه نقش‌بازیِ کوچیک با یه مریضِ دمانس راه بندازیم؟‬

‏‫حواست به هدفت باشه، هیز.‬

‏‫یعنی این یعنی نه؟‬

‏‫آره، این یعنی نه.‬

‏‫عزیزم؟‬

‏‫خرگوش مینیاتوری.‬

‏‫خوبی؟‬

‏‫اینجا درد می‌کنه؟‬

‏‫- اوم-هوم. - خیلی‌خب.‬

‏‫حالا، باید هر روز صبح این کار رو انجام بدی.‬

‏‫بله، خانم.‬

‏‫اون کیه؟‬

‏‫آه. این «جوآن» ماست.‬

‏‫همسر دکتر تریفین.‬

‏‫اوه، کاش اون موقع با هم می‌دیدیشون.‬

‏‫خیلی با هم جور بودن و دیوانه‌وار عاشق هم.‬

‏‫اوه، وقتی فوت کرد همه‌مون داغون شدیم.‬

‏‫چی شد؟‬

‏‫خب، یه تراژدیِ وحشتناک بود.‬

‏‫یه...‬

‏‫می‌دونی، تو اولین کسی هستی که سراغش رو می‌گیری.‬

‏‫تمام کارهای دکتر تریفین وقفِ جوآن شده بود.‬

‏‫عشقشون توی تار و پودِ این عمارت ریشه دوونده.‬

‏‫بسیار خب. تموم شد.‬

‏‫با هم تلاش می‌کنیم تا حالت رو خوب کنیم، باشه؟‬

‏‫حالا به من نگاه کن.‬

‏‫حالت بهتر می‌شه.‬

‏‫تکرار کن.‬

‏‫حالم بهتر می‌شه.‬

‏‫دکتر تریفین بیش از یک دهه است که‬

‏‫روی این روش درمانیِ تحریک حسی کار می‌کنه.‬

‏‫این روش مخصوصاً طراحی شده‬

‏‫تا به درمان دمانس و از دست دادن حافظه کمک کنه،‬

‏‫و نتایجش هم واقعاً فوق‌العاده بوده.‬

‏‫فقط یه حبه قنده، عزیزم.‬

‏‫هدف اصلی ما اینه که کاری کنیم روز حادثه رو یادت بیاد.‬

‏‫آماده‌ای؟‬

‏‫چی؟‬

‏‫این نورپردازی من رو ترسناک نشون می‌ده؟‬

‏‫ماه شدی.‬

‏‫یه چنگالِ سالاد...‬

‏‫بزرگ می‌شه و تبدیل به چنگالِ شام می‌شه.‬

‏‫کاملاً واضحه.‬

‏‫یه کاردِ شام برای گوشت و ماهی.‬

‏‫کاردِ کره نباید به بشقاب بخوره.‬

‏‫حالا قاشق رو بذارید...‬

‏‫بالای ماه.‬

‏‫«دلوین» چند سال پیش دچار ضربه‌مغزی شد.‬

‏‫اونا گفتن که دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونه حرف بزنه،‬

‏‫و حتی دیگه من رو هم نمی‌شناسه.‬

‏‫ولی تریفینا نجاتش داد.‬

‏‫ازدواجمون رو نجات داد، نجاتمون داد...‬

‏‫خب، در واقع خیلی چیزها رو نجات داد.‬

‏‫منظورم اینه که، کل این‌جا حول محور عشق اون‌ها می‌چرخه.‬

‏‫می‌دونی، دکتر و جوآن.‬

‏‫اوه، باید می‌دیدی چقدر به هم می‌اومدن.‬

‏‫اون‌ها واقعاً نیمه گمشده همدیگه بودن.‬

‏‫اوو. واقعاً می‌شه تو این فضا حسش کرد.‬

‏‫اون نقاشی‌ها کادوی سالگرد بودن.‬

‏‫اون هر سال یکی می‌گرفت.‬

‏‫آره، اون رسماً توی تمام اتاق‌ها هست،‬

‏‫و حواسش بهمون هست.‬

‏‫به هر حال، من برم سراغ کارم.‬

‏‫آدم‌هایی که کلمه "نیمه گمشده" رو به زبون میارن...‬

‏‫باید تیرباران بشن.‬

‏‫پس، فکر نمی‌کنی ما نیمه گمشده همیم؟‬

‏‫فکر می‌کنم این ایده یه کم سطحی‌نگرانه‌ست.‬

‏‫یعنی حس نکردی... نمی‌دونم...‬

‏‫مثلاً یه ارتباط خاص همون اولین باری که همدیگه رو دیدیم؟‬

‏‫- ازت خوشم اومد. - اوه، چه عالی.‬

‏‫«ازم خوشش اومده». واقعاً که چه استاندارد بالایی!‬

‏‫و بعدش عاشقت شدم.‬

‏‫یه دل نه صد دل عاشقت شدم.‬

‏‫ولی این‌طوری نبود که، می‌دونی...‬

‏‫خب، من یادمه.‬

‏‫یادمه داشتم از جلوی کلاست تو طبقه چهارم رد می‌شدم،‬

‏‫بعد سرم رو بلند کردم و این مردِ عجیب‌وغریب رو دیدم‬

‏‫که از پنجره آویزون شده بود و داد می‌زد،‬

‏‫"اگه هیچ‌کدوم از شما دانشجوها جواب رو بهم ندین،‬

‏‫خودم رو پرت می‌کنم پایین، لعنتی!"‬

‏‫بعدش با هم روبرو شدیم، و پیش خودم گفتم،‬

‏‫"هوم. این همون مردیه که می‌خوام."‬

‏‫ولی، منظورم اینه که، تو فقط پیش خودت گفتی،‬

‏‫"هوم، عجب تیکه‌ایه!"‬

‏‫- این یادت هست؟ - اوهوم.‬

‏‫خب، داری اشتباه یادت میاد‬

‏‫چون طوری نگام کردی انگار‬

‏‫کاملاً عقلم رو از دست دادم.‬

‏‫نه، خیلی دیر دوزاریم افتاد.‬

‏‫خب، دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدنه، عزیزم.‬

‏‫اینم از من.‬

‏‫من رو باز کن. لذتش رو ببر.‬

‏‫اینجا پر از پروتئینه.‬

‏‫چربی‌های خوب هم داره.‬

‏‫نیمه‌های گمشده.‬

‏‫اوایل همه‌چیز همیشه راحته، نه؟‬

‏‫همه‌چیز مثل تقدیر و سرنوشته.‬

‏‫ولی بذار یه چیزی بهت بگم.‬

‏‫وقتی تمامِ رویِ اون آدم رو دیدی‬

‏‫و باز هم به سمتش برمی‌گردی،‬

‏‫این یعنی رمانتیک بودن، عزیزم.‬

‏‫بفرمایید، رسیدیم.‬

‏‫حالا، تمام وعده‌های غذایی‌تون طوری تنظیم شده‬

‏‫که به سم‌زدایی بدنتون کمک کنه.‬

‏‫نوش جان.‬

‏‫فقط می‌رم از دستشویی آقایون استفاده کنم.‬

‏‫چنگال سالاد بزرگ می‌شه و تبدیل می‌شه به یه چنگال غذاخوری.‬

‏‫این‌طوری باید باشه.‬

‏‫چنگالت رو بذار پایین.‬

‏‫بعدش قاشقت رو بذار‬

‏‫بالای ماه.‬

‏‫کاردِ غذاخوری برای گوشت و ماهی.‬

‏‫بعضی وقتا به کلمات نیاز دارم.‬

‏‫حتی اگه هفته‌ای یه بار بگم.‬

‏‫چنگال سالاد بزرگ می‌شه و‬

‏‫به یه چنگال غذاخوری تبدیل می‌شه.‬

‏‫کاملاً واضحه.‬

‏‫فکر می‌کردم وقت بیشتری داشته باشه.‬

‏‫اوه، وقت بیشتری داره.‬

‏‫باید همین امشب باشه.‬

‏‫می‌دونم.‬

‏‫متأسفانه هیچ کاری از دستمون برنمی‌آد.‬

‏‫دیگه به آخرِ خط رسیده.‬

‏‫سلام عزیزم.‬

‏‫اینا مال منه؟‬

‏‫اوه، تازه از بیمارستان رسیده بودن،‬

‏‫و نتونستم جلوی خودم رو بگیرم و یه نگاهی بهشون نندازم.‬

‏‫توی راهرو خوردیم به همدیگه.‬

‏‫داشتم خبرای خوب رو به هومر می‌گفتم.‬

‏‫نه لختگی، نه توموری.‬

‏‫فوق‌العاده‌ست.‬

‏‫همه چیز واقعاً مثبت به نظر می‌رسه.‬

‏‫و قبل از اینکه یادم بره،‬

‏‫می‌خوام این رو بگیری.‬

‏‫این یه مهارکننده انتخابی کولین استرازه‌‬

‏‫که فرمولِ خودِ دکتر ترفینه.‬

‏‫دقیقاً قبل از خواب بخوریدش.‬

‏‫کمک می‌کنه بخوابید و‬

‏‫پیام‌رسان‌های عصبی مغزتون رو بازیابی کنید‬

‏‫تا بتونید اون خاطرات از دست رفته رو دوباره بسازید.‬

‏‫فکر می‌کنی چرا اون اسکن‌ها رو به تو نشون داد نه به من؟‬

‏‫هوم.‬

‏‫شاید چون من بزرگِ خاندانم‬

‏‫و اون ناخودآگاه ارزش‌های جنسیتی رو پذیرفته.‬

‏‫پیرزنِ سلیطه.‬

‏‫آره خب، قشنگ حس و حال خانم دانورز رو می‌ده.‬

‏‫موندنت...‬

‏‫توی مَندرلی چه فایده‌ای داره؟‬

‏‫چرا فقط...‬

‏‫خودت رو پرت نمی‌کنی؟‬

More Farsi Persian subtitles for Honey Bunch

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left