The first 200 lines.
مربی: یه آدم توی یه دنیای متمدن به دنیا میاد
و این فقط یه نقابه که ماهیت واقعیش رو ازش مخفی میکنه
حیوانات
مربی: شکارچیها و قاتلهای لعنتی
طبیعت شما رو اینطوری طراحی کرده
توی ۴۵ دقیقهی بعدی
باید اون خودِ حیوانیِ کاملتون باشید
این یه بازیِ کوفتی نیست
این زندگیه
بحثِ بردن یا باختن نیست
بحثِ زنده موندن یا مُردنه
تبریک میگم مربی. ممنون
خیلی خب، خیلی خب
دمتون گرم، انجامش دادید. بیاید دیگه، شما یه تیمید، موفق شدید
وای خدا، به زور میتونم تا رسیدن به خونه صبر کنم
چی؟
خوشحالم که اومدی
میدونم همیشه سرت با کار شلوغه
سالگرد ازدواج مامان و بابا؟ معلومه که میاومدم
میدونی، اونقدرها هم که فکر میکنی حافظم بد نیست
میخواستم برات گل بگیرم
ولی توی هواپیما اجازه نمیدادن
واسه همین به جاش اینو برات گرفتم
خب، یالا... بوشون کن
سالگردتون مبارک. سالگردتون مبارک
راسته اون چیزی که میگن؟
اینکه بابا یه قانونی داره؟
قانون؟
رابطه تعطیل
اِوا، تو دیگه الان بالغی
فقط بگو میخوای بدونی میتونن با هم سکس کنن یا نه. هیس
بیخیال، فقط با من بگو... سکس
نمیتونم
پس بابا چطوری یه همچین چیزی رو اجرا میکنه؟
خیلی بد
شوخی میکنی
هی، من که فوتبال بازی نمیکنم
صبر کن، وایسا، یعنی داری میگی که اصلاً به کاندوم اعتقاد نداری؟
وایسا، من نمیفهمم
من متوهمِ لعنتی نیستم، منظورم این نبود
من از "تروژان" استفاده نمیکنم، این یه اصله
چرا؟
واقعیتِ تاریخی؛ یونانیها به نفوذ توی دفاعِ تروژان معروفن
وای خدای من
هی، تو یونانی هستی، با حرف برادرت موافقی؟
من یونانی هستم ولی احمق نیستم
فقط آروم باش. خونسردیت رو حفظ کن
واو. این فصل چند تا کارت زرد گرفتی؟
بیسر و صدا
آره، بیسر و صدا
هواپیماهای لعنتی، پسر
میدونی اگه جای تو بودم چیکار میکردم؟
چشمات رو ببند. جدی، چشمات رو ببند
یه نفس عمیق بکش... و یه چرت بزن
به محض اینکه هواپیما نشست زمین، بیدارت میکنم
واقعاً؟
چی؟
باید برم دستشویی
این رو میبینی؟ چی؟
یه مقاله درباره تیمه
میدونم، خوندمش
چه گندیه، نه؟
باید واضحتر بگی
خب، اونا فقط بیوگرافیِ فلیکس و اسلیم رو گذاشتن
فلیکس توی تعداد سیوها صدرنشینِ لیگه
آره، بعدش اسلیم؟
اسلیم گلِ پیروزیبخش رو مقابل ترکها زد
پاس گل رو به اسم من ثبت کردن، نه؟
پاس گلِ لعنتی؟ اون شوت به دروازه بود. مالِ تو بود
دیگه اصلاً مهم نبود. اون کاپیتانِتونه
همهاش چرته... و اگه از من بپرسی
کسی از تو نپرسید
هی. هی
چطوری دووم میاری؟
از بزرگراه کمخطرتره
هر بار همینو میگی ولی نمیدونم چرا هیچوقت اوضاع رو بهتر نمیکنه
یه ایدهای دارم
بابات کلاً ۱۰ متر اونورتره
میدونم... عاشقِ اینم که چقدر ازش میترسی
خب، اگه هنوز اعصابت خورده
تا یه ساعتِ دیگه به ارتفاعِ مایلـهای میرسیم
یادم میمونه
باید بمونه
چی یادت میمونه؟
هیچی
هیچی. نه
هی، فکر میکنی برسی؟
چی؟ تمرینِ دوشنبه
میتونی بیای؟
آره، نیمکت رو گرم نگه میدارم
خوبی؟
آره
پسر، قیافت خوب نیست. بیا، بشین
اینا چیه؟
خب، تو از پرواز خوشت نمیاد
اینا کاری میکنن که از پرواز خوشت بیاد
فکر میکردم مربیای، نه داروساز
ممنون
خوب بخوابی
میهماندار: کاپیتان چراغِ کمربندهای ایمنی رو روشن کرده
لطفاً به صندلیهاتون برگردید و کمربندها رو
یکی کمک کنه
اِوا
نفس بکش
نفس بکش
گرفتیش
اون هوات رو داره! من گرفتمش
هی، کانی
تا الان ۲۲ نفر مُردن
"سوی" زنده میمونه؟
من فقط یه تمریندهندهام
اون به بیمارستان نیاز داره، به دکترهای واقعی احتیاج داره
خوبی؟
دیگه کی زندهست؟
اسلیم
فلیکس
آرنی
و مارکیس، پاتون، مککنا
برادرم، النا و اِوا
فقط ۱۵ نفرمون موندیم
حالا چیکار کنیم؟
نمیدونم
بفهمیم چطوری زنده بمونیم
یه چیزی دیدم
فکر کنم بابام رو دیدم
همینجا منتظر بمون
اون پایین هیچی نیست
اصلاً راه نداره لعنتی
داشتم کمکم فکر میکردم خدایی وجود نداره
اوه
این مالِ مادرمه
متأسفم
درش بیار، اون مالِ بوتریه. خب که چی؟
خب که چی؟ اگه درش نیاری، گردنت رو خرد میکنم
آروم باش... چی؟
اون پیراهنِ بوتری رو پوشیده
هی... بوتری مُرده، پسر
باشه
ببین با این میتونی چیکار کنی
قهرمانِ من
داری چیکار میکنی؟
این رو ببین
حتی اونقدرها هم خیس نشده
یه مدت صبر میکنم بعد امتحانش میکنم
میخوام این جیپیاسِ لعنتی رو روشن کنم
اینجا هیچ دکلِ مخابراتیای نمیبینم
وضعیتِ تیم اصلاً خوب نیست
اسلیم، ما به یه نقشهی درست و حسابی نیاز داریم
این رسمِ کاپیتانی نیست. واسه من نطقِ لعنتی راه ننداز، باشه؟
من نخواستم اینطوری بشه
هیچکدومش رو
چی؟ چی
حالت خوبه؟ خوبم
کانی
چی شد؟
تو زدی تو گوشش؟
نه، من نزدمش
یه لحظه داشت حرف میزد، لحظهی بعد داشت خونریزی میکرد و افتاد رو زمین
ممکنه یه جور بیماریِ کاهشِ فشار باشه
این بلا سرِ ما هم میاد؟
نمیدونم... شاید
ولی باید بدنمون رو پرآب نگه داریم وگرنه بدتر میشه
چقدر بدتر؟
ازت میخوام حواست بهش باشه، باشه؟
آره
چطوره بریم جعبهی کمکهای اولیه رو بیاریم
چقدر داریم؟
کافی نیست
نمیتونم قانونها رو زیر پا بذارم. حتی برای تو، جورجی
هی
زود باش
دارم میام
این واسه یه هفتهمون غذا میشه
ما میریم دنبالِ بیشترش بگردیم! تکون نخور
تکون نخور و خودت رو نبازِ لعنتی
احمقِ لعنتی نباش! گرفتمش
بزن بریم
کِنی! کِنی
کدوم گوری میره؟ چه مرگته، کِنی
نه، نه، نه، نه! لعنتی
خیلی خب، گوش کن ببین چی میگم، باشه؟ من فقط غذا رو نریختم. اونجا یه کوسه بود
کدوم کوسه؟ هست دیگه پسر، من ول کردم
چرته، آرنی! آروم باش پسر
اون یه بزدلِ لعنتیه! هی
یه لحظه صبر کن
دستت رو از روی من بردارِ لعنتی
خودت رو کنترل کن
چی شده؟
کنی میگه یه کوسه دیده. واقعاً یه کوسه دیدم
اوه، چرندِ لعنتی! هیچ کوسهی کوفتیای ندیده
ترسیده حالا داره بهونه میتراشه
ازش بپرس با غذاها چیکار کرده
کدوم غذا؟
ما یه چرخدستیِ غذا رو خالی کردیم، دو تا کیسهی پر
حالا جریانِ آب بردهشون وسطِ دریا
من به زور میتونستم شنا کنم و یه کوسه هم اونجا بود، مجبور بودم فرار کنم
ولی جبرانش میکنم. تو میخوای جبرانش کنی
تا آخرِ امروز دیگه خبری از غذا و آب نیست
هی پسر، اینطوری نکن
کسی با این موضوع مشکلی داره؟
No comments yet. Be the first to leave one.