Alien: Earth

Alien: Earth

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Alien Earth S01E05 In Space No One 1080p DSNP WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
A Commentary by HosseinEsmaily
🔴 30Nama | حسین اسماعیلی 🔴

Tags

webdl
professional_translation
Published on: 2025-09-03
Downloads: 122
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫« بـیـگـانـه: زمـیـن »

‫« هفده روز قبل از رسیدن به زمین »

‫مارو

‫هی، مارو، بیدار شو

‫سلام

‫امروز چه روزیه؟

‫فکر کنم پنج‌شنبه‌ست ‫ببین، باید...

‫روز تغییر شیفته؟

‫- چی؟ نه، گوش کن، یه... ‫- چرا زنگ هشدار روشنه؟

‫برای همین... ای خدا ‫میشه گوش کنی چی میگم؟

‫توی بخش قرنطینه ‫آتش‌سوزی راه افتاد. چندان...

‫خاموشش کردیم ‫ولی یه موجود فرار کرده. شایدم دو تا

‫خب، البته فرار که نه، گم نشده ‫می‌دونیم کجا... فکر کنم یکیشون مُرده

‫هی، این سمتیه

‫دو تا از اون موجودات صدف‌مانند فرار کردن

‫می‌دونی، همون هشت‌پایی ‫که انگشت‌های دراز داره

‫و چسبیدن به کاپیتان دینزدیل و برانسکی

‫کاپیتان مُرده، ولی...

‫خب، خودت باید ببینی ‫جفتشون رو بردم درمانگاه

‫برانسکی... زاوری گفت... ‫گفت "آلوده شده"

‫که، درضمن... ‫اون و برانسکی با هم رابطه دارن

‫خواب بودی و ندیدی ‫فکر کنم یه هشت ماهی میشه

‫یه چیزی ضبط کردم اگر خواستی ببینی

‫خب، چیز خیلی خاصی نیست ولی ‫زاوری دوست داره روش باشه که یجورایی سکسیه

‫باید یجور پروتکل تعیین کنیم

‫ببین عزیزم ‫خیلی وقته دارم مشروب می‌خورم...

‫- آخه... ‫- و یکم... یکم تنباکو می‌کشم

‫ولی مسئله این نیست

‫بیخیال. انگار تو...

‫- همیشه تقصیر منه. همیشه ‫- آره، هست. واقعاً هست

‫چی شده؟

‫آقای مارو، لباس زیر تنته

‫- گفتم چی شده؟ ‫- خب...

‫کاپیتان مُرده

‫آره می‌بینم

‫- ما... ‫- بیخیال بابا

‫ممنون. من...

‫سعی کردم موجود رو ازش جدا کنم ‫ولی گلوش رو خیلی محکم گرفته بود

‫برای همین ته دمش رو... بریدم

‫- و یهویی افتاد مُرد ‫- خون‌شون اسیده

‫کلم گفت آتیش‌سوزی شده

‫آره، توی اتاق قرنطینه ‫همراه هشدار، آب‌پاش‌ها هم فعال شدن

‫کاپیتان دینزدیل اول از همه رسید اونجا ‫خاموشش کرد. بعدش برانسکی رسید

‫حتماً دو تا از محفظه‌های قرنطینه باز بودن

‫و تخم‌های بندپایان باز شدن

‫- دلیل آتیش‌سوزی چی بوده؟ ‫- الان حالم بهم می‌خوره

‫ساکت

‫گفتم دلیل آتیش‌سوزی چی بوده؟

‫نمی‌دونیم

‫خب چرا محفظه‌های تخم‌ها باز بودن؟

‫- مارو ‫- نه

‫- دارم میزان خطر رو ارزیابی می‌کنم ‫- اونم به وقتش

‫فعلاً کاپیتان مُرده ‫و افسر علمیم آلوده شده

‫وقتی نمی‌تونیم ببریمش ‫چطوری جداش کنیم؟

‫بازم میگم... پروتکل‌ها خیلی واضح هستن

‫"هر خدمه‌ای که با گونه‌ی بیگانه ‫تماس پیدا کند"

‫"باید تا پایان سفر ‫در خواب انجمادی قرار بگیرد"

‫که دو هفته، سه روز ‫و شش ساعت دیگه‌ست

‫محض اطلاع شماهایی که لحظه‌شماری نمی‌کنین

‫یعنی میگی تا آخر سفر

‫با این که چسبیده به صورتش ‫منجمدش کنیم؟

‫بقیه‌ی موجودات در چه حالن؟

‫کلامیدیا، تو و چیبوزو برین باغ‌وحش

‫و مطمئن بشین بقیه‌ی موجودات ‫توی محفظه‌هاشون هستن

‫گفتم لطفاً به این اسم صدام نکن

‫من... من می‌خوام پیش برانسکی بمونم

‫شاید بتونم یه راهی برای خنثی کردن اسید ‫یا بیهوش کردن موجوده پیدا کنم تا...

‫نـه

‫ حق با "مارو"ـه

‫باید مطمئن بشیم ‫بقیه‌ی موجودات توی محفظه‌هاشون هستن

‫وگرنه اوضاع‌مون خیلی از این بدتر میشه

‫تنگ کجاست؟

‫فکر کنم توی سالن غذاخوریه

‫بهش بگو به دکتر رحیم کمک کنه ‫آقای برانسکی رو بذارن توی محفظه‌ش

‫و جسد کاپیتان رو ‫برای تدفین در فضا آماده کنن

‫- باشه ‫- مارو

‫لباس بپوش و بیا کابین فرماندهی

‫جفتشون رو پرت کنین فضا و تمومش کنین بره

‫این نظر رسمی بخش مهندسیه؟

‫اینو بهت نگفت که

‫آتیش‌سوزی سیستم‌های ناوبری ‫و رله‌های موتور رو نابود کرده

‫یعنی چی؟

‫یعنی قبلاً سفینه‌ی فضایی بودیم ‫و الان موشکیم

‫و داریم میریم سمت زمین

‫باید درستش کنین

‫آره، چشم بسته غیب گفتی

‫ولی چیزیمون نمیشه ‫مگه نه رئیس؟

‫رئیس؟

‫هی، وایسا، وایسا، وایسا ‫بذار اول اینجا رو بگردم

‫چراغ‌های صفحه‌ی کنترل سبز هستن

‫اگر چیزی آزاد شده بود، قرمز می‌شدن

‫صحیح

‫بخاطر بی‌کفایتی بوده یا خرابکاری؟

‫داری ازم می‌پرسی ‫یا داری بهم میگی؟

‫دارم میگم احتمال این دو مورد از همه بیشتره

‫مادر به‌طور مرتب سیستم رو بررسی می‌کنه ‫مهندس‌ها تاب‌آوری سیستم‌ها رو آزمایش می‌کنن

‫ولی یهویی یه آتیش ‫توی اتاق قرنطینه‌ی خالی

‫دقیقاً توی صفحه کنترلی که سیستم ناوبری ‫ و سرعت رو کنترل می‌کنه راه افتاده؟

‫عمراً

‫هنوز هیچی نمی‌دونیم ‫ممکنه بخاطر خرابی تجهیزات بوده باشه

‫باید وضعیت اضطراری سراسری اعلام کنی ‫تا بتونم تحقیقات رسمی رو شروع کنم

‫می‌دونی اگر به همه بگم یه خرابکار ‫توی سفینه‌ست، چه وحشتی راه میفته؟

‫باید با مادر مشورت کنم

‫داشتی با برانسکی می‌خوابیدی

‫- منظورت...؟ ‫- قوانین شرکت

‫رابطه‌ی عاشقانه ‫بین خدمه رو اکیداً ممنوع کرده

‫چطوری فهمیدی؟

‫من سرپرست حراست این سفینه‌م ‫همه‌چی رو می‌دونم

‫ما فقط...

‫تو هیچوقت توی فضا احساس تنهایی نمی‌کنی؟

‫حواست پرته

‫- درست نمی‌تونی قضاوت کنی ‫- یه لحظه وایسا

‫در صورتی که

‫افسر حراست باور داشته باشه ‫کاپیتان موقت

‫تمام کارهای لازم برای محافظت ‫ از این سفینه رو انجام نمیده

‫می‌تونه خودش فرماندهی رو به‌دست بگیره

‫کون لقت. این کارت شورشه

‫من مسئول سلامت و امنیت خدمه‌م هستم

‫و من مسئولم که این محموله رو ‫صحیح و سالم به زمین برسونم

‫دستورات شرکت کاملاً واضح هستن

‫چه خدمه زنده بمونن چه نمونن

‫باشه. بیا با همدیگه بریم دیدن مادر

‫تو برو با کامپیوتر صحبت کن

‫من دستوراتم رو از خود یوتانی گرفتم

‫تنها چیزی که اهمیت داره محموله‌ست ‫نه تو، نه من، نه گربه‌ی کوفتی

‫پس، وضعیت اضطراری اعلام کن ‫من میرم بخش حراست

‫یک پیروزی دیگر برای دشمنان خرد

‫یعنی چی؟

‫یعنی این حشره‌ی فضایی اثبات می‌کنه ‫آدمای باهوش چقدر می‌تونن احمق باشن

‫اونقدر باهوشن که سفینه‌هایی ‫برای سفر در فضا بسازن

‫اتم رو بشکافن و ‫ژنوم رو رمزگشایی کنن

‫ولی اونقدر احمق هستن که نمی‌فهمن ‫نباید با خودت انگل ببری خونه

‫همم

‫مرد خوبی نبود

‫ولی هیچکس حقش نیست ‫همچین بلایی سرش بیاد

‫اصلاً اینا رو می‌خوان چیکار؟

‫- ویلند-یوتانی؟ ‫- آره

‫ای فسقلی پدرسوخته

‫بخاطر قدرت. همیشه بخاطر قدرته

‫پنج شرکت بزرگ ‫همه‌چی رو کنترل می‌کنن، درسته؟

‫ولی شرکت ما می‌خواد ‫از بقیه برتر باشه

‫برای همین ما رو فرستادن ‫وحشتناک‌ترین چیزها رو جمع کنیم

‫تا بتونن باهاشون همه‌چی رو ‫دست بگیرن. فهمیدی؟

‫- درسته ‫- آره، فهمیدی؟

‫- اوه ‫- لطف کن اینو ببر. ممنون

‫بیخیال، تنگ ‫دست از سر اون دختر بیچاره بردار

‫وگرنه کاپیتان رو خبر می‌کنم

‫کاپیتان مُرده

‫آتش‌سوزی

‫آتش‌سوزی

‫آتیش! آتیش!

‫آتش‌سوزی

‫آتش‌سوزی

‫آتش‌سوزی

‫آتش‌سوزی

‫آتش‌سوزی

‫رخنه در قرنطینه

‫آتش‌سوزی

‫- قضیه چیه؟ ‫- نمی‌دونم پسر

‫رخنه در قرنطینه

‫رخنه در قرنطینه

‫هـی!

‫رخنه در قرنطینه

‫تو کی هستی؟

‫به‌زودی می‌رسیم خونه، عزیزم

‫فکر می‌کردم قراره ‫سنگ و اینا جمع کنیم

‫توی قرارداد اینطور نوشته بود ‫نوشته بود پژوهش بیولوژیکیه

‫نه

‫نه، زمین‌شناسی ‫تحقیق روی سنگ و ایناست

‫بیولوژی تحقیق روی حیواناته

‫گندش بزنن. واقعاً؟

‫مطمئنی؟

‫اینا رو از کجا می‌دونی؟

‫می‌خوای بخوریش یا نه؟

‫آره، فقط... می‌دونی... ‫دارم سبک سنگینش می‌کنم

‫می‌دونستی اگر اینو نصف کنی ‫و نصفشو برای بعداً نگه داری

‫هر نصفه‌ش تبدیل ‫به یه کیک کامل میشه؟

‫اینطوری دو تا کیک داری

‫وایسا ببینم، نه ‫نصف کیک چجوری یه کیک کامله؟

‫بعلاوه، آخرین باری که این‌کارو کردم ‫تو نصفه‌ی دیگه‌شو خوردی

‫این روش رو امتحان کرده بودم؟

‫رفیق، اگر نصف کیکم رو می‌خوای ‫خب بهم بگو

‫داره بدون استفاده از راهروها

‫- توی سفینه می‌گرده ‫- کی؟

‫باید نقشه‌های سفینه رو ببینم ‫تمام مجراها و دریچه‌ها

‫وایسا ببینم، یعنی میگی ‫کسی سفینه رو آتیش زده؟

‫تعمیرات به کجا رسید؟

‫رله‌ها قطع شدن ‫کابل‌های ارتباطی باید تعویض بشن

‫چند روز طول می‌کشه، نه چند ساعت

‫هرکی به‌گامون داده ‫دقیقاً می‌دونسته کجا رو انگشت کنه

‫وایسا ببینم رئیس، یعنی میگه ‫یکی عمداً سفینه رو خراب کرده؟

‫به هیچکس چیزی نمیگین، هیچکدوم‌تون

‫پیروی نکردن از دستور مستقیم ‫افسر حراستتون

‫در طی تحقیقات جنایی

‫منجر به از دست دادن کامل سهم‌تون میشه

‫باشه. دهنم قرصه. مشکلی نیست

‫واقعاً؟ آخه...

‫فیلم رو که دیدی ‫ممکنه کار هرکسی باشه، نه؟

‫خرابکاری رو میگم. حتی من

More Farsi Persian subtitles for Alien: Earth

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left