The first 200 lines.
تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی
چیزی که بیشتر از همه در مورد روز ولنتاین دوست دارم
داشتن انتظار برای چیزهای غیرمنتظرهست
که ممکنه اتفاقی شگفتانگیز بیفته
و شاید اون شخص خاص برگرده توی زندگیت
و مسیرش رو به سمت بهتری تغییر بده
« عــشــق دردنــاکــه »
سلام میلواکی روز ولنتاین از راه رسیده
و ما اینجا در دبلیوتیامسی 95.9 داریم عشق رو بین مردم پخش میکنیم
چه برنامهی یک شب رمانتیک رو ریخته باشین
یا میخواین به کسی نشون بدین چقدر براتون ارزش داره
ما هواتون رو داریم
با دبلیوتیامسی 95.9 همراه باشید
« بهترین رئیس دنیا »
صبح بخیر
- صبح بخیر - سلام ماروین!
- صبح بخیر! - خوشحالم میبینمت، مارو!
« میخوام خونهدار بشین! » « ماروین گیبل »
- سلام! - سلام ماروین!
« برای شما مبارزه میکنم! » « جف زکس »
« میخوام خونهدار بشین! »
یعنی چی آخه؟
زکس!
« مال من باش »
مشاور املاک فرانتیر میخوام خونهدار بشین
اَش، منم مارو
الان رسیدم خونهی امرالد اسپرینگز
یکی روی تابلوی دم حیاطم سبیل هیتلری کشیده بود
هیتلری!
- باورت میشه؟ - خجالت بکش
حتماً کار جف زکس از "پیک پوینت"ـه که داره سربهسرم میذاره
داره به سرم میزنه برم اونجا...
و چیکار کنی، مارو؟
براش شام درست کنی؟
طرف کمربند مشکی داره
میتونه با انگشت شستش لهت کنه
توی دفتر خبری نیست؟
فقط مهمونی ولنتاین دفتر بهراهه
اگر یه ریسه بیفته روی میزم
تا جایی میکنمش تو کونت
که قلب برینی
میکشمت
عجب. چقدر خوشخلقی
واقعاً... فکر نکنم دیگه تحمل این وضع رو داشته باشم، مارو
- تحمل چی؟ - همهچی، میدونی؟
کار. زندگی
هیچ امیدی نیست
و حس... حس مریضی دارم
مریض نیستی، اَش فقط افسردهای
درکت میکنم
احساس تنهایی کردن توی روز ولنتاین کاملاً طبیعیه
ببین
هر روز یه فرصت برای تغییر زندگیته
اگر شاد نیستی یجوری تغییرش بده
مارو، الان واقعاً نیازی به
جملات انگیزشی ندارم، بیخیال شو
جدی میگم
یه آشپزخونهی مجهز دارین
با درجه یکترین وسایل
و یه فضای زیبا برای صرف صبحانه با خانواده
میدونین، یادمه وقتی خونهی خودم رو خریدم چه حسی داشتم
انگار برای اولین بار در زندگیم
یه چیزی واقعاً تمام و کمال مال من بود
همچین چیزی یه حس آزادی خاصی به آدم میده، میدونین؟
حتی اگر یکم بیشتر نباشه
میخواین بدونین کدوم بخش از کارمو بیشتر از همه دوست دارم؟
میتونم اون اتفاق رو...
اون اولین حس آزادی رو بارها و بارها تجربه کنم
از طریق افراد نازنینی مثل شما
برای همین میخوام شما خونهدار بشین
سادهست
از تمام وجودم براش مایه میذارم چون بامعناست
و چون بامعناست، زندگی من معناداره
اگر چیزی رو پیدا کردی که بهش علاقه داری برو دنبالش
تو به چی علاقه داری، مارو؟
شغلم، معلومه
وای خدا، چه غمانگیز
- کلوچه میخوری؟ - نه
اَش، من رئیستم که یعنی تو باید به حرف من گوش کنی
سلام دبرا، کلوچه میخوری؟
آره میخوام. ممنون مارو
- توبی، سلام! خوشحالم میبینمت - سلام
- کلوچه میخوری؟ - عه کلوچه
- سلام جنی - ممنون مارو، اینا خیلی خوشمزهن
خیلیخب، حالا که حرف از رئیس شد
یکم پیش کلیف اومد کارت داشت
واقعاً؟ گفت چیکار داره؟
نه، رفته جلسه. یکم دیگه میاد
- سلام. صبح بخیر. کلوچه میخوری؟ - بازم کلوچه آوردی؟ ممنون مارو
خب، خانم و آقای ریبر بابت خونهی امرالد اسپرینگز تماس گرفتن
خیلی زوج عجیب غریبی هستن
ولی میخوان یه نگاهی بهش بندازن
عالیه. باهاشون هماهنگ کن
بعد از بازدید عمومی امروز
- بنظرم خواهان زیاد داشته باشه - آره
ظاهراً یکی یه خاطرخواه مخفی داره « با عشق »
از طرف کیه؟ « من برگشتم! »
مارو، حالت خوبه؟
یهویی بهم ریختم
باید یه لحظه تنها باشم
باشه
مهمونی اداره یادت نره
"حیوان نفسی دوباره میکشد"
"و برای اولین بار از دیدن این میلهها شادمانم"
"این میلههایی که مرا از دست خودم در امان میدارند"
"که مرا از دست تو در امان میدارند"
"من به تو سنگ میدهم و تو کفهی ترازو را سنگین میکنی"
"تو برایم نمک آسیاب میکنی و من ناخنهایت را میچینم"
ریون؟
نظرت در مورد بند آخری چیه؟
چی؟
بند آخر
استعارهش زیادی گنگ بود؟
بنظرم بهتر از اینم میتونی بنویسی
« تقدیم به ناکلز » « با عشق »
برادرت ناکلز میخواد بدونه
چرا رز داره توی روز ولنتاین کارتهای عاشقانه میفرسته
میخواد اونو ببینه
کجاست؟
روحمم خبر نداره کجاست
بهم گفتن تو شاهد مرگش بودی
ولی...
هنوزم زندهست
بهت که گفتم، نمیدونم
همکارهات نمیدونن واقعاً کی هستی، مگه نه؟
و من حاضرم راز ناجورت رو حفظ کنم
به شرطی که چیزی که میخوام بدونم رو بهم بگی
رز کجاست؟
میدونم توام همین حس رو داری
و فقط بخاطر اون قلبهای دارچینی هم نیست که این مدت میخوردم
یهخرده افت کردی، گیبل
ای وای، گندش بزنن
مشاور املاک فرانتیر میخوام خونهدار بشین
نه، خونه دو طبقهست نمیتونیم یه طبقهش رو برداریم
ممنون
- سلام - سلام
حالت خوبه رفیق؟
وسط یه تمرین یوگای قدرتیم
میشه یه دقیقه بهم وقت بدی؟
آره، حتماً
گوش کن چی میگم
به ناکلز بگو نمیدونم کجاست
باشه؟
نباشه
گیبل! دقیقاً همون کسی که دنبالش میگشتم
پشمام پسر، چقدر بهم ریختهای
بیا توی دفترم میخوام باهات صحبت کنم
جایزهی سالانهی مشاور املاک برتر منطقه رو بردی!
موفق شدی!
تبریک میگم
میخواستم بیام شخصاً بهت بگم
میدونم این مدت چقدر از جون مایه میذاشتی
کلیف
پسر، چقدر پیشرفت کردی
بهت افتخار میکنم
ممنون
این...
این خیلی برام ارزش داره
نمیدونم چی بگم
اولین باری که همدیگه رو دیدیم کاملاً سردرگم و بیهدف بودی
حالا خودتو ببین
آخه... تا به هدف نرسیدی دست برنمیداری
ماروین؟
شرمنده...
میشه ماشینت رو قرض بگیرم؟
موتورم روشن نمیشه
آره، چرا که نه
بفرما
عه! داریم همدیگه رو بغل میکنیم
داریم همدیگه رو بغل میکنیم
خیلی چیزا بهم یاد دادی، کلیف فقط میخوام اینو بدونی
استاد فوق العادهای برام بودی
زندگیم رو عوض کردی
ماروین، نمیشه مردی رو عوض کرد که خودش دلش نمیخواد عوض بشه
بعداً میام ماشین رو ازت میگیرم
"دیوونهتم"، آره جون عمهت
چرا اینقدر بیاعصابی؟
اصلاً نمیخواد بیاد بیرون؟ تمام روز اینجا بودیم
پسر، زنت چطوره؟
برای ولنتاین چه برنامهای دارین؟
دوباره... منو از خونه انداخت بیرون
نه بابا
- جدی میگی؟ - آره
پشمام
گفت یبوست احساسی دارم
"جیگرطلا"
قبلاً به این اسم صدام میکرد، خب؟
باشه، حالا هرچی
جیگرطلا بابا
ببین، شاید بهتر باشه بهش زنگ بزنی
و ازش عذرخواهی کنی بابت اینکه اینقدر...
بابت اینکه اینقدر یبوست داری، میدونی؟
آره، شایدم بهتر باشه تو بیای کونمو درسته بخوری
شاید بهتر باشه بزنم سیاه و کبودت کنم
آره، شاید بد نباشه سعی کنی
- میدونی...؟ - چی گفتی حرومی؟
شاید... شاید واقعاً همینکارو کردم
هی، هی، هی، هی، هی
اون خودشه؟
- چیه؟ - سلام مرلو
No comments yet. Be the first to leave one.