The first 200 lines.
تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی
« بـیـگـانـه: زمـیـن »
« هفده روز قبل از رسیدن به زمین »
مارو
هی، مارو، بیدار شو
سلام
امروز چه روزیه؟
فکر کنم پنجشنبهست ببین، باید...
روز تغییر شیفته؟
- چی؟ نه، گوش کن، یه... - چرا زنگ هشدار روشنه؟
برای همین... ای خدا میشه گوش کنی چی میگم؟
توی بخش قرنطینه آتشسوزی راه افتاد. چندان...
خاموشش کردیم ولی یه موجود فرار کرده. شایدم دو تا
خب، البته فرار که نه، گم نشده میدونیم کجا... فکر کنم یکیشون مُرده
هی، این سمتیه
دو تا از اون موجودات صدفمانند فرار کردن
میدونی، همون هشتپایی که انگشتهای دراز داره
و چسبیدن به کاپیتان دینزدیل و برانسکی
کاپیتان مُرده، ولی...
خب، خودت باید ببینی جفتشون رو بردم درمانگاه
برانسکی... زاوری گفت... گفت "آلوده شده"
که، درضمن... اون و برانسکی با هم رابطه دارن
خواب بودی و ندیدی فکر کنم یه هشت ماهی میشه
یه چیزی ضبط کردم اگر خواستی ببینی
خب، چیز خیلی خاصی نیست ولی زاوری دوست داره روش باشه که یجورایی سکسیه
باید یجور پروتکل تعیین کنیم
ببین عزیزم خیلی وقته دارم مشروب میخورم...
- آخه... - و یکم... یکم تنباکو میکشم
ولی مسئله این نیست
بیخیال. انگار تو...
- همیشه تقصیر منه. همیشه - آره، هست. واقعاً هست
چی شده؟
آقای مارو، لباس زیر تنته
- گفتم چی شده؟ - خب...
کاپیتان مُرده
آره میبینم
- ما... - بیخیال بابا
ممنون. من...
سعی کردم موجود رو ازش جدا کنم ولی گلوش رو خیلی محکم گرفته بود
برای همین ته دمش رو... بریدم
- و یهویی افتاد مُرد - خونشون اسیده
کلم گفت آتیشسوزی شده
آره، توی اتاق قرنطینه همراه هشدار، آبپاشها هم فعال شدن
کاپیتان دینزدیل اول از همه رسید اونجا خاموشش کرد. بعدش برانسکی رسید
حتماً دو تا از محفظههای قرنطینه باز بودن
و تخمهای بندپایان باز شدن
- دلیل آتیشسوزی چی بوده؟ - الان حالم بهم میخوره
ساکت
گفتم دلیل آتیشسوزی چی بوده؟
نمیدونیم
خب چرا محفظههای تخمها باز بودن؟
- مارو - نه
- دارم میزان خطر رو ارزیابی میکنم - اونم به وقتش
فعلاً کاپیتان مُرده و افسر علمیم آلوده شده
وقتی نمیتونیم ببریمش چطوری جداش کنیم؟
بازم میگم... پروتکلها خیلی واضح هستن
"هر خدمهای که با گونهی بیگانه تماس پیدا کند"
"باید تا پایان سفر در خواب انجمادی قرار بگیرد"
که دو هفته، سه روز و شش ساعت دیگهست
محض اطلاع شماهایی که لحظهشماری نمیکنین
یعنی میگی تا آخر سفر
با این که چسبیده به صورتش منجمدش کنیم؟
بقیهی موجودات در چه حالن؟
کلامیدیا، تو و چیبوزو برین باغوحش
و مطمئن بشین بقیهی موجودات توی محفظههاشون هستن
گفتم لطفاً به این اسم صدام نکن
من... من میخوام پیش برانسکی بمونم
شاید بتونم یه راهی برای خنثی کردن اسید یا بیهوش کردن موجوده پیدا کنم تا...
نـه
حق با "مارو"ـه
باید مطمئن بشیم بقیهی موجودات توی محفظههاشون هستن
وگرنه اوضاعمون خیلی از این بدتر میشه
تنگ کجاست؟
فکر کنم توی سالن غذاخوریه
بهش بگو به دکتر رحیم کمک کنه آقای برانسکی رو بذارن توی محفظهش
و جسد کاپیتان رو برای تدفین در فضا آماده کنن
- باشه - مارو
لباس بپوش و بیا کابین فرماندهی
جفتشون رو پرت کنین فضا و تمومش کنین بره
این نظر رسمی بخش مهندسیه؟
اینو بهت نگفت که
آتیشسوزی سیستمهای ناوبری و رلههای موتور رو نابود کرده
یعنی چی؟
یعنی قبلاً سفینهی فضایی بودیم و الان موشکیم
و داریم میریم سمت زمین
باید درستش کنین
آره، چشم بسته غیب گفتی
ولی چیزیمون نمیشه مگه نه رئیس؟
رئیس؟
هی، وایسا، وایسا، وایسا بذار اول اینجا رو بگردم
چراغهای صفحهی کنترل سبز هستن
اگر چیزی آزاد شده بود، قرمز میشدن
صحیح
بخاطر بیکفایتی بوده یا خرابکاری؟
داری ازم میپرسی یا داری بهم میگی؟
دارم میگم احتمال این دو مورد از همه بیشتره
مادر بهطور مرتب سیستم رو بررسی میکنه مهندسها تابآوری سیستمها رو آزمایش میکنن
ولی یهویی یه آتیش توی اتاق قرنطینهی خالی
دقیقاً توی صفحه کنترلی که سیستم ناوبری و سرعت رو کنترل میکنه راه افتاده؟
عمراً
هنوز هیچی نمیدونیم ممکنه بخاطر خرابی تجهیزات بوده باشه
باید وضعیت اضطراری سراسری اعلام کنی تا بتونم تحقیقات رسمی رو شروع کنم
میدونی اگر به همه بگم یه خرابکار توی سفینهست، چه وحشتی راه میفته؟
باید با مادر مشورت کنم
داشتی با برانسکی میخوابیدی
- منظورت...؟ - قوانین شرکت
رابطهی عاشقانه بین خدمه رو اکیداً ممنوع کرده
چطوری فهمیدی؟
من سرپرست حراست این سفینهم همهچی رو میدونم
ما فقط...
تو هیچوقت توی فضا احساس تنهایی نمیکنی؟
حواست پرته
- درست نمیتونی قضاوت کنی - یه لحظه وایسا
در صورتی که
افسر حراست باور داشته باشه کاپیتان موقت
تمام کارهای لازم برای محافظت از این سفینه رو انجام نمیده
میتونه خودش فرماندهی رو بهدست بگیره
کون لقت. این کارت شورشه
من مسئول سلامت و امنیت خدمهم هستم
و من مسئولم که این محموله رو صحیح و سالم به زمین برسونم
دستورات شرکت کاملاً واضح هستن
چه خدمه زنده بمونن چه نمونن
باشه. بیا با همدیگه بریم دیدن مادر
تو برو با کامپیوتر صحبت کن
من دستوراتم رو از خود یوتانی گرفتم
تنها چیزی که اهمیت داره محمولهست نه تو، نه من، نه گربهی کوفتی
پس، وضعیت اضطراری اعلام کن من میرم بخش حراست
یک پیروزی دیگر برای دشمنان خرد
یعنی چی؟
یعنی این حشرهی فضایی اثبات میکنه آدمای باهوش چقدر میتونن احمق باشن
اونقدر باهوشن که سفینههایی برای سفر در فضا بسازن
اتم رو بشکافن و ژنوم رو رمزگشایی کنن
ولی اونقدر احمق هستن که نمیفهمن نباید با خودت انگل ببری خونه
همم
مرد خوبی نبود
ولی هیچکس حقش نیست همچین بلایی سرش بیاد
اصلاً اینا رو میخوان چیکار؟
- ویلند-یوتانی؟ - آره
ای فسقلی پدرسوخته
بخاطر قدرت. همیشه بخاطر قدرته
پنج شرکت بزرگ همهچی رو کنترل میکنن، درسته؟
ولی شرکت ما میخواد از بقیه برتر باشه
برای همین ما رو فرستادن وحشتناکترین چیزها رو جمع کنیم
تا بتونن باهاشون همهچی رو دست بگیرن. فهمیدی؟
- درسته - آره، فهمیدی؟
- اوه - لطف کن اینو ببر. ممنون
بیخیال، تنگ دست از سر اون دختر بیچاره بردار
وگرنه کاپیتان رو خبر میکنم
کاپیتان مُرده
آتشسوزی
آتشسوزی
آتیش! آتیش!
آتشسوزی
آتشسوزی
آتشسوزی
آتشسوزی
آتشسوزی
رخنه در قرنطینه
آتشسوزی
- قضیه چیه؟ - نمیدونم پسر
رخنه در قرنطینه
رخنه در قرنطینه
هـی!
رخنه در قرنطینه
تو کی هستی؟
بهزودی میرسیم خونه، عزیزم
فکر میکردم قراره سنگ و اینا جمع کنیم
توی قرارداد اینطور نوشته بود نوشته بود پژوهش بیولوژیکیه
نه
نه، زمینشناسی تحقیق روی سنگ و ایناست
بیولوژی تحقیق روی حیواناته
گندش بزنن. واقعاً؟
مطمئنی؟
اینا رو از کجا میدونی؟
میخوای بخوریش یا نه؟
آره، فقط... میدونی... دارم سبک سنگینش میکنم
میدونستی اگر اینو نصف کنی و نصفشو برای بعداً نگه داری
هر نصفهش تبدیل به یه کیک کامل میشه؟
اینطوری دو تا کیک داری
وایسا ببینم، نه نصف کیک چجوری یه کیک کامله؟
بعلاوه، آخرین باری که اینکارو کردم تو نصفهی دیگهشو خوردی
این روش رو امتحان کرده بودم؟
رفیق، اگر نصف کیکم رو میخوای خب بهم بگو
داره بدون استفاده از راهروها
- توی سفینه میگرده - کی؟
باید نقشههای سفینه رو ببینم تمام مجراها و دریچهها
وایسا ببینم، یعنی میگی کسی سفینه رو آتیش زده؟
تعمیرات به کجا رسید؟
رلهها قطع شدن کابلهای ارتباطی باید تعویض بشن
چند روز طول میکشه، نه چند ساعت
هرکی بهگامون داده دقیقاً میدونسته کجا رو انگشت کنه
وایسا ببینم رئیس، یعنی میگه یکی عمداً سفینه رو خراب کرده؟
به هیچکس چیزی نمیگین، هیچکدومتون
پیروی نکردن از دستور مستقیم افسر حراستتون
در طی تحقیقات جنایی
منجر به از دست دادن کامل سهمتون میشه
باشه. دهنم قرصه. مشکلی نیست
واقعاً؟ آخه...
فیلم رو که دیدی ممکنه کار هرکسی باشه، نه؟
خرابکاری رو میگم. حتی من
No comments yet. Be the first to leave one.